جنسی که عرض حال شکایت آنها به دادگستری فرانسه ارسال می‌شود هر سال بطور متوسط در حدود ۷۰۰۰ فقره است ، در حالی که بسیاری از انحرافات جنسی هرگز مورد شناسائی مقامات پلیس واقع نمی‌شوند . زیرا بسیاری از افرادی که مورد تجاوز واقع می‌شوند اعمال جنائی را در اثر احساس شرمندگی ، افشاء نمی‌کنند و یا اینکه در اثر تهدیدهای متجاوزین از افشای آن خود داری می‌نمایند . علاوه بر این ، بسیاری از افراد مجنی علیه وقتی مورد تجاوز و تعدی قرار گیرند برای حفظ آبروی خود موضوع تجاوز را به مقامات پلیس گزارش نمی‌دهند . از این گذشته ، وقتی جرائم جنسی به زنا با محارم مربوط می‌شود ، بدون تردید این نوع جرائم جنسی نیز هرگز افشا نمی‌شود . مثلاً ممکن است سالهای متمادی این اعمال خلاف و غیر قانونی میان افراد تکرار شود ، ولی هرگز زبان به رازگوئی باز ننمایند ، و اگر فرد جنایتکار در اثر ارتکاب یک جرم خطر ناک دیگر مورد تعقیب مجنی علیه قرار گیرد ، بدون اشاره به تجاوز جنسی فقط جرم خطر ناک مجرم به مراجع قضائی گزارش می‌شود . در مقابل اینها ،گاهی هم اتفاق می‌افتد که یک جرم جنسی بطور افترا آمیزی گزارش شود و ادعاهای موهوم دراین قبیل موارد ، اغلب نتایج وخیمی را برای طرف مورد تعقیب ببار آورد .
دلائل دیگری وجود دارد که ممکن است تخلفات نامشروع و جرائم جنسی هرگز به پلیس گزارش نشوند . زیرا اولاً ، امکان دارد که افراد ذینفع آگاه نباشند که تخلفی به وقوع پیوسته است . مثلاً بچه هائی که در هنگام بازی ممکن است مرتکب تجاوزات مختلفی بشوند . دومین دلیل برای قصور در گزارش جنایتها این است که طرفین ممکن است با میل شخصی ولی غیر قانونی مرتکب عمل خلاف شوند ، بطور مثال زنا با محارم و تخلفات جنسی که در بین جوانان و دختران اتفاق می‌افتد . زیرا اگر یک قربانی مورد تجاوز مایل نباشد ، امکان ندارد که طرف متخاصم مورد تعقیب قرار گیرد. (همان منبع : ۱۲۹)
علل و انگیزه‌های روسپی‌گری و انحرافات جنسی
محرومیت جنسی در تخریب بهداشت روانی و ایجاد تزلزل و اضطراب در شخصیت آدم نقش مهمی ایفا می‌کند. علل و انگیزه‌هایی که گروهی از زنان یا مردان را به روسپی‌گری و انحرافات جنسی می‌کشاند، متعدد است و ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:
۱- وابستگی شدید به مادر و فقدان روابط محبت آمیز با پدر.
۲- مهار شدن رشد مردانگی توسط مادر و برگشت به مرحله خود شیفتگی.
۳- فقر مادی و نیاز اقتصادی و نداشتن کار و اشتغال مناسب.
۴- عوامل درونی مانند تنبلی، عدم مهارت در کار، یا کم هوشی و ضعف مبانی عقلی یا کمی سطح فکر و دانش عمومی.
۵- سرکشی و عصیان و انقامجویی از پدر و مادر و شوهر یا کینه توزی نسبت به اجتماع و نظامهای تربیتی و اخلاقی.
۶- جاه طلبی و داشتن رویاهای شهرت و ثروت و قدرت و عشق به تجمل.
۷- جنون یا ” عقده” روسپی‌گری.
۸- دارا بودن منش ناثابت و کودکانه مزاجی از نظر جنسی.
۹- خشونت والدین وبدرفتاری آنان و دارا بودن خانواده‌ای از هم پاشیده و عدم توانایی به پرداختن به یک زندگی عادی.
۱۰- قرار گرفتن در معرض تجاوز جنسی در دوران کودکی.
علاوه بر موارد فوق، عوامل دیگری نیز بطور جانبی شخص را به انحرافات جنسی سوق می‌دهد که می‌توان آنها را چنین بر شمرد:
۱- سرکوبی شدید و غیر عادی میل جنسی و نیز محرومیتها و محدودیتهای اجتماعی برای ارضای نیازها.
۲- بلوغ زود رس و روبرو شدن با صحنه‌های تحریک آمیز و عدم امکان ارضای طبیعی نیازها.
۳- نداشتن شوهر و محیط خانوادگی مناسب و نیز بدی تربیت و نداشتن پدر و مادر شایسته.
۴- اختلاف سنی زوجین و عدم توجه شوهر به نیازهای جنسی زن.
۵- وجود محلهای فساد و افراد فاسد در جامعه.
۶- و بالاخره فقر، بیکاری و نداشتن درآمد ثابت.
تحلیل کارکردی روسپی‌گری
در تبیین کارکردی یک پدیده اجتماعی به آثار و نتیج آن توجه می‌شود. کارکرد گرایان مدعی آنند که هر یک از اجزاء و عوامل نظام اجتماعی کارکردی دارد که برای کلی جامعه ضروری است. به همین دلیل، در جواب این سئوال که چرا برخی از جامعه‌ها روسپی‌گری را به طور رسمی نپذیرفته یا غیر قانونی ندانسته‌اند و حتی به طور ضمنی موجودیت آن را قبول کرده، نسبت به آن بردباری به خرج می‌دهند، به تبیین کارکردی آن کمک می‌کند. بدین ترتیب به عقیده آنان روسپی‌گری نوعی نهاد اجتماعی است که برای کل نظام اجتماعی جوامعی که در قبال آن واکنش نشان نمی‌دهند ا سکونت می‌کنند، لازم به نظر می‌رسد.
کارکرد گرایان کارکردهای روسپی‌گری را به شرح زیر می‌دانند:
۱. روسپی‌گری استغنای جنسی افرادی را که قادر یا حاضر به همسرگزینی نیستند، فراهم می‌کند.
۲. روسپی‌گری استغنای جنسی موقت افرادی مانند: جهانگردان، ملوانان و دیگر کسانی را که دور از خانواده بسشر می‌برند، تامین می‌کند.
۳. روسپی‌گری برای کسانی که حاضر یا قادر نیستند نیازهای جنسی خود را از طریق مشروع دنبال کنند، شرایط نسبتا مناسبی محسوب می‌شود.( ادیبی و انصاری ۶۴:۱۳۵۸)
به طور کلی که ملاحظه می‌شود، کارکرد گرایان روسپی‌گری را فقط بر حسب نتایجی که برای کل نظام جامعه دارد مورد تحلیل قرار می‌دهند. اما باید دانست که چنین تحلیلی تنها بخشی از واقعیتهای آن را مشخص می‌کند و مسائل مهمتر دیگری از قبیل علل ساختی و تضادهایی که برای خانواده‌ها پدید می‌آورد و موجب از هم پاشیدگی خانواده‌ها می‌شود، در این دیدگاه مورد غفلت قرار می‌گیرد.
بررسی علل جرائم و انحرافات جنسی در زنان
برخی از جرائم و انحرافات اجتماعی از ویژگیهای بیولوژیک ناشی می‌شود. از این رو، نوع و کیفیت و میزان جرائم و انحرافات زنان و مردان تفاوت عمده‌ای پیدا می‌کند.
در اکثر کشورهای جهان زنان در اثر عوامل اجتماعی و فرهنگی کمتر از مردها خود را در جرائم و انحرافات آلوده می‌کنند و میزان جرائم زنان در هر محیط اجتماعی به شرایط اقتصادی- فرهنگی و اجتماعی آنها وابستگی پیدا می‌کند، و با تغییر و تحرک اجتماعی و توسعه سریع شهر نشینی، گرایش زنان در انحرافات نیز افزایش پیدا می‌کند.
گرانر( Granor) بوسیله آمار نشان می‌دهد که از میان ۲۰۹۰۷۵ نفر زن و مردی که در دادگاههای جنائی و دادگاه اطفال محاکمه شده‌اند، تعداد ۲۷۳۰۵ نفر آنها یعنی ۱۳% کل بزهکاران را زنان تشکیل می‌دهد. ولی همانطور که در پیش اشاره شد میزان جرائم زنان در کشورهای مختلف متفاوت است. مثلا در فنلاند محکومیت زنان ۶/۴% کل محکومین ات و در سوئد و ژاپن این میزان به ۳/۶% می‌رسد. در کشورهای ایالات متحده و نروژ ۳/۸% و در فرانسه ۵/۹% و بالاخره در بلژیک و پرتقال بیشتر گزارش شده مثلا در بلژیک محکومیت زنان ۵/۲۲% و پرتقال ۵/۲۴% گزارش شده است ( Granor,1964:392).
از زمانی که محققان جرم شناسی برای مطالعه مسئله جرم علاقه‌ نشان داده‌اند کوششهای زیادی برای شناخت علل جرائم و انحرافات زنان نیز بعمل آمده است. زیرا محققان جرم شناسی می‌خواهد روشن کنند که چرا زنان در مقایسه با مردها کمتر خود را در جرائم و انحرافات آلوده می‌کنند. بعضی از جرم شناسان چنین اظهار کرده‌اند که علت تفاوت جرائم مردها و زنان به موقعیتهای متفاوتی که زنان را از مردها متمایز می‌نمایند مربوط می‌گردد.
نظریه دیگری که در این زمینه بیان شده آن است که چون دختران و زنان بطور مداوم تحت مراقبتهای شدید خانوادگی و کنترلهای اجتماعی قرار دارند، بدین جهت کمتر تحت تاثیر خرده فرهنگ جرم‌زا قرار می‌گیرند. بعلاوه مامورین انتظامی و قضات کیفری دادگاهها نیز اصولا نسبت به کشف جرائم و تعقیب زنان متهم کمتر تمایل دارند. از این رو، نسبت زنان مجرم که در آمارهای کیفری گزارش می‌شود کمتر از ارقامی است که آنها واقعا مرتکب می‌شوند. گذشته از اینها، چون زنان در مقایسه با مردها از نیرو و قدرت جسمانی کمتری برخوردارند، بدین جهت امکان ندارد که آنها همانند مردها برای اجرای بعضی از تخلفات از قبیل تخریب و اعمال زور و یا اخاذی ورزیدگی داشته باشند.
رابطه انحرافات جنسی و جرائم دیگر زنان
شکی نیست که عوامل روانی نیز در جرائم و انحرافات زنان نقش مهمی بازی می‌کنند. بعبارت دیگر زنان می‌توانند در بعضی از جرائم به طریق مختلف رفتارهای ضد اجتماعی داشته باشند، مثلا رفتارهای انحرافی یا روابط نامشروع بویژه در آن مواردی که مواظبت و کنترلهای اجتماعی و خانوادگی کمتر بوده باشد، یک انحراف متداول است. اما باید توجه داشت که بین این نوع از جرائم جنسی ذکر شده و اشکال دیگر رفتارهای ضد اجتماعی زنان نیز یک رابطه مستقیم وجود دارد. مثلا زنانی که از مغازه‌ها دزدی می‌کنند و یا مشروبات الکلی استعمال می‌نمایند، اغلب در محیط خانواده نیز نافرمانی می‌کنند و یا زنانی که بیشتر اوقات خود را در خارج از خانه می‌گذرانند، بعدها به انحرافات دیگری از قبیل رابطه نامشروع کشیده می‌شوند. بنابراین، بین تخلفات جنسی و اشکال دیگر انحرافات زنان رابطه قابل ملاحظه‌ای وجود دارد.
اما جرائم دیگری وجود دارد که اکثرا به وسیله زنان به مورد اجرا گذاشته می‌شوند. مانند راه انداختن ” خانه‌های فساد” با مسموم کردن و آدم کشی برای انتقام گرفتن، و بچه کشی و سقط جنین در موارد خاص و یا کتک زدن فرزند ناتنی و … بنابراین نوع جرم بر حسب جنسیت گوناگون است و کمتر مشاهده می‌شود که زنان دست به دزدی اتومبیل بزنند و یابرای دزدی شبانه وارد خانه‌ای شوند که با تخریب همراه باشد، در صورتی که دزدی از فروشگاهها بیشتر از جرائم زنان است.
علل جرائم و انحرافات اجتماعی در زنان و دختران
مطالعه و ارزیابی نقش جرم‌زایی خانواده‌های نابسامان موجب گردیده که جرم شناسان به اهمیت آن تاکید نمایند و خانواده‌های نابسامان را در گروه جرم‌زا قرار دهند. بنا به نظر پروفسور لئوته، از هم پاشیدگی خانواده‌ها در اشخاصی که واجد خصوصیات زیر می‌باشند جرم‌زا محسوب می‌شود:
۱- در شخصیت آن افراد، استعداد جنائی و آثار خرده فرهنگ جرم‌زا وجود داشته باشد.
۲- این افراد از عوامل گوناگون ثمر بخش خانوادگی آنان را در مسیر فضائل و ملکات اخلاقی سوق دهد، و از منهیات و انحرافات باز دارد محروم مانده باشد.(کی نیا، ۷۹۷:۱۳۷۶)
گذشته از تاثیرات از هم پاشیدگی خانواده در بزهکاری زنان ، اغلب جرم شناسان ، معتقدند که اکثر زنان مختلف را نمی‌توان در الگوی معمولی به عنوان مجرم شناخت . زیرا اکثر آنان مقدار زیادی اضطراب روانی نشان می‌دهند . بعلاوه زمینه‌های تزلزل شرایط اقتصادی و ناپایداری خانوادگی در میان زنان بزهکار بیشتر از مردان است .
در تحقیقی که بوسیله ریگ انجام شده ، ضعف رابطه با پدر نشان داده شده است . این محقق ۲۵ نفر از زنان را با یک گروه از زنان که غیر بزهکار بودند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید