می‌توانست مشتری بپذیرد. روسپیان نام خود را توسط دستیاران دادستان در دفاتر ثبت می‌کردند و مکلف بودند به جای پیراهن بلند، جبه بپوشند و برخی از زنان نیز نام خود را به عنوان روسپی ثبت می‌کردند تا از مجازات قانونی کشف زنا بگریزند.
در هندوستان روسپی‌گری به طور کلی محدود به معابد بود. در هر معبد، گرهی از ” زنان مقدس” وجود داشتند که کارشان در وهله اول رقصیدن و آواز خواندن و در برابر بتها، و شاید هم سرگرم کردن بر همنان بود. در معبد ” راجه راجه” هندوستان، رسمی وجود داشت که به مرور ایام، جنبه تقدس پیدا کرد و آن رسمی بود که گاه و بی گاه، زنان متشخص، یکی از دختران خود را بدانها ” دیوه داسی” می‌گفتند، وقف پیشه روسپی‌گری معابد می‌کردند.
مسیحیان روسپی‌گری را عملی شیطانی می‌دانستند. چنآنچه” سنت اگوستین” معتقد بود که بدترین کارها نظیر هتک ناموس ناشی از آن است که روسپیان راهی برای ارضای شهوت خود پیدا نمی‌کنند. ” سن توماس آکیناس می‌گفت: ” روسپی مانند لجن دریا و فاضلاب خانه است، اگر جلوی آن را نگیری خانه را به منجلاب می‌کشاند” ( دایره المعارف آمریکانا، جلد ۲۲ صفحه ۶۷۲)
امروزه، در دنیای غرب فرصت برقراری روابط جنسی بین افراد ازدواج نکرده به طور روز افزونی در حال گسترش است. در نیمه دوم قرن بیستم دو نوع نگرش در برخورد با روسپی‌گری وجود داشته است.
۱- قانونی شدن و مشروعیت یافتن روسپی‌گری که در ارتباط با آن دولت موظف به صدور مجوز، اجرای آزمون اجباری از روسپیان، و محدود کردن روابط جنسی به مکانهای خاص است.
۲- جرم نشناختن روسپی‌گری و حذف مجازات روسپیان.
روسپی‌گری در چنین کشورهایی را می‌توان به عنوان هسته اولیه گسترش بیماریهای مقاربتی دانست. هر چند پس از جنگ جهانی دوم با اشاعه روشهای بهداشتی و استفاده از آنتی بیوتیک‌ها میزان بیماریهای آمیزشی به ویژه سیفلیس کاهش یافته. اما در سالهای اخیر شاهد افزایش برخی از انواع این نوع بیماریها هستیم. فزونی بسیار بیماریهای آمیزشی در دنیای صنعتی را می‌توان معلول عوامل چندی دانست:
۱-آزادی بیش از پیش روابط جنسی.
۲-گسترش بی رویه شهرنشینی و مهاجرت به مراکز پر جمعیت صنعتی.
۳-افزایش تحرک جغرافیایی و مسافرت.
۴-وضعیت بد اقتصادی و نداشتن حرفه و کار مشخص ( محسنی، ۱۸۰:۱۳۵۳)
روسپی کیست؟ روسپی‌گری چیست؟
روسپی و روسپی‌گری به صورتهای متعدد تعریف شده تا آنجا که می‌توان گفت به تعداد نویسندگان و محققانی که در این باره نوشته و پژوهش کرده‌اند، تعریفهای گوناگون از آن ارائه شده است.
در کتاب پیرامون روسپی‌گری در شهر تهران، روسپی چنین تعریف شده است: ” روسپی زنی است که از راه خد فروشی امرار معاش کند و جز این پیشه‌ای ندارد و تحت نظامات خاصی به این پیشه و کار خود ادامه می‌دهد”. در تعریفی دیگر چنین آمده است: ” روسپی زن یا دختری است که به خاطر پول و برای ارضای میل جنسی مرد به او تسلیم شود و در این کار از خود نه اختیار انتخاب داشته باشد و نه از نظر جنسی حظی ببرد.”
” ژان گابریل مانسینی” محقق فرانسوی نیز در تعریف فحشاء می‌گوید:” فاحشه زنی را می‌گویند که آزادانه و بی پروا در حالی که هیچگونه وسیله دیگری برای تامین زندگی ندارد به طور مداوم و مکرر با هر کس و به اولین پیشنهاد بدون رد یا انتخاب طرف، در مقابل دریافت وجه به عمل جنسی عادی تن در دهد. چون منظور اصلی و نهایی استفاده مادی است نه لذت.”
به یک تعبیر، فحشاء خرید و فروش روابط جنسی است و به عبارت دیگر، فحشاء عبارت از ایفای عمل جنسی با فرد دیگر در مقابل پرداخت پول است. روسپی ممکن است مرد یا زن باشد. ولی معمولا این عمل را به زنان نسبت می‌دهند، اما برخی اوقات مردان نیز برای مردان دیگر در نقش روسپی‌ ظاهر می‌شوند که بدان فحشاء مردانه می‌گویند. روسپیانی که امرار معاش یا تکمیل درآمدشان از راه روسپی‌گردی باشد، معمولا مایلند فعالیت جنسی را با اشخص که قادر به پرداخت پول بیشتری هستند، انجام دهند. با این همه، روسپیان بسیاری اوقات مجبور به رعایت مسائل بهداشتی، سنی و سلامتی و هم چنین ناگزیر به قبول معیارهای نژادی و قومی برای پذیرش مشتریان خود هستند.
جاذبه‌ها و خطرات روسپی‌گری
در دنیای غرب جاذبه اصلی روسپی شدن نیاز مالی است. بیشتر روسپیان به علت ناتوانی در به دست آوردن پول زیاد در مشاغل مشروع، مجبور به تغییر کار شرافتمندانه هستند. به علاوه، برخی از آنها معتاد به مواد مخدر شده، برای تامین مواد به پول نیاز زیادتری پیدا می‌کنند. گاه نیز شور و حال یک خوشگذرانی نامشروع ناشی از شب زنده داری و آزاد بودن از انظار عموم، برخی از زنان و مردان را به فحشاء سوق می‌دهد.
خطراتی که روسپیان با آن رو به رو می‌شوند، عبارتست از:
۱- احتمال دستگیری توسط پلیس.
۲- ابتلا به بیماری مقاربتی.
۳- مورد بد رفتاری قرار گرفتن توسط مشتریان.
۴- استثمار شدن به وسیله واسطه‌ها.
گذشته از این، مشروع نبودن روسپی‌گری گاه آنها را وارد دنیای تبهکاری می‌کند. در اکثر جوامع روسپیان به عنوان منفوران جامعه تلقی می‌شوند و خمین امر، بازگشت آنان را به زندگی عادی با مشکل مواجه می‌کند.
تعریف انحرافات جنسی
برای تعریف انحرافات جنسی ضابطه‌ای دقیق و جهانی در دست نیست و در این زمینه جامعه‌شناسان، زیست‌شناسان و علمای علم اخلاق با یکدیگر توافق کامل و کلی ندارند.
جامعه‌شناسان چنآنچه روشهاس لذت یا ارضای جنسی مورد قبول و تصویب جامعه نباشد، آن را انحراف جنسی می‌دانند. زیست‌شناسان در روابط جنسی فقط به تولید مثل و بقای نوع توجه دارند و هر گونه آمیزش جنسسی که در راه نیل به این هدف نباشد از نظر آنها انحراف جنسی محسوب خواهد شد. این همان بیان فروید است که می‌گفت:” هر گونه ارضای میل جنسی که هدفش از حیطه تولید مثل باشد، انحراف جنسی محسوب می‌گردد.”
از نظر اخلاقی، به هر نوع ارضای جنسی که مورد نکوهش قرار گیرد و بلافاصله احساس ندامت دست بدهد، انحراف جنسی گفته می‌شود. کسی که بر خلاف تکلیف رفتار کند و مرتکب خلاف اخلاف شود، دچار ندامت و پشیمانی می‌گردد، از عذاب وجدان یا پلیس مخفی باطنی رنج می‌برد، از خویشتن می‌گریزد، و خود را خوشبخت و سعادتمند نمی‌یابد.
طبقه‌بندی انحرافات جنسی
به طور کلی، انحرافات جنسی را می‌توان در سه دسته زیر طبقه‌بندی کرد:
۱- انحرافات جنسی که در اثر شدت یا ضعف میل یا فعالیت جسمی بروز می‌کند مانند سرد مزاجی.
۲- روابط جنسی که به علت انتخاب طرف مقابل” انحراف” نامی‌ده می‌شود مانند همجنس‌بازی یا رابطه جنسی با حیوانات.
۳- روابط جنسی عادی که تحت شرایط ضد اجتماعی صورت می‌گیرد مانند روسپی‌گری.
در عین حال، برخی از دانشمندان انحرافات جنسی را فقط به دو گروه تقسیم می‌کنند:
۱-انحراف در هدف مثل همجنس‌بازی یا روابط با حیوانات.
۲-انحراف در تشفی انگیزه مثل خود نمایی یا چشم چرانی.
میزان جرائم و انحرافات جنسی
تعیین دقیق میزان جرائم و انحرافات جنسی از اطلاعات موجود در آمارهای جنائی بسیار دشوار است . زیرا در اثر استتار بسیاری از جرائم و انحرافات جنسی ، عده کمی از انحرافاتی که از طرف مأمورین انتظامی به دادسرها و یا دادگاههای کیفری گزارش می‌شوند ، قابل شناخت می‌باشند . اما کشف این ارقام سیاه نیز ما را به مشاهده تغییراتی که در انواع جرائم جنسی در یک محیط فرهنگی معینی بوجود می آید راهنمائی نمی‌نماید ، و این شناخت برای جرم شناسان و کیفر شناسان اهمیت زیادی دارد .
متأسفانه سیستم قوانین کیفری در بیشترموارد بر مبنای مجازات مجرم بنا شده ، در حالی که به ریشه یابی و شناخت علل کمتر توجه می‌شود . علاوه بر این، بسیاری از جرائم مربوط به مجرمین یقه سفید کشف نمی‌شوند و یا آمارهای آنها منتشر نمی‌شوند . زیرا جرائم عده زیادی از مجرمین بعنوان جرائم ناشناخته باقی می ماند . به عنوان مثال رفتارهای بعضی از افراد رده های بال هرگز به مرحله محازات نمی‌رسند . مانند جرائم و انحرافات جنسی طبقات بالا و مرفه ، اشخاص وابسته به نظام سیاسی ، و سرمایه داران بزرگ و صاحبان مشاغل رده های بالا و غیره . جرم شناسی روی این جرائم با اهمیت که بنظر بعضی از جرم شناسان ،مجرمین یقه سفید و یا به اصطلاح جنایتکاران اصلی نامی‌ده می‌شوند تأکید فراوان دارد . کتله در این زمینه چنین می نویسد : شناخت ما از همه انحرافات و جنایات کامل نخواهد بود ، مگر اینکه ، این شناخت شامل ارقام سیاه هم باشد . بعلاوه کتله اضافه می‌نماید که جرم شناسی نمی‌تواند بر این فکر پافشاری کند که از روی آمارهای قضایی و آمارهای زندانیان می‌تواند به همه آسیب‌های اجتماعی احاطه داشته باشد . زیرا اگر چه بسیاری از جرائم مجرمان یقه سفید از سوی مقامات پلیش کشف و علامت گذاری می‌شوند ،ولی از سوی مقامات کیفری مورد رسیدگی واقع نشده و آنها از اعمال مجازات مصون می مانند و یا در اکثر موارد جرائم و انحرافات طبقات بالای اجتماعی از سوی مقامات پلیس گزارش نمی‌شود و بصورت ارقام سیاه باقی می مانند .
کتله اضافه می‌کند که بین جرائم شناخته شده که احکام آنها صادر شده است و تمام بزهکاریهائی که افراد در یک جامعه مرتکب می‌شوند ولی ناشناخته می مانند ، تقریباً یک رابطه ثابت وجود دارد .
اما رابطه ای که کتله از آن بحث می‌کند ، الزاماً بر طبق نوع و یا شدت جنایات از جامعه ای به جامعه دیگر فرق می‌کند . در جامعه ای که انضباط قانون حکمفرما است و سازمان پلیس و دستگاه دادگستری نفوذ ناپذیر است ، یعنی هم قوه اجرائیه و هم قوه قضائیه با نهایت صداقت و درستی و با بی طرفی کامل اداره می‌شوند و با قاتلین و جنایتکاران تقریباً یکسان برخورد می‌شود ، هرگاه فردی مرتکب جرمی‌شود ، نمی‌تواند از تعقیب بر کنار باشد و قضات کیفری هم از اعمال کیفر مجرم در هر طبقه و موقعیت خود داری نمی‌کنند .
بعضی از متخصصان جرم شناسی سعی کرده اند تا میزان جرائم را که برای پلیس شناخته شده و تحت پیگرد قانونی قرار گرفته اند مورد ارزیابی قرار دهند . بنا به نظر رادزنویز تقریباً ۱۵ درصد کل جرائم و جنایات انجام شده در انگلستان رسماً ثبت و گزارش می‌شوند . آقای جونز رقم واقعی را بالاتر از آن می داند و معتقد است که حدود ۲۵ درصد کل جرائم ظاهر و گزارش می گردند و بقیه بصورت ارقام سیاه باقی می مانند ، باعتقاد ویهنرتعداد تخلفات جنائی شناخته نشده به انضمام تخلفات گزارش نشده بین حداقل دو مرتبه و حداکثر چهار و نیم مرتبه تعداد جرائم واقعی گزارش داده شده در آمارهای جنائی تغییر می‌کند . (همان منبع :۱۲۶)
پول شولو و همکارش ژان سوزینی ، جرم شناسان فرانسوی ، در این زمینه چنین مینویسد : تعداد جرائم

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید