منابع مقاله با موضوع توسل به زور، استفاده از زور، رسول اکرم (ص)

قبل از اين دوران، تدابيري که براي تضمين صلح بين کشورها انديشيده شده بود صرفا در سطح منطقه اي و به خصوص قاره ي اروپا بودند ، لکن در کنفرانس هاي اول و دوم لاهه به ترتيب 26 و 44 کشور اروپايي آمريکايي و آسيايي14 حضور داشتند . 15
معاهداتي که در کنفرانسهاي صلح لاهه در دو تاريخ يعني سال هاي 1899 و 1907 به تصويب رسيدند حاوي مطالب مختلفي جهت ممنوعيت توسل به زور و روش هايي براي پيشگيري از آن بودند از جمله :
1- معاهده در خصوص منع توسل به زور براي دريافت مطالبات ذمه اي . ( کنوانسيون دوم لاهه سال 1907 ) 16که جزئيات اين معاهده که به معاهده پورتر معروف است.
2- معاهداتي در خصوص حل مسالمت آميز اختلافات بين المللي ( کنوانسيون هاي اول سال هاي 1899 و 1907)
3- تشکيل پايه ديوان دائمي داوري بين المللي . ( که اين امر در معاهده اول سال 1899 درج شده بود )
از جمله اقداماتي که در کنفرانسهاي لاهه صورت گرفت مطرح شدن معاهده پورتر بود که منشا آن اختلافات چند کشور اروپايي ( آلمان ، بريتانيا ، ايتاليا ) با کشور ونزوئلا در سال 1902 بود که کشورهاي اروپايي مذکور براي دريافت مطالبات ذمه اي خود اقدام به توسل به زور عليه ونزوئلا نمودند.
اين کشورها پس از دادن يک التيماتوم سه کشتي ونزوئلايي را غرق و ناحيه ي پونتروکابلو 17را بمباران کردند و مضاف بر آن سواحل اين کشور امريکاي لاتين را به محاصره خود در آوردند .18
لوئيس دراگو وزير امورخارجه آرژانتين براي محکوميت اقدامات زور مدارانه کشورهاي قدرتمند اقتصادي عليه کشورهاي مقروض نظريات خود را در يادداشتي که خطاب وزير امور خارجه امريکا ارسال داشت ارائه کرد که اين نظريات به نام دکتر دراگو موسوم شده است .
در اين دکترين توسل به زور براي دريافت مطالبات ذمهاي محکوم شده است و استقلال و تماميت ارضي کشورها در زماني که مقروض هم هستند نبايد هميشه در معرض خطر مداخله کشورهاي وام دهنده قرار داشته باشد .19 نظريه دراگو در کنفرانس لاهه با نام معاهده پورتر به تصويب رسيد اگر چه سعي بر آن بود که کشور بدهکار رجوع به داوري را رد نمايد و ديگر آن که کشور بدهکار داوري را بپذيرد ليکن از اجراي حکم داوري سرباز زند، مجاز دانسته بود20به صورت کنوانسيون لازم الاجرايي مورد تصويب قرار گيرد ليکن کشورهاي اروپايي با اين امر مخالفت ورزيدند.

گفتار سوم :جهاد در حقوق اسلامي و منع تعدي در دين مبين اسلام
هدف اصلي از جنگ مقدس مشروع و يا جهاد في سبيل الله در اسلام چيزي جز استکمال جامعهي انساني و قرب او به خداوند متعال نيست. و اين نيز جز با بسط توحيد و گسترش عدالت به عنوان عاليترين ارزشهاي انساني و الهي امکانپذير نيست. اما اين هدف کلي را مي توان با توجه به نصوص جهاد به اهداف جزيي و روشن تري تقسيم کرد براي اين منظور بايد ديد که قرآن کريم و نيز سنت معصومين عليهم السلام جهاد و پيکار مسلحانه را با چه گروه ها و جوامعي و به چه منظوري مجاز يا واجب دانسته اند.
” ريشه ي واژه ي جهاد از دو واژهي ” جَهد ” به معني مشقت و ” جُهد ” به معني ” طاقت ” آمده است “.21
ما در اسلام 2 نوع جهاد داريم :
الف : جهاد اصغر
ب : جهاد اکبر
موضوع بحث ما جهاد اصغر ميباشد که به دو نوع تقسيم مي شود :
1-جهاد با کفار
2-جهاد با منحرفان و ياغيان عليه امام عادل
جهاد و پيکار مسلحانه باچه گروه هايي مجاز است ؟
1-جهاد با تجاوزکاران و آواره کنندگان مومنان و جبهه توحيد . اولين آياتي که پس از دوران صبر و استقامت اجازه پيکار مسلحانه را به مسلمانان داده آيات، 38 تا 40 سوره حج مي باشد. در اين آيات خداوند متعال، در برابر ظلمي که بر مسلمانان رفته است و آوارگي از منزل و ديار که بر آنان تحميل گشته است و به آنان اجازه ي جهاد را داده است .
1- جنگ با مشرکان ( توبه / 36 )
2- جنگ با کافران ( توبه / 123 ؛ فرقان / 52 )
3- اهل کتاب ( توبه / 29 )
4- منافقان ( توبه / 73 )
5- اهل بغي ( حجرات / 9 )
6- جنگ با استضعانگران ( نسا/ 75 )
با مطالعه اين آيات ميتوان جهاد را به دو نوع جهاد ابتدايي و جهاد دفاعي تقسيم کرد. که در ذيل به توضيح اين دو نوع جهاد مي پردازيم .
1- جهاد دفاعي :
آن است که دشمني از کافران بر مسلمانان حمله ور شوند به گونه اي که موجوديت کيان اسلام در معرض خطر باشد يا کافران در صدد تسلط بربلاد مسلمانان باشند و بخواهند آنان را به اسارت خويش در آورند و اموالشان را بگيرند و بر آنان سلطه اقتصادي پيدا کنند در اين صورت بايد حمله و سلطه دشمن را دفع کرد اين گونه جهاد بستگي به شرايطي که در ( جهاد ابتدايي ) است ندارد و بر آزاد و بنده، مرد و زن، سالم و بيمار ، کور و لنگ و غير اينان در صورتي که به آنان نياز باشد واجب است و منوط به حضور امام و اذن او نمي باشد. همچنين به مسلماناني که مورد هجوم قرار گرفتهاند اختصاص ندارد بلکه در صورتي که مسلمانان مورد هجوم ، توان مبارزه با مهاجمان را نداشته باشند بر هر کس که از حادثه آگاه گردد واجب است و بر وجوب آن بر کساني که نزديک ترند ، تاکيد بيشتري شده است .22
2- جهاد ابتدايي:
مقصود از جهاد ابتدايي – بر خلاف ظاهر عبارت – جنگي نيست که مسلمانان آغاز کننده ي آن باشند بلکه منظور جنگي است که به دليلي غير از تهاجم فيزيکي دشمن ، تحقق مي يابد اين جنگ که در برابر دشمن خارجي انجام مي شود خود به دو شاخه کوچکتر تقسيم مي شود
1-جهاد به منظور حمايت از مستضعفان و ملت هاي تحت ستم
2-جهاد با مشرکان – کافران و اهل کتاب .
هر چند برخي از سطحي نگران و غرب باوران ” در صدد بر آمدند که
جواز جهاد ابتدايي را منکر شده و جهاد مشروع را منحصر به دفاع و قصاص قلمداد مي کنند ….. و جميع آيات قرآني راجع به جهاد را بر جهاد دفاعي تطبيق کنند و همهي جنگ هاي مسلمانان در زمان پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله را جنگ هاي دفاعي قرار دهند اما : واقع اين است که مشروعيت و جواز ابتدايي از ضروريات فقه اسلام است اين که در قرآن کريم آيه اي دال بر جواز يا وجوب جهاد ابتدايي هست يا نيست و نيز اين که آيا در زمان حيات رسول اکرم (ص) جهاد ابتدايي رخ داده است يا نه به هيچ يک از اصل مشروعيت اين قسم جهاد ضربه اي وارد نمي آورد .23
از ديدگاه اسلام جنگ بالذات نه ارزش است و نه ضد ارزش پس از اين جهت ايرادي بر جهاد ابتدايي نيست 24″ آن چه بد است تجاوز است ولي هر جنگي از طرف هر کسي تجاوز نيست . ممکن است تجاوز باشد و ممکن است جوابگويي به تجاوز باشد چون جواب تجاوز را گاهي بايد با زور داد يعني راهي غير از زور براي جواب دادن به تجاوز نيست .25 ” جنگ تهاجمي قطعا بد است و جنگ به معني ايستادگي در مقابل تهاجم قطعا خوب است و از ضروريات زندگي بشر است ؛26بنابراين پسنديده بودن جنگ دفاعي در برابر تجاوز به حق ، امري کاملا مشروع و پسنديده است . لازم به ذکر است که جنگ با دو گروه جايز نمي باشد :
1-مستأمنين
2-معاهدين
مستامنين چه کساني هستند ؟ ” اين ها اهالي دار الحرب هستند که با تقاضاي امان و پذيرش آن از سوي مسلمانان مجاز به اقامت در دار اسلام هستند .
به چه کساني مي توان امان داد ؟ از نظر بيشتر فقهاي شيعه يک فرد مسلمان مي تواند به هر فرد کافر حربي که تقاضاي امان کرده امان بدهد “.

معاهدين چه کساني هستند ؟ معاهدين اهالي دارالعهد هستند و حقوق و تکاليف آنان نيز در چارچوب قرار دادي است که بسته اند ؛ و بر اساس آن جان و اموال آن ها در امان است . معاهدين مي توانند آزادانه براي زيارت – تجارت – سفارت و غيره وارد دارالاسلام شوند و در حدود قرارداد از آزادي بهره مند خواهد بود . مدت اقامت معاهدين در دارالاسلام بستگي به مدت قرارداد دارد . همچنين ساير حقوق و تکاليف آن ها که در قرارداد قيد نشده است مطابق حقوق و تکاليف مستامن خواهد بود “.
ممنوعيت توسل به زور در اسلام :” اين تصور در ميان بسياري از مستشرقان ، حتي عده اي از متفکران شرقي وجود دارد که اسلام جنگ را به عنوان اولين حربه و ابزار پيشبرد مقاصد خود تجويز کرده است. به عبارت ديگر در اسلام توسل به زور نه تنها ممنوعيت نيست بلکه جنگ بهترين وسيله گسترش دين محسوب مي شود. براي اين که ببينيم اين ديدگاه تا چه اندازه صحيح است و اين که اسلام در خصوص اصل ” منع توسل به زور ” چه ديدگاهي دارد به آيات قرآن سنت پيامبر و اقوال و نظرات علماي اسلام مراجعه مي کنيم “.
الف – آيات قرآن
” اذن جهاد در سال دوم هجري بوده است يعني پانزده سال اول دعوت از طريق مسالمت آميز صورت ميگرفت فقط در هشت سال آخر مسئله جنگ و جهاد مطرح شد و آغاز آن با آيات زير بود :
سوره حج آيات 40-38
” در اين چند آيه که اولين آيه ها در خصوص جهاد مي باشند به هيچ وجه مسئله تحميل عقيده مطرح نيست بلکه به مسلمانان اجازه داده شده است در موارد ذيل جنگ کنند.
1- دفاع از خود
مبارزه با ظلم و ظالماني که به آن ها ظلم روا داشته اند .
مبارزه با کساني که آن ها را از خانه بيرون رانده اند .
مبارزه با کساني که حق آزادي عقيده را از آن ها سلب کرده و سعي دارند عقيده خود را به آنها تحميل کنند “.27
” اين آيات و شأن نزول آنها ، حکايت از اين امر دارد که در اسلام توسل به زور جنبهي استثنايي داشته و تنها در موارد خاصي که برشمرده شده تجويز شده است . و جنگ نه تنها براي تحميل عقيده نيست بلکه يکي از اهداف مبارزه با کساني است که سعي داشتند حق انتخاب عقيده در دين را از مردم سلبکرده آنها را به دليل پيروي از مکتب و مرامي خلاف آن چه خود داشتند شکنجه ميکردند. بنابراين خداوند اذن را براي دفاع از دين خدا صادر کرده و بدين طريق خواسته است تا از دين خود دفاع کند .28
نکتهي ديگر اين که قرآن با تاکيد بر اين موضوع که انسان ذاتا از جنگ کراهت دارد، بر خلاف بسياري از نظرات، جنگ را جزيي از طبيعت و ذات انسان تلقي نميکند و در عين حال با عقايدي که هر نوع خشونت و جنگي را نفي و مطلقا آن را رد مي کنند مخالف است و مصاديقي از آن را خير تلقي مي کنند .29
ب : سنت و روش پيامبر (ص)
” اگر به جنگ هاي پيامبر (ص) و علت بروز آن ها توجه کنيم، خواهيم ديد که همهي جنگهاي آن حضرت يا در اثر حمله و تجاوز دشمن بوده يا به واسطهي نقض عهد و خيانت مشرکين صورت گرفته است و يا براي مقابله به مثل بوده است در هيچ جاي تاريخ اسلام سراغ نداريم که پيامبر (ص) از مدينه به قصد تحميل عقيده يا وارد کردن گروهي از افراد به مسلمان شدن خارج شده باشند، تا جايي که به دستور قرآن حتي موظف شوند يا اقوام و قبايلي که تمايل به مسلمان شدن نداشتند پيمان بي طرفي امضا کنند و آنان را در عقيده خود آزاد بگذارند .30
ج : نظرات و آراء دانشمندان اسلامي
اگر چه در خصوص جهاد و ماهيت آن برخي اختلافات ميان علماي اسلام وجود دارد و برخي در هر صورت آن را يک جنگ دفاعي ميدانند31 و برخي هم اجازه توسل به زور را براي گسترش حاکميت اسلام داده اند.32
ليکن در هر دو ديدگاه اصالت به عدم توسل به زور داده شده است استفاده از زور را فقط در موارد استثنا که هيچ يک هيچ چارهاي مگر استفاده از آن وجود نداشته باشدجايز ميدانند. از نظر برخي از علماء قرآن اساسا جهاد را تشريع کرده است نه به عنوان تهاجم و تغلب بلکه به
عنوان مبارزه با تهاجم.33
بنابراين، از اين نقطه نظر توسل به زور در مقام دفاع جايز است و در هيچ وضعيت ديگر مجاز نيست ، براي مبارزه با تهاجم جايز است نه در جاي ديگر.34 با توجه به مطالعاتي که انجام شد به اين نتيجه رسيديم که تا زماني که امکان رسيدن به اهداف اسلام از طريق مسالمت آميز وجود دارد جهاد اجازه داده نشده است و در بعضي از موارد جهاد اجازه داده شده است . براي مثال
1-جنگ براي دفاع از جان
2-جنگ با شور شيان عليه حکومت اسلامي
3-براي بر طرف کردن کفر به خدا35
بر اين اساس مشخص ميشود که اسلام اولين روشي که به کار مي برد روش مسالمت آميز است و از طريق صلح جويانه در صدد احقاق حق خود بر مي آيد و اگر اين روش کارساز نبود از طريق دست بردن به شمشير و جهاد آن هم همان طور که اشاره شده است در مورد مشخص و با اهداف مشخص شده و همچنين جنگ و تهاجم در اسلام منع شده است تا زماني که به صورت مسالمت آميز با هم زندگي ميکنند و اگر زماني دولتي از اين قانون تخطي کرد اين اجازه داده شده است که در مقابل تهاجم و يا تجاوز ايستادگيکرد و از حق و حقوق اسلام و مسلمانان دفاع کرد .
شهيد مطهري در کتاب جهاد به اين مسئله اشاره کرده است که اسلام جهاد را براي چي وضع کرده است ؟
بعضي ها معتقدند که اساسا در دين نبايد جهاد وجود داشته باشد. در دين نبايد قانون جنگ وجود داشته باشد چون جنگ بد چيزيست دين بايد بر ضد جنگ باشد نه اين که خودش قانون جنگ وضع کرده باشد و ما مي دانيم که يکي از فروع دين اسلام جهاد است .
جنگ يا تجاوز از ديدگاه شهيد مطهري در کتاب جهاد : آيا جنگ مطلقا بد است ؟ حتي در مقام دفاع از يک حق و يا تهاجم و تجاوز بد است ؟ پس بايد مورد منظور جنگ را به دست آورد که براي چه منظوري و چه هدفي است يک وقت است که جنگ تهاجم است، يعني مثلا فرد يا ملتي چشم طمع به ثروت مردمي ميدوزد و با اين که تحت تاثير جاه طلبي فراوان و تفوق طلبي و برتري طلبي قرار ميگيرد و ادعا ميکند که نژاد من فوق همه نژادهاست پس بر همهي نژادهاي ديگر بايد حکومت کرد که اين هدف هدفهاي نادرست است جنگي که به خاطر تصاحب سرزميني باشد يا به خاطر تصاحب ثروت يا به خاطر تحقير مردمي باشد اين تهاجم مي شود، اين جنگ مسلما بد است .
ولي اگر جنگي براي دفع تهاجم باشد ( جنگ دفاعي )و ديگري به سرزمين ما تهاجم کرده است به مال و ثروت ما چشم دوخته است و به حريت و آزادي ما چشم دوخته اين جا دين چه ميگويد ؟ در اين جا دين مي گويد بايد بجنگيد صلح تا جايي امکان دارد که همزيستي مسالمت آميز داشته باشيم اگر به حقوق ما تجاوز شد بايد جنگيد و دفاع کرد. شهيد مطهري اين عقيده را دارد که اگر کسي بگويد ما مخالف جنگ هستيم و جنگ مطلقا بد است چه جنگي که تهاجم باشد و چه جنگي که دفاع و مبارزه با تهاجم باشد اشتباه کرده است جنگ به معني تهاجم قطعا بد است و جنگ به معني ايستادگي در مقابل تهاجم قطعا خوب است و از ضروريات زندگي بشر است .

مبحث دوم : تحول حقوق بين الملل از جنگ جهاني اول تا تصويب موافقتنامه لندن و منشور نورنبرگ
جامعه ي ملل و محدوديت توسل به زور :در طول جنگ جهاني اول و پس از آن حساسيت کشورها در خصوص منع توسل به زور و حل مسالمت آميز اختلافات افزايش يافت . نتايج ناخوشايند جنگ ، شکست اقداماتي که براي صلح صورت گرفته بود و وسع

دیدگاهتان را بنویسید