منابع مقاله درباره احزاب وابسته

است.

3-4-6- الزامات مصر پس از پيروزي در همه پرسي
فضاي همه پرسي قانون اساسي در دو سطح توده و نخبگان مصر متفاوت بود در سطح نخبگان چالش به حداکثر رسيده بود و احزاب و گروهها در دو سو ايستاده بودند يا بهتر مي توان گفت که اسلامگراها در يک سو و لائيک ها در سوي ديگر ميدان بودند ولي در سطح توده وضع اينطوري نبود مسئله اولويت دار مصر قانون اساسي نبود بلکه موضوعات عمده تري نظير وضع معيشت مردم و هويت بخشي به مصر جديد بود.
تصويب قانون اساسي مصر اولين سند حقوقي پس از انقلاب اخير مصر است که فضاي جديدي را در مصر به وجود مي آورد. با برنده شدن محمد مرسي که از گروه اسلامگراهاي مصر بودند روي اکثريت آرايي که به دست آورده بودند مانور دهند و چالش لائيک ها با اسلام گرايان با دشواري خاصي مواجه مي شود چون مخالفت با جريان اسلام گراها در اين برهه نوعي مخالفت با نظمي که به تصويب ملت رسيده است تلقي مي شود. در اين وضعيت اخوان المسلمين و طرف هاي جداشده از آن نظير حزب الوسط و جريان موسوم به سلفي نظير حزب النور يک جبهه را تشکيل مي دهند. اين وحدت از دوسوي جريان اسلام گرايي سلفي و ميانه رو هست با تهديداتي مواجه بود و با يد جريان شريعت گرا را در کنار خود حفظ مي کردند و اينکه عوامل رژيم گذشته تاکيد زيادي به وقوع تقلب داشت و همه پرسي را ناعادلانه مي خواندند.
موافقان و مخالفان قانون اساسي مصر به دو گروه تقسيم شدند گروهي با محوريت اسلام گراها و گروه ديگري با محوريت جبهه نجات، موضوع جبهه نجات عدم برگزاري همه پرسي و لغو کامل بيانيه رئيس جمهور بود جبهه نجات ملي و بقاياي رژيم سابق در يک موضع بودند و اسلام گراها مبتني بر برگزاري همه پرسي بودند که اسلامگراها موضوع خود را حفظ کردند اما جبهه نجات نتوانستند تا آخر در کنار هم بمانند و از مخالفت با اصل همه پرسي دست برداشت و اعلام کردند که به آن راي منفي مي دهند، بعضي از شخصيت هاي جبهه نجات پارا فراتر گذاشتند و همه پرسي را سالم و قابل قبول اعلام کردند جبهه نجات که مرکب از احزاب وابسته به شخصيت سرشناس مصر، حمدين صباحي، عمرو موسي و محمد البرادعي بودند و عمر و موسي و البردعي همه پرسي را قابل قبول اعلام کردند و اين بدين معني بود که نمي خواستند تمام پلهاي پشت سر خود را خراب کنند. پس از مشخص شدن نتيجه همه پرسي محمد المرسي بلافاصله مجلس مشورتي مصر را با انتخاب 90سناتور تشکيل داد و هدف آن اين بود که نمي خواست روند امور را در غياب احزابي که در مخالف او بودند رقم بزند.
پس از رئيس جمهور مهمترين رکن قدرت در مصر مجلس النواب يا مجلس نمايندگان است که در اين زمينه مخالفان مرسي تلاش ميکنند تا اسلام گراها را از به دست آوردن اکثريت کرسي هاي پارلمان محروم نمايند و از آن طرف اسلام گراها و بخصوص اخواني ها هم تلاش مي کنند که حلقه پيروزي خود را با کسب اکثريت کرسي هاي پارلمان تکميل کنند. اخوان از ماجراهاي قبل و بعد از همه پرسي آموخته است که دارا بودن را ي اکثريت نسبي کفايت نمي کند و براي اداره مصر جلب همکاري مخالفان هم نياز است.
جماعه انصار السنه المحمديه دکتر علي الله بلاشتي
اين جماعت سلفي در مصر پديد آمد و به جاهاي ديگر نفوذ کرد اساس دعوتش به توحيد خالص و سنت صحيح براي تطهير اعتقاد و دور انداختن بدعتها و خرافات قرار داد، اين جمعيت را شيخ محمد حامد الفتي و همفکرانش در سال 1345 قمري (1926) در شهر قاهره مصر تاسيس کردند و اينها گروهي هستند که انديشه وهابي را ميان جوانان مصري ترويج دادند38.

جنبش برادران مصري؛ رشد و شکل گيري سلفي گري در مصر سعيد زاهدي

دیدگاهتان را بنویسید