منابع پایان نامه درباره تفکر مثبت

پایان نامه ها و مقالات

کنيم (ناشل29، 2005، ص 3).
کتاب سازي: يکي از روش هاي هنري که مي تواند در کلاس درس هندسه مورد استفاده قرار گيرد، كتاب‌سازي است. در اين روش دانش‌آموزان مي‌توانند كتابي در مورد هر مبحث در رياضيات بسازند كه به عنوان يك ابزار ارزيابي عمل كند. براي ارزيابي دانش دانش‌ آموزان در مورد اشكال، اجازه دهيد دانش آموزان كتاب كودكان بر مبناي اشكال را بنويسند و نشان دهند. اين امر به معلمان اين امكان را مي‌دهد تا بينشي در مورد مفاهيمي كه دانش‌آموزان فرا مي‌گيرند، به دست آورند. كتاب‌سازي فرصتي براي نشان دادن دانش و همچنان لذت‌بخش بودن و خلاق بودن ارائه مي‌كند. كتاب‌سازي به دانش‌آموزان اجازه مي‌دهد تا تعاريف را به واقعيت تبديل كنند (هسکت، 2007، ص 17 و 18).
انيميشن: بائک و لاين30 (1988) انيميشن را به عنوان “فرآيند توليد يک سري قاب حاوي يک شيء يا مجموعه اي از اشياء به طوري که هر قاب متفاوت از قاب قبلي به نظر برسد به منظور نشان دادن حرکت” تعريف نموده‌اند (ص 132). گونزالس31 (1996) تعريف گسترده تري از انيميشن ارائه مي‌کند به نظر او “انيميشن ارائه‌ي مجموعه اي از تصاوير مختلف به صورت پويا و مطابق فعاليت کاربر، به گونه اي که کمک کند به کاربر براي درک تغييرات متوالي آني و گسترش يک مدل ذهني مناسب براي کار” (ص 27).
يادگيري: يادگيري به فرآيند ايجاد تغييرات نسبتاً پايدار در رفتار بالقوه فرد اطلاق ميشود که بر اثر تجربه حاصل آيد (سيف، 1387).
هوش منطقي – رياضي: هوش منطقي/ رياضي يعني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد. اين يادگيرنده‌ها به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي‌کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي‌کنند. آن‌ها همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، سؤال‌هاي زيادي مي‌پرسند و دوست دارند آزمايش کنند. اين هوش مبتني بر توانايي دست ورزي اعداد با درک نظام‌هاي منطقي است. توانايي استفاده مؤثر از اعداد و توانايي استدلال بالا از نشانه هاي هوش منطقي/رياضي است. افراد با هوش رياضي بالا در طبقه بندي، استنباط، تعميم و محاسبه قوي‌اند (پيشقدم و معافيان، 1386، ص 7).

تعاريف عملياتي:
روش اوريگامي: به منظور آموزش مفاهيم هندسي با استفاده از روش اوريگامي از کاغذهاي سفيد و رنگي به روش تازدن استفاده گرديده است. در اين شيوه ي آموزشي که با فعاليت دانش آموزان همراه مي باشد براي آموزش هر مفهوم هندسي، مفهوم مورد نظر با استفاده از روش تا زدن کاغذ آموزش داده مي شود. مثلاً براي آموزش مفهوم تقارن از تهيه شکل هاي مختلف با استفاده از کاغذ و تا زدن آن‌ها مفهوم خط تقارن براي دانش آموزان ارائه مي گردد.
انيميشن: به منظور آموزش مفاهيم هندسي در قالب دو شيوه ي آموزش هندسه به روش فراکتال با استفاده از کامپيوتر و آموزش هندسه به روش موزاييک کاري با استفاده از کامپيوتر، آموزش هاي هر گروه از دو روش آموزشي در قالب برنامه ي متحرک سازي اشکال نظير فلش آموزش داده شده است.
هندسه: مباحث هندسي مورد نظر پژوهش عبارت است از هشت مفهوم هندسي در رابطه با چهار شکل لوزي، متوازي الاضلاع، مثلث و ذوزنقه که اين مفاهيم شامل مختصات و مساحت مربوط به هر چهار شکل مي شود.
يادگيري: منظور از يادگيري عبارت است ميزان تفاوت نمرات هر دانش آموز در پس آزمون اول نسبت به پيش آزمون.
خلاقيت: نمره‌اي است كه هر فرد از طريق پاسخگويي به تعداد 60 سؤال سه گزينه اي مربوط به سنجش خلاقيت از آزمون سنجش خلاقيت تورنس به دست مي‌آورد.
هوش منطقي – رياضي: نمره‌اي است كه فرد از طريق پاسخگويي به تعداد 10 سؤال مربوط به سنجش هوش منطقي از سؤالات مربوط به تست سنجش هوش‌هاي گاردنر به دست مي‏آورد.
هوش فضايي: نمره‌اي است كه فرد از طريق پاسخگويي به تعداد 10 سؤال مربوط به سنجش هوش فضايي از سؤالات مربوط به تست سنجش هوش‌هاي گاردنر به دست مي‏آورد.

مقدمه فصل دوم:
اين فصل در بردارنده ي مباني نظري و تجربي مرتبط با موضوع پژوهش است. از اين رو، در ابتدا به واکاوي آموزش هندسه و رياضيات به طور کلي پرداخته و به بررسي مفاهيمي نظير آموزش رياضي، اهميت آموزش درس رياضي، روش‌هاي سنتي در تدريس، چالش هاي پيش روي روش هاي ياددهي-يادگيري رياضي دوره ابتدايي، رفتارشناسي رياضي، تأثير رياضيات در زندگي، اهميت تدريس هندسه در مدارس، کاربرد هندسه در زندگي، سطوح يادگيري مفاهيم هندسي، مفاهيم توپولوژيک هندسي در دوره ابتدايي، اوريگامي، اوريگامي براي آموزش و هنر، تاريخچه فراکتال، شناخت فراکتال، چگونگي ساخت انواع فراکتال، خود همانند اشکال هندسي مبتني بر فراکتال، آموزش هندسه به روش موزاييک کاري، آموزش هندسه به روش کتاب سازي، لزوم استفاده از رايانه در آموزش، تاريخچه ايجاد و استفاده از انيميشن، اهميت و کاربرد انيميشن در آموزش، کاربرد انيميشن در آموزش، ادراک بصري و هندسه، هوش هاي چندگانه، هوش منطقي-رياضي، هوش فضايي-ديداري و رابطه هوش فضايي و هندسه مي پردازيم؛ و در انتهاي فصل نيز نتايج پژوهش هاي مرتبط با پژوهش حاضر در دو بخش داخل ايران و خارج ايران را بيان مي کنيم.
آموزش رياضي:
رياضيات، علمي با مفاهيم ذهني و انتزاعي است، يعني بسياري از مفاهيم رياضي، تصوراتي از اشيا هستند که ترجمان آن ها به همان صورت ذهني در دنياي واقعي ميسر نيست. انتزاعي بودن علم
ر
ياضيات امکان احساس مفاهيمش را دشوار و در نتيجه آموزش و يادگيري آن را سخت کرده است به طوري که روش هاي آموزشي خاصي را مي طلبد. روش هاي آموزشي در ابتدا بايد حالت کاربردي داشته باشند تا دانش آموزان دوره ي ابتدايي بتوانند توانايي لازم براي درک آن ها را در خود ايجاد نمايند. با توجه به بررسي ها مي توان گفت که وابستگي شديدي بين روند هاي يادگيري و روش هاي ياددهي وجود دارد اما دقيقاً نمي توان مشخص کرد که رياضيات چگونه ياد گرفته مي شود. چون ياددهي – يادگيري يک علم نيست، معلم مي تواند روش هاي خاص خود را براي آموزش رياضيات در دوره ي ابتدايي به کار ببرد. اين روش ها بايد طوري برنامه ريزي و ابداع شوند که بتوان به وسيله ي آن ها تمام منابع دروني کودک در حال رشد را پرورش داد. به عبارت ديگر در آموزش رياضي در اين دوره، بايد از روش هايي بهره برد که توانايي ذهني – رياضي دانش آموزان را تقويت کند، باعث رشد فکر و ايده در ذهن آنان شود و در نتيجه يادگيري فعال ايجاد نمايد. شيوه ي آموزش براي رياضيات به خصوص در دوره ي ابتدايي بايد با کشاندن دانش آموز به راه کشف و شهود، آماده ساختن او به پژوهش، عادت دادن او به تفکر منطقي، تشويق او به پرسشگري و جستجو گري و با خلاق ساختن ذهن او همراه باشد و از آن جا که کاربردهاي امروزي رياضيات، از چارچوب موضوع هاي درسي اين علم (عدد و شکل هندسي) پا فراتر گذاشته است، مي توان مهارت هاي ذکر شده را با نمونه هاي جدي و آموزنده اي از کاربرد رياضيات تلفيق کرد و بعد آن ها را به دانش آموزان ياد داد (صحرايي، 1386، ص 1).
تدريس و يادگيري رياضي، فقط در انتقال مفاهيم و تعاريف به دانش آموزان خلاصه نمي شود، بلکه برنامه رياضي همچنين مسئول توسعه و تعميم مفاهيم رياضي، ايجاد انگيزه، پرورش قدرت خلاقيت، به کارگيري و ايجاد ارتباط بين آموخته هاي دانش آموزان است تا در نهايت حل مسأله به مثابه نيروي حياتي آموزش رياضي، به طور جدي در نظر گرفته شود و دانش آموزان “مسأله حل کن” تربيت شوند نه کشاني که بر اثر ناتواني مقابله با مسأله، صورت مسأله را حذف مي کنند (ياوري و همکاران، 1385، ص 714).
يادگيري فعال از طريق تجربيات، آزمون، خطا و درگير شدن مستقيم در تحقيق، بررسي و حل مسأله ايجاد مي شود که منجر به توليد و کشف دانش خواهد شد، معلم بايد ارتباطات دروني رياضي (ارتباط مفاهيم رياضي باهم) را با ارتباطات بيروني (ارتباط رياضي با ساير علوم و کاربردهاي رياضي) آن پيوند داده و اهميت شيوه هاي تفکر و استدلال را براي متعلم آشکار سازد. مهارت هاي مورد تأکيد در آموزش رياضي عبارت‌اند از: حل مسأله، استدلال و کشف، فرضيه سازي و نظريه پردازي، استفاده از ابزار و فناوري، تخمين و تقريب عددي، اندازه گيري، استفاده از نمودارها و شواهد هندسي، محاسبات عددي و عمليات ذهني، الگويابي و مدلسازي و شمارش. همچنين يادگيري، تدريس، برنامه ريزي درسي و ارزشيابي از موضوعات مهم در آموزش رياضي هستند (قاسم زاده ديبگي، 1386، ص 80).
اهميت آموزش درس رياضي:
رياضيات يکي از جذاب‌ترين نظام‌هاي فکري، محض‌ترين و ساده‌ترين صورت‌هاي هنري و چالش انگيزترين سرگرمي‌هاست. مطالعه رياضيات بسيار لذت بخش و با اهميت است. رياضيات با کمک کردن در حل مسائل رشته‌هايي چون؛ پزشکي، مديريت، اقتصاد، رايانه، فيزيک، روان شناسي، مهندسي و علوم اجتماعي فرصتي را براي ايجاد مشارکت پايدار در جامعه دارد (منزين و گلدمن، 1387، ص 13). مطالعه منظم و هدف دار درس رياضي “خصوصاً اگر در مدرسه باشد”، موجب مي‌گردد که قدرت تفکر و تعقل افراد شکوفا شده و از آنان افرادي متفکر و خلاق بار بياورد. “درس رياضيات در پرورش قواي فکري و افزايش قدرت استدلال دانش آموزان نقش اساسي داشته و در شکوفايي استعدادها و مفيد بودن آن در بالفعل نمودن توانايي‌هاي دانش آموزان و ايجاد خلاقيت و تفکر مثبت در آن‌ها موثر است” (مظفروندي، 1385).
بر اساس تفاوت‌هاي درون فردي، توانايي دانش آموزان براي يادگيري دروس مختلف متفاوت است. به اين معني که برخي درس‌ها را بهتر از دروس ديگر مي‌آموزند. در اين ميان رياضيات يکي از دروسي است که از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا موفقيت دانش آموزان در اين درس تا حدود زيادي بر سرنوشت تحصيلي آنان تأثير دارد. مشاهدات نشان مي‌دهد که بسياري از دانش آموزان در درس رياضي مشکل دارند، اين مشکل تا حدي است که برخي از دانش آموزان اقرار مي‌کنند که از اين درس مي‌ترسند و حتي براي فرار از آن به رشته هاي غير رياضي روي مي‌آورند. ضعف در رياضي و گريز از آن هميشه به خاطر بي استعدادي و يا سخت بودن رياضي نيست (کريم زاده، 1380، ص 3).
روش‌هاي سنتي در تدريس رياضي:
به طور سنتي، رياضيات، به صورت تجريدي تدريس شده است؛ يعني اول تعاريف دقيق و معرفي مفاهيم به صورت انتزاعي انجام مي گيرد، سپس سعي مي شود دانش آموزان از طريق مثال‌هاي حل شده در کتاب و تمرين هاي آخر فصل، درک بهتري از مفاهيم رياضي پيدا کرده و قدرت بيشتري در به کارگيري روش ها و الگوريتم هاي ارائه شده به دست آورند. موضوع از اين جنبه مورد توجه است که روش‌هاي سنتي تدريس رياضي با وجود تجربه ساليان متمادي نتوانسته است وظيفه خطير يادگيري و آموزش براي عموم دانش آموزان و حتي نخبگان را به نحو مطلوبي انجام دهد. در آموزش سنتي رياضيات، معلم درسي را منتقل مي کند و دانش آموز با پس دادن آن مبحث مورد ارزشيابي قرار مي گيرد. چنين دانش آموزاني را مي توان به قوطي هاي سياه کوچکي که داراي روزنه اي
براي ورود و روزنه اي براي خروج هستند، تشبيه کرد. موادي به وسيله معلم از روزنه ورودي داخل مي شود و هم او وارسي مي کند که آيا آنچه در روزنه ورودي داده شده از روزنه ديگر خارج مي شود يا نه؟ بر اين اساس معلم تفاوت بين دورندادها و بروندادها را اندازه گيري مي کند، اگر اين تفاوت زياد باشد، قوطي کوچک کارش را خوب انجام نداده است و اگر تفاوت کم باشد، قوطي کوچک پاداشي را دريافت مي کند. در اکثر موارد، معلم انتظار ندارد بيشتر از آنچه که به روزنه ورودي داده است از روزنه خروجي به دست آورد. مثلاً دانش آموز مسأله را غير از راه حلي که معلم ارائه کرده است حل کند (گلزاري، 1383، ص 2 و 3).
چالش هاي پيش روي روش هاي ياددهي – يادگيري رياضي در دوره ي ابتدايي
در کشور ما، در اکثر مدارس، روش هاي سنّتي براي ياددهي و يادگيري رياضي به کار مي روند و برخي از اين روش ها، از پايه، اشکالاتي دارند. به خصوص اگر از دوره ي ابتدايي مورد استفاده قرار گيرند که در اين صورت مي توانند در آينده مشکلات جبران ناپذيري براي دانش آموزان ايجاد نمايند، چون بخش عمده اي از وضعيت نامطلوب و مشکلات آموزش رياضي، به دوره ي ابتدايي بر مي گردد. در اين دوره از روش هاي مناسب و جديد آموزش مفاهيم رياضيات استفاده نمي شود و دانش آموزان از همان ابتدا با روش‌هاي غلط آموزش مي بينند که نتيجه ي آن درک نکردن درست مفاهيم رياضي است. مشکلاتي که اين روش ها ايجاد مي کنند شمردني نيستند. در زير به برخي از مشکلاتي که اين روش‌ها ايجاد مي کنند، اشاره مي کنيم.
– ايده هاي جديد مثل عمل ضرب، به طريقي ياد گرفته مي شوند که به سختي مي توان آن ها را رياضي گونه ناميد. در واقع اين روش ها دانش طوطي وار توليد مي کنند که تقريباً هرگز نقشي در تشکيل يک شبکه ي مفيد از ايده ها ندارند. به عنوان مثال، دانش آموزان حاصل ضرب ?? = ? × ? را به صورت “هَفَلَشتا ، پَلَنگ و شيش تا” ياد مي گيرند که اصلاً مرتبط با رياضيات نيست.
– در روش هاي سنتي، اصلاً به ويژگي‌هاي رشد ذهني دانش آموزان توجهي نمي شود در صورتي که اگر غير از اين بود، يادگيري بسيار آسان تر مي شد. در واقع در اين روش‌ها ، يک دانش آموز ابتدايي به صورت اشتباه آموزش مي بيند و به يادگيري با اين روش ها عادت مي کند. به طوري که در سال هاي بعد ترک اين روش ها آنقدر مشکل مي شود که دانش آموزان ترجيح مي دهند در يادگيري خود ا ز روش هاي ديگر استفاده نکنند.
– بيشتر روش هاي سنتي آموزش رياضي، معلم محور هستند. يعني در هنگام تدريس معلم، دانش آموزان نقش فعالي در يادگيري ندارند و فقط معلم فعاليت مي کند. در اين صورت اصلاً يادگيري عميقي اتفاق نمي افتد. بدين ترتيب دانش آموزان حتي قدرت نطقشان نيز تقويت نمي شود و از اعتماد به نفس قابل توجهي برخوردار نخواهند بود. ممکن است در بين دانش آموزان، يکي، دو نفر با ديگران متمايز بوده و بهتر عمل کنند ولي اکثر بچه ها از مشکلات بسياري در کلاس رنج مي برند.
– در روش هاي قديمي، بيشتر به نکته هاي امتحاني توجه مي شود که در اين صورت، دانش آموزان رياضيات را سطحي ياد مي گيرند و چيزي از انديشه ي رياضي باقي نمي ماند. در حال و هواي آماده شدن براي امتحان، مفاهيم و مطالب اصلي و بنياني رياضيات کنار مي روند. معلم در اين روش ها، اساسي ترين موضوع ها را، به درد نخور، مي داند و سريع، خود را به ياد دادن روش هاي حل مسائل امتحاني مي رساند. ظاهراً هم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *