منبع مقاله با موضوع انواع ارتباطات، آزمون و خطا

داراي چه وضعيتي باشد تا محصول نهايي با کيفيت مورد نظر حاصل شود. معمولاً به علت تعداد زياد پارامترهاي کنترلي و ناديده گرفتن اثرات متقابل آنها از روشهاي آزمون و خطا استفاده ميشود تا به تدريج و پس از صرف مدت زماني از توليد به وضعـيت مناسب هر يک از پارامترها آگاه شوند. لذا صنايعي مشابه صنايع ذکر شده مخصوصاً صنايع توليد کاشي و سراميک نيازمند سيستمي هستند که با صرف هزينه کم بتواند اولاً کليه پارامترهاي کنترلي را کنترل نمايد و در ضمن بتواند مسئولين توليد را براي تنظيمات اوليه هر پارامتر کنترلي کمک نمايد.

3-3-2- عوايد سيستم
در اين قسمت نيز سوالي وجود دارد و آن اين است که سيستم خبره چه عوايدي دارد؟ اين سئوال با سئوال اول در ارتباط است. ولي از آنجا که اين سئوال به دنبال دانستن ميزان بازگشت سرمايه بوده يعني با لزوم بازگشت مخصوص سرمايهء افراد، منابع، زمان و پول مورد نياز در ارتباط است از سئوال اولي عمليتر است.
عوايد سيستم ممکن است به صورت پول، افزايش کارايي و يا هر يک از مزاياي سيستمهاي خبره باشد که در قسمت 3-2 مطرح شد. همچنين يادآوري اين نکته لازم است که اگر کسي از سيستم استفاده نکند آن سيستم هيچ عايدي نخواهد داشت. از آنجا که سيستم خبره يک فنآوري نوين است پاسخ دادن به اين سئوال در مقايسه با برنامههاي کامپيوتري معمولي بسيار دشوارتر و پرمخاطرهتر است.
براي طراحي يک سيسستم خبره براي استفاده در کنترل فرآيند کاري بايستي توجه نمود که خواستهي فرد بهرهور از اين سيستم چيست؟ در صورت پاسخ دادن به اين سوال ميتوان يک سيستم مناسب طراحي نمود. سيستمي که در اين تحقيق مورد نظر واقع شده است يک سيستم خبرهي کنترل و آگاه کننده است. اين سيستم بايستي بتواند وضعيت پارامترهايي که به عنوان پارامترهاي کنترلي در سيستم کنترل آماري فرايندانتخاب شدهاند را به عنوان ورودي بگيرد و به عنوان خروجي بايستي وضعيت پارامترهاي کنترلي در محصول نهايي را به استفاده کننده بدهد. علاوه بر اين موضوع، اين سيستم بايستي قادر باشد نيازهاي ديگر کاربران را نظير کمک در تنظيمات اوليه پارامترها را نيز برآورده سازد.
براي روشن شدن مطلب در اين قسمت از يک مثال استفاده ميشود. همانطور که در قسمت2-5-1 اشاره شد اولين گام در اجراي کنترل آماري فرايندانتخاب پارامترهايي است که بايستي کنترل شوند و پس از آن تعيين حدود مجاز براي تغييرات هريک از آن ها ميباشد. فرض کنيد قرار است پارامتر A در خط توليد کنترل شود و تغييرات آن بين 8 تا 12 واحد مجاز شناخته شود. در صورتي که سيستم خبره طراحي شده باشد وآماده استفاده باشد بايد مقدار پارامتر A را به عنوان پارامتر ورودي بگيرد و با استفاده از موتور استنتاج خود در بين قوانين موجود بگردد و ميزان پارامتر B که يکي از ويژگيهاي محصول نهايي است را به عنوان خروجي اعلام کند. بر فرض، مقدار پارامتر A پس از کنترل 5/9 واحد شده است. پس عدد 5/9 به عنوان ورودي براي پارامتر A به سيستم داده ميشود و سيستم جواب ميدهد که مقدار پارامتر B، مثلاً برابر 5/2 واحد است.
البته بايد عنوان کرد اين سيستم وضعيت پارامترهاي مختلف را در يک لحظه ميتواند پردازش کند و وضعيت چند پارامتر کنترلي را به عنوان خروجي به کاربر اعلام کند. به اين ترتيب وروديهاي سيستم مي تواند بر اساس پريود زماني اندازه گيري مخصوص خود که در کنترل آماري فرايندمشخص شده است اندازه گيـري شوند و به سيسـتم در لحظه28 وارد شوند. در صورت عدم وجود تجهيزات کافي، وروديها ميتوانند پس از اندازهگيريهاي روزانه به سيستم وارد شوند. از اين سيستم خبره مي توان در موارد زير استفاده نمود:
1. ايجاد يک سيستم پشتيباني از تصميم براي شناسايي علل به وجود آورنده عيوب محصول
2. تعيين سريع اقدامات اصلاحي مورد نياز
3. کنترل همزمان پارامترهاي کنترلي در سيستم کنترل فرايند آماري
4. شبيه سازي مقادير مختلف پارامترهاي کنترلي براي تنظيم اوليه29 در هر توليد

3-3-3- ابزارهاي مورد نياز براي طراحي
پس از تعيين هدف از طراحي بايستي به مـنابع مورد نياز در طراحي نيز توجه نمود. سوالي که در اين قسمت مطرح ميشود اين است که چه ابزارهايي براي ساخت سيستم در دسترس است؟ امروزه تعداد زيادي ابزار سيستم خبره در دسترس وجود دارد که هر يک مزايا ومعايبي دارند. به دليل توسعه سريع ابزارهاي نرم افزاري معرفي يک ليست به هنگام از ابزارها کار دشواري است. به راحتي ميتوان ديد که ابزارهاي موجود هر ساله ارتقاء يافته و بعضاً در طول دو تا سه سال کاملاً بازنگري ميشوند.
اين ارتقاء فقط به ابزارهاي نرمافزاري محدود نميشود. بسياري از ابزارهاي داراي جديدترين فنآوريها که در اواسطه دهه 80 فقط بر روي ماشينهاي ليسپ 50000 دلاري کار ميکرد بعدها براي اجرا بر روي ريز کامپيوترها و ريزپردازندههاي سفارشي بازنويسي گرديد. اين موضوع باعث شد قيمت سختافزارهاي بکارگيرنده اين ابزارها بسيار کاهش يابد. بهترين راهنمايي براي انتخاب ابزار، بررسي مقالات روز و گفتگو با سازندگان سيستمهاي خبره است. البته نبايد اين نکته را فراموش نمود که در صورتي که افراد سازمان توانايي طراحي و ايجاد يک سيستم خبره را داشته باشند نياز چنداني به ابزار خاصي نيست. در اين صورت تنها نياز پس از طراحي سيستم، يک کامپيوتر خانگي به همراه يکي از نرم افزارهاي طراحي سيستم خبره نظير CLIPS، VP_EXPERT، LISP، PROLOG، EXPERT، MATLAB و ديگر نرم افزارهاي مخصوص طراحي سيستمهاي خبره است.

3-3-4- هزينه
نکتهي ديگري که بايستي به آن توجه ويژه نمود اين است که اين کار چه ميزان هزينه در بر خواهد داشت؟ هزينه ساخت يک سيستم خبره بستگي به افراد، منابع و زمان تخصيص يافته براي ساخت آن دارد. علاوه بر سخت افزار و نرمافزار لازم براي اجراي يک ابزار سيستم خبره، ممکن است هزينه قابل توجهي نيز صرف آموزش آن شود. اگر پرسنل صنعت مورد نظر در خصوص کار با يک ابزار، کم تجربه يا بيتجربه باشند، آموزش آنها پر هزينه خواهد بود. به عنوان مثال آموزش يک ابزار سيستم خبره که دربردارنده آخرين تکنولوژي است ممکن است تا پنجاه هزار تومان در هفته براي هر نفر هزينه در بر داشته باشد[36].

3-3-5- مراحل ايجاد يک سيستم خبره
سوال بعدي که تکميل کننده سوالات قبلي اين است که چگونه سيستم ايجاد خواهد شد؟ ايجاد يک سيستم خبره تا حد زيادي بستگي به تأمين منابع دارد. ولي مانند هر پروژه ديگري، ايجاد سيستم بستگي به اين دارد که فرآيند ايجاد سيستم چگونه سازماندهي و مديريت ميشود.
انتظار ميرود مديريت پروژه، موارد ذيل را تأمين نمايد. در حقيقت مديريت پروژه، يکي از موضوعات مورد نظر طراحان سيستمهاي خبره بوده است.

* برنامهريزي: فعاليت برنامه ريزي خود شامل زير فعاليت هاي زير است:
1. تعريف فعاليتها
2. تعيين اولويت فعاليتها
3. احتياجات منابع
4. اهداف شاخص مياني
5. مدت فعاليتها
6. مسئوليتها
* زمانبندي: اين فعاليت نيز خود شامل زير فعاليتهاي زير است:
1. تعيين زمانهاي شروع و پايان
2. رفع مشکل زمان بندي فعاليتهايي که اولويت يکسان دارند.
* ثبت سوابق: اين فعاليت جهت نظارت بر عملکرد پروژه انجام ميشود.
* تحليل: اين فعاليت شامل برنامههاي تحليل، زمانبنديها وفعاليتهاي ثبت شده ميشود.
* مديريت محصول: اين فعاليت براي کنترل و مديريت نسخههاي مختلف محصول در طول دوران طراحي تعريف ميشود.
* مديريت منابع: اين فعاليت نيز خود شامل زير فعاليتهاي زير است:
1. تخمين منابع مورد نياز
2. منابع در دسترس
3. تعيين مسئوليتها براي استفاده بهينه از منابع
4. تهيه و تدارک منابع بحراني براي به حداقل رساندن گلوگاهها

3-3-6- تحويل سيستم
سوال بعدي اين است که سيستم چگونه تحويل داده خواهد شد؟ با اين که استفاده از کامپيوترهاي خانگي مدرن بسيار آسان بوده و زمان تحويل را نيز کاهش ميدهد، ولي اغلب تحويل سيستم بر روي چنين کامپيوترهايي بسيار هزينهبر است. از اين گذشته، هزينه نگهداري سالانه نيز اين هزينه را به طور قابل توجهي افزايش ميدهد.
بسته به تعداد سيستمهاي خبرهاي که در صف تحويل قرار دارند، مسئله تحويل سيستمهاي ساخته شده ممکن است به يک مشکل جدي بدل شود. به همين دليل مسئله تحويل بايد در اولين مرحله ايجاد سيستم مورد نظر قرار گيرد.

3-3-7- نگهداري و تکامل سيستم
آخرين سوالي که در طراحي سيستم خبره مطرح مي شود اين است که چگونه سيستم تکامل يافته و از آن نگهداري ميشود؟ چگونه قوانين طراحي شده و تعريف شده، به روز ميشوند؟ چگونه دانش سيستم بايد ارتقا پيدا کند؟ فعاليتهاي نگهداري و تکامل يک سيستم خبره بيش از برنامههاي رايج کامپيوتري، ادامه خواهد يافت. زيرا سيستمهاي خبره مبتني بر الگوريتم نيستند، عملکرد آنها به دانش وابسته است. هر دانش جديدي که کسب شود، دانش قديمي اصلاح ميشود و عملکرد سيستم بهبود مييابد.
در يک محصول با کيفيت تجاري بايد يک روش سيستماتيک و مؤثر براي جمع آوري شکايات از کاربران وجود داشته باشد. هر چند در سيستمهاي خبره مربوط به تحقيقات، جمعآوري و رسيدگي به گزارشهاي مربوط به ايرادات و نقايص از اولويت بالايي برخوردار نيست، ولي اين موضوع در سيستمهايي با کيفيت تجاري داراي اولويت زيادي است. فقط در صورتي ميتوان بخوبي از سيستم نگهداري کرد که گزارشهاي مربوط به ايرادات جمعآوري شده باشد.
ارتقاء و غنيسازي يک سيستم خبره پس از تحويل در سيستمهاي خبره تجاري از اهميت بيشتري برخوردار است. سازندگان يک سيستم تجاري علاقهمند به کسب موفقيت هاي مالي هستند. اين به معناي شنيدن خواستههاي کاربران و به کارگيري آنها جهت بهبود سيستم است. در موقعيتهاي واقعي يک سيستم خبره تجاري ممکن است هرگز به نقطه پايان نرسد، بلکه همواره بهتر شود.

3-4- طراحي سيستم خبره
همانطور که بيان شد سيستمهاي خبره شامل دو بخش اساسي است. اولين بخش پايگاه دانش سيستم خبره و دومين بخش موتور استنتاج است. در اين قسمت به هر دوي اين موارد اشاره ميشود و روشهاي مختلف موجود در هر يک بررسي ميگردند. در ضمن نکات مورد نياز جهت طراحي سيستم خبره براي استفاده در کنترل آماري فرايندنيز بيان مي شوند.
3-4-1- طراحي پايگاه دانش
نمايش دانش در سيستمهاي خبره به دو دليل از اهميت زيادي برخوردار است. اول آنکه پوسته سيستمهاي خبره طوري طراحي ميشوند که براي روش خاصي از نمايش دانش مثل قواعد يا منطق مناسب هستند. دليل دوم اين است که روشي که سيستم خبره از طريق آن دانش را ارائه ميدهد بر روي توسعه، کارايي، سرعت و نگهداري سيستم تاثير ميگذارد.
دانش در سيستم خبره ميتواند به دو گونه طراحي شود. روش اول نمايش بر اساس قاعده30 است که در اين روش قوانـين به صورت اگر … آنگاه … نشان داده ميشوند. در اين روش دانش به مثابه مجموعهاي از دستورالعملها نمايش داده ميشود. در اين شيوه هر قانون به عنوان يک رويه براي حل يک هدف در دامنه مسئله تفسير ميشود. سيستمهاي توليدي مثالهايي از طرحهاي نمايش دانش بر اساس قاعده هستند[37]
.
روش دوم نمايـش قوانين رويکرد شيگرا31 است که در اين روش قوانين به صورت شبکههاي معاني32 و يا قالبها33 نمايش داده ميشوند.
1- شبکههاي معاني:
شبکه معاني، يکي از روشهاي قديمي نمايش هوش مصنوعي است که براي اطلاعات گزارهاي بهکار ميرود. شبکه معاني گاهي شبکه گزارهاي نيز ناميده ميشود[38]. يک گزاره، عبارتي است که يا درست و يا نادرست است و واقعيتها را بيان ميکند. به بيان رياضي يک شبکه معاني، يک گراف برچسبدار و جهتدار است. شبکههاي معاني در ابتدا به عنوان يک روش نمايش حافظه انسان و فهم زبان براي هوش مصنوعي ايجاد شده بودند. کويليان34 از اين شبکهها براي تحليل مفاهيم کلمات در جملهها استفاده کرد. از آن به بعد براي بسياري از مسائلي که با نمايش دانش ارتباط دارند از شبکههاي معاني استفاده شد[39].
از نظر گرافيکي، ساختار شبکههاي معاني را به صورت گرهها و کمانهاي متصل به آنها نشان ميدهند. گرهها اغلب نشان دهنده اشياء و يا موجوديتها هستند وکمانها، ارتباطات يا کنارهها را نشان ميدهند.کمانها يا ارتباطات در شبکههاي معاني براي بيان رابطه بين موجوديتها به کار ميروند. معمولاً از گرهها براي نمايش اشياء فيزيکي، مفاهيم و يا موقعيتها استفاده ميشود.
شبکههاي معاني گاهي شبکههاي همبسته35 يا شرکت پذير نيز ناميده ميشوند، زيرا گرهها در اين نوع شبکه به هم پيوند خورده و يا متصل شدهاند. در حقيقت، کار اصلي کويليان مدلسازي حافظه انسان به عنوان يک شبکه همبسته بود که در آن مفاهيم، همان گرهها بودند و ارتباطات، رابطه بين اين مفاهيم را تشکيل ميدادند. بر اساس اين مدل، وقتي يک گره مفهومي با خواندن کلمات موجود در يک جمله تحريک ميشد، ارتباطات اين گره با ساير گرهها نيز در يک الگوي انتشار، فعال ميشدند. اگر يکي از اين گرهها به حد کافي توسط گرههاي ديگر تحريک شود، مفهوم خود را وارد ذهن هوشـيار انسـان ميکنيد.
اثبات شده است که براي نمايش حجم وسيعي از دانش، انواع معيني از ارتباطات بسيار مفيد هستند. به جاي اينکه براي هر مسئله جديد، ارتباطات جديدي تعريف شود، مرسوم است که از همين ارتباطات متداول استفاده شود. براي اغلب مردم و نيز کارشناسان خبره درک يک شبکه نا آشنا با استفاده از انواع ارتباطات متداول آسانتر است. اگر چه شبکههاي معاني ميتوانند در امر نمايش دانش بسيار مفيد باشند، ولي با محدوديتهايي نيز مواجه هستند. از جمله اينکه هيچ گونه استانداردي براي نامگذاري روابط وجود ندارد. اين امر باعث ميشود که به سختي فهميد که شبکه، اصولاً براي چه کاري طراحي شده است و اينکه آيا شبکه با يک روش منطقي طراحي شده است يا خير. مسئله نامگذاري گرهها نيز مکمل مشکل نامگذاري ارتباطات است. از آنجا که شبکههاي معاني، براي نمايش دانش قطعي به کار ميروند يعني دانشي که ميتواند تعريف شود، بنابراين اسامي ارتباطات و گرهها بايد به دقت تعريف شوند.
مشکل ديگر افزايش انفجارآميز ترکيبات مختلف از گرهها است که بايد جستجو شوند. اين مشکل به ويژه موقعي خود نمائي ميکند که پاسخ يکي از جستجوها منفي باشد. يعني وقتي يک جستجو به نتيجه منفي ميرسد، بيشتر ارتباطات و يا همه ارتباطات موجود در يک شبکه بايد جستجو شود. تعداد ترکيبات مورد نظر براي همه گرهها، همان طور که ميتوان در مسئله فروشنده دورهگرد ديد، برابر است با فاکتوريل تعداد گرهها منهاي يک. اگر چه در همه نمايشها به اين مقدار ارتباط نياز نيست، ولي امکان افزايش انفجاري ترکيب گرهها وجود دارد. شبکههاي

دیدگاهتان را بنویسید