به گفته لانگ، برنامهریزی راهبردی عمل محوراست، متمرکز است، مداوم است، پویا است و به ارزشها و منافع دستاندرکاران توجه دارد.
ویکینسون (۱۹۷۷) اظهار کرده که یک برنامه دلایل منطقی و جزئیات چگونگی اجرا در یک کشور یا منطقه و اجرای آن در زمینههای گستردهتر اقتصادی و اجتماعی را مهیا میسازد. او همچنین اشاره کرده که برنامهریزی نه تنها مستلزم تدوین و تنظیم برنامهها و اجرای آنهاست بلکه مستلزم نظارت و بررسی نیز میباشد.
هال عنوان کرده که مهمترین جنبه برنامهریزی این است که دقیقاً در جهت آینده باشد.
۲ـ۹ـ برنامهریزی اوقات فراغت
از آنجاکه گردشگری فعالیتی تفریحی است که در اوقات فراغت به آن پرداخته میشود برنامهریزی در حوزه اوقات فراغت معمولاً تفریح وگردشگری را نیز دربر میگیرد (ویل،۱۹۹۴، اسپینگ۱۹۹۴، هال و پیچ ۱۹۹۹). بنابراین برنامهریزی گردشگری میتواند در درون زمینه گستردهتر برنامهریزی اوقات فراغت درنظر گرفته شود و چارچوب برنامهریزی گردشگری را میتوان در اوقات فراغت در نظر گرفت.
فرایند برنامهریزی اتخاذ شده در زمینه اوقات فراغت منجربه نشان دادن همان ویژگیهایی میشود که معمولاً در برنامهریزی یافت شده و اغلب ناپیوسته و انفعالی هستند. اما در برنامهریزی اوقات فراغت با توجه به این واقعیت که این فرایند ممکن است در گیر با مالکین گوناگون بخشهای دولتی و سرمایهگذاران بخش خصوصی و همچنین گروههای مختلف مصرفکننده باشد مشکل شکل پیچیدهتری به خود خواهد گرفت این بدین معنی است که فرایند برنامهریزی بسیارپیچیده است وگاهی اوقات کاربردی کردن آن دشوار می باشد.
ویل(۱۹۹۴) سه مرحله برای برنامه ریزی اوقات فراغت برشمرده است. “مرحله تقاضا” (۷۲ـ۱۹۶۰) که در پاسخ به رشد سریع جمعیت به وجود آمد. “مرحله نیاز” (۸۵ـ۱۹۷۲) که تمرکز بر نیازهای گروههای بخصوص داشت “مرحله عمل” (از اواسط ۱۹۸۵تا اواسط دهه ۹۰) که شاهد افزایش سرمایهگذاریهای خصوصی و تلاش دولت در فاصله گرفتن از برنامهریزی و تدارکات جهت گذراندن اوقات فراغت بود (مسیون، ۹۰، ص۱۱۹)
۲ـ۱۰ـ برنامهریزی گردشگری
حدوداً ۲۰ سال پیش اهداف کلیدی برنامهریزی گردشگری در روش زیر خلاصه میشد: “فراهم کردن فرصتهایی که در دسترس گردشگر قرار گیرد تا تجربههای راضیکننده و لذت بخشی را داشته باشد و همزمان مهیا کردن ابزاری جهت بهبود نحوه زندگی ساکنان در مناطق مقصد” (وال و ماتسیون (۱۹۸۲).
ویلیامز (۱۹۹۸) اخیراً چند هدف عمومی برای برنامهریزی گردشگری مطرح کرده است. او عنوان کرد که برنامهریزی گردشگری میتواند به کنترل و شکلگیری الگوهای توسعه کمک کند، منابع کمیاب را حفظ کند، چارچوبی کاری برای شناساندن و بازاریابی مقاصد ارائه کند و مکانیزمی برای تلفیق وهمبسته کردن گردشگری با سایر بخشها باشد. ویلیامز (۱۹۹۹) .(مسیون،۱۳۹۰ص۱۲۱)
۲ـ۱۱ـ اهمیت برنامهریزی جهانگردی
برای دستیابی به موفقیت در مدیریت و توسعه جهانگردی، برنامهریزی جهانگردی در تمام سطوح ضروری است. تجربه بسیاری از مناطق جهانگردی در دنیا در درازمدت نشان داده است که روش برنامهریزی شده برای توسعه جهانگردی میتواند بدون ایجاد مشکلاتی مهم فوایدی به همراه آورد و بازارهای جهانگردی رضایت بخش را حفظ کند. مکانهایی که در آنها گردشگری بدون برنامهریزی توسعه مییابد، اغلب دچار مشکلات اجتماعی و محیطی میشوند. این مسائل برای ساکنان زیانآور و برای بسیاری از جهانگردان ناخوشایند است و موجب ایجاد مشکلاتی در داد و ستد و کاهش منافع اقتصادی میشود. این مکانهای جهانگردی غیر قابل کنترل نمیتوانند به طور مؤثر با مناطق جهانگردی برنامهریزی شده رقابت کنند. آنها معمولاً با یک روش برنامهریزی شده از نو توسعه مییابند. طی این امر نیازمند زمان و سرمایهگذاری مالی بیشتری است.
جهانگردی فعالیت نسبتاً پیچیدهای است که چندین بخش جامعه و اقتصاد را در بر میگیرد این امر بدون برنامهریزی ممکن است باعث ایجاد صدمات ناخواسته و غیرمنتظرهای شود. اکنون جهانگردی فعالیت نسبتاً جدیدی در بسیاری از کشورها به شمار میرود. برخی از دولتها و اغلب بخش خصوصی در چگونگی گسترش جهانگردی به طور صحیح تجربهای ندارند یا دارای تجربه کمی هستند. در کشورهایی که جهانگردی رونق زیادی ندارد، برنامهریزی میتواند رهنمون لازم را برای توسعه آن فراهم کند. برای مناطقی که جهانگردی دارند برنامهریزی اغلب برای حیات دوباره بخشیدن به این بخش و حفظ کارایی آینده آن است. ابتدا جهانگردی باید در سطح ملی و منطقهای برنامهریزی شود. در این سطوح برنامهریزی به سیاستهای توسعه جهانگردی و طرحهای ساختاری، استاندادهای تسهیلات، عوامل سازمانی و تمام عناصر دیگر لازم برای توسعه و مدیریت جهانگردی مربوط میشود. پس در چارچوب برنامهریزی ملی و منطقهای میتوان طرحهای تفضیلی بیشتری برای جاذبههای جهانگردی، تفریحگاهها، توسعه جهانگردی شهری، روستایی و سایر اشکال توسعه جهانگردی تهیه کرد. (سازمان جهانگردی، ۱۳۷۹،ص۱۱)
۲-۱۲ـ انواع برنامهریزی جهانگردی
* برنامهریزی توسعه اقتصادی که اصولاً با ساختن و توسعه صنایع و بخشهای گوناگون سروکار دارند.
* برنامهریزی برای کاربرد زمین که درآن شیوه استفاده کردن از زمین شالودهریزی میشود و معمولاً این فرایند از طریق منطقهبندی زمین صورت میگیرد.
* برنامهریزی زیربنایی که شامل ساختن آزادراهها، فرودگاهها، تأسیسات مربوط به آب، برق، تلفن و فاضلابها میشود.
* برنامهریزی خدمات اجتماعی که در آن به مسئلههایی چون اشتغالزایی، بهداشت عمومی، آموزش و رفاه اجتماعی توجه میشود.
* برنامهریزی ایمنسازی که در اجرای چنین برنامهای به مسئلههای امنیت داخلی، کنترل جنایت، پوششدادن ریسک و تدوین مقرراتی ویژه برای جهانگردانی که به درمان اضطراری نیاز دارند توجه میشود.(گی،۱۳۸۲،ص۳۹۵)
۲-۱۳-انواع برنامهریزی جهانگردی در بخش عمومی
۲-۱۳-۱-برنامه ملی:
در برنامهریزی جهانگردی، در سطح ملی، یکی از وظیفههای اصلی برنامهریزان عبارت است از ارائه سیاستهای ملی و مدیریت این صنعت با توجه به نیازهای کشور و جامعه میزبان. سیاست جهانگردی میتواند در فرایند توسعه جهانگردی نقش حیاتی ایفا کند و همچنین شالوده آن و ارائه ساختاری برای مدیریت این سیاست، یکی از جنبههای اصلی برنامهریزی در سطح ملی یا کشوری است. کارهای مهم دیگری که در برنامهریزی ملی (سطح کشور) مورد توجه قرار میگیرد، عبارتاند از: برنامهریزی فیزیکی که در آن جذابیتهای جهانگردی شناسایی میشود و مورد توجه قرار میگیرد. تعیین مناطقی که مستعد توسعه جهانگردی هستد، افزایش خطوط حمل و نقل یا مسیرهای حمل و نقل، ارائه استانداردهایی در زمینههای مختلف بهداشت، امنیت و اشتغال و سرانجام تحقیق و تجزیه و تحلیل آمار و پیشبینی .(گی، ۱۳۸۲،ص ۳۹۸)
۲ـ۱۳ـ۲ـ برنامهریزی محلی
به طورکلی از آنجا که برنامهریزی جهانگردی به سوی یک واقعیت گام برمیدارد ولی در این فرایند سعی میشود که دولت محلی در سطوح پایینتر، در این امر دخالت کند ، یعنی دولتهای ایالتی و استانی در چنین فعالیتی شرکت میکنند و در سطوح بسیار پایینتر شهرداریها دخالت مینمایند. به هر حال یادآوری این نکته اهمیت دارد که بین سطوح مختلف دولتی، روابط بسیار نزدیکی وجود دارد. برای مثال قوانین بهداشتی و ایمنی کارکنان در سطح ملی تدوین و تصویب میشود، ولی احتمالاً مسئولیت اعمال این کنترلها به دولتهای محلی واگذار میشود.
۲ـ۱۵ـ تاریخچه گردشگری
پدیده گردشگری ریشه در حرکت و جابجایی دارد و تحرک بخش لاینفک زندگی انسانهاست. از این رو میتوان گفت که تاریخ صنعت گردشگری شاید به قدمت فعالیتهای نوع بشر است و فقط اشکال و اهداف آن متفاوت بوده است. (حیدری، ۱۳۸۹،ص۱۱)
۲ـ۱۵ـ۱ـ عهد باستان
مردم تمدنهای قبل تاریخ با انگیزه به دست آوردن غذا، دوری از خطر و نقل مکان به آب و هوای مساعد، مسافرت میکردند. با افزایش مهارت وکسب فنون نیاز انسان به زندگی بدوی و خانه به دوشی کاهش یافت و دیگر با انگیزه تجارت و معامله کالا مسافرت میکرد.
از آنجا که امپراطوریهای عهد باستان در قارههای آفریقا، آسیا و خاورمیانه ایجاد شدند زیربنای اقتصادی به وجود آمد که باعث ایجاد جاده و راههای آبی و همچنین وسایل نقلیهای برای سهولت راه شد. اولین مسافرتهای رسمی دولتی از جانب حکام مناطق مختلف بود که نمایندگان خود را به مکانهای دوردست اعزام میکردند تا جنگهای قبیلهای را اداره کنند و از شهروندان مالیات وخراج بگیرند. در دوره حکومت خانوادههای سلطنتی مصر، مسافرت با قصد تجارت و تفریح انجام میگرفت که اینگونه مسافرتها رونق زیادی یافت و درنتیجه در مسیرهای طولانی و شهرها برای پذیرایی از مسافرانی که بین قرارگاههای دولت مرکزی و مناطق خارج از قلمرو مسافرت میکردند میهمانخانههایی ساخته شد.
در دوره اوج امپراطوری آسوری مفهوم مسافرت گسترش یافت و وسایل و تشکیلاتی برای مسافرتهای ارتش ایجاد شد. جادهسازی بسیار گسترش یافت و در نقاط مختلف علامتهای خاص نصب گردید تا فواصل مشخص شوند. ایرانیان که امپراطوری آسوری را شکست دادند اقدام به توسعه سیستم راهسازی نمودند و کالسکههایی ساختند که در مسافرت و حمل و نقل به کار گرفته میشوند.
یونانیان باستان در دو مرحله باعث پیشبرد و توسعه مسافرت و جهانگردی شدند. نخست با گسترش ضرب سکه که دیگر مسافران مجبور نبودند بخاطر معاوضه کالاهای خود با کالاهای مورد نظر، آن کالاها را به مقصد مورد نظر ببرند. دوم با گسترش زبان یونانی در سراسر حوزه مدیترانه که باعث شد مسافران بتوانند به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. (گی، ۱۳۸۲،ص۲۶)
بدیهی است که در گذشته بخشی از طبقات اشرافی که فاقد مشاغل ثابت و تولیدی بودند به فعالیتهایی که برخی از انواع گذران اوقات فراغت امروزی را در برمیگیرد میپرداختند. این گروه سرگرمیها و تفریحات خاص خود را داشتند که میتوان به عنوان نمونه، مسابقات المپیک که در یونان برگذار میشد یا نبردهای سرگرم کننده گلادیاتورها و بردهها در امپراطوری رم را نام برد. تماشای چنین مراسمی که در زمان بیکاری آریستوکراتهای حاکم صورت میگرفت خود یک نوع تفریح و سرگرمی به شمار میآمد و بخش کوچکی از تفریحات آنان را تشکیل میداد.
درجوامع شرقی میتوان نمونههای روشنتری از صور بی شکل گذران اوقات فراغت و گردشگری را در میان گروههای اشرافی ردیابی کرد، مثلاً برنامههای شکار دسته جمعی درباریان که در فرهنگ نقاشی ایران چه در سنگ نوشتههای تخت جمشید یا طاق بستان و چه در هنر مینیاتور منعکس شده است خود حکایت از وجود نوعی از گردشگری تفریحی و سرگرم کننده بین طبقات اشراف را دارد. علاوه بر آن وجود عناصری نظیر دلقک، شعبدهباز و غیره در دربار سلاطین که با هنر نماییهای همراه با عملیات کمدی موجبات سرگرمی و تفریح آنان را فراهم مینمودند بیانگر این موضوع است.

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید