منبع پایان نامه ارشد درمورد ناهماهنگي، شناختي، تغيير، پيش

دهد پرهيز مي کند116.
موقعيت هاي بروز ناهماهنگي
بيشتر محققاني که ناهماهنگي شناختي را مورد بررسي قرار داده اند، به ناهماهنگي پس از تصميم اشاره کرده اند117. تعدادي از آنان نيز درباره دفاع ضد نگرشي118 و پذيرش اجباري119 و توجيه ناکافي120 توضيحاتي داده اند. اما کامل ترين فهرست از حالت هاي بروز ناهماهنگي شناختي را فستينگر و ارونسون121 در مقاله اي با عنوان “پيدايش و کاهش ناهماهنگي در بافتهاي اجتماعي” ارائه کردهاند. آنها پيدايش ناهماهنگي شناختي را در دو موقعيت مختلف فردي و اجتماعي چنين برشمرده اند:
الف) موقعيت هاي فردي
? ناهماهنگي به عنوان نتيجه تصميمات اتخاذ شده
اگر فردي از بين امکانات موجود تنها يک روش عمل را انتخاب کند، مطمئناً دچار احساس ناهماهنگي ميشود، زيرا عامل انتخابي به ندرت کاملاً مثبت است و عوامل انتخاب نشده به ندرت به طور کامل منفي هستند. نظريه ناهماهنگي، پيش بيني ميکند که به دنبال هر نوع تصميمگيري، هر فردي سعي خواهد کرد متقاعد شود که عامل انتخابي نسبت به عامل انتخاب نشده حتي جالبتر از آن است که در وهله اول فکر کرده بود.
? ناهماهنگي ناشي از ميل
اگر کسي براي دريافت پاداش، کاري انجام دهد که به نظرش غيراخلاقي ميآيد، شناخت از غيراخلاقي بودن کار با شناخت از انجام دادن آن، ناهماهنگي پيدا ميکند. يکي از طرق کاهش اين ناهماهنگي براي او تغيير نگرش نسبت به جنبه اخلاقي آن عمل، يعني متقاعد شدن او در اين مورد است که اين عمل خيلي غيراخلاقي نيست. به اين ترتيب، نظريه ناهماهنگي، پيش بيني ميکند که يک فرد، بعد از انجام يک عمل غيراخلاقي، نسبت به اين عمل نگرش اغماضآميزتر از سابق خواهد داشت. از سوي ديگر، اگر کسي در برابر ميل انجام کاري مقاومت کند نظريه ناهماهنگي پيش بيني ميکند که فرد مورد بحث، بعد از اين که در برابر ميل به انجام کار غيراخلاقي مقاومت کرد، نسبت به جنبه غيراخلاقي اين عمل نگرش دقيقتر و جديتري از سابق از خود نشان ميدهد.
ناهماهنگي ناشي از تلاش
اگر فردي در موقعيتي قرار بگيرد که براي رسيدن به هدف معين دائما تلاش کند ولي موفق نشود با ناهماهنگي مواجه خواهد شد. يکي از طرق ممکن براي کاهش ناهماهنگي اين است که در آن موقعيت چيزي پيدا کند که براي آن ارزش قائل است. به عنوان مثال جوينده بد شانس طلا ممکن است در اثر شگفت زدگي در برابر شکوه طبيعت بکر ناهماهنگي را تقليل دهد.
? ناهماهنگي ناشي از کار انجام شده
اغلب اوقات مردم در موقعيتي قرار مي گيرند که بايد وضعيت نامطلوبي را تحمل کنند. شناختي که هر کس راجع به وضعيت نامطلوب دارد، با اين تصور که بايد اين وضعيت را تحمل کند ناهماهنگ است. يکي از طرق تقليل اين ناهماهنگي براي او اين است که قبول کند موقعيت تا آن اندازه که ابتدا به نظر مي رسيد نامطلوب نيست.
ب) موقعيت هاي اجتماعي
? ناهماهنگي ناشي از تقدم غلط محيط اجتماعي
يک فرد ممکن است به يک قرار ملاقات پيش بيني نشده و بي خبر برود، در يک انجمن ثبت نام کند يا دعوتي را براي نوشيدني بپذيرد و نهايتا با افراد نامطلوبي که قبلا پيش بيني نکرده بود مواجه بشود. اگر چنين شخصي در برخورد با گروه نه وقتي تلف کرده بود و نه انرژي، در اين حالت با ناهماهنگي کمتري مواجه مي شد. ولي اگر در تعامل با اين افراد زحمت زيادي کشيده باشد، در اين صورت احساس ناهماهنگي به او دست مي دهد.
? ناهماهنگي ناشي از اختلاف با ديگران
وقتي کسي در برابر نظريه اي مخالف با نظريه خود قرار مي گيرد و اين نظريه از طرف افراد مشابه خود او ابراز مي شود، احساس ناهماهنگي مي کند. تصوري که اين فرد از افکار شخصي خود دارد با تصوري که وي درباره افراد ديگري دارد ناهماهنگ است.
? ناهماهنگي ناشي از همنوايي اجباري
موقعيت هاي فراواني وجود دارد که در آنها گروه فرد را مجبور مي کند تا به صورت بارزي بر خلاف اعتقادات خود رفتار کند. وقتي اين امر اتفاق مي افتد، فرد ناهماهنگي احساس مي کند.
? راه هاي کاهش ناهماهنگي
از آنجا که ابتلا به ناهماهنگي شناختي، چه از لحاظ روحي و چه جسمي حالت ناخوشايندي است122، فرد ميکوشد خود را از اين وضعيت نجات دهد. کريمي123 راههاي کاهش ناهماهنگي را بخوبي طبقهبندي نموده است. به گفته وي، يک راه آن است که يا تعداد و يا اهميت عناصر ناهمساز را کم کنيم. راه ديگر آن است که تعداد يا اهميت شناختهاي همساز خود را افزايش دهيم. سومين راه کاهش دادن ناهمسازي، اين است که يکي از عناصر ناهمساز را به نحوهي تغيير دهيم که با شناختهاي ديگرمان همساز شود. غالباً اين تغيير متضمن تغيير نگرش فرد است به طوري که نگرش با رفتاري که قبلاً انجام گرفته هماهنگ شود.
بطور کلي تحقيقات زيادي که در اين زمينه صورت گرفته است نشان ميدهد که ايجاد تعادل در دستگاه نامتعادل امري ساده نيست. حقيقت اين است که اغلب، تعادل حاصل نميشود. اين امر بخصوص زماني صحيح است که براي برقراري تعادل بايد نظامهاي شناختي ناخوشايند را پذيرفت124. علاوه بر اين، دانشمندان اين امر را که نظام شناختي انسان ثبات خود را در مقابل اطلاعات تازه و متناقض حفظ مي کند، مثبت ارزيابي کرده و گفته اند که در غير اين صورت در زندگي شناختي ما بي قراري حکومت مي کرد125.
پس با وجود اينکه تغيير نگرش يکي از راههاي کاهش ناهماهنگي است، معمولاً راه حل پرهزينهاي است126 و فرد اغلب راه ديگري براي نجات از ناهماهنگي شناختي بر ميگزيند. يکي از رايجترين اين راهها، گزينشگري است. فرد ميتواند در فرايند توجه به اطلاعات،
از مواجهه پيامهايي که ممکن است با برداشت او از امور ناسازگار باشد پرهيز کند. (مواجهه گزينشي) يا اينکه فقط به آن بخشي از پيام توجه نمايد که با چارچوب فکري غالب او توافق دارد. (توجه گزينشي) همچنين فرد ميتواند پيام ناسازگار را بگونهاي نادرست درک کند تا آن را با نظر خود درباره واقعيت تطبيق دهد. (درک گزينشي) در نهايت نيز اگر باز هم پيام مخالف به او برسد، تضميني براي تغيير نگرش نيست. چرا که ممکن است او فقط نکاتي را به خاطر بسپارد که با چارچوب فکري غالب او همخواني دارد. (نگهداشت گزينشي)127
ابلسون، روانشناس اجتماعي، تعبير ديگري از درک گزينشي دارد. او مينويسد: وقتي فرد نميتواند نگرش يا رفتار خود را تغيير دهد واقعيت را مجدداً طوري تفسير ميکند که از ناهماهنگي خود بياطلاع بماند128. در همين زمينه، برخي نيز معتقدند که نظام شناختي انسان با ايجاد بخش جديدي به نام “استثنا” خود را از تغييرات کلي حفظ ميکند129.
راه ديگر براي کاهش ناهماهنگي حاصل از دريافت اطلاعات جديد، زيرسئوال بردن اعتبار منبع اطلاعات است130. باور دارند که اگر نتوانيم اطلاعات را بد تفسير کنيم به اعتبار ارتباطگر حمله ميکنيم. همچنين ميتوان اعتبار خود اطلاعات را با ترديد مواجه نمود. بدين ترتيب که فرد ميتواند خود را متقاعد کند که اطلاعات يا دلايل موجود خيلي هم مهم نيست131.
راه هايي که تاکنون عنوان شد، همگي راههاي فردي کاهش ناهماهنگي است. فستينگر و ارونسون132 معتقدند که تعامل با افراد ديگر و شرکت در گروه هاي مختلف نيز ممکن است به عنوان يک وسيله بسيار موثر براي تقليل ناهماهنگي حاصل به هر طريقي مورد استفاده قرار بگيرند.
به گفته آنان، بطور کلي در اين زمينه دو فرايند امکان پذير است:
– فرد مي تواند ناهماهنگي را با برخورداري از تائيد افرادي که به معتقدات او ايمان دارند، تقليل دهد.
– چنين شخصي مي تواند با متقاعد کردن ديگران به اينکه آنان هم بايد به آنچه او مي خواهد ايمان داشته باشند، ناهماهنگي را تقليل دهد.
البته بايد توجه نمود که شخص مي تواند اين دو روش را همزمان بکار گيرد.
? کاربرد نظريه ناهماهنگي شناختي در تبليغات
همانطور که فستينگر و ارونسون (????: ???) گفته اند، هر چند که نظريه ناهماهنگي شناختي، اساسا تئوري بسيار ساده اي است، اما مي تواند مبناي پيش بيني بسياري از رفتارهاي انساني قرار گيرد.
رايج ترين کاربرد اين نظريه در تبليغات، همسو نشان دادن کالا يا خدمات مورد تبليغ با شناخت هاي پيشين مخاطب و اجتناب از دادن اطلاعاتي است که مخاطب را دچار ناهماهنگي نمايد. به عنوان نمونه، در حوزه سياست، تحقيقات مربوط به انتخاب رئيس جمهوري، محققان نشان دادند که انتخاب يک کانديدا از ميان چند کانديدا بدين صورت است که راي دهندگان به کسي راي مي دهند که نگرش او در مورد مسائل مختلف به نگرش خود آنها نزديک باشد. به عبارت ديگر، راي دادن يک راي دهنده بستگي به عوامل زير دارد:
? نگرش او نسبت به مسائل مختلف
? نگرش او نسبت به يک کانديدا
? نگرش يک کانديدا نسبت به مسائل مختلف
همين طور در حوزه بازاريابي، محققان چگونگي واکنش مصرف کنندگان را در مقابل کالاهاي با قيمت ارزان بررسي کرده اند. هر چند متخصصان بازاريابي غالبا تصور مي کنند که اين ارزاني قيمت اغوا کننده است. اما نظريه ناهماهنگي شناختي پيش بيني مي کند که مردم وقتي يک کالا را بيشتر تاييد مي کنند که پول بيشتري براي آن پرداخت کرده باشند.
صاحب نظران اين حوزه همچنين در تحقيقات خود در مورد الکليسم به اين نتيجه رسيده اند که براي بسياري از مردمان الکل ممکن است راهي براي کاهش تنش ناراحت کننده و اجتناب ورزيدن از درک تناقض موجود بين رفتار و گفتارشان باشد133.
در همين راستا نويسنده کتاب روان شناسي تبليغات تجاري134 يادآور ميشود که بعيد است که تبليغ کنندگان استطاعت آنرا داشته باشند که در فراگرد تلاش دراز مدت براي تغيير نگرشهاي تثبيت شده، آن هم از طريق رويارويي مستقيم، درگير شوند. معمولاً آنان به دنبال رويکردي هستند که به لحاظ تناسب دقيق با باورهاي موجود، بلافاصله پذيرفته شود. وي در اين زمينه به ذکر يک مثال در زمينه تبليغات تجاري ميپردازد و مينويسد: قبل از اختراع مواد شوينده هرگاه ظروف را در آب صابون ظرفشويي ميشستيم، با نگاه به ميزان کف صابون بالاي آب ميفهميديم که چه موقع بايد صابون اضافه کنيم. مواد شوينده مورد استفاده در ماشينهاي ظرفشويي، در اصل فاقد کف هستند ولي سازندگان آنها در نهايت مجبور شدند مواد کفزا به آن اضافه کنند تا مورد قبول واقع شوند. اگر محصولات جديد با آنچه از پيش در ذهن ما جا گرفته است، جور در آيند و يا حداقل با آن تصادم نکنند، از احتمال اينکه تبليغ کننده آنها با مقاومت گستردهاي در برابر پذيرش اين نوآوريها روبرو شود کاسته ميشود. در غير اين صورت اين احتمال وجود دارد که قبل از نيل به پذيرش گسترده محصول نو _البته اگر روي دهد_ نبردي طولاني، سخت و بسيار پرهزينه پيش رو باشد. مواد شوينده مورد استفاده در ماشينهاي ظرفشويي، به عنوان يک محصول جديد، در اصل با چيزي برخورد کرد که از قبل در ذهن ما پابرجا شده بود. براي آنکه يک محصول مورد پذيرش قرار گيرد، ميتوان آن را با انتظارات يا باورهاي موجود مصرف کنندگان سازگار کرد.
اين امر نه تنها فروش کالاها بلکه در زمينه تبليغات سياسي و نظامي نيز کاربرد دارد. چنانکه مولت و وير (????) در جريان تحقيقي در زمينه تبليغات استخدامي نظامي و در بررسي اثربخشي تبليغ در اقناع زنان ب
راي توجه به اشتغال در ارتش، اين فرض را مطرح نمودند که آگهي هاي استخدامي طراحي شده براي جذب زنان، بايد بر ديدگاه هاي شخصي تر، تعاوني تر و نوع دوستانه تر تمرکز کنند. براي نمونه‏، انتظار مي رود که تصوير زن در موقعيتهاي خانوادگي، هماهنگي بيشتري و درنتيجه جاذبه بيشتري براي زنان داشته باشد. فرض اين دو محقق بر نظريه همخواني ازگود و نقش هاي جنسيتي گافمن استوار شده بود. آنان همچنين در نظر گرفتند که همخواني دروني شخص مي تواند بر اثربخشي تبليغ تاثير مثبتي داشته باشد. در اين مورد، “درک شخصي” تصويري است که يک فرد در مورد خودش مي سازد و “همخواني شخصي” اينست که چگونه جاذبه هاي تبليغ با درک شخصي هماهنگ مي شود.
همچنين تحقيق ديگري135 بر اساس دادههاي يک پيمايش در مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري ???? آمريکا، نشان داد که وابستگي حزبي يک عامل معنادار در درک منفي بودن يا صادقانه بودن آگهيهاي سياسي است. بدين معني که مردم به آگهيهاي سياسي به گونهاي هماهنگ با وابستگي حزبيشان واکنش نشان ميدهند. به عنوان نمونه محققان دريافتند که دموکراتها بيش از جمهوري خواهان آگهيهايي که به جان کري136 حمله ميکردند را منفي دريافته بودند و آنها را کمتر صادقانه دانسته بودند. آنها در تفسير اين دادهها با اشاره به نظريه ناهماهنگي شناختي فستينگر توضيح ميدهند که مردم گرايش دارند که از پيامهاي تهديدآميز به منظور جلوگيري از ناهماهنگي شناختي پرهيز کنند.
راه ديگر استفاده از نظريه ناهماهنگي شناختي فستينگر، کاربرد الگوي حمايت ضد نگرشي است. اين الگو که به “مشارکت فعال” نيز شهرت دارد، کار اصلي نمادسازي را به مخاطب يا مخاطبان پيام هاي اقناعي ميسپارد. وظيفه عمده اقناع کننده، ترغيب مخاطبان به تهيه و عرضه عمومي پيامي مغاير با عقيده شان است. بدين ترتيب اين الگو به نوعي وارد کردن مخاطب در فرايند خوداقناعي است137.
اين الگو تحت شرايط خاصي موثر واقع مي شود. يکي از اين شرايط که بحث زيادي برانگيخته است، اين است که آيا بايد براي مردمي که از مواضعي مغاير با عقيده شان دفاع مي کنند پاداشي ناچيز يا سخاوتمندانه در نظر گرفت؟ نظريه پردازان ناهماهنگي شناختي رابطه اي منفي ميان اين دو متغير برقرار نموده اند. بدين معني که آنها معتقدند که هرچه توجيه کمتر باشد، تغيير نگرش بيشتر است. اين نظريه پردازان استدلال مي کنند که آگاهي از درگيري در حمايت از نگرش مخالف، با شناخت هاي ديگر سازگاري ندارد. نظريه خود ادراکي “بم” نيز با بررسي همين رابطه منفي، استدلال مي کند که وقتي توجيه محکم براي حمايت از نگرش مخالف، موجود است، احتمال دارد افراد نتيجه گيري کنند که رفتارهاي آنان نشانگر کوشش هايي است براي درخواست تقويت (پاداش) از محيط و نه بيان نگرشهاي واقعي آنان138.
نظريه ادراک از خود، داريل بم، به گفته بدار و همکارانش139 بطور کلي ناظر بر اين مطلب است که ما با همان شيوهاي که ديگران را مشاهده ميکنيم، خودمان را نيز مورد مشاهده قرار ميدهيم. اگر موقعيت (علت بيروني) اجازه ندهد که رفتار خود را تبيين کنيم، آن را به يک علت دروني نسبت خواهيم داد. همين نتيجه گيري در مورد آزمودنيهايي که مورد آزمايش ضد نگرشي قرار ميگيرند نيز صدق ميکند. چون نميتوانند براي تبيين علت رفتارهاي خود علت بيروني پيدا کنند، طبيعتاً به اين نتيجه ميرسند که علت رفتار در وجود خود آنهاست. آنها خود را مشاهده و نتيجه گيري ميکنند.
بنابراين هرچند که دو نظريه خود ادراکي و ناهماهنگي شناختي در مورد

دیدگاهتان را بنویسید