جهاني شناخته ميشود. هدف اوليه تشکيل بانک جهاني بازسازي اروپاي پس از جنگ جهاني دوم بود اما اکنون بيشتر وظايف آن به سوي کمکرساني به کشورهاي در حال توسعه متمايل شده است(Mayhew,1997:447).
نگاه بانک جهاني با تأکيد بر کيفيت زندگي، کاهش فقر و پايداري محيطي و افزايش انباشت اقتصادي در شهر همراه بوده است که در اين ميان سکونتگاههاي غيررسمي جايگاه ويژهاي در برنامههاي آن داشته است. در حقيقت در حال حاضر در ميان موسسات بينالمللي مرتبط با مسکن، بيشترين اثرگذاري را بانک جهاني داشته است که آن نيز به دليل منابع مالي و وامهايي است که براي طرحهاي شهري و مسکن در اختيار کشورهاي در حال توسعه مي گذارد(Pugh,2000:327-329).
در حال حاضر چهار فعاليت اصلي در برنامه بانک جهاني در نوسازي برنامه حمايت شهري در سرتاسر جهان دنبال ميشود(UN-HABITAT,2003:137):
* شکل دادن راهبردهاي شهري ملي
* حمايت از راهبردهاي توسعه شهري
* گسترش کمک به ظرفيتسازي
* تعميم و گسترش نوآوريهايي در ارتقابخشي و بهسازي خدمات فقرا و محلههاي فقيرنشين
از نظر بانک جهاني سياست منسجم، بخشي از توسعه شهري جامعتر به شمار ميرود که به موارد زير متمرکز است:
* آزادسازي اقتصادي
* خصوصي سازي و مشارکت خصوصي- عمومي
* تمرکززدايي در مديريت شهري
* تأمين مالي
* راهبردهاي توانمندسازي
پاو در مجموع فعاليت بانک جهاني را به سه مقطع تقسيم ميکند(Pugh,2000:327):
الف: 1982-1972
ب: 1993- 1983
ج: پس از 1993
در جدول زير ويژگي هاي هر يک از اين دورههاي فعاليت بيان شده است:
جدول2-5- دورههاي زماني و فعاليتهاي مرتبط بانک جهاني در سکونتگاههاي غيررسمي
دوره فعاليت
برنامهها
اصول طرح
نتايج
1982-1972
طرحهاي مکان – خدمات
طرحهاي بهسازي
* توانايي خريد
* بازگشت هزينه
* تکرارپذيري
نتايج اين طرحها چندان با موفقيت همراه نبود.
1993- 1983
اصلاح نهادي و حمايت
هدايت کردن سرمايه به سوي نظام تأمين مالي مسکن
مناسب براي کشورها با درآمد بالا و متوسط
پس از 1993
اصلاحات نهادي و توسعه گستردهتر و عميقتر
اصلاح خطمشي موجود بر اساس يک برنامه هفت قسمتي:
* توسعه بيشتر نظامهاي تأمين مالي
* توجه بيشتر به ناکافي بودن و کاستيهاي زيرساختها
* اصلاح مديريت زمين و سياست زمين بويژه در زمان توسعه بسيار کند
* مديريت بهينه در زمينه مسکن کمدرآمدها بوسيله بازرسيها، حسابرسيها و نظم بخشي
* تحت نظارت قرار دادن کارآيي رقابتي صنعت ساختمان
* يارانههاي هدفمند براي فقرا
* توجه بيشتر به اصلاح نهادي لازم
مأخذ: نگارنده(برگرفته از Pugh,2000:327)
در مجموع استراتژي شهري جديد بانک جهاني بر اين تفکر استوار بود که شهرها بايد از چهار جنبه کارکردي و پايدار باشند؛ به اين مفهوم که زيست پذير باشند، رقابتي باشند، مديريت و حکمروايي خوب داشته باشند و از نظر مالي پايدار باشند. از نظر بانک جهاني براي رسيدن به اين اهداف نياز است که اقدامات زير مورد توجه قرار گيرد (UN-HABITAT,2003:137):
* اصلاح رويهاي که در آن موسسات اهداکننده يارانهها را پرداخت ميکنند.
* حمايت اصلاح نهادي
* توسعه مشارکت با نهادهاي غيررسمي
* اصلاح سازوکارهاي تأمين مالي مسکن و حمايت از خرده صندوقهاي مالي
* ايجاد تأمين حق سکونت در سکونتگاههاي غيررسمي
2-8-2- هبيتات(UN-HABITAT)
هبيتات (به مفهوم زيست بوم) نام مرکز و دفتري بود که از سوي سازمان ملل متحد براي سکونتگاههاي انساني تشکيل شد. در پي کنفرانس بين المللي 1976 در ونکوور کانادا که براي بررسي مشکلات شهرنشيني سريع در جهان برپا شد، رهنمودهايي ارائه شد که از آن جمله تشکيل مرکزي از سوي سازمان ملل براي سکونتگاههاي انساني بود که در پي آن در سال 1978 دفتر هبيتات در چارچوب سازمان ملل متحد تشکيل شد. هدف آن تسهيل تبادل جهاني اطلاعات در زمينه سرپناه، مسکن و توسعه پايدار سکونتگاههاي انساني و ارائه توصيههاي سياسي و تکنيکي بود23.
در سال 1997 در پاسخ دهي به نياز زمان، ساختار سازماني هبيتات اصلاح شد که مي توان آن را به شکلي احياي هبيتات ناميد. از آن جمله به اقدام اصلي تشکيل دفتر خدمات نظارت داخلي هبيتات(OIOS24) و بازنگري در برخي اهداف دستور کار هبيتات و اعلام اهداف هزاره مي توان اشاره کرد.
در مجموع ديدگاه راهبردي هبيتات بر اين استوار است که کاهش فقر شهري با درک شرايط و روندهاي موجود امکانپذير است و با اصول و هنجارهايي مانند بهبود زندگي ساکنان محلههاي فقيرنشين، دسترسي به آب و دفع فاضلاب بهداشتي، دربرگيرندگي و شموليت25 اجتماعي، حمايت اجتماعي و حقوق بشر رسيدن به اين راهبرد امکان پذير است. از ديدگاه هبيتات عناصر دستيابي به اين ديدگاه راهبردي به قرار زير است:
* مديريت مبتني بر دانش و اطلاعرساني براي درک جهاني بيشتر از توسعه شهري رو فقر.
* توصيه هنجارها براي ترويج برنامه جهاني شهرنشيني پايدار و کاهش فقر.
* همکاري فنشناختي
* تأمين مالي ابتکاري
* شراکت راهبردي
در مجموع هبيتات براي دستيابي به اهداف پيشگفته و کاهش فقر و اثرات آن بر اجتماعات انساني بر پنج هدف تأکيد مي کند(UN-HABITAT,2003:138):
* تأمين سرپناه مناسب براي همه
* ايجاد سکونتگاههاي انساني پايدار
* توانمندسازي و مشارکت
* تأمين مالي سکونتگاهها و مسکن
* لحاظ کردن جنبههاي جنسيتي در برنامهها و سياستها و قوانين
در راستاي رسيدن به اين اهداف نيز گزارش اجرايي (2001) هبيتات نيز بر نکات زير تأکيد دارد:
* نقش اساسي دولتها در بهبود شرايط گروههاي آسيبپذير
* نقش راهبردي تأمين حق سکونت
* اهميت کليدي سياستهاي توانمندسازي و توسعه اجتماع محلي و مشارکت
* نياز به يارانههاي هدفدار و شفاف
* پيوند ميان پايداري و ايجاد درآمد
برخلاف بانک جهاني، هبيتات از منابع درآمدي محروم بوده و از اين نظر تأثيرگذاري عملي کمتري داشته است. از اينروست که روبرت نوويرث اشاره ميکند “عليرغم تجربههاي خوب و پژوهشهاي ارزنده، تلاشهاي هبيتات کمتر به تحول عميق در سکونتگاههاي غيررسمي کشورهاي در حال توسعه انجاميده است. چنانکه يکي از دستاندرکاران هبيتات خود اذعان ميکند که گروههاي محلي به ما نياز ندارند؛ در عمل آنها از هبيتات تنها مانند ابزاري براي فشار بر دولتهايشان بهره ميگيرند و در عمل به علت نبود منابع مالي به هبيتات نيازي ندارند(Neuwirth,2006:249).
در کنار هبيتات برخي نهادهاي ترويجي با شراکت هبيتات و ساير سازمانها شکل گرفتهاند که نقش درخوري را در ترويج سياستهاي شهري اين نهاد ايفا ميکنند. از آن جمله، ائتلاف شهرها26، از سال 1999 از سوي هبيتات و بانک جهاني راهاندازي شده است. اين مرکز که با شعار “شهرهاي بدون زاغه” بنا گذاشته شده، دو اقدام کليدي عملي را پيگيري ميکند(UN-HABITAT,2003:140):
* راهبرد توسعه شهري(CDS)
* ارتقابخشي محلههاي فقيرنشين براي حداقل 100 ميليون ساکن تا 2020
اين نهاد به دنبال ترويج تجارب ارزنده در سراسر جهان گامهاي موثري برداشته که از آن جمله در ايران، همکاري مشترک با وزارت مسکن و شهرسازي در راهاندازي طرحهاي راهبردي شهرها (CDS) است.
2-8-3- برنامه عمران ملل متحد27 (UNDP)
برنامه عمران ملل متحد عمدتاً تلاش خود را معطوف به دستيابي به اهداف توسعه هزاره به ويژه کاهش نيمي از فقر در جهان تا سال 2015 کرده است. در اين راستا عمدهترين محورهاي مورد توجه اين نهاد عبارتند از(سهيلخان،15:1384):
* حکمروايي مردم سالار
* کاهش فقر
* پيشگيري از بحران و امدادرساني پس از آن
* انرژي و محيط زيست
* فنآوري اطلاعات و ارتباطات
* اچ.اي.وي و ايدز
از اينرو بخشي از اقدامات برنام? عمران ملل متحد نيز با توانمندسازي گروههاي کمدرآمد به ويژه در سکونتگاههاي غيررسمي گره خورده و در اين زمينه تجربيات ارزشمندي به دست آمده است.
اين نهاد با توجه به تنوع فعاليت و شبکه گسترده جهاني مي تواند در انتقال تجارب جهاني و دانش مرتبط با مباحث توسعه و به ويژه توسعه محلي و نوآوريها و ابتکارات محلي نقش ارزندهاي را ايفا کند(ايراندوست،1389،151-142)
2-9- رويکردهاي فلسفي- سياسي نسبت به سکونتگاههاي غيررسمي
واقعيت اين است که بسياري از ديدگاهها و راهحلهاي مطرح شده براي اسکان غيررسمي و محله هاي فقيرنشين، و به طور عام فقر شهري در قرن اخير، برآمده از مکاتب فلسفي و اقتصادي بانفوذي چون ليبراليسم، راديکاليي و جامعهگرايي بوده است. در اين رابطه مشخص است که اثرگذاري اين مکاتب غالباً نه به صورت مستقيم، بلکه در شکل اثرپذيري از آرا و الگوهاي اقتصادي و سياسي بوده که در حوزههاي اقتصادي و اجتماعي زمان رايج بودهاند. اين امر بدون شک در مورد حوزههاي ديگر برنامهريزي شهري نيز صادق است که عموماً با توجه به نظامهاي حاکم، اقتصاد سياسي هر دوره، بحرانها، رکودها و در نتيجه رويکردهاي رايج توسعه، الگوهاي برنامهريزي در حوزههاي مختلف شهري نيز متغير و متنوع بودهاند.
در ادامه ويژگي هاي اين مکاتب به اختصار توضيح داده شده است (داداشپور و عليزاده49:1390):
2-9-1- دسته اول: ليبرال
در ديدگاه ليبرال، مهمترين دليل شکلگيري اين سکونتگاهها عامل جمعيتي و مهاجرت است. از نظر اين مکتب، در مرحلهاي از توسعه جوامع، مازاد نيروي کار و توليد به وجود ميآيد از اينرو موجي از مهاجرت -که طبيعي به نظر ميرسد- از روستاها به شهرها آغاز ميشود. اين جمعيت وقتي به شهر ميرسد به دليل عدم توان پاسخگويي شهر در زمينه اشتغال و مسکن، به ناچار در سکونتگاههاي غيررسمي سکني ميگزينند(نيک نام و موسوي،21:1389). در کل در اين ديدگاه دليل اصلي شکلگيري و گسترش اين سکونتگاهها را عامل رشد جمعيت ميداند و راه حل اين مسئله را نيز در کنترل جمعيت ميداند (داداشپور و عليزاده،49:1390).
2-9-2- دسته دوم: راديکالي
راديکالها، برخلاف ليبرالها، دليل گسترش سکونتگاههاي غيررسمي را در عوامل خارجي جستجو ميکنند. از نظر آنان وابستگي کشورهاي در حال توسعه به کشورهاي پيشرفته در نظام جهاني باعث ميشود اين کشورها نقش تأمين کننده مواد غذايي را از دست داده و تبديل به وارد کننده شوند. در مقابل در شهرهاي بزرگ اين گونه کشورها، صنعتي شدن اتفاق ميافتد(حاج يوسفي، 18:1381). اين وابستگي و تحولات ناشي از آن باعث شکاف بين شهر و روستا شده و آغاز مهاجرتهاي سنگين روستا-شهري را موجب ميشود. اين در حالي است که به دليل سرمايهبر بودن صنعت ايجاد شده، فرصت اشتغال براي تعداد معدودي از افراد فراهم شده و بقيه وارد مشاغل غيررسمي و سکونت غيررسمي ميشوند(داداشپور و عليزاده،49:1390).
2-9-3- دسته سوم: جامعهگرايي
از نظر انديشمندان مکتب جامعهگرا و جامعهگرايان جديد حاشيهنشيني و پيدايش گروههاي حاشيهاي و فقير در جامعههاي شهري در کشورهاي در حال توسعه، ناشي از عملکرد و روند طبيعي تضاد ميان کار و سرمايه و انباشت سرمايه، رشد ناموزون اقتصادي و بروز تضادهاي اجتماعي (تضاد بين زندگي شهري و روستايي، تضاد طبقاتي و…) است (حاج يوسفي،18:1381). بنابراين در جريان تحولات ناهماهنگ جامعه، بروز تضادها و مشکلات اجتماعي از جمله پيدايش حاشيهنشيني امري اجتنابناپذير است. در حالت کلي بنيانهاي فکري اين مکاتب در مورد دلايل تشکيل اسکانهاي غيررسمي در کشورهايي در حال توسعه در جدول 2-6 خلاصه شده است:
جدول2-6- دلايل تشکيل اسکانهاي غيررسمي در کشورهاي در حال توسعه از ديدگاههاي مکاتب مختلف
مکاتب غالب
دلايل ايجاد اسکانهاي غيررسمي
ليبرال
* افزايش ناگهاني جمعيتي و مهاجرت از شهرها به روستا
راديکالها
* وابستگي برونزاي کشورهاي در حال توسعه به کشورهاي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید