قديم جاي ميگيرند برخورد مکانيکي و ابزاري با مردم به عنوان مهمترين موضوع توسعه است. به عقيده اغلب منتقدان(فرانک، والرشتاين، ميردال و سن)، اين نوع برخورد صرف نظر از تشديد دامنه نابرابريهاي اجتماعي و کاهش آزادي، مانع از جلب و جذب مردم به فرايند توسعه ميشود و از شکلگيري سرماي اجتماعي يعني اعتماد، مشارکت و سازمانيابي که از شروط لازم توسعه است، جلوگيري ميکند. در مفهومسازي مجدد توسعه در پارادايم جديد، به منظور کاهش اين گونه پيامدهاي آسيب شناختي توسعه، سه فرايند مهم و شالودهاي مورد توجه قرار گرفته است که عبارتند از؛ سرمايه اجتماعي، مشارکت و توانمندسازي(زاهدي، 1382: 275-273).
يافتههاي تجربي در زمينه توسعه ، اهميت سرمايه اجتماعي را در ارتقاي سطح توسعه جوامع نشان ميدهد. براي مثال مطالعه تجربي کريستوفر در زمينه سرمايه اجتماعي نشان ميدهد که اختلاف بين مناطق و کشورها در سطح و ميزان توسعه اجتماعي و اقتصادي ناشي از اختلاف آنها در ذخيره موجود سرمايه اجتماعي است. مناطق يا کشورهاي داراي ذخير? بالاي سرمايه اجتماعي،(بر حسب اعتماد تعميم يافته و تعهد مدني)، در مقايسه با جوامع داراي اعتماد و تعهد مدني اندک، به سطوح بالاتر رشد دست مييابند. بر اساسس اين مطالعه، سرمايه اجتماعي، با تسهيل همکاري بين منافع متضاد فردي براي نيل به ستانده فزاينده و توزيع برابر، به کارايي و رشد کمک ميکند(جباري، 70:1382).
سرمايه اجتماعي هماهنگي و همکاري براي کسب سود متقابل را تسهيل ميکند. سرمايه اجتماعي سود سرمايهگذاري در زمينه سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني را افزايش ميدهد. در جامعهاي که از نعمت سرمايه اجتماعي چشمگيري برخوردار است،همکاري آسانتر است.
استفاده گسترده از واژه سرمايه اجتماعي و بحث در مورد آن در قلمروهاي مختلف علوم اجتماعي، اقتصاد و علوم سياسي، بحثهاي توسعه پايدار و طراحي نظامهاي مربوط به تدوين شاخصهاي اجتماعي توسط سازمانهاي تخصصي جهاني طي سالهاي اخير، حاکي از پذيرش نقش اجتنابناپذير اين نوع سرمايه و لزوم بررسي و اندازهگيري آن در کنار ديگر انواع سرمايههاي طبيعي، فيزيکي و انساني به منظور افزايش کيفيت زندگي،رفاه اجتماعي و تحقق توسعه پايدار در جوامع مختلف است(شريفيان ثاني، 16:1380).
2-13- تعريف سرمايه اجتماعي
جامعه شناسان معاصر براي بررسي کميت و کيفيت روابط اجتماعي در جامعه، از مفهوم سرايه اجتماعي بهره جستهاند(شارعپور، 102:1380). اما سرمايه اجتماعي چيست؟ مفهوم سرمايه اجتماعي را به طور کلي ميتوان منابعي تعريف کرد که ميراث روابط اجتماعياند و کنش جمعي را تسهيل ميکنند. اين منابع که از طريق اجتماعي شدن حاصل ميشوند، دربرگيرنده اعتماد، هنجارهاي مشارکتي و شبکههايي از پيوندهاي اجتماعي هستند که موجب گردهم آمدن افراد به صورتي منسجم و با ثبات در داخل گروه به منظور تأمين هدفي مشترک کيشود(زاهدي، 274:1382).
در جدول2-11، برخي از تعاريف سرمايه اجتماعي آمده است.
جدول2-11- تعاريف سرماي? اجتماعي از ديدگاه انديشمندان مختلف
صاحبنظران
تعريف سرمايه اجتماعي
هني فن
سرماي? اجتماعي، نوعي دارايي افراد در روابط اجتماعي و شامل صداقت، رفاقت، دوستي و احساس همدردي است(به نقل از بهزاد، 84:1384).
بورديو
سرماي? اجتماعي، تراکم منابع واقعي يا بالقوه و حاصل شبکهاي بادوام از روابط کم و بيش نهادينه شده از آگاهي و شناخت متقابل يا به عبارت ديگر عضويت در يک گروه است(Bourdieu,1986:243).
کلمن
سرمايه اجتماعي تعهدات و انتظارات، کانالهاي اطلاعاتي و هنجارهاي اجتماعي است (Coleman, 1988:95).
شيف
مجموعهاي از عناصر ساختار اجتماعي کهه بر روابط ميان مردم تأثير ميگذارد و نهادهاي تابع توليد يا مطلوبيت را تشکيل ميدهد(Schiff,1992:161).
بارت
سرمايه اجتماعي، از روابط ميان دوستان، همکاران و به طور کلي از ارتباطات عمومي شکل ميگيرد و موجب ايجاد فرصتهايي براي فرد به منظور استفاده از سرمايه مالي و انسانياش ميشود(Burt,1992:9).
پاتنام
سرماي? اجتماعي به مشخصههاي سازمان اجتماعهي مانند اعتماد، هنجارها و شبکهها اشاره دارد که هماهنگي و همکاري براي کسب سود متقابل را تسهيل ميکند(Putnam,1995:67).
اينگلهارت
سرماي? اجتماعي، فرهنگ اعتماد ومداراست که در آن شبکههاي گسترد? سازمانهاي داوطلبانه ميرويد(Inglehart,1997:188).
بانک جهاني
سرماي? اجتماعي به نهادها، روابط و هنجارهايي که به کميت و کيفيت کنشهاي متقابل اجتماعي و جوامع شکل ميدهند، اشاره دارد.
مأخذ: موسوي و عليپور، 19:1391
با مرور تعاريف مختلف سرماي? اجتماعي مشخص ميشود در تعاريف عملياتي سرمايه اجتماعي ميتوان از مولفههاي زير استفاده کرد:
* عضويت در شبکهها
* تعامل اجتماعي ميان افراد
* هنجارهاي اجتماعي
* اعتماد ميان افراد
* مشارکت اجتماعي
* همياري
* حمايت اجتماعي
* همکاري بين افراد
* انسجام اجتماعي
* شرکت در فعاليتهاي جمعي
* آگاهي
2-14- گونه هاي مختلف سرمايه اجتماعي
سرماي? اجتماعي بر حسب شرايط و نوع گروه يا شبکهاي که در آن پديد ميآيد، به گونههاي سرمايه اجتماعي درون گروهي59 (ميثاقي)، بين گروهي60 (پل زن) (Putnam,2002 و Woolcock,2001) و ارتباطي61 (Woolcock,2001) تقسيم ميشود.
2-14-1- سرمايه اجتماعي درونگروهي
سرمايه اجتماعي درون گروهي، بيانگر همبستگي ميان افراد همانند در موقعيتهاي مشابه است، مانند افراد خانوار، دوستان و همسايگان نزديک (Woolcock، 13:2001). سرماي? اجتماعي ميثاقي تمايل به ممانعت از دخول ديگران (غيرخوديها) دارد و مايل است همگني را حفظ کند(Putnam،2002). بنابراين، اين سرمايه به روابط مبتني بر اعتماد و همکاري ميان اعضاي يک گروه اشاره دارد که ديگر گروهها براي اعضاي آن غريبه محسوب ميشوند(فيروزآبادي و ايماني،202:1385). به اعتقاد کتل(2001)، اين سرمايه اجتماعي دو کارکرد اساسي دارد، يکي اينکه مانند سريش اجتماعي موجب تقويت همبستگي اجتماعي ميشود و ديگر اينکه بده و بستانهاي خاص درونگروهي را تقويت ميکند(غفاري و اونق، 166:1385). به نظر ميرسد اين نوع سرمايه اجتماعي به دليل اينکه در خدمت منافع گروه خاصي است، موجب ايجاد تبعيض و نابرابري اجتماعي شده و مانع رشد و توسعه شود.
2-14-2- سرماي? اجتماعي بين گروهي
سرمايه اجتماعي بين گروهي، دربرگيرند? همبستگيهاي دورتر افراد همانند است، مانند همکاران، دوستان دور و غيره (Woolcock، 13:2001). برخلاف سرمايه اجتماعي درون گروهي، سرمايه اجتماعي بين گروهي به گرد هم آمدن مردم از بخشهاي مختلف اجتماعي اشاره دارد(Putnam، 2002). بنابراين اين سرمايه اجتماعي به اعتماد ميان گروههاي مختلف موجود در جامعه اشاره دارد. از اينرو ميتوان آن را سرمايه اجتماعي برون گروهي نيز محسوب کرد. کارکردهاي ارتباطات برون گروهي برقراري ارتباط با منابع خارجي و تسهيل انتشار است و هر چه ميزان اين سرمايه اجتماعي در جامعهاي بيشتر باشد، امکان انجام توافقات و حل اختلافات بيشتر ميشود(فيروزآبادي و ايماني، 203:1385). ميزان بالاي اعتماد تعميم يافته و اعتماد به افراد ناشناس، بيانگر سرمايه اجتماعي بينگروهي هستند. نکت? بسيار مهم اين است که وجود ميزان مناسب از هر دو گون? سرماي? اجتماعي درون گروهي و بين گروهي، عملکرد جامعه را بهبود ميبخشد.
2-14-3- سرماي? اجتماعي ارتباطي
سرماي? اجتماعي ارتباطي، بيانگر همبستگي بين افراد غيرهمانند در موقعيتهاي نامشابه است، مانند آنهايي که کاملا در بيرون اجتماع هستند، بنابراين اعضا قادرند از منابع دورتر و وسيعتر بهره گيرند(Woolcock،14:2001). سرماي? اجتماعي ارتباطي، زمين? اتصال يک جامع? خاص را با جوامع بيروني فراهم ميآورد. به اعتقاد ولکاک، سرماي? ارتباطي اهميت فوقالعادهاي دارد و در هنگامههاي درماندگي و واماندگي، به ويژه اگر علت آنها شوکهاي خارجي باشد، با بسيج کردن منابع ميتوان به رفع مشکل پرداخت(همان،15). برخلاف دو نوع ديگر سرمايه اجتماعي، اين نوع سرمايه بر ارتباطات عمودي اشاره دارد. کارکرد اصلي اين نوع سرمايه ميتوان دسترسي افراد و گروهها به بخشهاي مختلف اجتماع دانست.
نان لين به تأسي از گرانوتر (1973)، از ارتباطات ضعيف و ارتباطات قوي به عنوان دو گونه ديگر سرمايه اجتماعي، سخن ميگويد. به اعتقاد او ارتباطات قوي يعني گرد آمدن افراد از طبقات مختلف اجتماعي و فرهنگي. ارتباطات قوي سبب به هم پيوستن افراد و گروههايي ميشود که براي رسيدن به اهداف مشترک، منابع يکسان دارند و ارتباطات ضعيف در مورد اهداف ابزاري براي دستيابي به منابع جديد، بدون اتکا به ارزشهاي مشترک، موثر است. با اين نگرش، لين ميخواهد نظريهاي الگويي از سرمايه اجتماعي ارائه دهد که دربرگيرنده تفاوت بين ارتباطات قوي و ضعيف، اهداف همکاريهاي متقابل، موقعيتهاي اجتماعي عاملها و عضويت در شبکه هايي شود که دسترسي به موقعيتها را فراهم ميسازند(nil،2001: 76-75).
سرمايه اجتماعي باز و بسته، از گونه هاي ديگر سرمايه اجتماعي است. سرمايه اجتماعي باز، برگرفته از ساختارها، سازمانها و شبکههايي است که عضويت در آنها بر پاي? قواعد مدني استوار بوده و براي عموم امکانپذير است، حال آنکه سرمايه اجتماعي بسته، در ساختارهايي رخ ميدهد که عضويت در آنها محدود، محافظت شده و گزينشي است(پيران و ديگران،37:1385).
2-15- ديدگاههاي نظري سرمايه اجتماعي
چهار ديدگاه نظري مطرح شده در رابطه با سرمايه اجتماعي به شرح زيرند:
2-15-1- ديدگاه مبتني بر اجتماع محلي62
اولين نظري? سرماي? اجتماعي نگاه اجتماع محليگرا نام دارد. گروهي که به طرفداران نگاه اجتماع محليگرا معروف شدهاند، تعداد و تراکم63 سازمانهاي غيررسمي فعال اجتماع محلي را مهمترين شاخص سرمايه اجتماعي ميدانند. براي اين گروه تعداد باشگاهها، انجنها و گروههاي مدني فعال در اجتماع مدني از يک سو، تعداد اعضاي آنها، نوع و وسعت فعاليت افراد عضو از سوي ديگر، اهميتي اساسي دارند. بديهي است که طرفداران اين نظريه، سرماي? اجتماعي را مثبت تلقي ميکنند و هر چه تعداد سازمانها و اعضاي آنها بيشتر باشد، آن را امري خوشايند به حساب ميآورند.
نظريه مورد بحث بهويژه در زمينه مطالعات فقر، فقرزدايي و آسيبپذيري در جامعه و گروههاي آسيبپذير، کاربرد گستردهاي داشته است. در چنين حالتي پيوندهاي اجتماعي اهميتي بنيادين داشته و غلظت و گستردگي چنين پيوندهايي در رهايي از فقر نقش اساسي دارد. فقدان آن، هم در پيدايش و هم در تداوم و بازتوليد فقر نقشي ويژه ايفا ميکند.
نکته مهم در ديدگاه اجتماع محليگرا، بيتوجهي آنان به زيانهاي سرمايه اجتماعي است. اين بيتوجهي از تأکيد آنان بر جنبههاي مثبت سرمايه اجتماعي برميخيزد. بايد توجه داشت که به طور معمول پيوندهاي اجتماعي فقرادر محدود? سرمايه اجتماعي از نوع ارتباطي است و در شبکههاي بسته رخ ميدهد. چنين سرمايه اجتماعي با همبستگي نسبتاً زياد درونگروهي همراه است، اما حاوي زيانهايي است که از فقدان سرمايه اجتماعي بينگروهي ناشي ميشود. اين نشان ميدهد که فقرا خارج از گروههاي غيررسمي محدود به خودشان، با ديگر گروهها پيوندهاي اجتماعي کمرنگي دارند. تجارب کسب شده در دو ده? گذشته به ويژه در قالب پروژههايي چون ائتلاف اسکانهاي غيررسمي نشان ميدهد که وقتي فقرا به اتحاد بين گروههاي متنوع اجتماعي که در فقر مشترکند توانا ميشوند، قدرت چانهزني زيادي مييابند و به منابع جامعه و اطلاعات در گردش بهتري دسترسي پيدا ميکنند(مجموعه مذاکرات متخصصان توسعه اجتماعي، بانک جهاني، 14-12، آوريل 2002).
2-15-2- ديدگاه شبکهها64
ديدگاه دوم يا ديدگاه شبکهها و رابط? آن با سرمايه اجتماعي، بر جنبههاي مثبت

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید