شهر است، حال آنکه حکمروايي شهري نوعي فرآيند و ارتباط ميان حکومت شهري و شهروندان است؛
* حکمروايي شهري، هم حکومت شهري و هم جامعه مدني را در بر ميگيرد؛
* تحقق حکمروايي شهري مستلزم کنش متقابل بين نهادهاي رسمي و دولتي و نهادهاي جامعه مدني است؛ حکمروايي شهري بر حقانيت و تقويت عرصه عمومي تأکيد مي کند؛
* حکمروايي شهري به دليل شرکت نهادهاي گوناگون جامعه مدني در مديريت و اداره شهر، مي تواند به سازگاري منافع و رفع تعارض ها منجر شود.
الف- ويژگي هاي حکمروايي خوب
حکمروايي در واقع فرآيندي است كه دولت، آن را هدايت ميكند ولي با همکاري بخش خصوصي و جامعه مدني به پيش ميرود (برآبادي، 1383:55). در حکمروايي دولت يکي از كنشگران است و ساير عوامل دخيل در حکمروايي بسته به سطح مورد بحث، گوناگوناند. همانطور که در شکل 2-8 روابط دروني ميان كنشگران شهري نشان داده شده است، اين تعامل مي تواند در سطح اقشار مختلف و يا سازمان هاي گوناگون تعريف گردد.
شکل 2-8- روابط کنشگران شهري
مآخذ: برآبادي، 1383:59
در مقايسه با مفهوم حکمروايي به طور عام، حکمروايي خوب شهري ميبايست داراي ويژگيهاي باشد كه مطلوبيت آن را تبيين كند. حکمروايي خوب يک پيش نياز اساسي براي توسعه پايدار است. در كشورهاي مختلف با منابع طبيعي و ساختار اجتماعي مشابه و برابر، با تفاوت در شيوه هاي مديريت و اجرا نشان داده شده است كه بهبود سطح زندگي و رفاه جامعه نيز بهصورت متفاوتي ارتقا يا كاهش يافته است(Downer, 2000:5). سازمان هاي بين المللي و صاحبنظران، معيارهاي مختلفي را براي تبيين حکمروايي خوب بيان كردهاند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد مجموعه ويژگيهاي موردنظر خود را از حاكميت شهري خوب را به شرح جدول زير آورده است(عسگري(الف)، 1378:41).
همچنين در دومين كنفرانس ملل متحد در مورد سکونتگا ههاي انساني، معيارهايي چون: پاسخگو بودن، فراگير بودن، مشاركتجو بودن، قانون مدار بودن و شفافيت داشتن به عنوان ويژگي هاي حکمروايي خوب مطرح شد. به طور كلي همان طور كه در شکل 2-8 نشان داده شده است، از برآيند نظرات مختلف، حکمروايي خوب ميبايست هفت ويژگي عمده داشته باشد. بر اين اساس اين نوع حکمروايي مشاركتي، اجماعگرا، پاسخگو، شفاف، كارا و كارآمد، دربرگيرنده و پيرو قانون است.
جدول 2-10- ويژگيهاي حاکميت خوب شهري
ويژگي هاي حاکميت خوب شهري
* مشارکتي
* پايدار
* مشروع و مقبول
* شفاف
* اعتلادهنده عدالت و برابري
* خدمت گرا
* توانا در توسعه منابع و روش هاي حاکميت
* اعتلادهنده تعادل و برابري جنسي
* اهل تساهل و مداراگر و پذيرشگر رويکردهاي متنوع
* توانا در بسيج منابع براي اهداف اجتماعي
* عمل به حکم قانون
* تقويت مکانيزم هاي بومي و محلي
* کارآيي و کارآمدي در استفاده از منابع
* تسهيل گر و توانمندساز
* تنظيم کننده و کنترل کننده
* توانا در برخورد با موضوعات موردي (زمان دار)
(مأخذ: تقوايي و تاجدار، 1388:52)
شکل 2-9- ويژگي هاي حکمروايي خوب شهري
(مأخذ: تقوايي و تاجدار، 1388:52)
اين حکمروايي تضمين ميكند كه فساد به حداقل برسد، ديدگاه هاي اقليتها مورد توجه قرار ميگيرد و صداي آسيبپذيرترين اقشار اجتماع در تصميمسازيها شنيده شود. همچنين حکمروايي خوب شهري به نيازهاي حال و آينده جامعه پاسخ ميدهد. در مجموع تبيين ويژگي هاي حکمروايي خوب شهري به صورت ذيل است(فرزينپاك، 70 :1383).
– مشارکت: مشاركت زنان و مردان نقطه اصلي حکمروايي خوب است. مشاركت ميتواند مستقيم و يا از طريق مؤسسات قانوني مياني يا نمايندگان صورت پذيرد. مشاركت، نيازمند تشکل يافتن و سازماندهي است. اين موضوع به مفهوم آزادي تشکيل مؤسسه و آزادي بيان از يکسو و جامعه مدني سازمانيافته از سوي ديگر است.
– پيروي از قانون: حکمروايي خوب نيازمند چارچوبهاي عادلانه قانوني است كه بيطرفانه به اجرا درآيند و در عين حال نيازمند حمايت كامل از حقوق بشر بهويژه در خصوص اقليتهاست. اجراي منصفانه قوانين نيازمند نظام قضايي غيروابسته و نيروي پليس غيرمغرض و فسادناپذير است.
– شفافيت: شفافيت به مفهوم پيروي تصميمهاي گرفته شده از مقررات و قوانين است و بدين مفهوم است که در اختيار كساني اطلاعات آزادانه در دسترس و مستقيما قرار گيرد كه از اين تصميمات و اجراي آن تأثير ميپذيرند. همچنين شفافيت يعني اطلاعات كافي كه به شکلي قابل فهم فراهم شده باشد.
– اجتماع گرايي: در يک اجتماع مفروض، كنشگران گوناگوني به چشم ميخورند و در نتيجه ديدگاههاي متفاوتي نيز وجود دارند. حکمروايي خوب نيازمند ميانجيگري ميان علائق مختلف در جامعه براي رسيدن به اتفاقنظر در اجتماع است؛ به طوري كه ديدگاههاي كل جامعه و چگونگي رسيدن به آنها، به بهترين شکل جلب شود. همچنين لازم است چشم انداز وسيع و بلندمدتي از آنچه كه براي توسعه پايدار بشري نياز است و چگونگي دسترسي به اهداف چنين توسعهاي طرح شود. اين چشمانداز تنها در نتيجه درك زمينههاي تاريخي، فرهنگي و اجتماعي جامعه ترسيم شدني است.
– انصاف و دربرگيري: رفاه جامعه به تضمين اين امر وابسته است كه همه اعضاي جامعه حس حمايت شدن را در خود داشته باشند و نه جدا ماندن از جريان اجتماع. بدين ترتيب نياز است كه همه گروهها و بهويژه آسيبپذيرترين آنها فرصت بهبود و يا حفظ شرايط رفاهي خود را داشته باشند.
– اثربخشي و کارآمدي: حکمروايي خوب به مفهوم آن است كه فرآيندها و مؤسسات، نتايجي را ارائه كنند كه نيازهاي جامعه را برآورده سازند و در كنار آن به بهترين شکل از منابع بهرهبرداري كنند. مفهوم كارآمدي در حيطه حکمروايي خوب استفاده پايدار از منابع طبيعي و حمايت از محيط زيست را نيز در بردارد.
– پاسخگويي: پاسخگويي از مقتضيات حکمروايي خوب است. نه تنها مؤسسات دولتي بلکه بخش خصوصي و سازمانهاي جامعه مدني نيز بايستي پاسخگوي عموم و همچنين مؤسسات ذينفع باشند. اينکه چه كسي به چه كسي پاسخگوست بسته به آنکه تصميمها يا عملکردها در داخل سازمان يا مؤسسه باشد و يا خارج از آن، متغير است. در حالت كلي، سازمان ها يا مؤسسات پاسخگوي افرادياند كه از تصميمها يا عملکرداي آنها تأثير ميپذيرند. پاسخگويي نميتواند بدون شفافيت و رعايت قوانين اعمال گردد.
حکمروايي خوب ميتواند عاملي کليدي در توانمندسازي و ساماندهي سکونتگاههاي غيررسمي کشور شود. که وجه مشخصه آن راهاندازي فرآيندهاي مشارکتي در سطح اجتماعات محلي ساکن در اين سکونتگاههاست و گذار از نقش کمابيش تصدّيگري به حاکميّتي. در اين ارتباط است که “توانمندسازي” ممکن شده و از پيامدهاي منفي کاسته خواهد شد.
2-11- جمع بندي و نتيجهگيري
همزمان با شکلگيري و پيدايش سکونتگاه هاي غيررسمي در شهرهاي جهان بخصوص در کشورهاي در حال توسعه رويکردهاي گوناگوني براي ساماندهي و گاه مقابله با اين سکونتگاهها ابداع شده است که هر يک از اين رويکردها با ديدگاههاي خاص خود، در پي حل موضوع و يا گاهي پاک کردن آن از بافت شهر برآمدند، غافل از اينکه اين بافتها به عنوان جزئي از بافت اصلي شهر در حال حيات هستند. کاستيهاي موجود در فرآيند برنامهريزي شهرها و ناديده گرفتن گروههاي درآمدي پايين و افراد تهيدست، اين گروه از جامعه را وادار کرده است تا خود براي سرپناه و ادامه حيات خود تصميم گرفته و به دليل اينکه در ساختار قانوني جامعه فاقد جايگاه ميباشند در نتيجه سکونتگاههايي را در بافتهاي حاشيهاي و نامناسب شهرها برگزيدند که سکونتگاههاي غيررسمي ناميده شدهاند. امروزه با تجربيات فراواني که از پياده کردن رويکردهاي گوناگون در کشورهاي مختلف دنيا به دست آمده است، ميتوان اينگونه نتيجه گيري کرد که نميتوان با اتکا به يک رويکرد با اين مسئله برخورد کرد و بايستي با توجه به هر نوع سکونتگاه و ويژگيهاي خاص مرتبط با آن از رويکردهاي متناسب استفاده کرد. تجربيات مختلف ثابت کرده است که راهکار اجرايي رويکردهاي مناسب در هر سکونتگاه غيررسمي، تقويت حس اعتماد و مشارکت اجتماعي و برخورداري از حمايت اجتماعي مي باشد. اعتماد، مشارکت اجتماعي و مدني، همکاري و حمايت اجتماعي و … از شاخص هاي اصلي سرمايه اجتماعي هستند.
سرمايه اجتماعي به مثابه دارايي در اختيار جامعه و کنشگران اجتماعي، با بهرهمندي از مولفههايي نظير؛ اعتماد، مشارکت داوطلبانه، هنجارهاي حرفهاي، پاسخگويي و ديگر عناصري که در ذيل چتر خود دارد، موجب ميشود تا هزينههاي مديريتي نظير نظارت و کنترل رسمي را کاهش داده و امکان استفاده از زمان و ديگر منابع و سرمايهها را، در جهت انجام فعاليتهايي با بهرهوري بيشتر فراهم کند(غفّاري، 187:1390). سرمايه اجتماعي با کارايي نهادي، افزايش سطح آموزش و رفاه کودکان، کاهش جنايتهاي خشن، کاهش نزاع و درگيري، کاهش مرگ و مير، بهبود وضع سلامت، احساس خوشبختي و اعتماد به حکومت و شکلگيري تشکلهاي بهرهبرداري از زمين به صورت موفق و کارا رابطه مستقيم دارد(پاتنام،1380). افرادي که قادر به استفاده از حمايت ديگران هستند، سالمتر از افرادي هستند که قادر به انجام اين کار نيستند و اجتماعاتشان داراي رفتارهاي ضداجتماعي کمتري است.
از نکات مثبت اجتماعات محلي کمدرآمد شهري سرمايه اجتماعي است که مي تواند مبناي برنامه ريزي توسعه و توانمندسازي اين جوامع باشد. در راهبرد توسعه محلي، ظرفيتهاي انساني، اجتماعي، اکولوژيکي و اقتصادي محلي بايد به درستي درک شده و بر اساس آن و با تکيه بر واقعيتها، برنامهاي عملي تدوين کرد.
با تقويت سرمايه اجتماعي موجود در اجتماعات ساکن در سکونتگاههاي غيررسمي ميتوان به توانمندسازي و ساماندهي سکونتگاههاي غيررسمي اميد داشت. در نمودار زير جايگاه سرمايه اجتماعي در رويکردهاي اخير توانمندسازي سکونتگاههاي غيررسمي نشان داده شده است.:
شکل 2-10- جايگاه سرمايه اجتماعي در توانمندسازي سکونتگاههاي غيررسمي (مأخذ: نگارنده)
بخش دوم: مرور مفاهيم مرتبط با سرمايه اجتماعي
2-12- اهميت سرمايه اجتماعي
از طريق روابط انسانها با يکديگر که سعي دارند نيازمنديهاي خود را تأمين و اهداف مورد نظر خود را محقق سازند، پديدهاي به نام جامعه شکل ميگيرد. برقراري رابطه ميام افراد، موجب مبادل? اطلاعات ميشود و افراد جامعه در قالب شبکههاي مختلف اجتماعي مانند همسايگان، دوستان، خويشاوندان، خانواده و غيره، به تعريف و تحقق منافع جمعي اقدام ميکنند و با مشارکت فعالانه در اجتماع سعي در بهبود کيفيت زندگي فردي و جمعي خود دارند. هر چه اين روابط از استحکام بيشتر و از کيفيت و کميت بهتري برخوردار باشد و نظاممندتر و هماهنگتر عمل کنند، افراد شاهد دستيابي به اهداف جمعي در مدت زماني کوتاهتر و با صرف هزينهاي کمتر خواهند بود. در اين حالت، صحبت از سرمايه اجتماعي به ميان ميآيد که بازگو کننده ترکيب ويژ? روابط اجتماعي و نيز کيفيت اين روابط است. امروزه سرماي? اجتماعي را يکي از اجزاي ثروت ملتها و توسع? پايدار، و همچنين از ابزارهاي ظرفيتسازي در اجتماعات، تدبيري براي پيشگيري و کاهش مشکلات اجتماعي و عاملي براي موفقيت برنامههاي رفاه اجتماعي و ارتقاي سلامت فردي و اجتماعي ميدانند.
منتقدان کاربست برنامههاي توسعه در اغلب کشورهاي غيرصنعتي جهان، از طريق برجسته کردن مسائل آسيبشناسي توسعه (حاشيه نشيني، محروميت اجتماعي، افزايش مهاجرت از روستا، تنزل کيفيت مسکن شهري، تبديل حوم? شهرها به محلههاي مسکوني اقليت مطرود جامعه و نابودي محيط زيست)، به علل و عوامل عدم موفقيت آن نظر دارند. يکي از نتايج اين نقاديها، تقسيم الگوهاي توسعه به دو پارادايم قديم و جديد است. ويژگي مشترک الگوهايي که در پارادايم

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید