میان کارمندان آمریکایی به دنبال همین تأثیر است. او در می‌یابد کسانی که تحصیلات بالاتری دارند کار خود را در کنترل می‌گیرند و در کنار آن به دنبال کنترل سلامت خود هستند. فرد با بالا رفتن تحصیلات در شبکه‌ای از افراد قرار می‌گیرد که الگوی رفتاری مشابه و مبتنی بر انتخاب فرهنگی دارند و به این ترتیب بر سبک زندگی فرد تأثیر می‌گذارند”(فاضلی۹۳،۱۳۸۲). “نقش تحصیلات را با کنار هم گذاشتن عوامل دیگر می‌توان معنادارتر نمود. تحصیلات و سطوح مختلف آن همراه با تحولات فرهنگی و ارزشی و تأثیرات ساخته‌ای اجتماعی و تحرک‌های اجتماعی که در سطح عمودی و افقی برای افراد ایجاد می‌شود، سبک‌های زندگی را متأثر می‌سازد. تحصیلات از طریق قرار دادن فرد در نظام آموزشی که به بازتولید فرهنگی می‌انجامد، تأثیر عوامل دیگر چون مفاهیم پایگاه و طبقه را نیز افزون‌تر می‌کند. به نظر گیدنز مدارس و سایر نهادهای اجتماعی از طریق بازتولید فرهنگی به دایمی کردن نابرابری‌های اجتماعی کمک می‌کنند. این مفهوم ذهن ما را به وسایلی معطوف می‌سازد که به مدد آن مدارس از طریق برنامه‌های پنهان، بر یادگیری ارزش‌ها، نگرش‌ها و عادات و سبک‌های خاص تأثیر می‌گذارند” (گیدنز۴۷۲،۱۳۷۸). با این همه باید مطالعات بیشتری صورت گیرد، تا رابطه تحصیلات و سبک زندگی بازشناخته شود. به ویژه در جوامعی مانند ایران که نفوذ ساختارهای سنتی و غیر رسمی در زندگی افراد فراوان است و حتی بر چگونگی خودِ مقوله آموزش و تحصیلات نیز سایه انداخته است. تحصیلات را به لحاظ ایجاد موقعیت طبقاتی و اقتصادی و کسب اعتبار اجتماعی در ذیل سرمایه اقتصادی و اجتماعی هم می‌توان آورد. مسأله مهم دیگر در سرمایه فرهنگی قریحه است. “می‌توان گفت قریحه مجموعه تمایلات درونی است که برخلاف تصور معمول فقط به نوع برداشت یا مواجهه فرد با محصولات فرهنگی و هنری مربوط نمی‌شود. قریحه قادر است سازوکار سبک زندگی را توضیح دهد. بر همین اساس بخشی از مطالعات توصیفی سبک زندگی تلاش برای توصیف قریحه‌های افراد ونشان دادن ساختار منسجم قریحه است (فاضلی۱۰۱،۱۳۸۲). در نهایت هر مجموعه فعالیت که بخواهد به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود، باید با تمایلات قریحی فرد متناسب باشد و از آنجا که قریحه تعیین کننده جهت فعالیت‌هایی است که عمدتاً داوطلبانه هستند و میزان سرمایه فرهنگی را تعیین می‌کنند، در سبک زندگی نقش برجسته‌ای دارد.”.
سرمایه? فرهنگی شامل “سلیقه‌های خوب، شیوه و راه رسم پسندیده، پیچیدگی شناختی و شناخت و توانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل هنر، موسیقی، تئاتر و ادبیات… ” و تسلط یافتن بر هر نوع از نظام‌های نمادین است. داشتن سرمایه? فرهنگی کارکردهای مختلفی دارد:
۱- کسب مشروعیت از طریق بقیه? سرمایه‌ها منوط به تبدیل شدن آنها به سرمایه فرهنگی است. کسی که به واسطه سرمایه فرهنگی منزلت دارد می‌تواند روایت خود از دنیای اجتماعی را بر دیگران تحمیل کند.
۲- داشتن سرمایه فرهنگی بدان معناست که فرد می‌تواند خود را از الزامات زندگی روزمره جدا کند و نوعی گزینش دلخواه درعرصه فرهنگ انجام دهد. به بیان خود بوردیو “زیباشناسی محض، از اخلاق یا همان خلق و خوی فاصله گرفتن گزینشی از الزامات دنیای طبیعی و اجتماعی عادت واره ها شکل می‌گیرد”)بوردیو۵،۱۹۸۴)
شکلی از قدرت به عنوان سرمایه، در جوامع مدرن و متمایز وجود دارد، که بوردیو با افزودن منطق تحلیل به کالاها و خدمات به ظاهر غیر اقتصادی، مفهوم سرمایه? فرهنگی را می‌سازد. “سرمایه فرهنگی از دیدگاه بوردیو شامل پهنه گسترده‌ای از منابع می‌شود که از جمله آن می‌توان به استعداد شفاهی افراد، آگاهی فرهنگی عینی، منابع زیباشناختی، اطلاعاتی درباره سیستم آموزش عالی و شرایط لازم برای تحصیل اشاره کرد. از نظر وی فرهنگ (در گسترده‌ترین شکل آن) می‌تواند منبع قدرت باشد. این مسئله وقتی محقق می‌شود که بازارهای فرهنگی ظهور پیدا کنند و سرمایه داران مطابق با وضع موجود، تلاش خود را برای کسب سود و منافعشان تغییر دهند” (شوارتز۷۵،۱۹۹۷)
“مفهوم سرمایه فرهنگی نزد بوریو، ابتدا از تحقیقی که وی در این زمینه انجام داد شکل گرفت. تحقیق او درمورد شرایط نابرابری دستیابی به تحصیلات عالیه در میان دانش آموزانی بود که در میان خانواده‌هایی زندگی می‌کردند که در شرایط اجتماعی یکسانی داشتند ولی والدینشان دارای سطوح تحصیلی متفاوتی بودند.” (بوردیو و اکوانت ۱۶۰،۱۹۹۲)
“بوردیو در این پژوهش در می‌یابد که مفهوم سرمایه فرهنگی از این عقیده? عمومی جدا می‌شود که شکست‌ها یا موفقیت‌های تحصیلی افراد به هوش یا استعدادهایشان بستگی دارد. در حالی که موفقیت تحصیلی را بهتر است از طریق مقدار و نوع سرمایه فرهنگی که فرد از محیط خانواده‌اش به ارث می‌برد سنجید تا به وسیله? اندازه گیری مهارت‌ها و دست آورد های فردی. این پیش داوری‌های عمومی، که توفیق یا ناکامی تحصیلی را معلول استعدادهای طبیعی می‌نگرد، در نظریه‌های سرمایه انسانی گری بکر نیز وجود دارد، اما نباید این دو مفهوم را یکی دانست چرا که آن‌ها نمی‌توانند نسبت‌های متفاوت منابعی را که عوامل یا طبقات اجتماعی مختلف به سرمایه گذاری اقتصادی و سرمایه گذاری فرهنگی تخصیص می‌دهند تبیین کنند همچنین، از تعیین کننده ترین سرمایه گذاری آموزشی، یعنی انتقال خانگی سرمایه? فرهنگی، استفاده نمی‌کنند، و آگاهی ندارند که استعداد، خود محصول سرمایه گذاری بر روی زمان و سرمایه? فرهنگی است” (شوارتز۷۵،۱۹۹۷)
“سرمایه فرهنگی دربرگیرنده تمایلات پایدار افراد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته می‌شوند. در اینجا پای سرمایه دیگری هم به میدان سخن باز می‌شود و آن سرمایه نمادین است. سرمایه نمادین جزئی از سرمایه فرهنگی است و به معنای توانایی مشروعیت دادن، تعریف کردن، ارزش گذاشتن یا سبک ساختن در میدان فرهنگ است” (فاضلی۳۷،۱۳۸۲).
“عمده تحلیل بوردیو از سبک زندگی بر سرمایه فرهنگی استوار است و گویا از منظر وی سرمایه فرهنگی با اهمیت‌تر است. حجم و ترکیب سرمایه‌ها جایگاه میدان را نزد فرد تعیین می‌کند. سه منبع سرمایه فرهنگی یعنی خانواده، آموزش و فرهنگ شغلی از عواملی هستند که تأثیر آن‌ها بر سبک زندگی قابل مطالعه است” (همان،۳۹).
تحلیل سرمایه در نگاه بوردیو سه وجه دارد:
۱- “میزان سرمایه (کم – زیاد).
۲- ساختار سرمایه (فرهنگی – اقتصادی).
۳- بعد زمانی سرمایه یعنی کاهش و یا افزایش بین نسلی سرمایه.
– منش یا عادت واره۲ : بوردیو منش را یک نظام آمادگی‌های پایدار می‌داند، یک ساختار ساخته شده ساخت دهنده. به عبارت دیگر مجموعه منسجم از عادت‌ها نشانگری‌های بدنی که فرد را از راه گرته‌برداری ناآگاهانه و درونی کردن شکل می‌دهد، به‌گونه‌ای که مخصوص یک محیط باشد. بنابراین می‌توان دریافت که چرا بعضی‌ها به مکانی خاص می‌روند و برخی دیگر نه، و این مسأله نه فقط به دلیل امکانات مالی و محدودیت‌های آن است، بلکه کمبود احساس آرامش و انس، آگاهی مبهم از نبودن در جای خود، از مسائل مهم و اساسی است که با وضعیت بدن، ظاهر لباس، شیوه حرف زدن و راه رفتن در زندگی فرد خود را نشان می‌دهد.” (هینیک۷۶،۱۳۸۴) منش، هسته اصلی تبیین بوردیو از کنش‌های انسان است. او منش را “نظامی از تمایلات با دوام۳ و قابل انتقال که به عنوان مولد اعمال ساخت یافته و به شکل عینی منسجم شده، عمل می‌کند”، تعریف کرده است. او منش را مولد و انسجام بخش اعمال و صورت بیرونی شده شرایط طبقاتی می‌داند (فاضلی۳۹،۱۳۸۲).
به عقیده بوردیو اشکال مختلف سرمایه عامل مهمی هستند که موقعیت و امکانات کنشگران را تعریف می‌کنند. به عبارتی” نوعی ستیز وجود دارد که موفقیت در این ستیز وابسته به میزان سرمایه است” (بوردیو۴۷،۱۳۸۴). در واقع جایگاه اجتماعی هر کنشگر نیز متأثر از انواع سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین است. بنابراین اشکال مختلف سرمایه عامل اصلی در شناختن موقعیت و امکانات کنشگران در فضای کلی اجتماعی می‌باشند. البته عمده تحلیل بوردیو از سبک زندگی بر سرمایه فرهنگی استوار است و از منظر وی سرمایه فرهنگی با اهمیت‌تر است.
سرمایه فرهنگی که توسط بوردیو تحلیل شده می‌تواند در سه وضعیت متفاوت زیر موجود باشد:
۱- سرمایه فرهنگی تجسم یافته۴
۲- سرمایه فرهنگی عینیت یافته.
۳- سرمایه فرهنگی نهادینه شده.۵
در زیر به شرح دیدگاه بوردیو در خصوص ابعاد سه گانه ای که از سرمایه فرهنگی ارائه کرده است می‌پردازیم:
سرمایه فرهنگی در حالت تجسم یافته یا ذهنی:
اکثر خواص سرمایه فرهنگی را می‌توان از این نکته استنتاج کرد که این سرمایه در حالت بنیادین خود با کالبد مرتبط است و مستلزم تجسد است. این نوع سرمایه به مجموع خصلت‌های پرورش یافته در افراد اشاره دارد که از طریق فرایند اجتماعی شدن در آن‌ها، درونی می‌شود. بدین ترتیب، سرمایه فرهنگی شمایی از درک و شناخت نسبت به کالاهای فرهنگی را در افراد به وجود می‌آورد. می‌توان اکثر ویژگی‌های سرمایه فرهنگی را از این واقعیت استنباط کرد که این سرمایه با شخصی که در آن تجسم می‌یابد ارتباط نزدیک دارد. بوردیو خاطرنشان می‌سازد که کالاهای فرهنگی متفاوت از کالاهای مادی هستند لذا فرد می‌تواند آن‌ها را بفهمد، یا از طریق درک معنای این کالاها، آن‌ها را مصرف کند. این کالاها می‌تواند شامل موسیقی، فعالیت‌های هنری، فرمول‌های علمی و کارهای فرهنگ عامه بشود.
“انباشت سرمایه فرهنگی در شکل تجسم یافته آن از دوران کودکی در فرد شکل می‌گیرد. انباشت سرمایه در دوران کودکی مستلزم کنش تعلیم و تربیتی است؛ یعنی آن که والدین و دیگر اعضای خانواده زمان لازم برای تربیت بچه‌ها و بودن با آن صرف کنند؛ یا آن که از معلم‌های ماهر برای حساس کردن کودکان به تمایزات فرهنگی استفاده کنند. اکتساب چنین تمایلاتی مستلزم این است که خانواده دامنگیر مشکلات اقتصادی نباشند. در غیر این صورت نابرابری‌های طبقاتی منجر به تفاوت‌های فرهنگی می‌شود عات واره ای که در جریان آموزش خانوادگی کسب می‌شود پایه و اساس دریافت و پذیرش پیام کلاس درس است که آن نیز به نوبه خود، پایه و اساس پاسخ به همه پیام‌های فرهنگی و فکری بعد است. در هر حال، سال‌های اولیه زندگی، مهم‌ترین بخش این فرایند باقی می‌مانند” (شوارتز۷۵،۱۹۹۷)
“سرمایه فرهنگی تجسم یافته، نوعی ثروت بیرونی است که به جزء جدانشدنی وجود شخص و محدوده اعمال و عادت واره وی تبدیل شده است. چنین سرمایه‌ای را نمی‌توان (برخلاف پول، حقوق مالکیت یا حتی القاب اشرافی) از طریق هدیه، خرید یا مبادله به دیگری انتقال داد”(تاجبخش۱۴۰،۱۳۸۴). “این همان بخشی است که بوردیو آن را ابعاد سرمایه فرهنگی همراه با تولد نامیده که به صورت آمادگی‌های مداوم ذهن و جسم تجلی می‌یابد” (شارع پور۱۳۷،۱۳۸۱). باید به این نکته نیز توجه داشت که

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید