ا گسترش سطح رفاه و بالا رفتن سرمایه فرهنگی مردم میزان خشونتی که بر زنان اعمال می‌شد تغییر کرده است یا خیر؟به منظور انجام این کار، از نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو استفاده شد. در این پژوهش، نمونه‌ها از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی ساده انتخاب‌شده‌اند. که تعداد ۲۰۲ نفر از زنان متأهل که حداقل یک سال از مدت ازدواج آنان گذشته بود انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو سطح آمار توصیفی در قالب جداول توزیع فراوانی و آمار استنباطی با استفاده ضرایب همبستگی، رگرسیون چند مرحله و تجزیه و تحلیل مسیر انجام شد.. نتایج به دست آمده،نشان‌دهنده رابطه معنی‌دار بین سرمایه فرهنگی و انواع خشونت (روانی، اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی) بود . یعنی هرچه سرمایه فرهنگی بیشتر است، خشونت کمتر خواهد بود. و هرچه سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته در بین زنان افزایش یابد خشونت (روانی ،اجتماعی ، اقتصادی و فیزیکی )کاهش می‌یابد.همچنین ارتباط معنی‌دار بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و انواع خشونت( روانی، اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی )وجود دارد.یعنی با افزایش سرمایه فرهنگی میزان انواع خشونت کاهش می‌یافت.ولی بین سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده و خشونت روانی رابطه معناداری وجود نداشت.(توسلی،۱۳۹۰).
* پژوهشی توسط آقای حسینی و دیگران (۱۳۸۹)با عنوان “بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با ساختار خانواده” صورت گرفته شده است.نویسنده در این پژوهش به اهمیت خانواده به عنوان ستون جامعه اشاره می‌کند .هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با ساختار خانواده در منطقه ۳ تهران و شهرستان طبس می‌باشد.این پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری به شکل تصادفی ساده انجام شده است.ابزار پژوهش در این مطالعه پرسشنامه می‌باشد.یافته‌های پژوهش حاکی از این بود که بین مصرف فرهنگی پاسخگویان با تفکیک نقش در خانواده آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد.اما میزان مصرف فرهنگی خانواده‌های مورد مطالعه تأثیری بر میزان توزیع قدرت نداشت.(حسینی و دیگران،۱۳۸۹)
* پژوهشی توسط خانم‌ها آراسته، موسوی و سفیری (۱۳۸۹)با عنوان “تبیین رابطه میزان سرمایه فرهنگی زنان شاغل با نوع رابطه همسران در خانواده” صورت گرفته است که هدف این مقاله تبیین رابطه میزان سرمایه فرهنگی زنان با نوع روابط همسران در خانواده است .در این پژوهش پس از تحلیل نظریات و مطالعات انجام‌شده در این زمینه به منظور تبیین مسئله نوع روابط همسران در خانواده به لحاظ دموکراتیک بودن از تئوری منابع و نظریه مبادله استفاده شده بود.سرمایه فرهنگی با استفاده از نظریه بوردیو از ۳ بخش سرمایه تجسم‌یافته ،عینیت یافته و نهادینه‌شده تشکیل می‌شود و شامل دانش‌ها ،مهارت‌ها و هنرهایی است که افراد آن را از طریق آموزش و زمینه فرهنگی به دست می‌آورند همچنین مالکیت میراث فرهنگی و سهولت دسترسی به آن‌ها و داشتن مدرک تحصیلی نیز هست.روش این پژوهش پیمایشی و گردآوری اطلاعات با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی از میان ۳۲۴ زن متأهل و تکنیک پرسشنامه انجام شد.پردازش داده‌ها به دو روش دو متغیره و چند متغیره انجام می‌شود و یافته‌ها نشان می‌دهد که با بالا رفتن سرمایه فرهنگی زنان،روابط آن‌ها با همسر دموکراتیک تر می‌شود.از میان متغیرهای زمینه‌ای میان پایگاه اجتماعی-اقتصادی زنان،میزان درآمد شوهر و منزلت شغلی شوهر با نوع روابط همسران رابطه معناداری وجود دارد.( آراسته ،۱۳۸۹).
* پژوهشی توسط آقای دهقانی (۱۳۸۵)با عنوان “بررسی تأثیر سرمایه (اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی )بر خشونت شوهران علیه زنان در خانواده” صورت گرفته شده است.در این پژوهش نویسنده یکی از آفت‌های نهاد خانواده را خشونت شوهران علیه زنان معرفی کرده است.پژوهشگر با استفاده از نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو به بررسی تأثیر عامل سرمایه فرهنگی بر خشونت علیه زنان پرداخته است.داده‌های این پژوهش از مناطق مختلف شهرستان کهکیلویه جمع‌آوری شده است که حجم نمونه آن شامل ۳۰۶ نفر از زنان متأهل این شهرستان است.نتایج این پژوهش مبین این واقعیت است که از عوامل موثر بر خشونت شوهران علیه زنان ،مشارکت علمی زوجین بیش‌ترین و درآمد شوهر کمترین تأثیر را داشته است.(دهقانی،۱۳۸۵)
* پژوهشی توسط آقای منادی (۱۳۸۳) با عنوان “تأثیر تصورات و تعاریف مشابه زوجین در رضایت از زندگی زناشویی از دیدگاه زنان “صورت گرفته شد.نتیجه این پژوهش حاکی از این است که سرمایه‌های فرهنگی زوجین، تعیین‌کننده اصلی تصورات و تعاریف آن‌ها از زندگی مشترکشان می‌باشد و به بیانی سرمایه‌های فرهنگی زوجین تعیین‌کننده شکل و محتوای افکار و رفتارهای آن‌ها است ، که این محتوا را می‌توان در زمان‌ها یا فضاهای فرهنگی روزمره زوجین و یا مشغولیات آن‌ها مشاهده کرد . بنابراین مشابهت تصورات و تعاریف، رفتارها و مشغولیات مشابهی را در زندگی مشترک برای زوجین فراهم می‌کند و باعث ایجاد گفت‌وگو بین زوجین می‌شود ، به دنبال این تشابهات و ایجاد گفت و گو نیز، غالباً کیفیت روابط زناشویی و رضایت از زندگی ، به ویژه از دیدگاه زنان بهتر خواهد شد.(منادی،۱۳۸۳)
پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه تعدد زوجات
* پژوهشی توسط آقای رضا پور دمیه(۱۳۹۰)با عنوان “بررسی عوامل موثر بر چندهمسری و اثرات آنان بر تعداد فرزندان در بخش باشت از توابع شهرستان گچساران” صورت گرفته شده است که هدف از این پژوهش بررسی برخی از عوامل موثر بر چندهمسری و همچنین اثرات آن بر تعداد فرزندان بوده است.ابتدا به بررسی کلیاتی در مورد پدیده چندهمسری و اهمیت این موضوع پرداخته شده است.در این پژوهش از دیدگاه‌های کارکردگرایی ،ساخت‌گرایی و… استفاده شده است.واحد مشاهده در این تحقیق مردان متأهل در بخش باشت از توابع شهرستان گچساران می‌باشند.که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه ۲۳۶ نفر انتخاب شده بود که با توجه به جمعیت تقریبی هر گروه بین آنان تقسیم گردید و از روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای و تصادفی استفاده شد.بر اساس نتیجه تحقیق از نه فرضیه تدوین‌شده که شامل میزان تحصیلات شوهر ،میزان تحصیلات زن اول،وضعیت اشتغال زن اول،اختلافات خانوادگی و متغیرهای شهری یا روستایی بودن شوهر با چندهمسری رابطه معناداری وجود داشت و همچنین بین تعداد فرزندان و تعداد همسران رابطه معناداری به دست آمده بود ولی بین وضعیت اقتصادی شوهر ،نازایی زن اول و ترجیح جنسی فرزند پسر با چندهمسری رابطه معناداری به دست نیامد.(رضاپور دمیه،۱۳۹۰)
* پژوهشی توسط آقایان اعتمادی و ابراهیمی (۱۳۸۹)با عنوان “مقایسه سلامت روانی فرزندان خانواده‌های تک همسر و چند همسر” صورت گرفته شده است.هدف از این پژوهش مقایسه سلامت روانی فرزندان خانواده‌های تک همسری و دو همسری شهرستان خواف می‌باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه نظری است که از میان آنان ۳۰ پسر و ۳۸ دختر متعلق به خانواده‌های دو همسری با روش نمونه‌گیری در دسترس و همان تعداد از خانواده‌های تک همسر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.روش تحقیق علی – مقایسه‌ای است و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بین سلامت روانی فرزندان خانواده‌های تک همسری و دو همسری تفاوت معناداری وجود دارد.همچنین فرزندان خانواده‌های تک همسری در مؤلفه‌های اضطراب ،شکایت جسمانی،وسواس و…. نسبت به فرزندان خانواده‌های دو همسری از سلامت روانی بیشتری برخوردار بودند.(اعتمادی ،۱۳۸۹)
* پژوهشی توسط بداغی (۱۳۸۷) با عنوان “ازدواج مجدد در کشورهای اسلامی”صورت گرفته شده است. در این نوشتار ضمن بررسی مقررات قبل از انقلاب، ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده پیشنهادی دولت، مقررات ازدواج مجدد در سایر کشورهای اسلامی، شرایط ازدواج مجدد و اجازه دادگاه مورد بررسی قرار گرفته است.یافته‌های این پژوهش حاکی از این است که علاوه بر توانایی مالی مرد و اجرای عدالت ،تهیه مسکن علی‌حده ،تا دیه حقوق مالی زوجه قبلی ،اعطای وکالت مطلق و بلا عزل به زوجه به عنوان ضمانت اجرا ضروری است تا در صورت خروج از عدالت و ناتوانی مالی زوجه بتواند بدون اثبات عسر و حرج خود را مطلقه نماید.(بداغی،۱۳۸۷)
* پژوهشی توسط خمامی زاده(۱۳۸۷) با عنوان”شناسایی تعدد زوجات در کشورهای دارای نظام تک همسری” صورت گرفته شد. از نظر ایشان اگر چه داشتن چند زنی در بعضی از کشورها قانونی تلقی می‌شود ولی در کشورهای دیگر که دارای نظام تک همسری هستند غیرقانونی و حتی جرم شمرده می‌شود. عدم شناسایی چند زنی در این کشورها موجب بروز مشکلاتی برای مردان چند همسر که به نحوی در چنین کشورهایی اقامت می‌گزینند گردیده است؛ لذا کشورهای دارای نظام تک همسری به منظور حل این مشکل و با توجه به نیاز روزافزون به گسترش روابط بین‌الملل مجبور به تعدیل مواضع خود شده و به طور محدود و با شرایطی، برخی آثار تعدد زوجات انجام‌شده به موجب قانون کشور خارجی را پذیرفته‌اند. (خمامی زاده،۱۳۸۷).
* پژوهشی توسط آقایان محمدی و شیخی (۱۳۸۷) با عنوان”گونه شناسی کشمکش در خانواده‌های چند همسر”صورت گرفته شده است. که هدف از این مطالعه بررسی گونه‌های مختلف کشمکش از حیث نوع و شدت آن در خانواده‌های چند همسر و تک همسر شهر زاهدان بوده است. در این پژوهش در مجموع ??? زن زاهدانی که ??? نفر در خانواده‌های تک همسر و ۱۵۰ نفر دیگر در خانواده چند زن عضویت داشتند از طریق پرسشنامه همراه با مصاحبه مورد بررسی قرار گرفتند. در بخش مربوط به یافته‌های تحقیق فرض وجود گونه‌های مختلف کشمکش با شدت معناداری در خانواده‌های چند همسر در مقایسه با خانواده‌های تک همسر به اثبات تجربی رسید. به این ترتیب زنان مورد بررسی در ازدواج چند همسر در مقایسه با خانواده‌های تک همسر بالاترین سطح کشمکش در روابط قدرت، روابط عاطفی و روابط جنسی را تجربه می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد که ارائه خدمات اجتماعی و آگاهی‌های عمومی به افراد در ساختار خانوادگی چند زن باعث توانمندسازی زنان در خانواده‌های چند زن می‌شود. به نظر می‌رسد چنین عملکردی در کاهش شدت کشمکش و آثار مضر آن اثربخش باشد (شیخی و محمدی،۱۳۸۷).
* پژوهشی توسط آقایان مجاهد و بیرشک(۱۳۸۷) با عنوان “وضعیت رفتاری کودکان و سلامت روانی والدین در خانواده‌های همسری” صورت گرفته شده است. در این پژوهش ۶۵ خانواده چند همسر و ۶۵ خانواده تک همسر بر پایه ملاک‌هایی چون داشتن فرزند مدرسه‌ای و محل سکونت باهم همتا بودند، بررسی شدند.۴۰۲ نفر کودکان سن دبستان و راهنمایی این خانواده‌ها به کمک پرسشنامه راتر و ۳۲۵ نفر پدران و مادران آن‌ها با بهره‌گیری از پرسشنامه ۲۴-GHQ و پرسشنامه بیمار یابی داوپدیان مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها به کمک تحلیل واریانس تحلیل گردید. یافته‌های این تحقیق نشان داد که نمره‌های

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید