نیز مکرر از اصطلاحات ساخت گرایی سخن به میان می‌آید. در چند دهه اخیر استفاده از این مفهوم با تأکید خاصی از سر گرفته شد به دنبال نظریات رادکلیف براون در انگلستان و شاگرد وی مایوفسنز در کتاب ساخت اجتماعی، مردم شناسان دیگری نظیر فرچ (از پیروان مالینوفسکی) مورداک و افراد دیگری مانند مرتن، شلر، لویی پارسنز که نظرات مردم شناسان انگلیسی را در آمریکا دنبال کردند هر یک مفهوم ساخت را به صورت‌های مختلفی به کار گرفتند. در این میان نظرات لوی اشتراوس در چند دهه اخیر اهمیت و برجستگی خاصی پیدا کرده است و جایگاه ساخت گرایی در بین سایر مکاتب و نظریه‌ها تثبیت شده است”(توسلی۱۳۴،۱۳۸۳).
مفهوم ساخت
“به نظر اشتراوس ساخت عبارت است از (ترکیب خاص همبستگی اجزای یک مجموعه با هدف معین) مانند ساخت بدن انسان که اجزای آن با هم همکاری دارند. از دیدگاه اشتراوس ساخت دارای سه خصلت اساسی است:
همچون منظومه یا نظامی است که دگرگونی هر جزء آن موجب دگرگونی اجزاء می‌شود.
همچون منظومه می‌تواند به صورت نمونه‌های فراوان دیگری از خود تجلی کند.
ساخت خاصیت پیش بینی داد، یعنی بر این اساس می‌توان پیش بینی کرد که اگرچه در یک یا چند ساخت تغییراتی پدید آید، در کل ساخت چه واکنشی پدید می‌آید؛ و به عقیده مرتن، هر جزء از ساخت اجتماعی در بقاء و دوام کل نظام دخالت دارد و در عین حال هر جزء در بقاء و ثبات جزء یا اجزاء دیگر موثر است” (همان،۴۱).
– تطبیق چند همسری با مکتب ساخت گرایی
یکی از عواملی که ساخت جامعه را سخت تحت تأثیر قرار می‌دهد، فزونی تعداد زنان آماده ازدواج نسبت به تعداد مردان آماده ازدواج است.
این عامل نه تنها مجوزی برای تعدد است بلکه حقی برای زن و وظیفه‌ای برای مرد در این زمینه ایجاد می‌کند.
مهم‌ترین عواملی که سبب می‌شود تعداد زنان آماده ازدواج از مردان آماده ازدواج بیشتر باشد کثرت تلفات مردان، از جمله در جنگ‌ها، تصادفات، غرق شدن‌ها، برق گرفتگی‌ها و …و به اضافه آمار زنان طلاق گرفته است.
مقاومت مردان در برابر بیماری‌ها کمتر از زنان است.
دوره بلوغ دختران قبل از پسران است و عملاً در اکثریت ازدواج‌ها سن متوسط مردان پنج سال بیشتر از زنان است.
نتیجه این مقدمات یعنی فزونی آمار زنان و حق طبیعی تأهل برای همه این می‌شود که، اگر تنها تک همسری صورت قانونی داشت باشد، عملاً گروه زیادی از زنان از حق تأهل محروم می‌مانند. پس بنابراین تعدد زوجات یکی از راه‌هایی است که می‌تواند توازن نسبی بین زنان آماده ازدواج و مردان آماده ازدواج برقرار نماید.
برخی از غربی‌ها مانند برتراند راسل پیشنهادی برای حل این مشکل داده‌اند و می‌گویند: “برای این که زنان از داشتن فرزند محروم نمانند، می‌توانند با شکار مردان متأهل، فرزندان بی پدر به وجود آورند و البته چون در ایام نگهداری کودک محتاج کمک مادی مرد است، دولت جانشین پدر می‌شود و به آنان کمک اقتصادی می‌کند.” نظریه برتراند راسل احتیاج زن به تأهل را فقط از ناحیه جنسی و اقتصادی و داشتن فرزند تأمین می‌کند. در حالی که زن علاوه بر نیاز جنسی و اقتصادی نیازمند عواطف صمیمانه مرد و فرزند نیازمند صمیمانه پدر است.
۲-۲-۱-۳ مکتب تضاد یا دیالکتیک
“اصحاب این مکتب جامعه را به عنوان عرصه تضادها و مبارزات طبقاتی دانسته و در تحلیل خود از مسائل اساسی از قبیل حاکمیت (قدرت، استعمار، کنترل، خفقان، تقسیم کار، توزیع نامساوی امکانات اقتصادی و تغییر و دگرگونی‌های اساسی بحث می‌کنند. صاحب نظران اصلی این مکتب اصل تضاد را در جامعه پذیرفته و معتقدند که جامعه? طبقاتی اصالتاً بر تضاد و رقابت استوار است و نظام اجتماعی و ارزش‌های موجود توسط زور و قدرت بر افراد جامعه تحمیل شده است” (ادیبی، انصاری۱۰۶،۱۳۸۵)
– تطبیق چند همسری با نظریه تضاد:
بر اساس این نظریه اگر شخصی بر اثر در اختیار گرفتن ابزار تولید و به کار گیری آن‌ها شرایط او نسبت به قبل تغییر اساسی نماید و از حالت فقر به یک حالت متوسط و ممکن است از حالت متوسط به حالت خوب و از خوب به عالی تغییر نماید. مثلاً اگر قبلاً فاقد مسکن و وسایل نقلیه بوده الآن برای او فراهم شده یا اگر مسکن و وسیله نقلیه‌ای را داشته تبدیل به احسن شده‌اند. این گونه تغییرات اساسی در شرایط اقتصادی او و به تعبیر مارکس (زیربنایی) موجب تغییر نگرش و نگاه او در مسائل (روبنایی) می‌شود؛ و نگاه او به مسائل اجتماعی مانند مسائل سیاسی، حقوقی، اخلاقی، مذهبی از جمله زندگی زناشویی و خانوادگی تغییر می‌یابد. مثلاً اگر تا کنون به دلیل مشکلات مالی نگاه او به ازدواج منفی بود، الآن مثبت شده و تشکیل خانواده می‌دهد یا اگر دارای یک همسر بوده الآن به دلیل این که شرایط اقتصادی او تغییر کرده و از عهده? اداره و تأمین نیازهای دو زن یا بیشتر بر می‌آید. نسبت به ازدواج مجدد اقدام می‌نماید در واقع با تغییر پایگاه اقتصادی فرد یعنی طبقه فرد به دلیل دگرگونی منزلت و پایگاه و تحرک اجتماعی امکان گرایش به تعدد زوجات بیشتر می‌شود، چرا که فرد از نظر مادی توان پاسخگویی به نیازهایش را دارد.
۲-۲-۱-۴ مکتب کنش متقابل نمادین
“مکتب کنش متقابل نمادین، رهیافت به خصوصی را برای مطالعه زندگی گروهی و رفتار فردی موجودات بشری نشان می‌دهد.
به طور کلی دیدگاه کنش متقابل نمادین بر پویایی کنش متقابل فرد و جامعه و نتیجه این فرایند تاکید دارد، به اعتقاد زیمل طبقه، دوست، خانواده، دین در نهایت بازتاب کنش متقابل ویژه میان مردم‌اند” (توسلی۲۷۵،۱۳۷۴).
“از دیدگاه عمل گرایی در مکتب کنش متقابل نمادین ازدواج زمانی صورت می‌گیرد که حقیقت اجتماعی نمود پیدا کند و در دیدگاه متقابل نمادین اساس تمامی اعمال اجتماعی و پایه روش شناختی برای درک آن می‌باشد. افراد در موقعیت‌هایی که قرار می‌گیرند و فرآیند سازگاری کنش‌های خود از آن تعبیری نمادین می‌کنند.
ارتباطات در حین کنش‌ها برقرار می‌شود و باید متکی بر یک دیدگاه واقعی در قبال رویدادهای اجتماعی باشد. ارتباطات به شخص کمک می‌کند که موقعیت خود را بهتر درک نماید”(همان:۲۸۵).
“بنابراین کنش متقابل انسان‌ها به واسطه نهاده‌ها و از طریق تعبیر و یا تبیین معنای اعمال دیگران صورت می‌گیرد” (توسلی۲۸۳،۱۳۷۴).
“دیدگاه کنش متقابل نمادین جامعه انسانی را پدیده‌ای شامل انسان‌های عمل کننده و حیات جامعه را مرکب از فعالیت‌های این افراد می‌دانند. نکته دیگر این است که در یک جامعه همین وضعیت‌هایی که مردم با آن‌ها مواجه می‌شوند، اگر به طور مشترک توسط آن‌ها تعریف یا ساخته و پرداخته شده باشد، آن‌ها از طریق کنش‌های متقابل است که در می‌یابند که در فلان وضعیت خاص چگونه باید عمل کنند” (همان:۲۸۴).
– تطبیق نظریه کنش متقابل نمادین با چند همسری
از این دادگاه نتیجه می‌گیریم که گرایش به چند همسری هم به عنوان یک ویژگی شخصیتی به صورت یک فرایند در جریان اجتماعی شدن در سایه خانواده، و اجتماع در انسان به وجود می‌آید و به آن تمایل پیدا می‌کند. به این صورت فردی که در یک خانواده مؤمن و پایبند به سنت‌های اسلامی و اصول و ارزش‌های اخلاقی رشد کرده و یتیم نوازی اگر در همسایه خود خانواده‌ای را ببیند که دارای مشکل و نیاز مالی یا عاطفی است و نیاز به کمک دارد تیپ شخصیتی مشکل یافته او در خانواده‌های مذهبی به او حکم می‌کند برای حل مشکل چاره‌ای بیندیشد و اقدام به پدیده چند همسری بنماید. از طرف دیگر ازدواج بهترین وسیله است که امکان تعامل اجتماعی را فراهم می‌کند. روابط اجتماعی بر مبنای نیازها شکل می‌گیرد و افراد به طور متقابل پاسخ گفتن به نیازهای خودشان هستند و این در فرایند کنش متقابل حاصل می‌شود.
۲-۲-۲) نظریه فرهنگی
“از دیدگاه نظریه فرهنگی، فرهنگ میراث اجتماعی گذشته است که بر رفتار کنونی و آینده انسان تأثیر می‌گذارد” (اعزازی۱۷،۱۳۸۰).
“تایلور، فرهنگ را حاصل رفتار و کردار انسان‌هایی می‌داند که در جامعه زندگی می‌کنند. به بیان دیگر، فرهنگ شیوه کلی زندگی در هر جامعه است” (ستوده۲۰،۱۳۸۰).
نظریه سرمایه‌های فرهنگی پیر بوردیو
اصطلاح سرمایه فرهنگی نخستین بار توسط پیر بوردیو (???? ـ ????) به ادبیات علوم اجتماعی و انسانی وارد شده است. پیربوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره۱ و یک سرمایه فرهنگی بوده که هر دو محصول فضاهای فرهنگی اطراف انسان می‌باشند. “منظور از عادت واره مجموع طرحواره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود از ابتدای تولد به بعد بر اساس برخورد با محیط‌های مختلف مانند: خانواده، رسانه‌ها، نهاد آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می‌کند. این طرحواره ها مانند : چگونه غذا خوردن، چگونه لباس پوشیدن، چگونگی ارتباطات اجتماعی، ذوقیات، مشغولیات انسان می‌باشند”(منادی۹۳،۱۳۸۵) “طبق نظریه بوردیو عادت واره از سویی ساختاری است که ساختارهایی را می‌سازد، عادت واره محصول تاریخ انسان است که اعمال فردی را به وجود می‌آورد از سوی دیگر، در ضمن منحصربه فرد بودن عادت واره هر فرد، هدایت کننده و نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره انسان است” (همان).
“بنابراین عادت واره محصول محیط‌ها و فضاهایی است که فرد در آن محیط‌ها به دنیا آمده و رشد می‌کند و چون محیط‌های اطراف افراد جامعه متفاوت می‌باشند طبیعتاً محصول آن‌ها نیز گوناگون خواهد بود این است که هر فردی عادت واره منحصر به خود را دارد” (منادی۹۳،۱۳۸۵).
“طبق نظریه بوردیو عادت واره هر فرد که نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره? اوست، در مرکز سرمایه‌های فرهنگی‌اش جای دارد” (همان ،۹۶).
“در میان انواع سرمایه، سرمایه? فرهنگی نقش بسیار مهمی در اندیشه? بوردیو ایفا می‌کند. وی همچون برنیشتاین، دیدگاهی کاملا دورکیمی در خصوص فرهنگ دارد. جامعه شناسی مصرف و تحلیل وی درباره? سبک زندگی برهمین نوع سرمایه متکی است. در نظر آن‌ها، منبع نابرابری در جامعه بیشتر ماهیت فرهنگی دارد تا اقتصادی و فاصله? بین فرهنگ مدرسه و خاستگاه اجتماعی – اقتصادی کودک عامل مهمی در تعیین موفقیت او در نظام آموزشی محسوب می‌شود. برنشتاین، بیشتر به مسئله انتقال قدرت و شیوه‌های انتقال آن توجه دارد، و بوردیو بیشتر به شرایط ساختاری که انتقال قدرت در چارچوب آن صورت می‌گیرد” (شارع پور۱۳۶،۱۳۸۱).
“سرمایه فرهنگی در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در وی ایجاد و درونی شده است. بوردیو تحصیلات را نمودی از سرمایه فرهنگی می‌داند. گرایش به اشیاء فرهنگی و جمع شدن محصولات فرهنگی نیز سرمایه فرهنگی به حساب می‌آید. در اکثر مطالعاتی که در مورد منشأ سبک زندگی انجام شده، به تحصیلات تأکید شده است. تأثیر و نقش تحصیلات را ناشی از افزایش قوه شناختی در اثر ارتقای تحصیلی و هم چنین اثر شبکه‌ای تحصیلات می‌دانند. آبل در مطالعه‌ای

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید