پایان نامه ارشد رایگان درمورد حزب دموکرات، نهضت مشروطه، اتحاد اسلام، محمدرضاشاه

مذهبي ترجيح مي دادند مانند تحصيلکرده هاي خارج از کشور و کساني که در غرب سفر قلم بودن و يکي از علل پيشرفت غربي ها را جدايي دين از سياست و عدم دخالت روحانيون در اداره کشور مي دانستند اينان به علت دست به حکم بودند و داشتن مسئوليت هاي اجرايي کشور بسيار فعال بودند و اکثر اهل تشکلهاي علني، نيمه علني و گاه مخفي بودند اينان با دين و روحانيت معاندتي نداشتند اما ترويج ديدگاههايشان جنبه هاي ديني نهضت را به شدت تضعيف مي کرد و لذا مخالفت مذهبي ها را عليه خود برانگيختند و مذهبي ها آنان را روشنفکر مآب، فرنگي مآب و ابراز استعمار فرهنگي مي دانستند.
عناصر و تشکل هاي وابسته به قدرت هايي بيگانه و افرادي امثال سيدضياء طباطبايي، تقي زاده، علي دشتي و غيره از عناصر و تشکل هاي افراطي و تندرو مثل حيدرعمو اقلي و تشکل هاي وابسته به رجال دربار قاجاريه که غيرمستقيم ابزار سياست بيگانه بودند بيشترين آسيب را به عناصر استمرار نهضت مشروطه زدند و با اين وجود نتيجه کار اين شده که جريان حکومت ديني خواه از صحنه بيرون رانده شود و مشروطه مشروعيت ديني خود را از دست بدهد و از حمايت توده هاي مذهبي و روحانيت محروم بماند که در نهايت از مشروطه اسمي باقي ماند و فعاليت هاي سياسي بدون پشتوانه مذهبي و ديني هر روز به شکلي تجلي کرد و تشکل هاي گوناگوني پديد آمدند که هيچ کدام نتوانستند کاري موثر و سرنوشت ساز داشته باشند و بالاخره با کودتاي سوم اسفند 1299 ديکتاتوري وابسته به بيگانگان توسط عناصر مورد حمايت انگلستان شروع شده و از استقلال و عدالت و رعايت حقوق ملت که شعار اصلي نهضت مشروطه بود چيزي باقي نمايد.
پس از درگيري هاي بين انجمنها در دوران مشروطيت و تضعيف آنها و بر اثر تکامل بخش هاي سياسي موجب شد که به جاي انجمن سخن از حزب به ميان آمد و دو حزب عمده ي دموکرات، يعني (اجتماعيون، عاميون) و (اجتماعيون، اعتداليون) پديد آمدند و در کنار اين دو حزب حزب هاي ديگري بدون عنوان حزب تشکيل شدند مانند هيئت علميه که به رهبري آيت اله مدرس و يا هيئت اتحاد اسلام به رهبري ميرزا کوچک خان تشکيل شد. تفاوت انجمنها و احزاب در اين بود که انجمن ها محدود و معمولاً صنفي، محلي يا اداري بودند و مرام نامه و اساس نامه نداشتند و شعبه هم نداشتند.

2-4-3- حزب سوسيال دموکرات
حزب سوسيال دموکرات يا حزب اجتماعيون ـ عاميون در دوران مجلس اول اعلام وجود کرد و قبل از آن اعضاي انجمن هاي سري و روشنفکران گفتگوهايي درباره فعاليت ها مخفي حزب گونه داشتند که موفق شدند در تاريخ 12 ربيع الاول 1322 هجري قمري در باغ سليمان خان مکيده گردهم آيند و قطعنامه اي در 18 ماده تنظيم کنند. اينان افکار افراطي داشتند و به موازين و مباني ديني در مسائل کشوري و سياسي مقيد نبودند و بيشتر تحت تاثير فرقه دموکرات و حزب همت قفقاز با افکار اشتراکي سوسياليستي بودند که دوماه پس از افتتاح مجلس دوم منفصل شد.

2-4-4- حزب دموکرات
پس از تعطيلي اجتماعيون ـ عاميون همين گروه به شکل ديگري و به نام حزب دموکرات اعلام حضور کرد و در مرام نامه و اساس نامه خود که بيشتر تقليد از احزاب چپ اروپايي بود در آغاز سعي کرد که افکار خود را منطبق با اسلام معرفي نمايد و عامل اصلي تفرقه و درگيري ها در مشروطه بود.

2-4-5- حزب اجتماعيون ـ اعتداليون
اين حزب مانند حزب دموکرات از مهمترين احزاب دوران صدر مشروطه مي باشد البته همانطور که قبلاً گفته شد اين مجموعه ساختار حزبي نداشت بلکه بعضي از رجال سياسي آن را تشکيل داده بودند حزب اجتماعيون ـ اعتداليون توسط افرادي که افکار غرب مابانه دموکراتها را قبول نداشتند و احساس کردند که بايد به طور مجموعه اي کار کنند و گردهم آيند به وجود آمد و حزب را تاسيس کردند آگاه به آنها اعتدالي گفته مي شد.

2-4-6- حزب اتفاق و ترقي
در کنار دو حزب دموکرات و اعتدالي، احزاب و گروههاي گوناگوني نيز وجود داشته اند از جمله حزب اتفاق و ترقي که اعضاي فراواني نداشت و متشکل از عده اي رجال و افراد و علاقمند به سياست بود که روزنامه اي بنام استقلال ايران از ارکان آن به شمار مي رفت. هدف حزب، کمک به مشروطه، حفظ استقلال ايران، همراهي با کليه ملل مظلومه، استعانت با طبقات آزادي خواهان مشرق زمين، اتحاد ملل مظلومه، تساوي حقوق، بيداري مردم و آشنا ساختن مردم به حقوقشان بود.
رئيس حزب، مستعان الملک از مبارزان مشروط بود.

2-4-7- حزب ترقي خواهان ليبرال
حزب کوچک ديگر بنام ترقي خواهان ليبرال که هم مرام نامه و هم اساسنامه اي با نام دستور اساسي جمعيت ترقي خواهان ايران داشت که هدفش نگهداري از استقلال مملکت، محافظت اصول اسلامي، پايداري مشروطيت و حکومت ملي در ايران بود و روزنامه بنام جنوب داشت که بيشتر به استانهاي جنوبي کشور مي پرداخت.

2-4-8- هيئت علميه
مهمترين گروه سياسي از نظر جريانهاي سالم در مشروطه، هيئت علميه است که اولين حرکت حزبي و روحانيت است، روحانيت ديدند که کارگردانان اين تشکل ها يا شاهزادگان و صاحب منصبان يا تحصيلکردگان و متجدد مآب ها هستند که وابسته به استعمار انگليس هستند و هيچ علاقه اي به حاکميت اسلام، فقه و اصول عدالت ندارند و اسلام و علما را در جهت منافع خود مي خواهند و يا عناصري چون روساي ايل ها و عشاير يا ملاکين يا تجار هستند و بي اعتمادي مردم به احزاب و به رفتارهاي آنان نيز موجب شدکه روحانيت کمتر به طرف احزاب ميل کند اعدام شيخ فضل اله و ترور سيد عبداله به
بهاني و تهديدهاي مخفي که نسبت به علما انجام مي شد باعث شد که روحانيت و مردم نسبت به احزاب و گروهها بي اعتماد شوند. اين گروه سياسي سازمان تشکيلاتي نداشتند و بيشتر ارتباط بود زيرا روحانيون همگي با هم رابطه داشتند. هيئت علميه بيشتر تحت تاثير ديدگاههاي آيت اله مدرس بود که با تنظيم قوانين به تقليد از قوانين خارجي مخالفت داشتند مگر اينکه با قوانين و مباني اسلام هماهنگ شوند.
عدم توانايي احزاب صدر مشروطه در ايفاي نقش خود مانند جلب اعتماد مردم، رفع مشکلات، قانون گذاري، نظارت و انتخاب وزرا باعث شد که احزاب موقعيت خود را در جامعه از دست بدهند و با روي کار آمدن رضاخان پرونده فعاليت احزاب بسته شد و مردم هيچ حمايتي از آنها نکردند.

2-5- احزاب پس از رضاشاه تا آغاز نهضت امام خميني (ره)
2-5-1- احزاب پس از آغاز نهضت امام خميني (1341)
الف.گروههاي مذهبي
موثرترين تشکل هاي اين دوره گروه هاي مذهبي هستند که در صحنه هاي سياسي بسيار تاثيرگذار بودند اما فاقد ساختار حزبي بوده اند اين گروهها داراي انسجام قوي و ارتباط مستحکم مذهبي بوده اند که نسبت به ساير گروهها وحدت تشکيلاتي و قدمت اجرايي داشتند.
اولين نهضت پس از رفتن رضاشاه مربوط به نهضت علما و مذهبي هاست، مراجع و مجتهدان آن روز مثل آيات عظام حاج آقاحسين بروجردي، حاج آقاحسين قمي، حاج سيدمحمدتقي خوانساري، حجت کوه کمره اي، آيت اله صدر بودند که رژيم محمدرضا را مجبور کردند کارهاي ضد مذهب رضاشاه مانند اجبار به بي حجابي، منع عزاداري امام حسين (ع) را لغو نمايد پيروزي سريع علما و عقب نشين رژيم موجب بروز احساسات مذهبي شديدي شد و نفوذ دين و علما داشت باعث مي شد که دوران تنباکو و مشروطه تکرار شود لذا تبليغات عليه مذهب شدت يافت که مهمترين آن توسط کسروي و گروهي که راه انداخت بود به نام باهماد آزادگان راه اندازي شد که در پوشش اطلاع ديني و پاکديني به تحقير و استهزاي مباني دين پرداخت که با بهانه قراردادن رسومات سنتي مردم تا در دين و اعتقادات مردم ترديد و تزلزل ايجاد نمايد که مباحثات او بجايي نرسيد و در ديدگاه علما و مردم مذهبي به عنوان مزدور و جاسوس شناخته شد و حکم به مهدور اسلام بودن وي داده شد اين حکم را مرحوم آيت اله العظمي حاج سيد محمدتقي خوانساري داده بود.
ب. فدائيان اسلام:
بدنبال تشديد تبليغات ضداسلام و اهانت به مقدسات توسط کسروي، نواب صفوي که در نجف بود به ايران آمد و جمعيت فدائيان اسلام را تاسيس نمود (1323 شمسي)
قبل از تاسيس فدائيان اسلام نواب صفوي در جمعيت مبارزه با بي ديني با حاج شيخ عباس علي اسلامي موسس مدارس جامعه تعليمات اسلامي، حاج شيخ رضا سراج و آيت اله سيد محمود طالقاني همکاري مي نمود. فدائيان اسلام شبکه و ساختار حزبي نداشت و توسط هيئت که در راس آن نواب صفوي بود رهبري مي شد که تصميماتش قطعي الاجرا بود، نشريه فدائيان بنام منشور برادري بود و نشريه ملت افکار فدائيان اسلام را نشر مي داد و با وجود اينکه اساس نامه و مرام نامه نداشتند، در نشريه مرام و ملک و برنامه هايشان را مطرح مي نمودند و تمام ديدگاهها و مواضع خود را در جزوه اي به نام کتاب راهنماي حقايق در 90 صفحه منتشر کردند که در بين احزاب پس از مشروطه در نوع خود اولين بود.
فدائيان اسلام مهره ها و عناصر موثري چون کسروي، هژير و رزم آرا را کشتند و استعمار نتوانست عواملي مانند آنها را جايگزين کند. پس از کودتاي 28 مرداد 1332 حکومت محمدرضا شاه براي اينکه نواب و سران فدائيان اسلام کنار بروند پيشنهادهاي گوناگوني به نواب دادند که همه آنها را رد کرد و تکليف تشکيلات سياسي ـ مذهبي فدائيان اسلام پس از 28 مرداد 1332 با شاه روشن شد و در مورخه 1/9/1334 نواب صفوي و سيدمحمد واحدي دستگير شدند و رهبران فدائيان به شهادت رسيدند و پس از آن دچار رکود شد و تا سال 1357 فعاليت تشکيلاتي نداشت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي افراد فدائيان اسلام در سه گروه به کار خود ادامه دادند.
ج. مجمع مسلمانان مجاهد
مجمع مسلمانان مجاهد داراي ساختار حزبي نبود و بيشتر نظريات آيت اله کاشاني را تبيين مي کردند.
د. گروه شيعيان
تشکلي که از بين تشکلهاي مذهبي پس از شهريور 1320 داراي شبکه حزبي بود و بعضي عناصر آن در تاسيس تشکل موتلفه اسلامي با استفاده از تجربه شرکت کردند گروه شيعيان بود. اين گروه تشکلي مذهبي ـ سياسي بود که در سياست مشي کاملاً آرام داشت که حاج صادق اماني، صادق اسلامي، حاج حسين رحماني آن را تاسيس کردند.

ه. گروههاي کمونيستي
حزب توده:
مهمترين تشکل کمونيستي در اين دوره حزب توده ايران بود که در مهر 1320 رسماً تشکيل شد که سابقه فعاليت کمونيستي در ايران به دوران مشروطه بازمي گردد، ابتدا شاخه اي از حزب عدالت که حزب کمونيست در باکو و قفقاز بود به طور پنهاني در شمال ايران پديد آمد و سرانجام حزب کمونيست ايران به رهبري افرادي چون حيدر عمو اقلي و پيشه وري انجاميد که در گيلان تشکيل شد و فعاليت علني خود را شروع کرد که با روي کار آمدن رضاشاه و دستگيري پيشه وري و ايوب شکيبا و عناصر ديگر در سال 1310 فعاليتش پايان يافت.
پس از سقوط رضاشاه و ايجاد فضاي بازسياسي گروه 53 نفري از زندانيان کمونيست در دوران رضاشاه حرکتي آغاز کردند که در آغاز خود را کمونيست معرفي نمي کردند و حزب توده را تشکيل دادند و در بدو تاسيس هيچ گونه عقايد کمونيستي و تبليغ در جهت مرام اشتراکي در اساس نامه خود نگنجانيده بودند و خود را طرفدار مذهب
اسلام و شريعت حقه ي محمدي و متکي به قانون اساسي مشروطه که اسلام و مذهب شيعه جعفري اثناعشري را مذهب رسمي کشورايران مي دانست معرفي کردند، موسسين جز ستوده از طبقه ي اشراف بودند، رئيس حزب توده شاهزاده سليمان ميرزا اسکندري بود که قبلاً در حزب دموکرات عضويت داشت و از رجال طرف دار انگلستان بود اوايل سال 1321 روزنامه سياست ارگان مرکزي حزب توده انتشار يافت. حزب توده به علت پشتوانه حمايتي شوروي به سرعت گسترش يافت.
در کنگره ي دوم حزب توده در اوايل سال 1327 اعضاي مرکزي جديدي انتخاب شدند مرام نامه و اساسنامه جديدي تهيه شد و سياست هاي جديدي ترسيم گرديد که بر محور مبارزه با امپرياليسم آمريکا بود.
حزب توده در جريان کودتاي 28 مرداد 1332 هيچ کاري نکرد و مورد اعتراض عناصر خود و ساير جريانات قرار گرفت و بعد از 28 مرداد و برقراري سلطه ي استبدادي محمدرضاشاه فعاليت حزب توده متوقف شد و فعاليت مخفي و پنهان آن باقي ماند.
اعدام جمعي از افسران توده اي و حبس هاي طولاني و دستگيري حدود 600 افسر و افشا شدن خيانتها و جنايتهاي حزب توده در کشتن افراد،حزب توده را به پايان راه رساند.
در سال 1357 حزب توده دوبار قدم به صحنه گذاشت و در سالهاي پس از انقلاب اسلامي با عنوان اينکه در خط امام است سعي در بهره برداري سياسي خاص خود را داشتند و با دستگيري سران و شبکه هاي مخفي متلاشي شد جز عناصر معدود که در خارج از کشور هنوز عنوان حزب توده را با نشريه اي به نام نامه مردم يدک مي کشند چيز قابل ملاحظه اي باقي نمانده است.

فرقه دموکرات آذربايجان
يک تشکل قوي و قومي و کمونيستي بود که توسط جعفر پيشه وري در 12 شهريور 1324 در آذربايجان اعلام رسميت کرد و دولت خود مختار آذربايجان را تشکيل داد و به شدت مورد حمايت شوروي بود که در 21 آذر 1324 اعلام دولت هاي آذربايجان کرد و خود را از مرکز کاملاً مستقل کرد و تشکيلات آن شبيه تشکيلات حکومت شوروي و احزاب کمونيست بود و در بين مردم آذربايجان هيچ پايگاهي نتوانست بيابد و مرد و عوامل آنها را تنبيه نمودند و در 16 آذر 1325 با حرکت قواي دولتي ظرف 4 روز يعني در 21 آذر 1325 آذربايجان تحت حاکميت دولت درآمد.
فرقه دموکرات کردستان
اين فرقه تشکلي قومي و کمونيستي بود که در 24 آذر 1324 با حمايت شوروي توسط قاضي محمد در مهاباد اعلام رسميت کرد و هدفش ايجاد حکومت خودمختار کردستان بود که پس از توافق دولتهاي قدرتمند و حکومت ايران به شکست رسيد و سران آن دستگير و اعدام شدند.

2-5-2-گروههاي وابسته به رجال سياسي
حزب همراهان
اين حزب توسط مصطفي فاتح از کارمندان عالي رتبه ي شرکت نفت ايران و انگليس که وابسته به انگليس بود تشکيل شد در سال 1321، يک برنامه سوسياليستي را تعقيب مي کرد و در فروردين 1342 روزنامه اي با نام امروز و فردا منتشر کرد که با پايان يافتن جنگ جهاني دوم و غيرقانوني شدن حزب توده ديگر نيازي به اين حزب نبود لذا اين سر و صدا از ميان رفت.
حزب سوسياليست ايران
پس از متلاشي شدن حزب همراهان تعدادي از اعضاي آن حزب جديدي را راه انداختند و آن را حزب سوسياليست ايران ناميدند که به رهبري علي شهيدزاده بود و با حزب توده همکاري داشت.
اصول اين حزب سوسياليسم بود و شعار دولتي شدن اقتصاد و رفاه عمومي و محدود کردن مالکيت بود و اداره روزنامه امروز و فردا حزب همراهان را به دست گرفتند و در آن

دیدگاهتان را بنویسید