مورد دیگران کمتر قادر به درک تفاوت ها هستند ( شولتز ، ۱۹۹۸،سیدمحمدی،۱۳۸۵).
۷-۴-۲ نظریه آلپورت ۳۶
آلپورت به بررسی شخصیت بر پایه چند اصطلاح و مفهوم مهم قرار دارد : ۱- انگیزش هشیار ۲- افراد برخوردار از سلامت روانی ۳- رفتار تاثیرگذار ۴- بی نظیر بودن هر فرد ۵- نگرش التقاطی به نظریه های دیگر. آلپورت احتمالا اولین نظریه پرداز شخصیت بود که افراد برخودار از سلامت روانی را بررسی می کرد. شخصیت های پخته با رفتارهای تاثیرگذار مشخص می شوند. یعنی نه تنها به محرک های بیرونی واکنش نشان می دهند بلکه همواره قادرند به شیوه های تازه و مبتکرانه بر محیط شان تاثیر بگذارند و باعث شوند محیط شان به آنها واکنش نشان دهد. رفتار تاثیر گذار صرفا به سمت کاهش تنش ها هدایت نمی شود، بلکه به سوی ایجاد تنش های جدید نیز گرایش دارد.
تعداد کمی از روانشناسان در تعریف اصطلاحات به اندازه آلپورت دقیق بوده اند. روشی که او در تعریف پیش گرفت، کلاسیک است. او ریشه کلمه پرسونا را تا ریشه های یونانی از جمله معانی زبان لاتین ردیابی کرد و پس از آن ۴۹ تعریف از شخصیت را به صورتی که در الهیات،فلسفه، حقوق ، جامعه شناسی و روان شناسی به کار می رفتند به دست آورد. او بعداً پنجاهمین تعریف را ارائه کرد که در سال ۱۹۷۳ عبارت بود از سازمان پویای درون شخصی ، که از نظام های روانی- جسمانی تشکیل شده اند. که الگوهای شاخص رفتار، افکار و احساسات شخص را ایجاد می کنند (آلپورت ۱۹۳۷، اسماعیلی فر، ۱۳۹۰).
از تعریف فوق می توان فهمید که از نظر وی، شخصیت مجموعه از اجزای جدا از هم نیست، بلکه دارای سازمان است. شخصیت غیر فعال نیست بلکه فعال و دارای فرآیندهایی است. شخصیت یک مفهوم روانشناختی است، با این وجود به طور تنگاتنگی با بدن جسمانی گره خورده است. شخصیت یک نیروی علّی است و کمک می کند مشخص کنیم شخص چگونه با محیط در ارتباط است شخصیت نه به یک طریق بلکه به شیوه های مختلف یعنی در رفتار، افکار و احساسات ما متجلی می شود (شولتر ۱۹۹۸، ترجمه سید محمدی ۱۳۸۱).
۸-۴-۲ شخصیت از دیدگاه کتل۳۷
کتل بعد از بیست سال پژوهش فشرده تحلیل عاملی، ۱۶ صفت عمقی را به عنوان عوامل بنیادی شخصیت معرفی کرد. این عوامل به صورتی که اغلب مورد استفاده قرار می گیرند، یعنی به صورت آزمون یعنی شخصیت به نام پرسشنامه عاملی شخصیت ( NEO) شهرت دارند. کتل این صفات را به شکل دو قطبی ارایه داد ( کتل، ۱۹۷۳، کتل و کلاین، ۱۹۷۷ ).
هدف و مقصود کتل از مطالعه شخصیت، پیش بینی رفتار است یعنی آن چه شخص در پاسخ به یک موقعیت یا محرک خاص انجام خواهد داد. به همین جهت او متغیرهای شخصی و موقعیتی و تعامل آن در تحت تاثیر قرار دادن شخصیت تصدیق می کند او این دیدگاه از شخصیت را به صورت ریاضی در معادله زیر بیان می کند :
R = پاسخ یا واکنش فرد S= موقعیت یا محرک R=F(p,S) = Pساختار یا کارکرد شخصیت که عامل ناشناخته در این معادله می باشند شناختن آن از همه دشوارتر به نظر می رسد ( کریمی، ۱۳۷۵).
۹-۴-۲ رویکرد صفات به شخصیت
همه کسانی که درباره شخصیت نظر داده اند مقصودشان دست یافتنت به متغیرها یا عواملی بوده است، که بتوان به وسیله آن به توصیف و توجیه چگونگی رفتار ها پرداخت برای این منظور طریق روان درمانی یا روانشناختی حیوانی و تحقیقات آزمایشگاهی بیشتر مورد استفاده بوده است. اما چند تن از روانشناسان که کتل و آیزنک ۳۸از معروف ترین آن ها هستند، بیشترین روش آماری را که بر پایه جمع آوری اطلاعات گوناگون و روان سنجی و تست های عینی و سرانجام نتیجه گیری توسط تحلیل عوامل۳۹ قرار دارند بکار می برند. این طریقه آماری پیش از این بیشتر برای آزمایش و اندازه گیری هوش و استعدادهای مختلف بکار می رفت ولی چندی است که متوجه متغیرها یا عوامل شخصیت نیز گردیده است (سیاسی، ۱۳۷۱). از آن جایی که طبقه بندی مردم به وسیله صفت‌هایشان بسیار ساده و قابل فهم به نظر می رسد و مبتنی بر عقل سلیم است رویکرد صفات سال ها مورد استفاده بوده است. در سال های اخیر بعضی از روانشناسان شخصیت، این اندیشه را که شخصیت مرکب از صفت های چندی است، مورد انتقاد قرار داده اند. دلیل چنین افکاری را می توان در اختلاف نظر مربوط به اهمیت نسبی متغیرهای شخصی ( از قبیل صفت ها) یا متغیرهای محیطی یا موقعیتی موثر بر رفتار ردیابی کرد چنین استدلال می شود که در صورت وجود صفت ها افراد در تمام موقعیت ها رفتار کسانی نشان داده و ثبات بدین موقعیتی، از خود بروز می دادند، اندیشه ای که به وسیله پژوهش ها مورد تایید قرار نگرفته است رفتار انسان در موقعیت های مختلف متفاوت است. واقعیتی که در این اختلاف نظر مورد غفلت قرار گرفته بود این است که چهره های مشهور نظریه صفات – آلپورت وکتل – هرگز به ثبات ((بین موقعیتی »۴۰ در رفتاره اشاره تلویحی نکرده اند. هر دو نظریه تاثیر و موقعیت بر رفتار را به حساب آورده اند. از این رو می توان به درستی گفت که آنان رویکردتعاملی را پذیرفته و تشخیص داده اند که رفتار تابعی است از تعامل بین متغیرهای موقعیتی و شخص علی رغم این اختلاف نظر رویکرد صفت به شخصیت بسیار حائز اهمیت است به ویژه برای توصیف رفتار (شولتز، ترجمه کریمی ۱۳۷۷).
۵-۲ نظریه طرح پنج عاملی شخصیت
اگر چه خصوصیات شخصیتی زیادی وجود دارد، اما از جمله مهم ترین و با نفوذ ترین مدل ها در بررسی صفات شخصیت در ده های اخیر مدل پنج عاملی بوده است که بیش از همه، پژوهش درحوزه شخصیت را به خود اختصاص داده است. (ون در لیندن و همکاران ۲۰۱۰). روان رنجور خویی (N) به تمایم فرد برای تجربه اضطراب، تنش، خصومت، تکانشگری، افسردگی، و حرمت نفس پایین بر می گردد. برونگرایی (E) به تمایل فرد برای مثبت بودن، جرات طلبی، پرانرژی بودن و صمیمیت اتلاق می شود. گشودگی نسبت به تجارب نو (O) به تمایل فرد به کنجکاوی، عشق به هنر، انعطاف پذیری و خرد ورزی گفته می شود. موافقت (A) به تمایل فرد به بخشندگی (C)، به تمایل فرد برای منظم بودن، کارآمدی، قابلیت اتکا، خود نظم بخشی، پیشرفت مادی، منطقی بودن و آرام بودن باز می گردد ( مک کری۴۱ و کاستا۴۲، ۲۰۰۴).
شرح این پنج عامل به ترتیب زیر است :
۱-۵-۲روان رنجورخویی (N) :
روان رنجورخویی یا هیجان پذیری منفی به تعدادی از محرک های نیرومند که لازمه بیرون کشیدن هیجانات منفی در شخص است مربوط می باشد. عامل هیجان پذیری منفی به توانایی شخص برای مقابله با استرس و تحمل آن اشاره دارد. از این عوامل به عنوان ثبات هیجانی نیز نام برده شده است. پیوستار که شامل اشخاص واکنشی۴۳ (N+)، اشخاصی پاسخی۴۴ (N=)، و اشخاص ارتجاعی ۴۵(N-) می باشد. افراد واکنشی در عامل N نمرات بالایی دارند. این افراد یا واکنش نشان دهنده ها، کسانی هستدکه در مقایسه با عموم مردم، هیجانات منفی بیشتری را تجربه می کنند این افراد به همه محرک ها واکنش نشان می دهند و نسبت به دیگران از زندگی خود رضایت کمتری دارند.
افراد ارتجاعی در عامل روان رنجورخویی نمرات کمتری می گیرند. این افراد در مقایسه با دیگران، نسبت به آن چه در اطراف آن ها می گذرد، تاثیر پذیرتر هستند. اشخاصی که کمتر مایه زحمت دیگران می شوند، جز این گروه هستند. در حد میانی این نمودار اشخاص پاسخی وجود دارند که ترکیبی از خصوصیات واکنشی بودن و ارتجاعی بودن را دارا می باشند ( هواردو و هوارد۴۶، ۱۹۹۵).
در مجموع، تمایل کلی به عواطف منفی مانند ترس، غم، دستپاچه بودن، عصبانیت، احساس گناه و تنفر، در حوزه N قرار می گیرند. مردان و زنان دارای نمرات بالا در روان رنجورخویی (N+) دارای عقاید غیر منطقی هستند و کمتر می توانند تکانه های خود را کنترل کنند. این افراد نسبت به دیگران کمتر با استرس کنار می‌آیند. بیماران نوروتیک در N نمرات بالایی می گیرند (آیزنک و آیزیک، ۱۹۶۴، به نقل از کوستا و مک کری، ۱۹۹۲).
۲-۵-۲ برون گرایی ( E) :
برون گرایان، جامعه گرا هستند، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برون گرایی دارای آن است. علاوه بر آن، مردم دوستی، گردهمایی، جرات ورزی، پرحرفی از صفات برون گرایان است. این افراد لذات جنسی و فعالیت را دوست دارند و تمایل به شاداب بودن دارند و سرخوش و با انرژی و خوش بین هستند (کوستا و مک کری، ۱۹۹۲).
پیوستار برون گرایی شامل اشخاص برونگرا ۴۷(E+)، دوسوگرا ۴۸( E=) و درونگرا ۴۹(E-)، می باشد. در یک طرف پیوستار، برونگراها (E+)، تمایل دارند که بیشتر اوقاتشان را با برقراری ارتباط زیاد و لذت بردن از آن سپری کنند. برون گرا ها تمایل زیادی به رهبری کردن دارند، دوستانه و اجتماعی می باشند و بسیار فعال هستند. در طرف دیگر پیوستار درونگراها (E-) هستند که از ارتباط برقرار کردن خودداری می کنند آن ها مستقل و خوددار و یک نواخت هستند و از تنها بودن لذت می برند. درمیان این پیوستار دو سوگراها (E=) قرار گرفته اند که هم ویژگی منزوی بودن و هم ویژگی فعال بودن دارند (هوارد و هوارد، ۱۹۹۵).
۳-۵-۲ گشودگی نسبت به تجربه (O)
این عامل، بر علایق شخصی افراد تمرکز می کند یعنی علائقی که شخص جذب آن باشد و آن ها را بسیار دنبال می کند. گشودگی نسبت به تجربه، مهم ترین عنصر خلاقیت می باشد. این پیوستار شامل اشخاص کاوشگر ۵۰(O+) میانه رو۵۱ (O=) و نگه دارنده یا محافظه کار۵۲ (o-) می باشد.
افرادی که در عامل (O) نمرات بالایی می گیرند افراد کاوشگر هستند. آن ها معمولا جذب چیزهای نو می‌شوند. از این افراد به عنوان انسان های روشن فکر نام برده می شود. در طرف دیگر این پیوستار، محافظه کاران (O-) قرار دارند. آن ها علائق ضعیف دارند و محیط های آشناتر را ترجیح می دهند. این افراد بیشتر از دیگران پیرو آداب و رسوم هستند و بر نظرات خود تاکید می کنند. مابین کاوشگران و محافظه کاران، میانه‌روها (O=) قرار دارند. این افراد ویژگی هر دو سرپیوستار را دارند یعنی هم دارای ویژگی های تازگی و نوآوری و هم دارای ویژگی کسالت و خسته کننده بودن را دارند (هوارد و هوراد، ۱۹۹۵).
۴-۵-۲ موافقت (A) :
عامل موافقت به گرایش فرد در جهت احترام گذاشتن به دیگران اشاره دارد. این پیوستار شامل چالش گرا۵۳ (A-) مذاکره گر یا سودا گر۵۴ (A-) و سازگار ۵۵(A+) می باشد. اشخاصی که در این عالم (A) نمره بالایی می گیرند اشخاص سازگار می گویند که احترام زیادی را برای دیگران، از جمله شریک زندگی، رهبر و رییس و افراد شاخص در جامعه قائل اند. این افراد به هماهنگی با دیگران اهمیت می دهند. حد نهایی سازگاری که نرم خویی نامیده می شود، شامل شخصیت های وابسته می باشد. در طرف دیگر این پیوستار افراد چالشگر هستند. چالشگران کسانی هستند که نمره کمی در عامل موفقیت می گیرند و بیشتر روی نیازهای خود تاکید می کنند تا نیازهای دیگران. این اشخاص بیشتر به دنبال قدرت عمل

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید