پایان نامه با کلید واژگان اوقات فراغت، آموزش کارکنان، عرضه و تقاضا، سازمان ملل

گردشگري در چشم انداز محيطي، منابع انساني و طبيعي را متذکر و برجسته مي نمايد. وي معتقد است درون سيستم گردشگري سه بخش زير سيستم، يعني زير سيستم مقصد، گردشگر و حمل و نقل اهميت داشته که يکديگر را پوشش داده و به يکديگر نيز وابسته اند. در زير سيستم مقصد، جاذبه هاي طبيعي و فرهنگي براي جذب گردشگري مهم است که منجر به خروجي سيستم مي شود. داده هاي خروجي سيستم وابسته به درآمد و علاقه گردشگران است که تغييرات فرهنگي و محيطي جامعه را بدنبال خواهد داشت.
2-9- پسامدرنيته، و گردشگري
گردشگري پسامدرن ناشي از تحولات فناورانه پسا صنعتي از يکسو و انديشه ها و نظريات اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي زيست محيطي از سوي ديگر دست به دست هم دادند و گردشگري پسامدرن را براي جامعه امروز بوجود آورده اند. در وضعيت پسامدرنيته امروزه اوقات فراغت و گردشگري به عنوان حق، نه پاداش، محسوب مي شود. و به پايه هاي زندگي و هستي امروز افراد بدل گشته است. از اينرو پسامدرن را مي توان فرايندي دانست از مجموعه عوامل اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و محيطي که در يک سبک زندگي اکسپرسيونيستي به هم پيوند مي خورند و واکنش هاي بسياري را براي لذت تجربه کردن، در بسياري از سطوح معرفتي در چهارچوب هستي شناسي و پايبندي به حال چه در جامعه و چه در خود سبب مي شوند.” آنچه شکل گيري جريان گردشگري را تسهيل مي کند، حس دلتنگي ( نوستالژي) نسبت به گذشته و توجه فزاينده به ميراث به طور عام است. بازگشت به گذشته به عنوان تقاضاي گردشگري در مي آيد و تمامي اشکال مختلف هنري، معماري،آموزشي، ميراث فرهنگي در هم مي آميزد. …گردشگري پسامدرن نيز بر پايه نشانه ها شکل مي گيرد. در اين بين ميراث اعم از طبيعي و فرهنگي از اصلي ترين مؤلفه هاي اين گونه گردشگري است. …آنچه باعث اهميت ميراث در زمينه گردشگري شهري پسامدرن شده است، ايجاد يک حس دلتنگي بيشتر در شرايط هويت فرهنگي و اجتماعي مختلف است. … ميراث و ديگر قابليت هاي گردشگري پسامدرن از ديگر سو فرايندهاي زيبا شناختي را به کمک فناوري و مجازي سازي ( فيلم، سي دي و غيره) شکل مي دهند. اين امر در شرايط دهکده جهاني و فشردگي زمان و فضاء امکانات بي پاياني را فراهم مي آورد که سبب افزايش تمايل انسان به سفر مي گردد. دورنماي گردشگري فرايندي است که در وانمودن مکان و ميزبان چشم انداز گردشگري و بخشي از تجربه مسافرت را در عصر پسامدرن تشکيل مي دهد. دورنماي گردشگري ترکيبي چندگانه براي ساماندهي اجتماعي و مجموعه اي متشکل از شيوه ديدن، شناخت و درک افکار است. و مي تواند شامل نمونه هايي همچون برشورها، سواحل بکر، مکان هاي ديدني، فرهنگ منحصر به فرد و فرهنگ اصيل بومي براي تبليغ باشد. ساخت و پردازش تصاويري همچون قهوه خانه در ساحل، موسيقي و رقص هاي سنتي که از طريقبه نمايش گذاشته مي شود و سِرو غذاهاي سنتي بخشي از دورنماي گردشگري پسامدرن را تشکيل مي دهد.” ( پاپلي يزدي، سقايي،1389: 83-182) گردشگري شهري بخشي از الگوي فضاي گردشگري پسامدرن است. نواحي شهري به علت اينکه دراي جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي بسياري است غالباً مقاصد گردشگري مهمي محسوب مي شود. شهرها معمولاً جاذبه هاي متنوع و بزرگي شامل گنجينه موزه ها، بناهاي يادبود، سالن هاي تئاتر، استاديوم هاي ورزشي، پارکها، شهربازي، مراکز خريد، مناطقي با معماري تاريخي و مکان هاي مربوط مهم يا افراد مشهور را دارا هستند که خود گردشگران بسياري را جذب مي کند، وجود سبک اکسپرسيونيستي در شهر و ميل به گذران اوقات فراغت در شهرها فزوني مي گيرد. از اينرو شهرنشيني امر گردشگري پسامدرن را تسهيل نموده است. عملکرد گردشگران در فضاهاي شهري، پيرامون جاذبه ها، بافت شهر، خريد، اسکان و فعاليت هاي جانبي است که در رويکرد به موزه ها تئاترها، نمايشگاه ها، مراکز تفريحي و نظير اينها تبلور مي يابد. اينگونه عملکرد گردشگري فضاي شهري در راستاي انگيزه هاي متفاوتي شکل مي گيرد که برخي از انها به شرح ذيل است. ” 1-ديدار دوستان و خويشاوندان2- مسافرت هاي تجاري 3- حضور در نمايشگاه ها و کنفرانس ها4- بارديد از ميراث فرهنگي 5- سفرهاي مذهبي ( زيارت) 6-حضور در مراسم و محل حوادث 7- رفع مسائل درماني- بهداشتي 8- خريدهاي تفريحي 9- مسائل ورزشي10- مسائل آموزشي11- سفرهاي روزانه و اداري 12- دلايل شخصي و…” در واقع فضا مندي گردشگري شهري در عصر پسامدرن نشان از روابط ” پول، قدرت و فضاء” است و برآمده از توليد اجتماعي فضاء وماهيت مادي آن است. ” از اينرو در اين فضاء گردشگري شهري بيانگر توليد اجتماعي فضاء، پيرامون گردشگر- ميزبان و چرخه سود ناشي از سرمايه داري است. در فضامندي گردشگري شهري، فضاء به صورت کالاي بسته بندي شده و قابل فروش به گردشگران در مي آيد.فضامندي در برگيرنده پيوستگي بين رفتارهاي مکاني، الگوهاي درحال تغيير اشتغال و توسعه در مرحله جمع آوري سرمايه از طريق گردشگري است.( شورت،1381: 111) بر اين مبنا گردشگري در داخل شهرها فضاهاي ويژه خود را مي سازد و فضاهي ويژه نيز گونه هاي گردشگري را به خود جلب مي کند. در يک شهر زيارتي مثل مشهد فضا و نواحي شهري که اختصاص به زيارت و گردشگري زيارتي دارد ساختار و کارکرد و رفتار معنوي متفاوتي با ساير نواحي مشهد دارد. محدوده فضايي در شهري تاريخي مثل اصفهان ساختار فيزيکي و کالبدي و عملکردي ويژه خود را دارد که کاملاً با فضاي دانشگاهي يا مسکوني همان شهر متفاوت است. از سوي ديگر وجود يک مديريت قوي براي توسعه چنين گردشگري در اين فضا پسامدرنيته امروزه در ساختار کلانشه
رهاي ايران در جهت توسعه پايدار گردشگري شهري بسيار مهم است. در مرحله اول مديريت گردشگري شهري بايد در چارچوب راهبردهاي مطلوبي شکل گيرد و بر مبناي آن خط مشي و سياست هاي مناسبي براي توسعه گردشگري در نظر گرفته شود که مانع برخورد منافع گردشگري و ديگر کارکردهاي شهري گردند. راهبردهاي توسعه گردشگري در عملکرد مديريتي در شهرها و در رابطه با شهروندان بايد عادلانه و موجب شکاف در سطوح درآمد و اشتغال و به طور کلي رفاه شهروندان نشود. ” يکي از کارکردهاي مديريت گردشگري شهري در فضاي پسامدرن جذب سرمايه براي توسعه پايدار اين صنعت در شهر است. سرمايه گذاري در گردشگري شهري شامل توسعه قابليت ها، فعاليتها،بهبود شرايط محيط طبيعي و زيست محيطي و تاسيسات زيربنايي است منافعي براي ساکنان محلي نيز دارد. مديريت گردشگري شهري در راستاي جذب سرمايه و فعاليت هاي شهري بايد در يک موقعيت رقابتي فزاينده با مکان هاي رقيب عمل نمايد.” ( محلاتي،1381: 25) در روندي از چشم انداز گردشگري شهري مديريت شهري و اجرايي گردشگري در چنين عصري بايد به سمت افزايش تعداد گردشگران، جذب سرمايه را افزايش دهد و بر قابليت توسعه گردشگري و بهبود و بازسازي محيط شهري بيفزايد. استمرار گردشگري در شهر پايداري بازار گردشگري را سبب مي شود و افزايش سطح اشتغال و درآمد را فراهم مي آورد. اين امر خود بستري براي رفاه شهروندان مي شود. اين در حالي است که راهبردهاي دروني مديريت گردشگري شهري بايد با در پيش گرفتن سياست هاي اجتماعي مناسب به سوي کاهش تضاد بين ساکنان و گردشگران حرکت کند. به طور تصويري ايده آل از يک مقصد گردشگري شهري با مديريت قوي در برگيرنده پارامترهايي است ” 1- دسترسي به تمامي مناطق مقصد، 2- امکان انتخاب از ميان يک سلسله گسترده از فعاليت ها با توجه به تنوع سليقه ها.3- ترکيب فعاليت ها در رابط با زمان و فضا 4- ترکيب فضايي مکان هاي مورد علاقه 5- همياري کارکردي ميان قابليت هاي شهري6- اثر متقابل ميان فعاليت ها و…” ( پاپلي يزدي، سقايي،1389: 98-197 (مديريت گردشگري شهري بايد پويا باشد و با ديد باز و سعه صدر عمل کند و در جريان تحولات بنيادي و دائمي در امر گردشگري باشد و گرنه صنعت گردشگري در يک منطقه يا يک شهر با مشکل روبه رو مي شود. با توجه به چنين مباحثي يکسري از راهکارها که در عصر پسامدرنيته در جهت توسعه پايدار گردشگري شهري مي تواند به مديريت اجرايي گردشگري شهر کمک کند شامل مواردي چون ” 1- تعييين وضعيت بازديدکنندگان از شهر و ويژگي بازار ايده آل براي آنها مي باشد.2- بررسي امکان افزايش طول زمان ماندگاري و ايجاد بازارهاي تخصصي.3- در نظر گرفتن نياز اسکان و مکان هاي اقامتي گروه هاي هدف. 4- در نظر گرفتن خرده فروشي هاي آينده و نيازهاي سکونتي، چگونگي رفع اين نيازها و محل لازم براي آنها.5- ايجاد برنامه مديريتي کارآمد. 6- در نظر داشتن سازو کارهاي برنامه ريزي بر اساس اطلاعات براي پاسخگويي به تغييرات آينده. 6- ترويج شرکت فعال محلي به منظور تضمين اينکه ساکنان شهر بخشي از فرايند برنامه ريزي باشند و سودآوري گردشگري به وسيله آنها و براي آنها باشد. 7- به وجود آوردن فرصت ها، دوره هاي آموزشي و مشاغل در حيطه محلي. 8- تکيه بر نيازهاي فرهنگي و آموزشي بازديد کنندگان و افراد اجتماعات محلي. 9-حمايت از ابتکارات محلي.” در مجموع اين راهکارها در مديريت گردشگري شهري عصر پسامدرن منجربه به”1- پايداري منابع مورد استفاده 2-کاهش مصارف اضافي و زائد3- حفظ تنوع و گوناگوني منابع محيطي 4-هماهنگي و برنامه ريزي 5-حمايت از اقتصاد محلي 6-توجه به ويژگي هاي فرهنگي جوامع محلي7- مشارکت محلي مردم در تصميم گيري ها 8- آموزش کارکنان9- بازاريابي مسئولانه و قوي10- انجام فعاليت هاي پژوهشي در اين زمينه11- رعايت استاندارد هاي زيست محيطي و بهداشتي 12- توزيع مناسب درآمدها و زير ساخت ها در سطح شهر ( عدالت اجتماعي و عدالت جغرافيايي).” خواهد شد ( همان: 201-200(
2-11- گردشگري
لغت گردشگري در لغت فرنگي به معناي سياحت در داخل يک کشور يا کشورهاي خارجي است ، در حالي که در لغت فارسي (جهانگردي) به جهان را گشتن و سير آفاق کردن معني مي دهد و سفر هاي داخلي را در بر نمي گيرد . با اين حال امروزه گردشگري شهري به عنوان يکي از انواع گردشگري مطرح بوده و در اين تحقيق نيز گردشگري شهري مورد نظر مي باشد.
گردشگري به سه شکل صورت مي گيرد:
الف-گردشگري داخلي : ساکنان يک کشور که فقط داخل آن کشور مسافرت مي کنند.
ب- گردشگري خارجي ها : افرادي که ساکن يک کشور نيستند و به آن کشور مسافرت مي کنند.
ج- گردشگري خارجي : افراد ساکن يک کشور که به خارج از آن کشور مسافرت مي کنند.

2-12- گردشگري طبق تعريف سازمان
در سال 1991، سازمان جهاني جهانگردي و دولت کانادا “کنفرانس بين المللي درباره مسافرت و آمارهاي جهانگردي” را در اتاوا تشکيل دادند که در زمينه تعريف واژگان، اصطلاحات و طبقه بندي آنها تصميماتي گرفتند و واژگان و اصطلاحاتي که در زير مي آيد مبتني بر تعريف هايي است که سازمان جهاني جهانگردي ارائه کرده:
الف- جهانگردي يا گردشگري (Tourism)
کارهايي که فرد در مسافرت و در مکاني خارج از محيط عادي خود انجام مي دهد. اين مسافرت بيش از يک سال طول نمي کشد و هدف تفريح، تجارت يا فعاليت هاي ديگر است(Hall, C. M, 2002;36) .
ب-جهانگرد يا گردشگر (Tourist)
(ديدار کننده يک شبه) مقصود کسي است که دست کم يک شب در يک اقامتگاه عمومي يا خصوصي، در محل مورد بازديد به سر برد( Cooke, K., 1982;52).
گردشگر يک روزه (Same day visitor
(کسي که به تفريح مي رو
د) مقصود کسي است که يک روز به مکان ديگري مي رود ولي شب را در آنجا نمي گذراند.

(به گردشگري بايد از ديده تعاملي بين عرضه و تقاضا نگريست ؛ طراحي و توسعه يک محصول ، به منظور مرتفع ساختن يک نياز.همين تعامل است که آثار اقتصادي ، زيست محيطي ، اجتماعي ، فرهنگي و ديگر آثار را تعريف مي کند.)
گردشگري از بعد عرضه شامل همه خدمات و ويژگيهايي مي شود که در کنار هم قرار مي گيرند ، تا آنچه را که مسافر مي خواهد ، فراهم آورند.

گردشگري را مي توان در سه سطح مورد بررسي قرار داد :
سطح اول : سياست هاي گردشگري و چارچوب استراتژي ، دستگاه دولتي متولي گردشگري
سطح دوم : هتل ها ، اسکان ، پذيرايي (تهيه و ارائه غذا) جاذبه ها ، حمل و نقل
سطح سوم : شبکه خدمات حمايتي (پليس ، اداره پست ، گمرک ، رسانه ها ، بانک ها و …..
گردشگر
در سال 1925 کميته مخصوص آمار گيري مجمع ملل افراد زير را جهانگرد شناخت :
الف- کساني که براي تفريح و دلايل شخصي با مقاصد پزشکي و درماني سفر مي کنند؛
ب- کساني که براي شرکت در کنفرانس ها ، نمايشگاه ها ، مراسم مذهبي ، مسابقات ورزشي و از اين قبيل به کشورهاي ديگر مي روند ؛
ج- کساني که به منظور بازاريابي و امور بازرگاني مسافرت مي کنند؛
د- افرادي که با کشتي مسافرت مي کنند و در بندري در مسير راه تا 24 ساعت اقامت مي نمايند.
در سال 1937نيز کميته ويژه در رم جهت بررسي پاره اي از مسائل صنعت گردشگري تشکيل گرديد و مفهوم گردشگر تفريحي به اين شرح ارائه شد: افرادي که در يک دوره 24 ساعته يا بيشتر به يک کشور خارجي سفر مي کنند گردشگر خوانده مي شوند.اين کميته مسافرت هاي زير را به عنوان حرکت هايي گردشگرانه به شمار آورد :

الف-افرادي که در جهت خوش گذراني، دلايل شخصي و يا مسائل بهداشتي به مسافرت مي روند.
ب- افرادي که براي شرکت در کنفرانس مسافرت مي کنند.
ج-افرادي که جهت انجام کارهاي بازرگاني مسافرت مي کنند.
د-افرادي که به يک گردش دريايي مي روند.(رضواني ، علي اصغر ،1374:16)

همچنين در سال 1963 از طرف سازمان ملل و براساس پيشنهاد “کنفرانس بين المللي ترانسپورت و گردشگري” آن سازمان در رم تعريفي ديگر از گردشگر به تصويب رسيد که قابل توجه است:
گردشگر يا بازديدکننده موقت کسي است، که به منظور تفريح، استراحت، گذران تعطيلات، بازديد از نقاط ديدني، انجام امور پزشکي، درماني و معالجه، تجارت، ورزش، زيارت، ديدار از خانواده، ماموريت و شرکت در کنفرانس ها، به کشوري غير از کشور خود سفر مي کند، مشروط به اينکه حداقل مدت اقامت او از 24 ساعت کمتر و از 3 ماه بيشتر نبوده و کسب شغل و پيشه هم مد نظر نباشد.
“برنکر” عضو انستيتوي بررسي گردشگري وين در تعريف گردشگر مي نويسد: هنگامي که تعدادي از افراد يک کشور به طور موقت محل اقامت خويش را ترک نموده و به منظور گذران تعطيلات، بازديد از آثار تاريخي، شرکت در مسابقات و کنفرانس ها، ديدن اقوام و خويشان، از نقطه اي به نقطه ديگر بروند، گردشگري آغاز مي گردد.
“گيلوي” يکي از کارشناسان برجسته اقتصادي اروپا، در تعريف گردشگر مي نويسد: تمام افرادي که کشور خود را به مقصد کشوري ديگر ترک و کمتر از يک سال در خارج اقامت نموده و براي هزينه اقامت خود هيچ گونه درآمدي در کشور مورد بازديد نداشته باشند، گردشگر شناخته مي شوند.
بنا به تعريفي ديگر عامل

دیدگاهتان را بنویسید