غير رسمي مشخص گرديد که آبرساني و خانه سازي به تنهايي مشکل فقر شهري را حل نمي کند، بلکه کاهش فقر شهري نيازمند مديريت همزمان جنبه هاي کالبدي، اقتصادي و اجتماعي شهر است. براين اساس تاکيد شد که هدف طرح ها و برنامه هاي شهري نبايد تنها خانه و سرويس بهداشتي باشد، بلکه بايد ارتباط و بر هم کنش ميان فقر، بهره وري و محيط را در نظر داشته باشد. اين رويکرد روابط کلي نگر ميان توسعه پايدار اقتصادي، محيطي و اجتماعي را مد نظر قرارداد که از اين جنبه به مداخله درخدمات پايه آموزش، بهداشت، تغذيه، برنامه ريزي خانواده و نيز افزايش دسترسي به زير ساخت ها و مسکن توجه شد(46،199 ،Mosar ).
توانمندسازي، به همراه سياستهاي ارتقاء و بهسازي محيط به دنبال ايجاد تغييراتي اصولي در فرايند اسکان گروههاي کمدرآمد شهري است. در اين فرايند بر پايه منابع و ظرفيتهاي موجود در اجتماعات محلي و در پيوند با سياستهاي کلان توسعه ملي، ساختاري ايجاد گرديد که عملاً مردم کمدرآمد نيز توان لازم را جهت همراهي و اجراي پروژههاي مورد نياز خود داشته باشند. در اين رويکرد بحث مهندسي ساختمان به مهندسي اجتماعي تغيير يافته است و تلاش ميشود تا با ظرفيتسازي و ايجاد نهادهاي مربوطه (غيردولتي) و افزايش توانمنديهاي گروههاي اجتماعي (از طريق برنامههاي آموزشي، بهداشتي، اجتماعي و اقتصادي) زمينه لازم جهت تحقق اهداف و برانگيختن انگيزشهاي توسعهاي براي سازماندهي محلات شهري مهيا گردد. به موازات اعمال اين رويکرد، تلاش ميگردد با تفويض و واگذاري امور تصميمسازي و تصميمگيري به سطوح محلي جامعه، فرايند اجراي پروژهها، از طريق راهبرد واگذاري اختيار46، هر چند ممکن به نيازهاي محلي نزديک شده و استمرار پيدا نمايد(رفيعيان، 271:1382). اين رويکرد، بر بسيج تمام منابع, عوامل و امکانات بالقوه و براي ايجاد مسکن و بهبودي در شرايط زندگي جوامع فقير تأکيد دارد و به مردم اين فرصت را ميدهد که شرايط خانه و محل زندگي خود را با توجه به اولويتها و نيازهايشان بهبود بخشند. به طور خلاصه در رويکرد توانمندسازي مرکز توجه، ساکنان شهر و مردم هستند و دولت متعهد ميگردد که تسهيلات لازم را براي آنان فراهم کند. بهسازي شهري همراه با توانمندسازي اجتماعات محلي، رهيافت نويني براي حل مسأله فقر شهري است که ديگر مهندسي ساختمان و تزريق منابع مالي صرف را رهگشا نميداند بلکه مهندسي اجتماعي با حمايت و تسهيل بخش عمومي و سازمانهاي غيردولتي، محلي و مشارکت فعال ساکنان مورد توجه قرار دارد(هاديزاده،39:1382). در رويکرد توانمندسازي، دستيابي به فرايند نيل به محصول مهمتر تلقي شده و راه و فرايندي به کار گرفته ميشود که طي آن مشارکت مردمي و ارتقاء ظرفيتهاي اجتماعات محلي در اسکان غيررسمي نهادينه شود تا در نهايت، اگرچه با حمايت و بسترگشاييهاي بخش دولتي، خود ايشان برآوردکننده نيازهايشان باشند. آنچه در اين رويکرد کليدي است، تأکيد ويژه بر افزايش درآمد و فقرزدايي خانوار است که بدين منظور آموزشهاي حرفهاي و بالا بردن مهارت نيروي کار و نيز مساعدت آنان در دسترسي به منابع، سازماندهي و بازاريابي بهتر کسب و کارشان به ويژه با ميانجيگري سازمانهاي غيردولتي و محلي، حائز اهميت بسيار است (صرافي،9:1381).
الف- اصول پايه رويکرد توانمندسازي
مهمترين اصول و ابعاد رويکرد توانمندسازي عبارتند از: مشارکت مردمي و برنامهريزي با همکاري مردم، تمرکززدايي در تصميمگيري و حکومت، ارتقاي موقعيت زنان و برابري جنسي، به رسميت شناختن گروههاي سنتي اجتماع و ظرفيت سازي مديريت محلي(آموزش ابزارهاي نوين مديريت و برنامهريزي در بين مديران شهري).
الف-1- مشارکت مردمي وبرنامه ريزي مشارکتي
اهميت قدرت بخشيدن به به ساکنان سکونتگاههاي غيررسمي به عنوان مشارکت کنندگان در مسير توسعه و نه فقط به عنوان افراد ذينفع از طرحها و برنامهها از مهمترين اصول توانمندسازي است. اين نوع مشارکت مفهومي از مشارکت را در بر ميگيرد که شامل فرآيند آموزش، تهيه برنامه و پياده کردن روشهاي خودياري در ساختار کالبدي، اقتصادي و اجتماعي است.
الف-2- تمرکززدايي در تصميمگيري و حکومت
زماني که فرآيندهاي مشارکت مردمي براي برنامهاي خاص يا ابتکاري پذيرفته و برقرار شد، ضرورت عمده شدن اين فرآيندها به صورت چالشي باقي ميماند که سطوح روزافزوني از شفافيت، اعتماد متقابل بين مردم و مسئولين را طلب ميکند. اگر اين فرآيندها براي حل مسائل پيچيده به کار گرفته شوند، بسيار ثمربخش خواهند بود. مهمتر از همه اينکه آنها مباني فرآيندهاي دموکراتيکي را شکل ميدهند که نسبت به تغييرات سياسي کمتر آسيبپذير هستند.
الف-3- ارتقاي موقعيت زنان، برابري جنسيتي و به رسميت شناختن گروههاي اجتماعي
بيشتر تجربيات موفق در زمينه بهبود و ارتقاي تدريجي سرپناه پايدار، ارزش توانمندسازي ساکنان و اجتماعات غيررسمي را براي بهبود محيط زندگي آنها به صورتي شفاف نمايان ميسازند. توانمندسازي زنان و تلاش در جهت برابري جنسيتي، اغلب به عنوان مستعدترين عامل مشارکت کننده دگرگوني نسبتاً پايدار را در اوضاع زندگي و مسکن افراد بيبضاعت به ارمغان ميآورد. گرايش زنان به پسانداز، الزام آنها به ترکيب توليد و باز توليد زندگي، نقش فعال زنان را در برقراري پيوند بين توسعه اجتماعي، مسکن و دسترسي به زمين و خدمات نشان ميدهد. از سوي ديگر نيز بايد بر اين نکته تأکيد کرد که موضوع ايفاي نقش فعال زنان در حوزه دسترسي به اعتبار مالي قرار دارد که عنصر کليدي هر راهبرد احداث مسکن پايدار يا سکونتگاه است که با استفاده از آن به نتايجي چشمگير نائل شدهاند. اعتبارات خرد حاصل از پسانداز، هم به منظور فعاليتهاي تجاري خرد و هم براي احداث مسکن به عنوان ابداعيترين و موفقترين رويکرد کاهش فقر شهري و روستايي شناخته شده است.
الف-4- هدايت مديريت شهري و افزايش سطح دانش و بينش مديران و ظرفيت سازي
در کشورهاي کمتر توسعه يافته عليرغم وجود مشکلات و پيچيدگيهاي ساختار مديريتي همه مسائل يکسان و مشابه نيست، در اين زمينه راهبرد توانمندسازي تأکيد بسيار زيادي بر آموزش مديريت محلي در زمينههاي تخصصي و توسعه شهري دارد. ثابت شده که ظرفيت سازي نهاد مديريت و رهبري محلي به منظور تغيير موثر در نگرشها، رفتار و روال منطقي و استاندارد گردش کارها در راهبرد توانمندسازي بسيار ضروري است.
ب- راهکارهاي توانمندسازي و ساماندهي اسکان غيررسمي
مهمترين راهکارهاي سفارش شده در چارچوب ساماندهي و توانمندسازي اسکان غيررسمي عبارتند از:
ب-1- تأمين امنيت اقامت و به رسميت شناختن حق سکونت در اسکان غيررسمي.
ب-2- ايجاد دسترسي به منابع اعتباري و خرده وام به ويژه براي شاغلين در بخش غيررسمي.
ب-3- حمايت از تسهيل تشکيل سازمانهاي غيردولتي داوطلب در کمکهاي فني براي ساکنين غيررسمي و نيز مشاوره و ميانجيگري بين آنها و بخش دولتي.
ب-4- توجه ويزه به حقوق زنان و کودکان و فعال نمودن آنها در اقدامات بهسازي محلات.
ب-5- تغيير فرآيند برنامه ريزي و طراحي شهري در جهت مشارکت فراگير ساکنين در ابتداي نيازسنجي و تعيين اولويتها تا پايان بهرهبرداري و نگهداري پروژهها.
ب-6- زمينهسازي و تشويق بخش خصوصي در عرضه واحدهاي مسکوني ارزان قيمت و اعطاي وامهاي بهسازي مسکن به همراه برقراري بيمه آنها به دليل کاهش ريسک عدم بازگشت سرمايهگذاري.
ب-7- بازنگري در طرحهاي جامع شهري و استانداردهاي مرتبط در حد استطاعت اجتماعات و پيشبيني انعطاف لازم براي ارتقا به موازات پيشرفت تدريجي خانوارها.
ب-8- پژوهش و تحقيق در نوآوريهاي سازماني(مانند ضمانت اجتماعي در برگشت وام) و فنآوري ساختماني مناسب اجتماعات تهيدست.
ب-9- برقراري سازوکارهاي مشخص براي حل اختلاف حقوق مسکن و اقامت در برابر حق مالکيت خصوصي و عمومي و نيز مذاکره و توافق در جابجاييهاي ناشي از ساماندهي اسکان غيررسمي.
ب-10- تأکيد بر پروژههاي آموزش حرفهاي و کاريابي، مراکز راهنمايي بهداشتي و تنظيم خانواده، مهد کودک و احداث فضاي جمعي در سکونتگاههاي غيررسمي(صرافي،11:1381).
فرآيند توانمندسازي در يک مجموعه چهارشناختي که انعکاسدهنده نگرش افراد در مورد نقشهاي کاري آنهاست آشکار ميشود(نجاتي هريس، 47:1385). شناختهاي چهارگانه عبارتند از:
1. معنادار بودن47: که به معناي ارزشپذير کردن اهداف کاري افراد و جوامع محلي است.
2. احساس شايستگي48: که رضايت افراد يا جوامع محلي را در انجام موفقيت آميز وظايف خود نشان ميدهد.
3. حق تعيين سرنوشت49: که احساس استقلال افراد يا جوامع محلي را براي شروع و تداوم فرآيندهاي کاري و تصميمسازي نشان ميدهد.
4. احساس اثرگذاري: که افراد و جوامع محلي احساس لازم در خصوص تأثيرگذاري خود بر محيط، جريانات و غيره را در فرايند زماني بدست ميآورند.
به طور کلي توانمند سازي به عنوان مفهومي عام در متون مربوط به مسکن فقرا سه مفهوم و جنبه کلي را در بردارد: نخست در چارچوب توانمند سازي بازار است. از اين ديد دخالت فعال دولت در تخصيص و توليد کالا و خدمات و کنترل هايي براي ايجاد اشتغال و استفاده از درآمدها و يارانه ها براي ايجاد رقابت فراگير و دسترسي برابر به خدمات را به همره دارد.
دومين شکل توانمند سازي، توانمند سازي سياسي است که دگر گوني ساختار و کارکرد هاي دولت محلي و مرکزي رادر ارتباط باهم و در ارتباط با بازار و اجتماع دنبال مي کند. توانمند سازي سياسي از راه تمرکز زدايي اداري- اجتماعي، دموکراتيزه کردن، اصلاح نهادي و مديريتي، به کار گيري سازمان هاي غير دولتي و سازمانها ي مبتني برجوامع محلي و نيز برگزيدن راهبردهاي توانمندسازي بازار واجتماع، در پي رفع موانع سياسي و اجرايي است.
سومين شکل توانمندسازي، توانمندسازي اجتماع محلي است. اين شکل از توانمندسازي از سوي دولت هاي محلي و ملي براي هماهنگي و تسهيل کوشش هاي سازمانهاي اجتماع محلي و محله محور دنبال مي شود تا با نوآوري، برنامه ريزي و اجراي طرح ها از راه هاي اصولي هم چون تعيين هدف و مسير توسط خود اجتماع، سازماندهي توسط خود اجتماع و مديريت فرآيند از سوي خود اجتماع دنبال مي شود(ايراندوست، 1389: 135).
توانمندسازي، زمينهسازي براي ارتقاي شرايط اجتماع محلي از راه گسترش و به کارگيري ظرفيت موجود است. در حقيقت توانمندسازي برنامه حل مسئله از درون بر پايه توسعه اجتماعات محلي است، به نحوي که الگوهايي از توسعه درونزاي محلي شکل گرفته که ميتواند به ساير اجتماعات تعميم داده شود. در اين الگو ظرفيتهاي محلي براي پاسخگويي به نيازهاي اجتماع شکوفا ميشود که در آن مشارکت به مثابه نکته کليدي در جهت بهرهگيري از توان جمعي نگريسته ميشود(ايراندوست، 1387).
جدول 2-9- شاخصهاي ظرفيت: عرصهها و عوامل
ظرفيت انساني
ظرفيت اجتماعي
ظرفيت اقتصادي
ظرفيت اکولوژيکي
* مهارتها و آموزش
* رهبري
* تعهد شهروندي
* روحيه کار آفرين
* نيروي کار
* رهبري
* تعهد شهروندي
* روحيه کار آفرين
* نيروي کار
* حس تعلق به اجتماع
* سازمانهاي مبتني بر اجتماعات محلي
* مشارکت در اجتماع محلي
* برنامهريزي در اجتماع
* تعاون در سطح اجتماع محلي
* سلامت اقتصادي
* تنوع
* انعطافپذيري
* سلامت کسب و کار محلي
* پايداري
* فعاليت اقتصادي غيررسمي
* کنترل محلي
* دسترسي به سرمايه
* زيرساخت مکان
* سلامت کسب و کار محلي
* فعاليت اقتصادي غيررسمي
* کنترل محلي
* دسترسي به سرمايه
* زيرساخت مکان
* سلامت اکوسيستم
* منابع طبيعي
* تسهيلات اکولوژيکي
* نظارت
منبع:( (2003:105,Mccallبرگرفته از ايراندوست، 87
در توانمندسازي فقرا اگرچه توانمندسازي سياسي و مديريتي و ظرفيتسازي مشارکتي از اهميت ويژهاي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید