بر جنبههاي مثبت و منفي سرمايه اجتماعي ميپردازد و بر اهميت انجمنهاي موجود بين مردم که حالتي افقي يا عمودي دارند، تأکيد دارد و روابط اجتماعي درون و بيرون سازمانها، گروههاي اجتماع محلي و شرکتها و بنگاههاي اقتصادي و صنعتي را بررسي ميکند. نتايج تحقيقات گرانوورتر65 (1973) نشان داد که روابط دروني اجتماع محلي و پيوندهاي بين اعضاي اين گونه اجتماعات به خانوادههاي عضو و کل اجتماع محلي حس هويت و احساس تعلق بالا و در نهايت هدفي مشترک ميبخشد (استونز و ديگران،1999). در عين حال، متفکران ديدگاه شبکهها به خوبي به اين نکته پيبردهاند که در جوامع چندقومي، چند مذهبي و چندفرهنگي که هر اجتماع محلي صرفا در درون خود پيوندهاي دروني مستحکمي دارد، همان متغيرهاي اجتماعي تجزيهکنند? جوامع با بافتي از جنبههاي گوناگون، ميتوانند به بنياد و پايهاي بدل شوند که پيوندهاي افقي اعضاي هر اجتماع محلي را به دنبال کردن خودمحورانه منافع خود ترغيب کنندو از اين راه به سرمايه اجتماعي کلي آن جوامع صدماتي جدي وارد سازند.
ديدگاه شبکهاي بر دو گزار? اصلي استوار است: نخست آنکه سرمايه اجتماعي شمشيري دو لبه است؛ يک لب? آن منفعتزا است و براي اجتماعات محلي خدماتي بس متنوع از نگهداري بچه گرفته تا ديدهباني محلهها و خانهها، کاريابي و حتي صندوقهاي مالي اضطراري که پول نقد در شرايط بحراني به اعضاي خود ميپردازند، تدارک ميبيند و در اختيار آنان مينهد، ولي در عين ححال بدان سان که در سطور قبل اشاره شد، لب? ديگرفاين شمشير بران، با هزينههاي گاه توانفرسايي همراه است و سبب ميشود اعضاي اجتماع محلي گاه چشمداشتهايي غيرمنطقي بسياري از يکديگر داشته باشند. چنين چشمداشتهايي که حاصل سرمايه اجتماعي ارتباطي بالا در شبکه است از سوي معتقدان به ديدگاه شبکههادر سرمايه اجتماعي بر اين مسئله تأکيد دارد که بايد بين منافع سرمايه اجتماعي و نتايج و آثار ناشي از آن تمايز قائل شد.
پيروان نظريه شبکهها در سرمايه اجتماعي، بزرگترين مزيت شبکههاي اجتماعي را توانمندي آنها در توسعه کلي و توسعه اجتماعات محلي ميدانند. بايد توجه داشت که فعاليتهاي حمايتي شبکههاي اجتماعي غيررسمي بويژه در کشورهاي جهان سوم و به طور اخص در کشورهاي اسلامي، سابقهاي ديرباز دارد، ليکن با تشديد شکاف طبقاتي و قطبي شدن عميق کشورها در اثر جهاني سازي از بالا يا از دريچه اقتصاد، به ويژه شاخه بسيار تندروي آن يعني مدل اجماع واشنگتني، که عدم دخالت دولتها در اقتصاد و بازار کسب و کار، کوچک شدن دولتها، حذف يارانهها، رها کردن سازوکار قيمتگذاري به دست فرايندهاي اقتصاد بازار، حذف تعرفههاي ترجيحي براي حمايت از صنايع داخلي، گشودن مرزها بر کالاهاي خارجي و نکات مشابهي را تجويز ميکنند، فقراي جهان سوم يه رههاي رانطباق با فقر رو به افزايش روي آوردهاند و در اين زمينه شبکههاي حمايت اجتماعي غيررسمي را شکل داده و شبکههاي موجود را تقويت کردهاند. چنين شبکههايي در زمينه حمايتهاي اجتماعي، کمکهاي مالي در مواقع بحراني و به صورت فوري و اضطراري، مديريت خطر کردن(ريسک) و کارکردهاي منتهي به افزايش همبستگي و انسجام بهتر و بيشتر اجتماعي، روز به روز فعالتر و ثمربخشتر شدهاند.
ضعف ديدگاه شبکهاي، ترديد آن در پذيرش وجود سرماي? اجتماعي در مجموعهها از جمله ساختار اجتماعي است. اين نگاه در پايان تحليل، سرماي? اجتماعي را متعلق به افراد عضو شبکهها ميداند. به همين دليل از نظر پيروان ديدگاه شبکهاي، همکاري مفروض بين دولت- جامعه و بين نهادهاي گوناگون در ارتقاي سرماي? اجتماعي مورد ترديد است. در نهايت ميتوان نتيجه گرفت که ديدگاه شبکهاي، سرماي? اجتماعي را در قالبهاي سرمايه اجتماعي درونگروهي و سرمايه اجتماعي برونگروهي معرفي ميکند.
2-15-3- ديدگاه نهادي66
سومين نظري? سرماي? اجتماعي از ديدگاه ولکاک، نظريه نهادي است. بر اساس اين نظريه، ثمربخش بودن شبکههاي اجتماع محلي و جامعه مدني محصول محيط سياسي، حقوقي و نهادي است. در حالي که نظري? اجتماع محلي محور و نظريه شبکهها عمد? سرمايه اجتماعي را متغيري مستقل ميدانند که به نتايج گوناگون، چه مثبت و چه منفي جان ميبخشد، نظريه نهادي سرمايه اجتماعي را متغيري وابسته و کيفيت نهادهاي رسمي را متغير مستقل در نظر ميگيرد. در اين ديدگاه، اساساً تحليل جامعه و تحولات آن در بستر نهادها امکانپذير است. ظرفيت گروههاي اجتماعي فينفسه براي کنش اجتماعي، آن هم در جهت منافع جمعي آنها به کيفيت نهادهاي رسمي که گروههاي اجتماعي تحت لواي آنها به حيات خود ادامه ميدهند، بستگي تام و تمام دارد. تعميم چنين گزارهاي به معناي آن خواهد بود که عملکرد بنگاههاي کسب و کار و دولتها نيز ير هماهنگي دروني، اعتبار، توانمندسازي و پاسخگويي آنها به جامعه مدني بستگي دارد.
به طور کلي ميتوان عنوان کرد که اين ديدگاه بيشتر بر پيوندها و شبکههاي عمودي يا سرمايه اجتماعي ارتباطي تأکيد دارد. اين ديدگاه در سياستگذاريهاي اقتصاد کلان تواناييهاي زيادي دارد ولي در سطح خرد عملکرد ضعيفي از خود نشان ميدهد.
2-15-4- ديدگاه همافزايي67
نظريه همافزايي، اشتراک مساعي يا نظريه تلفيقي، ترکيب دو نظري? شبکهها و نظري? نهادي و ارائ? سنتزي از آن است و به سوي آن ره ميسپرد، زيرا چنين سنتزي را پادزهر فرقهپرستي، جناحگرايي، انزواطلبي و فساد تلقي ميکند که در اثر جهانيسازي به شدت رواج مييابد و جهان را به نابودي ميکشاند. آنگاه که سنتز ياد شده فعال شود، روابط متقابل اجتماعي که شکلدهنده شبکههاي اجتماعي مندرج در نهادهاي اجتماعي به عنوان جزئي از اجزاي درهمتنيد? ساختار اجتماعي است، از قيود خودساخت? انسان نوشت رهايي مييابند و در فضاي همافزايي، همبستگي و تعاون براي بهروزي نوع انسان، توسعه پايدار و همهجانبه و پايان بخشيده به فقر، محروميت، ناديده گرفته شدن، به حساب نيامدن، تبعيض، بغض، کينه و از همه مهمتر خودمحوري بيمارگونه، به جان ميکوشند. با تحقق چنين آمالي، سرمايه اجتماعي ارتباطي، درونگروهي و برونگروهي، نه تنها در تضاد با يکديگر به حيات خود ادامه نميدهند، که بر هم ميافزايند و عرصههاي مختلفي از واقعيتي واحد ميشوند.
به طور خلاصه ديدگاه همافزايي با توجه به شکافهاي موجود در جامعه و ضعف ديدگاههاي قبلي مطرح شد تا بتواند هم سرماي? اجتماعي افقي و هم سرماي? اجتماعي عمودي را پوشش دهد به عبارت ديگر، ديدگاه همافزايي در تلاش است که بتواند سه نوع سرمايه اجتماعي يعني درونگروهي، برونگروهي و ارتباطي را ادغام کند.
جدول2-12- چهار نظري? اصلي سرماي? اجتماعي
عنوان نظريه يا ديدگاه
کنشگران
پيشنهادات در زمينه سياست يا خطمشي
1)نظري? اجتماع محليگرا(انجمنهاي محلي)
گروههاي اجتماع محلي، سازمانهاي داوطلبانه گروههاي تجاري
کوچک زيباست، بازشناسي داراييهاي اجتماعي فقرا
2)نظري? شبکهگرا(روابط درونگروهي و برونگروهي اجتماع محلي)
گروههاي شغلي کارآفرين و کارگزاران اطلاعاتي
تمرکززدايي، ايجاد مناطق کارآفرين، تقويت پيوندهاي اجتماعي برونگروهي
3)نظري? نهادگرا(نهادهاي سياسي و حقوقي و پيوندهاي عمودي)
بخشهاي عمومي و خصوصي
تضمين و اعطاي آزاديهاي مدني و سياسي، نهادينه کردن شفافيت و پاسخگويي
4)نظريه همافزايي شبکههاي اجتماع محلي(روابط دولت- جامعه)
گروههاي اجتماعي جامعه مدني، بخش خصوصي، دولت
توليد مشترک، مشارکت تکميلي، تقويت پيوندها بين بخشهاي سهگانه، ارتقاي ظرفيت و مقياس سازمانهاي محلي
مأخذ: موسوي و عليپور، 45:1391
2-16- عوامل موثر بر ايجاد، حفظ و نابودي سرماي? اجتماعي
در اينجا به برخي عوامل که از نظر کلمن به ايجاد يا نابودي سرمايه اجتماعي کمک ميکنند ميپردازيم(کلمن،1988)68:
2-16-1- بستگي شبکههاي اجتماعي
بستگي ساختار اجتماعي هم براي ايجاد هنجارهاي موثر و هم براي شکل ديگري از سرمايه اجتماعي که قابليت اعتماد به ساختارهاي اجتماعي است، اهميت دارد. علت اين است که اعتماد به ساختارهاي اجتماعي است که سبب گسترش حس اتکا به تعهدات و انتظارات ميشود. طفره رفتن از اداي تعهد، شکلي از تحميل يک اثر خارجي منفي بر ديگري است، اما در يک ساختار بيبستگي، تنها کسي که ميتواند شخص مديون را از طفره رفتن از اداي دينش بازدارد، شخص صاحب دين است. در ساختارهاي باز (فاقد بستگي) احکامي که اعتماد به ديگران را تضمين ميکند، قابليت به کارگيري ندارد. پس ميتوان گفت که وجود بستگي در يک ساختار اجتماعي، سبب ايجاد قابليت اعتماد در درون ساختار ميشود(کلمن،1988).
2-16-2- ثبات
عامل ديگر موثر بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي، ثبات ساختار اجتماعي است. هر شکل سرمايه اجتماعي، به استثناي سازمانهاي رسمي با ساختارهاي مبتني بر مشاغل، به ثبات وابسته است. از همگسيختگي سازمان اجتماعي يا روابط اجتماعي، ميتواند سرمايه اجتماعي را ويران سازد. پيدايش سازمانهايي که در آن به جاي افراد، مشاغل، عناصر ساختار را تشکيل ميدهند، موجب به وجود آمدن شکلي از سرمايه اجتماعي شده است که ميتواند ثبات را در برابر بيثباتي افراد حفظ کند. در مواردي که افراد صرفا اشغالکنندگان مشاغل هستند، تنها عملکرد شاغلان، نه خود ساختار، با تحرک افراد دچار اختلال ميشود. اما براي هر شکل ديگر سرمايه اجتماعي، تحرک فردي کنش بالقوهاي را به وجود ميآورد که نابودکننده خود ساختار و بنابراين سرمايه اجتماعي وابسته به آن خواهد بود.
2-16-3- ايدئولوژي
عامل سوم موثر بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي، ايدئولوژي است. ايدئولوژي ميتواند با تحميل اين خواسته به فرد که به چيزي يا کسي غير از خودش عمل کند، سرمايه اجتماعي به وجود آورد. اين مسئله در تأثير ايدئولوژي مذهبي در وادار کردن افراد، به توجه به منافع ديگران، آشکار است. همچنين شيوههايي وجود دارد که به کمک آنها ايدئولوژي ميتواند اثر منفي بر ايجاد سرمايه اجتماعي داشته باشد. براي مثال ايدئولوژي فردگرايانه آيين پروتستان که بر رابط? جداگانه و مستقل هر فرد با خداوند تأکيد دارد، ميتواند از ايجاد سرمايه اجتماعي جلوگيري کند.
2-16-4- وابستگي افراد به يکديگر
عوامل گوناگون ديگري نيز بر ايجاد و نابودي سرمايه اجتماعي تأثير ميگذارند از جمله عواملي که تأثير مثبت بر سرمايه اجتماعي دارد، منابع رسمي حمايت در زمان نياز است. هر چه افراد به يکديگر بيشتر کمک کنند، مقدار سرمايه اجتماعي که ايجاد ميشود بيشتر خواهد بود. از سوي ديگر، عواملي که ميتوانند تأثير منفي بر سرمايه اجتماعي داشته باشند عواملي است که افراد را کمتر به يکديگر وابسته ميکند. رفاه و فراواني از اينگونه عواملند. هنگاهي که به دليل رفاه و فراواني، افراد کمتر به يکديگر نياز داشته باشند، سرمايه اجتماعي کمتري ايجاد ميشود.
2-17- سنجش سرمايه اجتماعي
امروزه يکي از پرمناقشهترين موضوعات در بين دانشمندان اجتماعي، چگونگي تعريف و اندازهگيري سرمايه اجتماعي است. به اعتقاد برخي انديشمندان، ايجاد يک مقياس واحد و درست از سرمايه اجتماعي، احتمالاً غيرممکن است، زيرا: 1) تعاريف جامع از سرمايه اجتماعي چند بعدي است و واحدها و سطوح مختلفي از تحليل را دربرميگيرند؛ 2) ماهيت و اشکال سرمايه اجتماعي در طول زمان با به هم خوردن تعادل بين سازمانهاي غيررسمي و نهادهاي رسمي، تغيير ميکند؛ 3) به علت اينکه از ابتدا هيچگونه طرحي براي سنجش سرمايه اجتماعي در تحقيقات کشورها طرحريزي نشده، محققان معاصر مجبور به گردآوري شاخصهايي از برخي موضوعات نزديک به سرمايه اجتماعي (همچون اندازهگيري اعتماد، اطمينان به دولت، انتخابات، تحرک اجتماعي و غيره) بودند.
در بحث سنجش سرمايه اجتماعي، ابتدا به الگوهاي رايج اندازهگيري سرمايه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید