دانشگاه آزاد اسلامي واحد کرج
پایان نامه کارشناسی ارشد
رشته روابط بین الملل
عنوان:
بررسی دلایل عدم شکل گیری رژیم کنترل تسلیحات منطقه ای
در خاورمیانه
از سال 2001 تا کنون
استاد راهنما:
دکتر افشین زرگر
استاد مشاور:
دکتر مجید عباسی اشلقی
استاد داور:
دکتر آرمین امینی
دانشجو:
مرتضی علیپور خنکداری
فصل اول:……………………………………………………………………………………………………………. 4
کلیات………………………………………………………………………………………………………………….4
1-1 طرح مسئله5
1-2 علت انتخاب موضوع و اهمیت تحقیق:8
1-3 پیشینه تحقیق:9
1-4 سوال‌هاي تحقیق:15
سئوال اصلی:15
سئوالات فرعی:15
1-5 فرضیه ها :15
1-6 متغیرها :16
1-7 تعریف مفاهیم16
1-8 روش تحقیق:19
1-9 موانع و محدودیت‌هاي تحقیق:19
فصل دوم…………………………………………………………………………………………………………….20
بازدارندگی و ابعاد آن………………………………………………………………………………………………. 20
مقدمه:21
مروری بر ادبیات بازدارندگی:23
گفتار اول: چارچوب نظری (مکاتب موجود در بازدارندگی):25
نظریه رئالیسم کلاسیک:25
2-1 نظریه جبر فناورانه:28
3-1 نظریه رئالیسم ساختاری:29
4- 1. نظریه نهادگرائی نولیبرال:30
5-1 نظریه بازی ها:31
بازدارندگی32
گفتار دوم: شرایط بازدارندگی:34
گفتار سوم: بازدارندگی هسته ای:35
1-3- بازدارندگی فوری یا آنی:36
3-3- بازدارندگی حداقل: 38
گفتار چهارم: انگیزه دستیابی کشورها به سلاح هاي نامتعارف:40
1-4- اشاعه تسلیحات اتمی:42
جمع بندی:44
فصل سوم……………………………………………………………………………………………………………47
فقدان همسویی سیاسی و امنیتی بین دولتها در خاورمیانه:………………………………………………………….. 48
مقدمه:49
1-1 جایگاه کنونی خاورمیانه در بازار اسلحه جهانی51
1-2 وضعیت تسلیحات کشتار جمعی در خاورمیانه57
1-3 انگیزه دستیابی به سلاح های نامتعارف66
1-3 عوامل تشویق‌کننده مسابقه تسلیحات نامتعارف در خاورمیانه73
2-1 آمارهای سلاح های خریداری شده در خاورمیانه75
نتیجه گیری:82
فصل چهارم………………………………………………………………………………………………………….83
وضعیت رژیم کنترل تسلیحات منطقه ای در خاورمیانه…………………………………………………………….. 84
مقدمه:85
1-1 ساختار امنیتی-سیاسی خاورمیانه:86
2-1 مشکلات هویتی86
3-1 خشونت های داخلی در پرتو ظهور جنبش های معترض88
4-1 جنایت های سازمان یافته91
5-1فرسایش حاکمیت های ملی95
6-1 چشم‏انداز امنیت در خاورمیانه102
7-1 آینده تحولات سیاسی و تاثیر آن در عدم شکل گیری رژیمی پایدار در برابر تسلیحات108
2-2 چالش های عمده امنیتی در خاورمیانه:115
2-3 گسترش سلاح های کشتارجمعی در خاورمیانه118
2-4 پرستیژ و جایگاه بهتر در منطقه و جهان119
5-4 سلاح های کشتار جمعی و شکل گیری رژیم منطقه ای عدم امنیت119
1-5 خاورمیانه و منطقه عاری از سلاح هسته­ای127
جمع بندی:129
فصل پنجم …………..……………………..…………………………………………………………………………………………….131
تحليل و نتيجه‌گيري نهايي…………………………………………………………………………………………. 131
مقدمه:132
گفتار اول – مدل و مبانی نظری رژیم های کنترل تسلیحات135
1-1 ساختار مفهومی کنترل تسلیحات135
2-1- الزامات نظری در شکلگیری رژیم های بینالمللی امنیتی منطقهای136
الف- منطق و اصول زیربنایی شکلگیری رژیم کنترل تسلیحات136
شکل گیری رژیم امنیتی140
الف. مرحله اول:140
ب.مرحله دوم:140
ج. مرحله سوم:141
ب- نظریه بازی ها و موضوع دستیابی به ثبات استراتژیک141
ج- ثبات استراتژیک و همکاری143
گفتار دوم – خاورمیانه و رژیم کنترل تسلیحات144
2-1.متغیرهای تأثیرگذار بر شکل گیری رژیم کنترل تسلیحات در خاورمیانه145
نتیجه گیری159
فصل اول
کلیات
1-1 طرح مسئله1
یکی از مهمترین موضوعات استراتژیک در عرصه روابط بین المللی کشورها و حوزه امنیت بین الملل، موضوع کنترل تسلیحات و خلع سلاح است. تصور رایج و ابتدایی این است که حذف ابزارهای درگیری و تعارض و یا کنترل آنها مي‌تواند سبب ساز حذف جنگ و برخورد بین کشورها در نتیجه افزایش سطح همکاری ها و صلح پایدار شود.
به طور کلی با پیدایش سلاح هاي هسته ای و کاربرد آنها در برخی از مناطق جهان، تلاش برای ایجاد رژیم هاي امنیتی درحوزه تسلیحات به ویژه تسلیحات کشتار جمعی شدت بیشتری یافت. معاهده منع جامع آزمایش هاي هسته ای(1963) و در نهایت معاهده عدم اشاعه سلاح هاي هسته ای2 در سال 1968 از جمله مهمترین تلاش‌هاي جهانی بوده است. با گسترش سلاح هاي هسته ای و ناموفق بودن کشورها در مهار گسترش آنها در سطح جهانی، تلاش ها درعرصه بین الملل به گستره محدودتری از کنترل تسلیحات معطوف شد. در این میان کنترل تسلیحات در سطح منطقه ای و تلاش برای شکل دادن به رژیم هاي منطقه ای کنترل تسلیحات، در دستور کار برخی از مناطق جهان قرار گرفت تا از این طریق از گسترش سلاح هاي هسته ای یا دیگر سلاح هاي کشتار جمعی جلوگیری شود و نقطه ای از صلح و ثبات دست یافت. از این رو برخی از پیمان‌هاي منطقه ای شکل گرفت و مفهومی با عنوان مناطق عاری از سلاح هاي هسته ای3 به عرصه روابط بین الملل اضافه شد.
در مورد خاورمیانه نیز مسئله کنترل و ایجاد منطقه عاری از سلاح هاي هسته ای در کنفرانس بازنگری در ان. پی. تی در سال 1995مطرح شد و در قعطنامه 19 دسامبر 2003 مجمع عمومی (A/RES/58/68) نیز بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت. با این وجود در عرصه عمل، شکل گیری و یا تکامل رژیم هاي امنیتی به ویژه در حوزه کنترل تسلیحات با ناکارآمدی رو به رو بوده و این موضوع به ویژه در حوزه منطقه ای خاورمیانه به صورت بسیار جدی تر مطرح است.
حادثه 11 سپتامبر نظریات بازدارندگی را به شدت متحول ساخته و این نظریات در راستای عملیاتی شدن سلاح هاي هسته ای متمرکز شده است. به علت پیشرفت تکنولوژی، ماهیت تسلیحات هم دگرگون شده است؛ به عنوان مثال آمریکا به استراتژی انقلاب در امور نظامی4 روی آورده است.
فرانسوی‌هاي به نسل سومی از سلاح هاي هسته ای روی آورده اند و انگلیسی ها نیز به طور کلی سیستم‌هاي هسته ای خود را دگرگون کرده اند. با اینحال روس ها هم اعلام کرده اند که به نسل جدیدی از سلاح هاي هسته ای که در دنیا وجود ندارد، دسترسی پیدا کرده اند. به همین دلیل ماهیت بازدارندگی نیز به موازات گسترش کیفی این تسلیحات دگرگون شده است. بازدارندگی متعارف در دنیا کارائی خود را از دست داده است. خاورمیانه تنش زاترین بخش منطقه است و اختلافات گوناگونی بین کشورهای این منطقه وجود دارد. به صورت عرفی بیشترین خرید تسلیحات متعارف را کشورهای این منطقه داشته اند از جمله کشورهای عربی که از آمریکا در سال های اخیر خرید سلاح کرده اند.
تا قبل از جنگ جهانی دوم، در متون مربوط به روابط بین‌المللی و نظریه‌هاي استراتژیک، اصطلاح بازدارندگی به چشم نمی خورد. گو اینکه از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد نظریه پردازان حقوقی عموماً تنبیه و مجازات را به عنوان وسیله ای برای بازدارندگی سایرین از دست زدن به رفتارهای جنایی توجیه کرده بود. به گفته برنارد برودی با پیدایش سلاح هاي هسته ای این اصطلاح نه تنها توجه خاصی را به سمت خود جلب کرد، بلکه مفهوم متمایزی به خود گرفت. (لطفیان، 1376، 201)
تأمین امنیت از طریق بازدارندگی متعارف با خرید تسلیحات از طرف کشورهای منطقه خاورمیانه دیگر کارایی نداشته و به دنبال ابزار قوی تری هستندکه بازار بازدارندگی هسته ای مي‌باشد. در خاورمیانه، آمریکا با مشکل و معمای همیشگی روبروست. به دلیل وجود ارتباطات نزدیک بین ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، آمریکا نمی تواند تسلیحات نظامی به بسیاری از کشورهای خاورمیانه بفروشد زیرا سیاست هاي کنگره آمریکا مانع از این امر مي‌شود که تسلیحات آمریکائی به کشوری که فعالانه با اسرائیل به دشمنی برخاسته عرضه شود و امنیت اسرائیل را به خطر بیندازد. عدم وجود امنیت در خاورمیانه باعث شده است که هرکشوری برای تأمین امنیت خود، اقدام به انبار تسلیحات متعارف نماید که این امر ناخواسته بازار خوبی را برای کشورهای تولید کنده تسلیحات مثل فرانسه، آلمان، ایتالیا و انگلیس فراهم نموده است. دراین میان برخی به بررسی وضعیت سلاح هاي مذکور در خاورمیانه و انگیزه‌هاي و عوامل بازدارنده در دستیابی به چنین سلاح هایی پرداخته اند . (لطفیان، 1376، 182)درمجموع و با نگاهی به ادبیات موجود در حوزه مذکور، این واقعیت نمایان مي‌شود که اصولا به این موضوع توجه نشده است که شکل گیری رژیم هاي امنیتی و به ویژه کنترل تسلیحات درخاورمیانه مبتنی بر واقعیت‌هاي سیستمی است که این واقعیت ها ممکن است وجود نداشته باشد؛ لذا به نظرمی رسد پرداختن به متغیرهای بنیادین و اساسی در شکل گیری و طراحی رژیم هاي کنترل تسلیحات در سطح سیستمی به ویژه سیستم‌هاي منطقه ای به عنوان یک ضرورت علمی مطرح باشد. اهمیت این موضوع زمانی دو چندان خواهد شد که در برخی از مناطق مانند خاورمیانه در حالی که گسترش نامتقارن چنین سلاح هایی در حال وقوع است، موضوع شکل دادن به رژیم هاي کنترل و خلع سلاح اتمی نیز مطرح مي‌شود.
در راستای پژوهش این پرسش اسای مطرح مي‌شود که علل عدم شکل گیری رژیم کنترل تسلیحات منطقه ای در خاورمیانه از سال 2001 تا کنون چه بوده است؟
1-2 علت انتخاب موضوع و اهمیت تحقیق:
بیش از یک قرن است که منطقه خاورمیانه صحنه مبارزات و بحران هاي گوناگونی است که تاکنون به یک نتیجه منطقی که بتوان امنیت را در این منطقه فراهم نمود، نرسیده است. بحران کوزوو، افغانستان و عراق کارآیی بازدارندگی سلاح هاي هسته ای را نشان داد. در سرآغاز هزاره سوم، خاورمیانه همچنان بین‌المللی ترین منطقه دنیاست. بررسی تحولات امنیتی در خاورمیانه، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تغییر نظام امنیت بین الملل، از جمله موضوعات مهمی به شمار مي‌رود که از وجوه و ابعاد مختلفی در ارتباط با منافع ملی ایران برخوردار است.
میزان تسلیحات و تأسیسات نظامی کشورهای خاورمیانه در مقایسه با جمعیت و درآمد سرانه مردم منطقه، در دنیا بی نظیر است. به عبارت دیگر سرانه هزینه نظامی در خاورمیانه بالاترین مقام را در دنیا دارد. فکر ایجاد مناطق عاری از سلاح هسته ای از سال ها پیش به عنوان یک برنامه میان مدت درجهت نیل به خلع سلاح کامل هسته ای مطرح شد. تلاش و اقدام برای محدودسازی و شاید نابودسازی سلاح هاي کشتار جمعی در خاورمیانه، علاقه بسیاری را به خود جلب کرده است. وقوع چندین جنگ در دهه‌هاي اخیر در این منطقه (جنگ تحمیلی عراق بر ضد ایران 1980-1988، جنگ در خلیج فارس پس از اشغال کویت از سوی عراق1991، حمله نظامی ایالات متحده آمریکا و متحدانش در ماس 2003 به عراق و جنگ هاي میان اعراب و اسراییل)، به علاوه تضاد ایدئولوژیک بین برخی از کشورهای عربی و جمهوری اسلامی ایران، که در نتیجۀ تحرکات سیاسی غرب علی الخصوص آمریکا ، به عدم همگرایی سیاسی در منطقه منجر شده، وجود سلاح هسته ای در اسرائیل و در آخر دوگانگی برخورد غرب در مواجهه با برنامه هسته ایران، همگی نشان از تنش زا بودن این منطقه دارد.
در منطقه خاورمیانه پس از فروپاشی شوروی و جنگ سرد بویژه پس از 11 سپتامبر مسابقه تسلیحاتی متعارف به پایان رسیده است و مسابقه سلاح هاي کشتار جمعی آغاز شده است. زیرا سلاح هاي هسته ای تاکتیکی صرفاً در اختیار قدرت هاي هسته ای مي‌باشند. از این رو برای سلاح هاي هسته ای و قدرت تخریبی زیاد آنها و مطالعه اطلاعات در زمینه تکنولوژی هسته ای و نیز مسئله امنیتی تسلیحات هسته ای و کاربرد آن در زمان بحران و هشدار جدی این قبیل تسلیحات برای بقای بشر و کنترل تسلیحات این پژوهش از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. با توجه به این مسئله ضرورت تبیین یک رژیم منطقه ای احساس مي‌گردد و خلاء این مقوله در خاورمیانه مسئله اساسی و قابل بررسی مي‌باشد. اصولاً کنترل تسلیحات و طراحی رژیم هاي امنیتی جهانی و منطقه ای، به عنوان یکی از مهم ترین موضوعات حوزه مطالعات استراتژیک مطرح است. در این راستا در سیاست بین الملل و مطالعات خاورمیانه، پرسش‌هاي متعددی از جمله موانع شکل گیری چنین رژیم هایی مطرح است.
1-3 پیشینه تحقیق:
اكبر مهدي زاده در مقاله ای با عنوان ” بررسي سياست خارجي و رفتار عربستان در قبال جنگ ايران و عراق” معتقد است ايران و عربستان دو قدرت و بازيگر اصلي در منطقه خاورميانه و خليج فارس محسوب مي شوند كه تعاملات و قواعد رفتاري حاكم در ميان آنها در تعيين روندهاي سياسي نظامي، اقتصادي و اجتماعي حاكم در منطقه تأثيرات درخور توجهي دارد. تأملي در مناسبات دو كشور با يكديگر در گذشته نشان مي دهد هر زمان كه صلح، آرامش و همكاري در روابط آنها حاكم بوده است، منطقه نيز ثبات و امنيت داشته، اما با آغاز تنش و بي ثباتي بين اين دو، منطقه نيز به بي ثباتي دچار شده است.
دکتر منوچهر محمدی و دکتر حمید مولانا در کتاب “سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دولت احمدی‌نژاد” به بررسی سیاست خارجی کشورمان پرداخته اند. این نظریه پردازن اعتقاد دارند مطالعه و بررسی سیاست خارجی کشورها به واقع می تواند دریچه ای برای درک و آگاهی نوع تغییرات، دگرگونی ها و پدیده هایی باشد که در سطح بین المللی در حال شکل گیری می باشد. بر این اساس این گونه بررسی همچنین فرصت مناسبی است که چشم انداز سیاست خارجی یک کشور مورد ارزیابی قرار گرفته و چالشها و فرصتهای آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. بر این اساس اهداف سیاست خارجی کشورمان در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد نه تنها متاثر از محیط داخلی نظیر فرهنگ، تاریخ و نظام سیاسی و اقتصادی کشور می باشد، بلکه تحت تاثیر عوامل خارجی نیز قرار دارد. حمید مولانا با برشمردن برخی از اهداف عمومی سیاست خارجی کشور، معتقد است دولت برای تحقق آنها از ابزار و حربه های گوناگونی نظیر دیپلماسی، اقتصاد، فرهنگ و ایدئولوژی و یا نظامی استفاده می کند.
روح الله رمضانی نیز در کتاب “چارچوبی تحلیلی برای بررسی سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران” سعی در تحلیل فرآیند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران و رابطه با کشورهای همجوار و قدرتهای بزرگ در سالهای اخیر نموده است. بر اساس همین منطق روح الله رمضانی با این استدلال که هیچ یک از نظریه های رایج وغالب در روابط بین الملل قادر نیستند سیاست خارجی کشور های در حال توسعه از جمله ایران را تحلیل کند، به پردازش چارچوب تحلیلی تلفیقی مبادرت کرده است. مدل تعامل سه جانبه پویای رمضانی بر پایه پیوند متقابل تحولات داخلی،سیاست خارجی و نظام بین الملل استوار است. این الگوی سه وجهی تعاملی رابطه تعاملی بین این سه محور یعنی پیوند سیاست خارجی و داخلی،نفوذ نظام بین الملل بر این کشور ها و تاثیر تحولات داخلی آنها بر نظام بین المللی و همچنین تعامل ساختار و کارگزار در شکل دهی به سیاست خارجی را ملحوظ می دارد. مفهوم تعاملات رمضانی همانگونه که خود نیز بیان می دارد، با مفهوم پیوستگی های ملی- بین المللی جیمز روزنا که از بالاترین درجه اهمیت در بررسی سیاست خارجی کشور های در حال توسعه از جمله ایران بر خوردار است،شباهت کلی دارد. بنابر این چارچوب مفهومی مبتنی بر تلفیق بین سطوح جیمز روزنا،علی رغم کاستی ها و نارسائیهای احتمالی، قابلیت تحلیلی وقدرت تبیین بیشتری برای تجزیه وتحلیل سیاست خارجی جمهوری اسلامی دارد. از منظر این رویکرد نظری،سیاست خارجی همچون یک متغیر وابسته معلول برآیند پنج دسته از منابع می باشد که این منابع عبارتند از:1) فردی،2) نقش 3)حکومتی و بورکراتیک،4) اجتماعی یا ملی و5) بین المللی یا سیستمیک است. هر یک از این منابع خود متغیر های متعدد ومختلفی را در بر می گیرد.
دکتر محمود واعظی در مقاله ای با عنوان “اروپا و مسئله امنیت در خاورمیانه” که در سال 1385 نوشته شده است بر این عقیده است که نقش امنیتی اروپا در خاورمیانه در سالهای پیش رو کلیدی تر خواهد شد. از منظر ایشان گسترش نقش و تأثیرگذاری اتحادیه اروپا به عنوان یکی از قدرتمندترین بلوک‌های سیاسی و اقتصادی جهان در موضوعات مختلف بین‌المللی طی چند سال اخیر قابل توجه و تأمل است. اتحادیه اروپا که با پیوستن اعضای جدید هم اینک با 25 کشور از گستره و توانایی مناسبی برخوردار شده است، با تکمیل فرآیند عضویت چند کشور دیگر ظرف چند سال آینده می‌تواند با بازبینی نقش و جایگاه خود در عرصه مناسبات جهانی، وارد مرحله تازه‌ای از حیات سیاسی خود شود. مجموعه تحولات دهه‌های اخیر در خاورمیانه این منطقه را به عنوان یکی از کلیدی‌ترین و حساس‌ترین حوزه ژئوپولیتیک جهان مطرح کرده است. رخدادهای سال‌های گذشته در این منطقه به ویژه پس از تحولات اخیر جنگ بین حزب‌ا… و اسرائیل، موجب توجه بیشتر برخی از قدرت‌های اروپایی و حضور نیروهای چند ملیتی حفظ صلح (UNIFIL) با محوریت نیروهای اروپایی در مرز بین‌ اسرائیل و لبنان شد. استمرار مناقشه فلسطینی – اسرائیلی، سیاست‌های اسرائیل در منطقه، تشدید بحران در عراق و نیز موضوع برنامه‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران و ترتیبات امنیتی منطقه خلیج فارس از جمله موضوعات مهم بین‌المللی است که در صورتی که اروپا بخواهد در آینده نظام بین‌الملل جایگاه مناسبی کسب کند، نمی‌تواند نسبت به آنها بی‌اعتنا باشد.
محسن مرادی دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در پایان نامه ای با عنوان “طرح خاورميانه بزرگ و تاثير آن بر امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران” که در سال 1390 نگاشته شده است معتقد است که امريکا پس از جنگ سرد با بحران معنا روبرو شد و دلتمردان اين كشور در دوران بوش پدر و كلينتون در حالت بحران عملياتي بسر مي برد در پي آن بودند تا به نحوي بتوانند استراتژي خود را بر دستيابي آينده مشخص كنند ، دوستان و دشمنان خود را تعريف نمايند . تا اينكه حوادث تروريستي 11 سپتامبر 2001 به عنوان يك نقطه در نظام بين الملل و سياست خارجي امريكا به وقوع پيوست . اين حادثه با خلق ” دشمن جديد به نام تروريسم ” زمينه اي را براي بهره برداري امريكا از آن ، براي حل مشكلات خود در نظام بين الملل فراهم ساخت . نكته قابل توجه اينكه اگر در دوران جنگ سرد شوروي و اقمار آن به عنوان دشمن به سياست خارجي امريكا جهت مي دادند ، اين بار ” خاورميان ” اين نقش را ايفاد كرد . و از آنجايي كه اين منطقه همواره با لحاظ استرات‍يكي و ‍ژنواستراتژيكي براي قدرتهاي جهاني حائز اهميت بوده است دولت امريكا نيز به منظور سيطره بر اين منظقه حوادث 11 سپتامبر را به اسلام گرايان گروه القاعده نسبت داد و از اين طريق بين ” اسلام گرايي و تروريسم ” پيوند ايجاد كرد و به مقابله با بنياد گرايي اسلامي جنبه جهاني بخشيد . در حالي كه دوران جنگ سرد امريكا نسبت به مسائل داخلي كشورها توجه كمتري داشت و صرفاً به دنبال ثبات در منطقه از طريق ايجاد دوستي بين دولتهاي منطقه اي بود ( با حفظ منافع امريكا ). ثبات منطقه بر اشاعه دمكراسي غربي ترجيح داده مي شد اما در شرايط جديد دولتمردان نو محافظه كار ايالت متحده امريكا در صدد تغيير ساختار نظام موجود در منطقه خاورميانه برآمدند و با دست زدن به يك بي ثباتي كوتاه مدت طرح ” خاورميانه بزرگ ” با هدف ايجاد بسترهاي سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي مناسب با اهداف و منافع ايالت متحده را در منطقه تدوين و ارائه كردند. از اهداف ديگر طرح مذكور برتري دادن به اسرائيل نسبت به كشورهاي منطقه و تامين امنيت براي بقاء اسرائيل و تثبيت هژموني ايالت متحده در سطح منطقه است طرح خاورميانه بزرگ امريكا شباهت زيادي به طرح خاورميانه جديد شيمون پرز دارد كه با هدف تصرف از نيل تا فرات براي تحقق آرمانهاي صهيونيزم مطرح شده بود . در روشهاي اجرايي طراح خاورميانه بزرگ ،‌امريكا اصلاحاتي در ساختار سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشورهاي منطقه در راس برنامه هاي خود قرار مي دهد و در صدد رويارويي و مقابله با تهدايدات نامتقارن فراروي خود بر مي آيد و در نتيجه نبرد با تروريسم و ريشه هاي آن يعني راديكاليسم اسلامي ، سلاحهاي كشتار جمعي و مبارزه با دولتهايي كه از ناهنجارها و ارزشهاي امريكايي پيروي نمي كنند به عنوان مهمترين و اساسي ترين اهداف اين طرح قرار مي گيرد كه در راس اين كشورها جمهوري اسلامي ايران قرار دارد . حضور در افغانستان ؛ عراق و تحريمهاي سياسي اقتصادي و …. ايران نيز از جمله راهبردهاي تحقق طرح خاورميانه بزرگ مي باشد . گسترش همكاريهاي ناتو در منطقه ( عراق – اسرائيل – تركيه – اردن ) . در راستاي تضعيف محور كشورهاي ايران – سوريه – حزب الله لبنان انجام مي پذيرد. از نتايج طرح خاورميانه بزرگ بي ثباتي حاصل از ايجاد دموكراسي برون زاي امريكايي در كشورهاي منطقه است كه باعث مي شود تا امريكا به سياست حضور مستقيم خود در منطقه گسترش بخشد . طرح خاورميانه بزرگ با استقرار يك نظم ليبرالي در ابعاد سياسي ،‌ اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي در ساختار دولتهاي منطقه تغييراتي را ايجاد مي كند و بخصوص در تمام ابعاد ، امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران را تهديد مي نمايد .
امین پرتو و مصطفی کریمی در مقاله ای با عنوان “تاثير انقلاب و ناآرامي در کشورهاي عربي بر امنيت اسرائيل: نظرگاهي درونی” که در مجله مطالعات راهبردی در سال 1391 به چاپ رسیده است، به تشریح تاثیر ژئوپلیتیک خاورمیانه بر امینت اسرائیل بعد از وقوع نا آرامی در کشورهای عربی می پردازند. آنان معتقدند در سال هاي نخست شکل گيري رژيم غاصب اسرائيل، سياست گذاران آن مي پنداشتند وقوع انقلاب و ناآرامي در کشورهاي عربي، سبب بهره مندي بيشتر اسرائيل از امنيت خواهد گرديد. آنها گمان مي کردند حکومت هاي دموکراتيک عربي، دشمني با اسرائيل و حمايت از آرمان فلسطين را از دستور کار خود خارج مي کنند، اما اکنون و در مواجهه با انقلاب هاي عربي، اسرائيل امنيت خود را با چالشي اساسي رويارو مي بيند. نه تنها امکان روي کارآمدن دولت هاي اسلام گرا يا الگوگيري مردم اسرائيل از بهار عربي، بلکه بروز وضعيت دولت گسسته، خطر جدي تري براي امنيت اسرائيل شده است.
دکتر نبی الله ابراهیمی در مقاله ای با عنوان “گفتمان اسلام سلفی و جهانی‏شدن امنیت خاورمیانه” که در سال 1389 در فصلنامه مطالعات راهبردی به چاپ رسیده به بررسی تأثیر گفتمان سلفی در جهان اسلام بر جهانی‏شدن امنیت خارمیانه پرداخته است. این پژوهش، طبق رویکرد بابی سعید به مسئله اسلام سیاسی، این مقوله را با پوشش گفتمانی مطالعه می‏کند. اسلام سلفی به مثابه گفتمان، با موضع رادیکال خود در مقابل گفتمان سکولار غرب، تاحد زیادی باعث دل‏مشغولی جامعه بین‏المللی شده است. گفتمان مذکور، به دلیل به چالش کشیدن نظم بین‏المللی غربی و ارجاع به دال اسلامی- هویتی خویش، به یکی از مدلولات جهانی‏‏شدن امنیت تبدیل شده و موجب ورود «اسلام سلفی» به سرفصل‏های مطالعات امنیت بین‏الملل شده است. فرضیه این پژوهش اینگونه صورت‏بندی می‏شود که «به دلیل خاستگاه گفتمان اسلام سلفی در خاورمیانه، امنیت این منطقه، در پرتو گسترش آن گفتمان به سایر نقاط جهان، جهانی شده است». با جهانی‏شدن امنیت، گفتمان‌هائی چون اسلام سلفی، با ورود به دنیای مجازی، دال امنیتی خود را بیشتر به رخ می‌کشند. جایی که میان اسلام سلفی و جهانی‏شدن تطابق حاصل شود، شاهد گستردگی و اشاعه هستی‌شناسی عدم امنیت غربی خواهیم بود.
1-4 سوال‌هاي تحقیق:
سئوال اصلی:
دلایل عدم شکل گیری کنترل تسلیحاتی منطقه ای در خاورمیانه از سال 2001 تا کنون چیست؟
سئوالات فرعی:
1-آیا کشورهای منطقه خاورمیانه نسبت به اجرای معاهدات کنترل تسلیحاتی پایبند و معتقد هستند؟
2-آیا معاهدات کنترل تسلیحاتی منطقه خاورمیانه بازدارندگی و امنیت کشورهای منطقه خاورمیانه را تامین می کند؟
3-آیا معاهدات کنترل تسلیحاتی منطقه خاورمیانه نیازهای دیپلماسی سیاسی منطقه را تامین می کند؟
4-آیا رویکردهای قدرت های بزرگ تاثیری در شکل گیری کنترل تسلیحاتی منطقه خاورمیانه دارند؟
5-آیا پیمان تسلیحات هسته ای کشورهای منطقه با عملکرد واقعی آنان در حوزه کنترل تسلیحاتی مطابقت دارد؟
6-آیا عدم خلع سلاح هسته ای اسرائیل تاثیری در شکل گیری رژیم تسلیحات منطقه ای دارد؟
7-آیا میزان توسعه یافتگی کشورهای منطقه خاورمیانه در اجرای تعهدات کنترل تسلیحاتی اثر گذار است؟
1-5 فرضیه ها :
1.بین سیاست های کشورهای منطقه خاورمیانه و اجرای معاهدات کنترل تسلیحاتی آنان رابطه معنی داری وجود دارد؟
2.بین مفاد معاهدات کنترل تسلیحاتی کشورهای منطقه خاورمیانه و شکل گیری امنیت کشورها و بازدارندگی رابطه معنی داری وجود دارد.
3.بین مفاد معاهدات کنترل تسلیحاتی کشورهای منطقه خاورمیانه و نیازهای سیاسی آنان رابطه معنی داری وجود دارد.
4.بین سیاست های قدرت های بزرگ و شکل گیری رژیم کنترل تسلیحاتی در منطقه رابطه معنی داری وجود دارد.
5.بین تعهدات تسلیحات هسته ای کشور های منطقه خاورمیانه با عملکرد واقعی آنان در این حوزه رابطه معنی داری وجود دارد؟
6.بین عدم خلع سلاح هسته ای اسرائیل و شکل گیری رژیم تسلیحاتی منطقه رابطه معنی داری وجود دارد؟
7.بین توسعه یافتگی کشورهای منطقه خاورمیانه و اجرای معاهدات کنترل تسلیحاتی منطقه رابطه معنی داری وجود دارد.
1-6 متغیرها :
متغیر مستقل: فقدان همسویی سیاسی- امنیتی دولت های خاورمیانه، سیاست های قدرت های بزرگ ، خلع سلاح هسته ای اسرائیل ، توسعه یافتگی ، برنامه های واقعی کشورهای منطقه ، سیاست های دولت های منطقه.
متغیر وابسته:عدم شکل گیری رژیم کنترل تسلیحات منطقه ای
1-7 تعریف مفاهیم
بازدارندگی5: بازدارندگی یکی از موضوعات روابط بین الملل مي‌باشد که در هر دو حوزه ای استراتژی و دیپلماسی کاربرد دارد. بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشی جستن از اقدامات خصمانه ی دشمن صورت مي‌گیرد. تئوری بازدارندگی یعنی کوشش یکی برای اعمال نفوذ در دیگری تا او را از اقدام به عملی که متضمن خسارت یا هزینه ای برای اولی است باز دارد. (رئیس زاده، 1378، 380)
این دیدگاه با تأکید بر اصالت قدرت در روابط انسان ها، مسلح بودن را عامل آرامش و برقراری صلح مي‌داند. در طول دورانی که ایالات متحده، سلاح اتمی را در انحصار خود داشت، هیچ نظریه ی استراتژیک منظمی در مورد بازدارندگی وجود نداشت، قبل از آن به پیشنهاد “جورج کنان” اندیشمند روابط بین الملل، سیاست تحدید یا سد نفوذ پدید آمد، در واقع، کنان نه بر ابزارهای سد نفوذ تأکید و نه آنها را رد مي‌کرد، بلکه اعتقاد داشت که این ابزارها در کنار اهرم‌هاي سیاسی و اقتصادی موجود، بخشی از ابزارهای دیپلماتیک را تشکیل مي‌دهد. (نقیب زاده، 1369، 131)
رژیم هاي بین المللی6: مجموعه ای از اصول، قواعد صریح، هنجارها و رویه‌هاي تصمیم گیری مي‌باشند که به واسطه آنها توقعات بازیگران پیرامون موضوعات خاص تلاقی نموده و خواسته‌هاي بازیگران برآورده مي‌شود. شاید بتوان اولین تعریف از رژیم هاي بین‌المللی را به جان راگ جی دانست. وی که در سال 1975 مفهوم رژیم هاي بین‌المللی را وارد ادبیات سیاسی بین‌المللی کرد، تعریفی به شرح زیر از رژیم ها ارائه داد: «مجموعه انتظارات متقابل، قواعد و مقررات، برنامه ها، انرژی های سازمانی و تعهدات مالی را که توسط گروهی از دولت ها پذیرفته شده اند رژیم هاي بین‌المللی گویند» (keoheane.1984,54) در مقابل، ارنست هس رژیم ها را ترتیباتی جهت حل اختلافات مي‌داند. وی معتقد است که رژیم هاي بین‌المللی ترتیباتی ساخته دست بشرند که جهت کنترل واداره کردن اختلافات در یک محیط متقابلاً وابسته به کار مي‌روند. چرا در محیطی متقابلاً وابسته؟ به دلیل اینکه در وابستگی متقابل توانایی بازیگران مربوطه جهت تأثیرگذاری بر یکدیگر افزایش مي‌یابد.. به عبارت دیگر، هس معتقد است که یک رژیم شامل مجموعه ای از رویه ها، مقررات و هنجارهای منسجم متقابل است. (hass, 1985,26)
«دونالد چوچالا» و «ریموند هاپکینز» معتقدند که در هر موضوع روابط بین الملل، یک رژیم وجود دارد. هرگاه نظم و قاعده ای را دررفتاری مشاهده شود، باید یک سری اصول، هناجارها یا دستورات وجود داشته باشد که آن را توضیح دهد وتفسیر کند. (Stephen, 1987,493)
دکترین استراتژیک7: مجموعه ای از باورها، ارزش ها و احکام عملی که به نحو قابل ملاحظه ای عملکرد مقامات رسمی را در زمینه تحقیق و توسعه و استراتژیک، گزینش تسلیحات، نیروها، برنامه‌هاي عملیاتی، کنترل تسلیحات وغیره هدایت مي‌کند.
خلع سلاح8: به معنی مطلق کلمه عبارت اند از کاهش یا نابودی تسلیحاتی در سطح بین‌المللی بدون در نظرگرفتن ماهیت و کیفیت سلاح است. خلع سلاح یعنی کاهش تسلیحات دولت ها چه از نظر کمیت و چه از لحاظ قدرت آتش آن ها. بسته به این که اگر کاهش محدود باشد یا گسترده، سخن از خلع سلاح کامل و یا خلع سلاح جزئی به میان مي‌آید. با پیشرفت تسلیحات، تخمین و برآورد سطح و کیفیت تسلیحات، موضوعی کاملاً پیچیده شده، به طوری که در درجه تأثیر یا دقت سلاح ها از یک سو و مقاومت و توان آن ها در خنثی کردن اقدام‌هاي متقابل الکترونیکی از سوی دیگر، بر پیچیدگی آن افزوده است. امروزه مذاکرات در زمینه کندسازی آهنگ پیشرفت‌هاي فنی و تکنیکی ابزارهای جنگی و نیز به اجرا گذاردن آنها پیش از مذاکره در زمینه کاهش وضعیت کنونی تسلیحاتی، دارای اهمیت مي‌باشد. در معنای دقیق تر، خلع سلاح به تخریب ذخایر موجود تسلیحات گفته مي‌شود، و نه اقدام هایی که تنها به محدود نمودن و یا ممنوعیت کاربرد آن سلاح ها، رضایت مي‌دهد. خلع سلاح حقیقی، پرهیز و اعراض عمومی و همگانی ایجاد مي‌کند، که این امر، جز با کنوانسیون هاي جهان شمول با ویژگی‌هاي پیش گیری کننده و قوی محقق نمی گردد. (مختاری، 1378، 554)
کنترل تسلیحات9: اقداماتی که به طور یکجانبه یا بر پایه موافقت نامه هایی در میان کشروها صورت مي‌گیرد تا خطر جنگ بوسیله تدابیری همچون کاهش بخشی از سلاح ها، ترتیبات امنیتی برای اجتناب از جنگ هسته ای و تثبیت سقف نیروها کاهش یابد. دیپلماسی کنترل تسلیحات از ابزارهایی مي‌باشد که مي‌تواند به مناسبات کشورها چارچوب بخشد و هدایت و راهبری آن را در مسیری هماهنگ قرار دهد. در این راستا مناسبات دفاعی و امنیتی از جمله حوزه هایی است که تحت عنوان دیپلماسی دفاعی شکل گرفته است. (بلوچی، 1382، 12)
1-8 روش تحقیق:
روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و بر مبنای بررسی ارتباط علت و معلولی مي‌باشد. روش گردآوری اطلاعات به صورت فیش برداری و کتابخانه ای است.
1-9 موانع و محدودیت‌هاي تحقیق:
با توجه به مقتضیات موضوعی رساله حاضر و حساسیتی که جامعه جهانی و آمریکا و همچنین قدرت هاي بزرگ نسبت به این موضوع دارند؛ کشورهای منطقه برنامه‌هاي هسته ای خودشان را حتی المقدور به صورت مستتر انجام مي‌دهند. به دلیل عدم شفافیت راهبردی و نیز عدم همسویی کشورهای منطقه خاورمیانه در جهت ایجاد یک رژیم منطقه ای کنترل تسلیحات، این هدف به دشواری قابل دستیابی خواهد بود. از این رو یکی از مشکلات تحقیق حاضر، دسترسی به منابع متعدد است که در عمل، عملیاتی نمودن داده‌هاي رساله را با مشکلاتی مواجه مي‌کند.
فصل دوم
بازدارندگی و ابعاد آن
مقدمه:
دراین فصل مي‌خواهیم بازدارندگی را از ابعاد مختلف بررسی کنیم ابتدا بحث‌هاي مفهومی و ادبیات موجود در این حیطه را شرح مي‌دهیم سپس به مکاتب مختلف در روابط بین الملل راجع به امنیت و بازدارندگی خواهیم پرداخت وانواع بازدارندگی و تعریف مفهومی و لغوی آن بحث مي‌شود و انگیزه ای که کشورها را وا مي‌دارد تا به دنبال سلاح هاي هسته ای بروند و اینکه این قبیل تسلیحات بالاخره اشاعه پیدا خواهند کرد و استدلال نوشته حاضر آن است که سلاح هاي هسته ای بازدارندگی ایجاد کرده اند و خواهند کرد.
دستیابی به سلاح هاي هسته ای دو بعد امنیت را در بر مي‌گیرد: یکی امنیت داخلی است که مربوط به امور ملی و انسجام ملی را شامل مي‌شود. و دیگری امنیت خارجی است که بازدارندگی در سطح نظام بین الملل بوجود مي‌آورد و باعث تعویض طبقه مي‌گردد. که این هم باعث اسنجام ملی مي‌شود.
از زمان ساخت بمب‌هاي هسته ای، نظم هسته ای مبتنی بر تابوی هسته ای یا عدم بکارگیری سلاح هاي هسته ای در عمل بود. منطق اصلی نظام هسته ای مزبور استفاده از سلاح هاي هسته ای به عنوان ابزاری برای بازدارندگی و نه استفاده عملی باشد. بیشتر هدف این است که دشمن با دیدن توانایی هسته ای فکر هرگونه حمله هسته ای را از سر خود بیرون کند ویقین نماید که در صورت حمله هسته ای علیه یک دولت هسته ای، خود نیز نابود خواهد شد. یعنی اصل عقلانیت سنگ بنای بازدارندگی محسوب مي‌شود و دارنده سلاح هسته ای بیشتر نگران بقای خویش است.
طبق تعریف بازدارندگی عبارت است از اقدام یا مجموعه ای از اقدامات که برای پیشگیری اقدام خصمانه دشمن صورت مي‌گیرد. از فردای جنگ جهانی دوم، با اختراع بمب و توسعه سلاح هاي اتمی صحبت بر سر این بود که مبحث بازدارندگی باید به صورت دکترینی سیاسی با ضمانت اجرایی در آید. بر این اساس، دکترین بازدارندگی که روی تعادل و توازن اتمی بین دو ابرقدرت بود، طرح ریزی شد. به دنبال ممانعت از جنگ بود، آنهم به این دلیل که جنگ اتمی پیروز نداشت.
در حالی که تا آن زمان، تمام نظریه‌هاي نظامی اساساً بر پایه پیروزی در جنگ استوار بود. بر اساس این تعاریف کلاسیک، نظریه بازدارندگی عبارت است از کوشش یکی برای اعمال نفوذ در دیگری تا او را از اقدام به عمل، که متضمن خسارت یا هزینه ای برای اولی است، باز دارد.
این نظریه براساس تهدید بنا شده است و هدف آن باز داشتن بازیگر از بازی اش بر اساس ایجاد ترس است. در حقیقت، نظریه بازدارندگی بر این باور است که در شرایطی که هزینه پیش بینی شده برای یک تجاوز نظامی از منافع مورد نظر بیشتر باشد، تصمیم گیرندگان از توسل به جنگ خودداری مي‌کنند.
به عبارت بهتر تا هنگامی که طرف مقابل قدرت وارد کردن ضربه را پس از دریافت ضربه نخست دارد، هیچ ابرقدرتی ریسک آغاز جنگ اتمی را نمی پذیرد. در واقع ضربه نخست نمی تواند مانع از ضربه حریف باشد. بر این اساس دکترین بازدارندگی بر پایه قانون «تخریب تضمینی دو جانبه»10 برنامه ریزی شده است. طبق این قانون انهدام، ویرانی و تخریب طرفین تضمین شده و صددرصد است. معمولاً، در بازدارندگی، عمل عمل متقابل یا تلافی جویانه نقش اساسی دارد. به عبارت دیگر، بازدارندگی درصدد است تا با افزایش هزینه بر محاسبات استراتژیک رقیب تأثیر بگذارد. این تأثیر باید به گونه ای باشد که اگر دشمن جنگ را آغاز کند، باید بهای بسیار سنگینی برای آن بپردازد.
باری بوزان در تشریح منطق بازدارندگی با این پرسش آغاز مي‌ کند که چه عاملی عدم اقدام کشوری در مقابل کشور دیگر مي‌شود؟ او مي‌گوید: دو عامل کلیدی در اینجا مطرح مي‌شود واژۀ «تهدید» و «محاسبه» مي‌باشد. تهدید (الف) در مقابل تعمیم به اقدام از سوی (ب) موجب مي‌شود تا وی پس از محاسبه هزینه‌هاي حمله به (ب) از شروع به حمله خودداری ورزد.
مروری بر ادبیات بازدارندگی:
درخصوص مسابقات تسلیحاتی متعارف تاکنون آثار زیادی انتشار یافته ولی در رابطه با مسابقات تسلیحات کشتار جمعی و سلاح هاي هسته ای تاکنون کتاب و مقالات مهمی انتشار نیافته است. این بدان مفهوم نیست کشورهای منطقه درصدد دستیابی به این گونه سالح ها نبودند، بلکه این برنامه ها بسیار محرمانه و سرّی انجام مي‌گیرد.
از طرف دیگر تلاش برای دستیابی به بازدارندگی هسته ای ابتدا در چارچوب «اصل شفافیت»11 و به صورت صلح آمیز اجرا مي‌شود.
تردیدی نیست که پس از دستیابی به دانش صلح آمیز هسته ای، امکان دستیابی به برنامه‌هاي هسته ای غیر صلح آمیز بسیار سهل و آسان مي‌باشد. اکنون نیز تلاش دارندگان سلاح هاي هسته ای بر این است که در همان ابتدا دانش هسته ای به کشورها ارائه نشود. به همین جهت آثار و مقالاتی که در این باب به چاپ رسیده اجمالا بررسی مي‌شود.
آرون کارپ: در مجله واشنگتن کوارتری مورخه 1995 استدلال مي‌کند که دوران مسابقات تسلیحاتی متعارف به پایان رسیده است در همان شماره مقاله دیگری حاکی از آن است که بازدارندگی هسته ای و کشتار جمعی در خاورمیانه آغاز شده و علت آن را ناکارآمدی بازدارندگی متعارف مي‌داند و از طرف دیگر بازدارندگی هسته ای به فن آوری و کیفیت تکیه کرده است و از هزینه‌هاي بازدارندگی متعارف مي‌کاهد.
برنارد برودی: برودی از جمله رئالیست هایی است که معتقد است سلاح هاي هسته ای ثبات را به ارمغان خواهد آورد و ابزار مؤثری در بازدارندگی است. به گفته برودی و همکارانش در زمان جنگ سرد نقش برابری در قدرت بازدارندگی میان آمریکا و شوروی، مهمتر از معاهدات کنترل تسلیحاتی در جلوگیری از وقوع جنگ بود.
برودی معتقد است چون در جنگ هسته ای چشم اندازی برای پیروزی کامل هیچ یک از طرفین وجود ندارد، لذا بمب اتمی بیشتر از آنکه بی ثبات کننده باشد با ثبات کننده است و احتمال جنگ هسته ای را کاهش مي‌دهد ( قهرمانپور ، 1387 ، 31).
سوزان مالونی: اثر دیگری که در این رابطه به رشته تحریر در آمده، در مجله واشینگتن کوارتری تحت عنوان(آیا ساخت بمب ایران متوقف مي‌شود؟) است که مي‌گوید تحریم هایی که آمریکا علیه ایران اعمال مي‌کند، نتیجه ای در بر نخواهد داشت و نمی تواند ایران را از اهداف هسته ای شدن باز دارد واشینگتن باید با ایران وارد مذاکره شود تا بتواند از اشاعه سلاح ها جلوگیری نماید.
مایکل ت. کلار: در مجله معتبری تحت عنوان «مسابقه تسلیحاتی بزرگ آینده» مي‌نویسد کشورهای جنوب شرق آسیا و خاورمیانه به سوی نسل جدیدی از بازدارندگی خواهند رفت و این مسئله به خاطر عدم وجود کنترل تسلیحات منطقه ای و پیشرفت تکنولوژی بوده و امری اجتناب ناپذیر خواهد بود (T.klare , 1993 , 136).
احمدهاشم: وی مي‌گوید کشورهای منطقه خاورمیانه برای اینکه در این محیط هرج ومرج به ثبات و امنیت برسند، به انقلاب در امور نظامی روی آورده اند. وی در این رابطه استدلال مي‌کند که مسابقات تسلیحاتی در منطقه خاورمیانه در دو بعد انجام مي‌گیرد. بعد اول برای بازدارندگی علیه مردم خودشان انجام مي‌پذیرد و در بعد دوم بازدارندگی علیه همسایگان خود است. وی مي‌افزاید در دهه 1980 این کشورها به شدت به سوی سلاح هاي کشتار جمعی و برنامه‌هاي هسته ای شتافته اند.
مجله چین پست مي‌نویسد: کشروهای خاورمیانه و کشورهای عربی مي‌گویند برنامه‌هاي هسته ای شان صلح آمیز است، لیکن همه مي‌دانند که استدلال آنها به نوعی پژوهش‌هاي مخفیانه مربوط به سلاح هاي هسته ای را در بر مي‌گیرد. کشورهای عربی سنی مذهب به شدت از این مسئله هراس دارند که ایران به بمب اتم دست پیدا نماید و آنها را در معرض تهدید قرار دهد. لذا این کشورها برای مقابله با این تهدیدات برنامه‌هاي مخفیانه ای برای تسلیحات اتمی دارند (china post , 2006).
کنث والتز: وی به بازدارندگی هسته ای معتقد است و مي‌گوید اشاعه سلاح هاي تدریجی بر صلح و امنیت بین‌المللی اثر مثبت دارد. البته والتز ادعا نمی کند که سلاح هاي هسته ای به کار نخواهند رفت، ولی هسته اصلی استدلال وی در این است که تحصیل کشورهای کوچک نیستبلکه این کشورها باید با شیب کند به اتم دست پیدا کنند نه با شیب تند (عسگرخانی ، 1383 ، 120).
گفتار اول: چارچوب نظری (مکاتب موجود در بازدارندگی):
نظریه رئالیسم کلاسیک:
واقع گرایان دولت را بازیگر اصلی صحنه سیاست بین الملل تلقی مي‌کند و سایر بازیگران مانند شرکت‌هاي چند ملیتی و به طور کلی سازمان هاي غیرحکومتی، در چارچوب روابط میان دولت ها عمل مي‌کنند. واقع گرایان ضمن تأکید بر قدرت و منافع ملی بر این اعتقادند که اصولاً از بین بردن غریزه قدرت صرفاً یک آرمان است و مبارزه بر سر قدرت در محیط فاقد اقتدار مرکزی صورت مي‌گیرد (قوام ، 1383، 80).
براساس توصیه‌هاي رئالیزم کلاسیک، کشورها نه تنها نباید سلاح هاي هسته ای و قابلیت‌هاي هسته ای خود را کاهش دهند، بلکه باید آنها را حفظ و درحد توان نسبت به افزایش این قابلیتها اقدام نمایند (دریایی ، 1387 ، 108).
رئالیست ها در عرصه روابط بین الملل به سه اصل معتقدند: دولت ها بازیگران اصلی هستند و توجه خود را معطوف قدرت های بزرگ مي‌کنند، رفتار قدرت های بزرگ عمدتاً تحت تأثیر محیط بیرونی و ویژگی‌هاي درونی آنها قرار مي‌گیرد؛ و محاسبات قدرت بر تفکر دولت ها حاکم است و دولت ها برای کسب قدرت بیشتر در میان خود رقابت مي‌کنند (جی مورگنتا و دیگران ، 1379 ، 154).
رئالیسم کلاسیک عمده ترین دلیل دولت ها برای انجام فعالیت‌هاي هسته ای و دستیابی به سلاح هسته ای را نگرانی‌هاي امنیتی آنها مي‌داند. محیط بین الملل یک محیط نا امن است. و لذا دولت ها برای تأمین بقای خود باید به یک بازار مطمئن مجهز شوند و آن ابزار، سلاح هسته ای مي‌باشد و پیامدهای ناشی از به کارگیری سلاح هاي هسته ای آن اندازه زیاد است که دولت هاي دیگر را وادار مي‌کند به دولت دارنده سلاح هسته ای حمله نکنند از طرف دیگر با وجود سلاح هسته ای در دست یک دولت، انتقام گیری متعارف از آن دولت دیگر کارآمدی لازم را نخواهد داشت (Nuclear weapons , 2001 , 5) .
دستیابی به سلاح هسته ای، وسیله مطمئنی برای بقا در دنیایی است که در آن امنیت یک کالای کمیاب بوده و دولت ها همواره در معرض تهدیدات ناشی از افزایش قدرت دولت هاي دیگر و نیات توسعه طلبانه آنها قرار دارند.
از نظر پیروان این رویکرد انسان ذاتاً موجودی است شرور و این شرارت در دولت نیز متجلی است از آنجا که در نظام بین‌المللی بر خلاف جامعه داخلی، یک دولت یا حاکمیت قدرتمند وجود ندارد، لذا وضعیت آن وضعیت جنگ علیه هم است که هابز اندیشمند انگلیسی قرن هفدهم توصیف مي‌کند. چنین وضعیتی در ادبیات رئالیستی روابط بین الملل آنارشی نامیده مي‌شود. این وضعیت دولت ها را به داشتن سلاح هسته ای تشویق مي‌کند. بنابراین در هسته ای شدن دولت ها، عوامل خارجی و در رأس آنها ناامنی ناشی از رقابت دولت ها در نظام بین‌المللی مهمتر از عوامل داخلی مي‌باشد. ممکن است در داخل یک کشور گروهی مخالف دستیابی به سلاح هسته ای باشند. اما احساس ناامنی دولت مقدم بر خواست این گروهها مي‌باشد.
از دهه 1950 رویکرد رئالیستی تفکر رایج در تحلیل چرایی تلاش دولت ها برای دستیابی به فن آوری و بمب هسته ای بوده است. نخستین متفکرانی که درصدد شناخت پیامدها و علل هسته ای شدن دولت ها برآمدند، عمدتاً از منظر مفروضات رئالیستی به موضوع مي‌نگریستند و این امر باعث شد چنین نگرشی به حوزه تصمیم گیری و سیاست گذاری نیز راه پیدا کند. دلیل آن بود که اولاً رئالیسم، تبیینی قانع کننده از دلایل دولت ها برای دستیابی به سلاح هسته ای ارائه مي‌داد و ثانیاً به دلیل نبود اطلاعات معتبر در مورد شیوه‌هاي تصمیم گیری و سیاستگذاری دولت ها، تبیین رئالیستی مي‌توانست کمک کننده سیاستگذاران باشد.
در چارچوب این نگرش پیامدهای دستیابی دولت هاي متعدد به سلاح هسته ای بسیار مهم است سلاح هاي هسته ای با قدرتمندتر کردن دولت هاي ضعیف تر باعث شکل دهی مجدد به معادلات نظام بین‌المللی مي‌شدند. از منظر رئالیست ها سلاح هاي هسته ای قدرت نسبی دولت ها را در نظام بین الملل به یکباره افزایش مي‌دهد وتغییر معادلات قدرت به تغییر معادلات میان قدرت های بزرگ با یکدیگر و با قدرت های کوچکتر مي‌انجامد. در نتیجه تداوم چنین امری مي‌تواند توزیع قدرت را در نظام بین الملل نیز متحول کند به دلایل آثار و پیامدهای گسترده و سلاح هاي هسته ای بسیاری از استراتژیست ها به خصوص استراتژیستهای رئالیست، این سلاح ها را ابزاری مؤثر برای بازدارندگی و نه استفاده کردن مي‌دانند.
به تعبیر دیگر تنها کاربرد سلاح هاي هسته ای در نظام بین الملل به کار نگرفتن آنها در عمل و استفاده از آنها برای جلوگیری از حمله دشمن مي‌باشد در تحلیل نظریه رئالیستی، ویژگی ثبات ساز سلاح هاي هسته ای عمدتاً با نظریه بازدارندگی قابل توجیه است و اگر تفسیر بازدارندگی را کنار گذاریم، سلاح هاي هسته ای باعث ایجاد ثبات نمی شوند. در واکنش به این امر بود که پیمان منبع اشاعه هسته ای در اواخر دهه 1960 مورد تصویب و امضای دولت ها قرار گرفت ( قهرمانپور ، 1387 ، 32 – 29 ).
2-1 نظریه جبر فناورانه:
نظریه جبرفناورانه یک نظریه قدیمی است و ادعا مي‌کند که پیشرفت فنی و فناورانه، مستقل از پدیده‌هاي اجتماعی بوده و خود را بر این پدیده ها تحمیل مي‌کند. در این چارچوب گسترش فن آوری هسته ای و ساخت سلاح های هسته ای امری جبری بوده و مقاومت در برابر آن بی فایده است. فن آوری هسته ای را نمی توان جدای از ماهیت فنی آن در نظر گرفت. همه فن آوری ها در ابتدا در اختیار کشورهای معدودی بودند اما با گذشت زمان و به دلیل جبر ناشی از ماهیت فن آوری، کشورهای دیگر نیز به آن دست یافتند هرچه فشارهای وارده بر دولت ها، این روند را کندتر مي‌کند ولی اگر دولت ها تصمیم قاطعی برای هسته ای شدن بگیرند نمی توان با ابزارهای سیاسی و اقتصادی مانع این کار شد و همه فن آوری‌هاي حساس ابتدا در انحصار چند کشور مشخص مي‌باشد، اما با گذشت زمان و به این دلیل که دانش نظری فن آوری مربوطه در سایر کشورها وجود دارد، سایر کشورها نیز به آن فن آوری حساس دست پیدا مي‌کنند و رقابت در این حوزه تشدید مي‌شود.
در حوزه فن آوری هسته ای تا دهه 1970 فن آوری هسته ای عمدتاً محدود به پنج کشور هسته ای و کشورهای پیشرفته از نظر فن آوری بود و در آن زمان تصور غالب این بود که سایر کشورها و به ویژه کشورهای درحال توسعه نمی توانند به راحتی به این فن آوری حساس دست پیدا کنند. و لذا تدوین سیستم‌هاي کنترل صادرات دقیق در حوزه فن آوری هسته ای مي‌تواند از اشاعه فن آوری هسته ای جلوگیری کند. تشکیل نهادهائی مثل کمیته زانگر یا گروه استرالیا در این



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید