معاونت پژوهش و فن آوري
به نام خدا
منشور اخلاق پژوهش
با یاري از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت جایگاه دانشگاه در اعتلاي فرهنگ و تمدن بشري، ما دانشجویان و اعضاء هیات علمی واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام فعالیتهاي پژوهشی مدنظر قرار داده و از آن تخطی نکنیم:
1- اصل برائت: الزام به برائت جویی از هرگونه رفتار غیرحرفه اي و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به شائبه هاي غیرعلمی می آلایند.
2- اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردي که منع قانونی دارد.
3- اصل رازداري: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کلییه افراد و نهادهاي مرتبط با تحقیق.
4- اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هرگونه جانب داري غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منافع در اختیار.
5- اصل احترام: تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداري از هرگونه حرمت شکنی.
6- اصل رعایت حقوق: الزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان و نبات) و سایر صاحبان حق.
7- اصل حقیقت جویی: تلاش در راستاي پی جویی حقیقت و وفاداري به آن و دوري از هرگونه پنهان سازي حقیقت.
8- اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
9- اصل مالکیت مادي و معنوي: تعهد به رعایت کامل حقوق مادي و معنوي دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
نام و نام خانوادگی مجري طرح: جواد عابدیان راد
تاریخ – امضاء
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات مازندران
تعهدنامه اصالت رساله یا پایان نامه
اینجانب جواد عابدیان راد دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته/دکتراي حرفهاي / دکتري تخصصی / در رشته حقوق جزا و جرم شناسی که در تاریخ 20/06/1392 از پایان نامه / رساله خود تحت عنوان ” بررسی تطبیقی فرزند کشی در حقوق ایران و فقه امامیه و اهل سنت ”
با کسب نمره 17 و درجه بسیار خوب دفاع نموده ام بدینوسیله متعهد می شوم:
1) این پایان نامه / رساله حاصل تحقیق وپژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده ودر مواردي که از دستاوردهاي علمی وپژوهشی دیگران( اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و.. ). استفاده نموده ام، مطابق ضوابط ورویه موجود، نام منبع مورد استفاده وسایر مشخصات آن را درفهرست مربوطه ذکر و درج کرده ام.
2)این پایان نامه / رساله قبلا “براي دریافت هیچ مدرك تحصیلی(هم سطح، پائین تریا بالاتر )درسایر دانشگاه ها ومؤسسات آموزش عالی ارائه نشده است.
3) چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفده و هرگونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع
و.. . از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمایم.
4) چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی ازآن را می پذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط ومقررات رفتار نموده و درصورت ابطال مدرك تحصیلی ام هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت.
نام ونام خانوادگی:
جواد عابدیان راد
تاریخ و امضاء:
دانشگاه آزاد اسلامی
واحد علوم و تحقیقات مازندران
گروه حقوق
پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته حقوق (M.A)
گرایش: جزا و جرم شناسی
عنوان:
بررسی تطبیقی فرزند کشی در حقوق ایران و فقه امامیه و اهل سنت
استاد راهنما:
دکتر ابوالحسن شاکری
استاد مشاور:
دکتر سیدابراهیم قدسی
نگارش:
جواد عابدیان راد
تابستان 1392
سپاسگذاری
بدون شك جايگاه ومنزلت معلم، اجل از آن است كه درمقام قدرداني از زحمات بي شائبه ايشان بازبان قاصر خويش ودست ناتوان، چيزي بنگاريم اما از آنجا كه تجليل از استاد ومعلم، سپاس از شخصي است كه هدف وغايت آفرينش را تامين ميكند وسلامت روح وروان آدمي در دستان اوست لذا بر خود واجب ميدانم كه از استاد گرامي وعاليقدر جناب آقاي دكتر شاكري كه با حسن خلق وفروتني زحمت راهنمايي اين پايان نامه را بر عهده گرفتند وهمچنين سرور عزيزم استاد محترم جناب آقاي دكتر قدسي كه زحمت مشاوره اين پايان نامه را برعهده گرفتند ونيز تمام كساني كه مرا دراين عرصه كمك وياري رساندند تا افق روشني در زندگي من باز شود، كاميابي وموفقيت همگي آنهارا از خداوند متعال خواستارم.
تقدیم به
اول ازهمه تقديم به روح پدر شهيدم كه جان خود را در راه دفاع از ميهن وآرمانهاي اسلامي خود در جبهه هاي جنگ تحميلي فداي اين مرز و بوم نمود.
و نيز تقديم به همسر و فرزندان عزيزم زهرا و علي كه بدون شك اگرصبر و حوصله شما عزيزان نبود به اين مرحله از زندگي نمي رسيدم.
و همچنين مادرم كه زحمت بزرگ كردن من و برادرانم را به تنهايي و با سختيهاي فراوان متحمل شد.
انشاءالله كه همگي شما در صحت و سلامت باشيد.
فهرست مطالب
عنوان ………………………………………………………………………………………………………………صفحه
چکیده1
مقدمه2
– بيان مساله2
– اهميت وضرورت انجام تحقيق2
– مرور ادبيات وسوابق تحقيق3
– جنبه جديد ونوآوري تحقيق3
_ اهداف تحقيق3
– سوالات تحقيق3
– فرضيه هاي تحقيق3
-روش تحقيق4
فصل اول – کلیات5
1-1- تعريف وا‍‌ژه ها5
1-1-1-مجازات5
1-1-2-فرزند6
1-1-3- قتل6
1-1-4- حقوق ايران6
1-1-5- فقه اماميه7
1-1-6- فقه عامه7
1-2- تاريخچه فرزند كشي ومجازات آن7
1-2-1- دوران جاهليت قبل از اسلام7
1-2-2- دوران بعد از اسلام8
1-2-3- دوران قبل از انقلاب9
1-2-4 – دوران بعد از انقلاب9
1-3- مباني جرم فرزند كشي9
1-3-1- حرمت خون انسان10
1-3-2-کرامت انسان14
1-3-3- اعتقادات دینی واسلامی18
فصل دوم – مجازات فرزند کشی در حقوق ایران20
2-1- بررسی جرم فرزند کشی در حقوق ایران20
2-1-1- تعریف قتل ومجازات آن در حقوق ایران23
2-1-2- اقسام فرزند کشی24
2-1-2-1- فرزند کشی عمدی24
2-1-2-2-فرزند کشی غیر عمدی25
2-1-3-تفاوت بچه کشی با فرزند کشی25
2-1-4-عناصر تشکيل دهنده جرم فرزندکشی25
2-1-4-1-عنصرقانونی……………………………………………………………………………………………………..25
2-1-4-2-عنصرمادی ……………………………………………………………………………………………………..26
2-1-4-3-عنصرروانی…………………………………………………………………………………………………….26
2-1-5-عنصر مادی جرم فرزند کشی………………………………………………………………………………….26
2-1-5-1- وجود فرزند زنده26
‌2-1-5- 2-فعل پدر27
2-1-6-عنصر روانی جرم فرزند کشی29
2-1-6-1-آگاهی جانی بر کشنده بودن فعل(علم قاتل )29
2-1-6-2 – قصد فعل33
2-1-6- 3 – قصد شخص معين34
2-1-6-4 – قصد نتيجه35
2-1-7- عنصر قانوني جرم فرزند كشي در حقوق ايران36
2-2- بررسی مجازات فرزندکشی در حقوق ایران37
2-2-1-ديه37
2-2-2-تعزير38
2-2-3- مستندات قانونگذار در وضع ماده 220 قانون مجازات اسلامی38
فصل سوم- بررسی فرزند کشی در فقه عامه41
3-1- فقه شافعي41
3-2- فقه حنبلي42
3-3- فقه حنفي43
3-4- فقه مالكي43
3-5- نتيجه گيري در جرم فرزندکشی از منظر فقه عامه44
فصل چهارم –مجازات فرزند کشی در فقه امامیه46
4-1-روایات46
4-1-1- صحیحه حمران46
4-1-2- صحیحه حلبی47
4-1-3- صحیحه دوم حلبی47
4-1-4- روایت فضیل بن یسار48
4-1-5- روایت علاء بن الفضیل48
4-1-6- روایت ابوبصیر49
4-1-7- روایت اسحاق بن عمار49
4-1-8- روایت جابر49
4-1-9- صحیفه ظریف50
4-1-10- روایت أنس بن محمد50
4-2- بررسی روایات50
4-2-1- دسته بندی روایات51
4-2-2-بررسی الفاظ قاعده51
4-2-3- مجازات تعزیر در قتل فرزند51
4-2-4- مواردی که والد در صورت قتل فرزندش کشته می شود.51
4-2-4-1-در صورتی که والد، معتاد به قتل فرزندش باشد51
4-2-4-2-در صورتی که والد، محارب بوده ودر حین محاربه فرزندش را بکشد52
4-2-4-3-در صورتی که والد با فرزندش زنا کند52
4-2-4-4-در صورتی که والد فرزند رضاعی خود را به قتل رساند.52
4-2-5- استدلال اماميه برعدم قتل پدر به دليل كشتن فرزند53
4-2-5 -1-روايات و نصوص53
4-2- 5-2-اجماع53
4-2-5-3- شهرت53
فصل پنجم –نقدی بر معافیت پدر از قصاص در قتل فرزند56
5-1-موافقین معافیت پدراز قصاص در قتل فرزند56
5-1-1-دیدگاه موافقین شرط ابوت در عدم قصاص پدر56
5-1-1-1- المقنع في الفقه58
5-1-1-2- المقنعه في الاصول و الفروع58
5-1-1-3- الكافي في الفقه59
5-1-1-4- النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي59
5-1-1-5- فقه القرآن59
5-1-1-6- اللمعه الدمشقيه59
5-1-1- 7-الخلاف والمبسوط59
5-1-1-8- جواهر الكلام في شرح شرايع الاسلام60
5-1-1- 9-جامع المدارك في شرح المختصر النافع60
5-1-1- 10-تحرير الوسيله60
5-1-1-11- استفتا از مراجع درباره فرزندکشی61
5-1-2- توجیه وضع قا نون معا فیت پدراز قصاص62
5-1-3- نقد استدلالات موافقین شرط انتفای ابوت63
5-1-4- شروط لازم برای قصاص قاتل64
5-1-4-1- شروط ثبوت قصاص64
5-1-4-2- شروط اجرای قصاص65
5-1-4-3- مفهوم شرط معافیت پدر از قصاص وتاثیر آن درحقوق ایران66
5-1-4-4- نظریه ای جدا از روایات ونقدی بر ماده 220 قانون مجازات اسلامی68
5-2- مخالفین عدم قصاص پدر در قتل فرزند70
5-2-1- دیدگاه مخالفین شرط انتفاء ابوت در قصاص (دیدگاه برخی از فقهای عامه )70
5-2-2-نظر آیت الله صانعی به عنوان مخالف عدم قصاص پدر70
5-2-3- بررسی فلسفه معافیت قصاص پدر از قتل فرزند در فقه امامیه وعامه وکاربرد آن درحقوق ایران72
5-2- 4-بررسی ارتكاب فرزند كشي با فعل غير مادي در فقه اماميه با فقه عامه74
5-2-5- راه فرار قانونی برای قاتل از قصاص باتوجه به قانون انتفاء ابوت75
5-2-6-پیشنهاد اصلاح ماده 220قانون مجازات اسلامی76
نتیجه گیری78
منابع81
چکیده انگلیسی ………………………………………………………………………………………………………………………….82
چکیده
پایان نامه مذکور به بررسی فقهی و حقوقی پدیده فرزند کشی در فقه امامیه و بررسی تطبیقی آن با فقه عامه و حقوق ایران میپردازد، در فقه امامیه و عامه و نیز قانون مجازات ایران پدر و جد پدری در قتل فرزند قصاص نمیشوند بلکه به تعزیر و پرداخت دیه محکوم می شوند. در قرآن آیه ای دال بر این حکم وجود ندارد بلکه روایات صحیحهای وجود دارد که عدم قصاص پدر در قتل فرزند را تایید میکند. حکم قتل عمد قصاص است ولی یکی از استثنائاتی که وجود دارد قتل فرزند توسط پدر است، در قانون مجازات ایران ماده 220 به صراحت پدر و جد پدری را معاف از قصاص دانسته است، ولی این حکم معافیت از قصاص شامل مادرنمیشودكه محل اشکال و اختلاف است وهمچنين اينكه معافيت از قصاص پدربخاطر رابطه ابوت وي بر فرزند است نه ولايت ايشان .
رهبر حكومت اسلامي ميتواند با توجه به مصلحت نظام وقوانين ثانويه حبس ابد براي قاتل در خواست نمايد ولي حكم قصاص نميتواند بدهد كه اين نيز باتوجه به حقوق بشر امروزي جاي سوال دارد. فقه امامیه و عامه براساس کتاب و روایات و کلمات فقها استناد شده است، اکثر فقها الحاق جد پدری به حکم معافیت را پذیرفتهاند به اینصورت که هر کس عالماً و عامداً مرتکب قتل دیگری شود قصاص میشود مگر والد که در صورت قتل ولد خویش قصاص نمیشود که در اینجا منظور از والد پدر و پدر پدر و هرچه بالاتر رود که جد محسوب میشود.
واژگان کلیدی: مجازات –فرزند- قتل – حقوق ایران- فقه امامیه –فقه عامه.
مقدمه
هر جرمي به تناسب خود داراي مجازاتي است مجازات قتل همواره به عنوان يك عامل تسلي دهنده بازماندگان مقتول مدنظربوده است.
مجازات قتل، قصاص ودرمرحله خفيفتر آن، تبديل قصاص به ديه ميباشد كه اولياءدم اجراي آن را نسبت به قاتل خواستار ميباشند.
در بحت قصاص نفس اولياء دم معمولا نقش تعيين كننده اي در مورد مجازات قاتل دارند وباعفو ولي دم، قاتل زندگي خويش را ادامه داده وباعدم بخشش او زندگيش خاتمه پيدا ميكند.
معمولا علقه و رابطهاي كه ميان پدر ومادر وفرزندان وجود دارد مانع هتك حريم جاني فرزندان از جانب والدين ايشان ميشود لكن مواردي است كه به ندرت اتفاق ميافتد كه مرتكب قتل، از اولياءدم (پدرومادر) است، يعني حيات فرزند را كساني از او سلب ميكنند كه خود عامل بوجود آوردن آن بوده اند وبه عنوان سرپرست وولي قانوني او محسوب ميشوند بنابراين بر طبق فقه اماميه وفقه عامه ونيز حقوق ايران كه برگرفته از فقه اماميه ميباشد حكم قصاص در مورد ايشان مانند سايرين نبوده ومورد دقت ومداقه است.
قانون مجازات اسلامي در ماده 220 مقرر ميدارد: «پدر يا جد پدري كه فرزند خودرا بكشد قصاص
نميشود وبه پرداخت ديه به ورثه مقتول وتعزير محكوم خواهد شد »
طبق اين قانون پدر از حكم قصاص نفص مبرا شده وبه پرداخت ديه وتعزير محكوم ميشود كه مجازات تعزير از 3 تا 10سال حبس ميباشد.
– بيان مساله
با توجه به اینکه جرم فرزند کشی از دیدگاه اسلام به شدت نکوهش شده و خداوند متعال مردم را از کشتن فرزندان خویش منع کرده است حال چه به واسطه فقر وتنگدستی و یا عوامل دیگر ولی این مسئله با توجه به عدم قصاص برای پدر و جد پدری مقتول مغایرت دارد بطوری که گاهی اوقات سرزنش افکار عمومی از عدم مجازات پدر و جد پدری درصورت قتل فرزند خویش باعث میشود انسان به فکر فرو رود که آیا این فرمان عدم مجازات پدر و جد پدری مقتول درقرآن آمده است یا خیر و همچنین اینکه آیا اهل سنت نیز به این دستور قرآن عمل می کنند یا خیر؟
– اهميت وضرورت انجام تحقيق
اهمیت و ضرورت این مسئله زمانی روشن می شود که درحال حاضر با توجه به فشارهای سازمانهای
بین المللی درخصوص دفاع از حقوق بشر وافکار عمومی آیا براستی عدم مجازات یک قاتل به صرف اینکه پدریا جدپدری مقتول است از لحاظ شرعی و عرفی و وجدانی صحیح است و اگر صحیح میباشد چرا مادر طفل در صورت قتل فرزند خویش باید قصاص گردد.
– مرور ادبيات وسوابق تحقيق
درخصوص جرم فرزند کشی درحقوق ایران بطور پراکنده مقالههائی از طرف بعضی اساتید دانشگاه و وکلای محترم انتشار یافته ولی درخصوص بررسی تطبیق این جرم با توجه به فقه امامیه و اهل سنت هنوز مطلبی که به تفصیل بیان شده باشد پیدا نشده است و تحقیق مفصلی در این مورد انجام نشده است.
– جنبه جديد ونوآوري تحقيق
در فقه امامیه مجازات خاص این جرم بیان شده است ولی این مطالب که آیا این مجازات مورد قبول فقه اهل سنت نیز می باشد یا خیر؟ و نیز اینکه آیا ایشان با توجه به دستور قرآن مبنی برعدم مجازات پدر و جد پدری مقتول وی را از مجازات معاف می کنند یا خیر؟
_ اهداف تحقيق
1- بررسی عدم مجازات پدر و جدپدری در صورت قتل فرزند در فقه امامیه.
2- بررسی عدم مجازات پدر وجدپدری در صورت قتل فرزند در فقه اهل سنت.
3- بررسی تطبیقی مجازات مادر در صورت قتل فرزند در فقه امامیه و اهل سنت
4- بررسی جرم فرزند کشی از دیدگاه قرآن و آیات و روایات.
– سوالات تحقيق
1- آیا مادر هم به حکم معافیت از قصاص ملحق می شود ؟
2- آیا حکم معافیت از قصاص فقط شامل پدر و جد پدری شرعی می شود ؟
3- آیا معافیت از حکم قصاص ناشی از حق ولایت است یا ابوت ؟
4- آیا ولی امر و رهبر حکومت اسلامی می تواند حکم معافیت از قصاص را لغو کند ؟
– فرضيه هاي تحقيق
1-منظور از والد در فقه امامیه واهل سنت شامل مادر نمي شود.
2- حکم عدم قصاص شامل پدر طبیعی و غیر شرعی هم میشود زیرا این فرزند از پدر غیر شرعی خویش ارث میبرد پس پدر ازحق عدم قصاص هم برخوردار است.
3- عدم قصاص ناشی از رابطه ابوت آنها بر فرزندان میباشند.
4- مراجع تقلید نمیتوانند اجرای قصاص پدر و جدپدری درخصوص قتل فرزند را منطبق با شرع اعلام کنند.
-روش تحقيق
تجزيه و تحليل مبتني بر روش كتابخانه اي و فيش برداري است.
فصل اول – کلیات
1-1- تعريف واژه ها
1-1-1-مجازات
مجازات در لغت «پاداش نیکی یا بدی را دادن، سزای بدی را دادن»  و نیز به معنی «پاداش دادن و جزا دادن در نیکی و بدی»  آمده است.
در اصطلاح نیز تعاریف گوناگون از مجازات به عمل آمده است:
مجازات عبارت از نوعی عکس العمل و ضمانت اجرای هر فعل یا ترک فعلی است که در قانون جزا پیش‌بینی شده و انواع آن مشخص می‌گردد.
و در جای دیگر آمده است:
مجازات عبارت از آزاری است که قاضی به علت ارتکاب جرم و به نشانة نفرت جامعه از عمل مجرمانه و مرتکب آن، برای شخص که مقصّر است، بر طبق قانون تعیین می‌کند.
مجازات عبارت است از عکس العمل اجتماعی به صورت رنج و تعبی که بر بزهکار اعمال می‌شود.
و مجازات مشقتی است که قانون بر متخلفان در امور کیفری تحمیل می‌کند، مانند: حبس و اعدام و جزای نقدی.
از مجموع آنچه در تعریف «مجازات» آمده است این‌طور برداشت می‌شود که مجازات، عبارت است از عکس العمل اجتماعی مبتنی بر قانون ‌در برابر اعمال ارتکابی بزهکار. در حقیقت همة حقوقدانان بر قانونی بودن مجازات و تعیین نوع و میزان آن اجماع دارند. آنچه در مورد مجازات حائز اهمیت است میزان جریحه‌دار کردن احساس اجتماعی است که مطابق آن باید عکس العمل قانونی صورت بگیرد و نباید حقوق مجرم در اثر عکس العمل اجتماعی پایمال گردد. از طرفی هم نباید در برخی موارد مخدوش شدن احساس جمعی نادیده انگاشته شود مانند: جرایم قتل، ‌افساد در زمین و مانند آن.
1-1-2-فرزند
منظور از فرزند در اين بحث فرزندِ صلبی است و روابط پدر فرزندی ناشی از قرابت رضايی و يا پدر خواندگی را شامل نمیشود. بنابراين اگر کسی پسرخوانده خود را به قتل برساند قصاص خواهد شد.
جنسيت فرزند، سن او و همچنين تساوی در دين نيز موثر در قضيه نبوده و صِرف بودن رابطه پدری و فرزندی مانع قصاص خواهد بود اگر چه پدر کافر بوده و فرزند مسلمان خود را به قتل برساند. دوران جنينی طفل نيز احکام خاص خود را دارد. در قانون مدنی ايران و فقه اسلام طفل بايد از رابطه مشروع به وجود آمده باشد تا فرزند قانونی محسوب شود و اگر طفلی از رابطه نامشروعِ زن و مردی متولد گردد با پدر و مادر طبيعی خود رابطه کامل حقوقی نخواهد داشت مثلا طفلِ حاصل از رابطه نامشروع و زنا هرچند از جهت حرمت نکاح مثل فرزند حاصل از نکاح صحيح است ولی از پدر و مادر طبيعی خود ارث نمی برد.
1-1-3- قتل
درباره قتل گفته اند که سلب حيات از انسانی ديگر بصورت غير قانونی. عمد در قتل زمانی حاصل می شود که شخصِ قاتل قصد انجام فعل مجرمانه را داشته باشد و همينطور قصد نتيجه ای را که از انجام فعل مجرمانه حاصل می شود. بنابراين قصد عنصر روانی قتل عمد را تشکيل می دهد.
مرتکب قتل عمدی که مجازات آن مرگ است احترام جان خود را از دست می دهد و اصطلاحاً مهدورالدم می شود.
1-1-4- حقوق ايران
قانونگذار در ماده 220 ق.م.ا میگويد: ” پدر يا جد پدری که فرزند خود را بکشد قصاص نمیشود و به پرداخت ديه به ورثه مقتول و تعزير محکوم خواهد شد”.
تعزيری که به آن اشاره شده در ماده 612 ق.م.ا فصل هفدهم جرايم عليه اشخاص و اطفال به شکل سه تا ده سال حبس تعزيری است: ” هر کس مرتکب قتل عمد شود و شاکی نداشته يا شاکی داشته ولی از قصاص گذشت کرده باشد و يا به هر علت قصاص نشود در صورتی که اقدام وی موجب اخلال در نظم و صيانت و امنيت جامعه يا بيم تجری مرتکب يا ديگران گردد دادگاه مرتکب را به حبس از 3 تا 10 سال محکوم مینمايد”.
1-1-5- فقه اماميه
در فقه امامیه به پدیده فرزندکشی اشاره شده و فقیهان پس از برشمردن شرائط قصاص، به شرط انتفاء ابوت در قصاص اشاره مینمایند. آنها معتقدند که بر اساس روایات صحیحالسند و واضحالدلاله در صورتی که پدری فرزند خود را به قتل برساند، از قصاص معاف میشود و تنها مکلف به پرداخت دیه به ورثه مقتول، تعزیر و.. . میباشدومستند اين حكم را روايتي از امام جعفر صادق (عليه السلام) ميدانند كه ميفرمايند: «لايقتل الوالد بولده و…»
1-1-6- فقه عامه
علماي اهل سنت نيز همچون فقه اماميه بر عدم قصاص پدر درقتل فرزند تاكيد دارند واين حكم را از حديث نبوي (ص)اتخاذ كرده اند كه در جواب پسري كه از ظلم پدرش شكايت داشت ميفرمايد: «انت ومالك لابيك».
1-2- تاريخچه فرزند كشي ومجازات آن
در مورد تاریخ فرزند کشی میتوان گفت که از قبل از اسلام فرزند کشی در جوامع بدوی اعراب بادیه نشین رایج بوده که کشتن فرزند دختر را افتخاری برای خود میدانستند وحال با توجه به این مطلب آنرا به چهار دسته تقسیم نموده که عبارتند از1) دوران جاهلیت قبل از اسلام 2) دوران بعد از اسلام 3) دوران قبل از انقلاب 4) دوران بعد از انقلاب .
1-2-1- دوران جاهليت قبل از اسلام
فرزندکشی پدیدهای است که از گذشتههای دور در جوامع مختلف انسانی رایج بوده است و تنها اختصاص به جاهلیت قبل از اسلام ندارد. لوید دوماژ در کتاب «تاریخ طفولیت» خود نشان میدهد که کشتن نوزاد مشروح و نامشروع یک قاعده معمول در عهد عتیق بوده است. موضوع فرزندکشی در تورات و قبل از آن وجود داشته و مردمان به طور واهی فرزندان خود را در پای بتان قربانی میکردند.
فرزندکشی یکی از وحشیانهترین و شنیعترین اعمالی است که در مکان امن خانواده میتواند رخ دهد. با این وجود نمیتوان از وقوع این امر در طول تاریخ چشم پوشید. صاحبان قدرت و منصب، فرزندان خود را برای جلوگیری از رقابت در سلطنت به قتل میرساندند، به نحوی که فرزندکشی به امری توجیهپذیر تبدیل شده بود.
اما در جاهلیت، فرزندکشی از رشد فزایندهایی برخوردار بوده است. اعراب جاهلی که به صورت جاهلی زندگی میکردند از همان آغازین روزها به تصور مالکیت زن به زندگی خود ادامه میدادند و لذا نه تنها برای زنان و فرزندان شخصیت حقوقی که حتی شخصیت حقیقی قائل نبودند و با توجه به چنین
پیشفرضها و تصورهایی کشتن فرزند و زنان برای آنان چندان غیرمعقول و غیرمنطقی جلوه نمیکرد. اعراب جاهلی زنده به گور کردن دختران را برای حفظ آبروی خود و نیز عدم کارایی اقتصادی و جنگی، جزو فرهنگ خود میدانستند.
امروزه قتل در هر نوع امری مذموم و ناپسند است. فرزندکشی به جز بعد منفی آن جنایتی است که هیچ توجیه عقلانی و منطقی ندارد چرا که کودکان در درون خانه خود که به عنوان یکی از امنترین و سالمترین اماکن برای آنهاست انتظار دارد که تحت حمایت والدین خود قرار گیرند، اما وقتی قتل، توسط پدر و مادر طفل رخ دهد تهدید جدی برای کودکان به شمار میرود.
1-2-2- دوران بعد از اسلام
وجود همین رسم شنیع فرزندکشی شان نزول آیاتی چند از قرآن کریم است که فرزندکشی را به عنوان امری منفور نهی فرموده و آن را «خطایی بزرگ» قلمداد کرده است.خداوند متعال در آیه 31سوره مبارکه اسرا می فرماید:«ولاتقتلوا اولادکم خشیه املاق نحن نرزقهم و ایاکم ان قتلهم کان خطا کبیرا»هرگز فرزندان خود را از ترس فقر به قتل نرسانید که مارازق شما و آنها هستیم زیرا قتل فرزندان، بسیار گناه بزرگی است.
همانطور که در فوق ملاحظه می شود خداوند متعال در مقابله با رسم شنیع فرزند کشی به صراحت تامین امنیت جانی فرزندان را مورد سفارش قرار داده است و فرزند کشی را «گناه و خطای بزرگ »و « عمل حرام »دانسته است. فایده ای که مطالعه آیات مربوطه در قرآن کریم در بحث ما دارد آن است که از آیات مزبور استنباط می شود بر خلاف توهمی که در آن در مورد تساحل و تسامح اسلام در مورد حمایت از فرزندان در خانواده پیش آمده، خداوند متعال به «تامین امنیت جانی فرزندان اعم از دختر پسر» تاکید بسیار دارد. بنابر این با توجه به تاکیدات فراوان قرآن برحفظ جان و امنیت جسمی فرزندان قوانین و مقرراتی که در مجلس شورای اسلامی به عنوان قوه قانون گذاری ایران وضع می شود، نباید به نحوی باشد که سبب تشویق یا لااقل تایید عمل فرزندکشی تلقی گردد زیرا همان طور که ملاحظه فرمودید جرم فرزندکشی به شدت مورد نهی قرآن کریم قرار گرفته و هم ردیف اعمال شنیع دیگری مانند شریک آوردن برای خدا قلمدادشده است.
با آغاز نبوت حضرت محمد (ص) وشروع اسلام ايشان به شدت فرزند كشي را نهي كردند و آنرا از گناهان بزرگ ميدانستند و در برابر همه دختر بزرگوار خودشان بي بي فاطمه زهرا(س) راميبوسيدند و احترام زيادي براي ايشان قائل ميشدند.
1-2-3- دوران قبل از انقلاب
اما تاریخچه قتل عمد نشان میدهد که از حدود قرن 13 به بعد در بیشتر کشورهای جهان مجازات اعدام برای قتل عمد پیشبینی شده است. در ایران نیز پس از تصویب قانون مجازات عمومی در سال 1304 ماده 107 این قانون مقرر میداشت که: «مجازات مرتکب قتل عمدی» اعدام است مگر مواردی که قانوناً استثناء شده باشد. مطابق ماده 192 قانون مذکور، کسان مقتول تنها از تخفیف مجازات برخوردار بودند. و چون در قبل از انقلاب به لحاظ عدم اجراي مجازات قصاص بحث شرط انتفاء ابوت در قانون مجازات عمومي منتفي بوده وجايگاهي در اين قانون نداشته است وپدري اگر فرزند خودرا به قتل ميرساند همانند بقيه قاتلين ديگر مجازات ميشد.
1-2-4 – دوران بعد از انقلاب
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران وبراساس قانون اساسي مصوب جمهوري اسلامي ايران كليه قوانين ازجمله قوانين جزايي كه براساس فقه اسلامي وفقه جزايي اسلام مدون وپس از تصويب جايگزين قوانين قبلي شدند، قانون حدود وقصاص ومقررات آن وقانون ديات وقانون تعزيرات ونيز قانون مجازات اسلامي در سال 1361 و1362 براي مدت پنج سال به صورت آزمايشي مورد تصويب قرار گرفتند.
بعد از پايان مهلت مقرره لايحه مزبوردرجلسه 8/5/1370 مورد تصويب كميسيون امورقضايي وحقوقي مجلس شوراي اسلامي قرار گرفت وبا پنج سال مدت آزمايشي آن موافقت گرديد از آنجا كه ماده 5 اين لايحه مورد اختلاف مجلس شوراي اسلامي وشوراي نگهبان بود، لذادر جلسه روز پنج شنبه 7/9/1370 مجمع تشخيص مصلحت نظام ماده فوق الذكر عينا به تصويب رسيدوبه صورت قانون مجازات اسلامي ابلاغ گرديد (روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران، چهارشنبه 11/5/1370، سال چهل وهفتم، شماره 1364)
1-3- مباني جرم فرزند كشي
ماده205 قانون مجازات اسلامی مقرر داشته:«قتل عمد برابر مواد این فصل موجب قصاص است.»
همچنین ماده257مقرر داشته: «قتل عمد موجب قصاص است…»بنابراین به طور کلی بر اساس مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، مجازات اصلی جرم قتل عمد«قصاص» است منتهی براساس همان مقررات فقه اسلامی و قانون مجازات اسلامی، در برخی از مواقع، علی رغم این که قتل ارتکابی عمدی است مجازات قصاص ثابت نمی گردد. در واقع بر حکم کلی قصاص قتل عمدی استثنائاتی وارد می شود یا استثنائی خیلی بزرگ که در راه ثبوت قصاص وجود دارد «رابطه ی ابوت»بین قاتل و مقتول است. یعنی اگر پدری فرزند خود را بکشد به رقم احراز عمدی بودن جنایت مجازات پدر قصاص نخواهد بود بلکه در اینجا مجازات اصلی مشتمل بر پرداخت دیه و تعزیر است. این حکم براساس روایات اسلامی در ماده 220 قانون مجازات اسلامی منصوص گردیده است.البته این تنها موردی نیست که با احراز عمدی بودن جنایت نمی توان حکم به قصاص قاتل داد بلکه در موارد دیگر مانند برخی از صور عدم تساوی دین قاتل و مقتول هم به رغم عمدی بودن جنایت، مجازات قصاص ثابت نمی گردد.برای مثال چنانچه کافری عمدا یک مسلمان را به قتل برساند مجازات قصاص به لحاظ کافر بودن قاتل ثابت نمیگردد ولی آنچه در این تحقیق مورد بحث قرار می گیرد همان «رابطه ی ابوت»است که در ذیل به سه قسمت تقسیم شده اند که عبارتند از:
1) حرمت خون انسان 2) کرامت انسان 3)اعتقادات دینی واسلامی.
1-3-1- حرمت خون انسان
اصل اولي درباره انسان هاي ديگر احترام به خون آن ها و حفظ حيات همگان است و حياتي که انسان مانند هر موجود زنده ديگري دارد حق اوست و ديگران بايد اين حق را محترم بشمارند و حفظ کنند. به همين جهت در ماده دو اعلاميه اسلامي حقوق بشر آمده است: زندگي موهبتي است الهي و حقي است که براي هر انسان تضمين شده است و بر همه افراد و جوامع و حکومت ها واجب است که از اين حق حمايت و در مقابل هر تجاوزي عليه آن ايستادگي کنند و کشتن هيچ کس بدون مجوز شرعي جايز نيست. در ماده سوم اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز آمده است که هر فردي حق زندگي، آزادي و امنيت دارد. قرآن کريم احياي يک انسان را حيات همه و مرگ و قتل يک انسان را کشتن همه مي داند و مي فرمايد: « من قتل نفسا بغير نفس او فساد في الارض فکانما قتل الناس جميعا» (مائده، 451) (هر کس انسان را بدون ارتکاب قتل و بدون فساد در روي زمين به قتل برساند گويي همه انسان ها را کشته است و کسي که انساني را از مرگ نجات دهد گويا همه انسان ها را از مرگ نجات داده است).
بر اساس اين آيه اهميت حيات و مرگ يک انسان از نظر قرآن کاملا آشکار مي شود، که حيات يک انسان همانند حيات همه انسان ها و مرگ يک انسان هم مرگ همه انسان هاست.به عنوان نمونه به تعدادی از آیات قرآن که درآن به قصاص نفس تاکید زیادی شده است اشاره میکنیم :
مائده، آیه 32
« مِن أجلِ کَتَبنا علی بنی اسرائیل أَنَّه مَن قَتَل نَفساً بغیرِ نفٍس اَو فَسادٍ فی الارضِ فکمأنَّا قَتَل النّاسَ جمیعاً وَ مَن اَحیاها فَکَاَنَّما اَحیا النّاسَ جمیعاً»
« برای این بر بنی اسرائیل نوشتیم که هرکسی دیگری را بکشد – نه در برابر قتل کسی یا تبهکاری در زمین – مانند آن است که همه مردم را بکشد و آن کسی که او را زنده کند، گویا همه مردم را زنده ساخته است.»
از دیدگاه آیه شریفه، کشتن نابحق فرزند از سوی پدر و مادر، گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازاتی بسیار سنگین بوده و در نزد خداوند به منزله کشتن همه مردم است. از دیدگاه الهی مقتول اگر چه فرزند قاتل است، لکن از حق حیاتی مساوی با پدر یا مادر خود برخوردار بوده و قاتل با این اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلکه حرمت انسانها را هتک نموده و به عبارتی امنیت جانی را از همگان سلب کرده است.
بدیهی است پدر یا مادر با کشتن فرزند خود غضب و عذاب بزرگی را به سوی خود جلب می کنند و براساس آیه شریفه فوق کشتن همه انسانها و فرزند هر دو به طور یکسان عامل غضب و عذاب بزرگ الهی هستند؛ اگر چه از نظر کیفیت فرق می کنند.
بنابراین براساس آیه شریفه فوق کشتن نابحق فرزند نه تنها گناهی بزرگ، ممنوع و حرام است بلکه مستوجب کیفر و مجازاتی بسیار سنگین می باشد.
بقره ، آیه 178
« یا ایها الذین امنو کتب علیکم القصاص فی القتلی الحر بالحر و العبد بالعبد والانثی بالانثی فمن عفی له من اخیه شی فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربکم و رحمه فمن اعتدی بعد ذالک فله عذاب الیم. »
« ای گروه مومنان! بر شما قصاص (خونخواهی) در مورد کشتگان واجب شده است . آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده، و زن در برابر زن و آن کس که به او از برادرش چیزی بخشیده شده است پس به خوبی پیروی کند و به نیکویی به او بپردازد این حکم کاهش و رحمتی از جانب پروردگار شماست، پس آن کسی که پس از این تعدی کند برای او عذابی دردناک است.»
بقره، آیه 179
« ولکم فی اقصاص حیوه یا اولی الالباب لعلکم تتقون»
« و برای شما در قصاص (خون خواستن) زندگی است، ای خردمندان! شاید پرهیزکاری کنید.»
قالبی نو آن را مورد تاکید قرار می دهد.
همچنین آیه شریفه به نحو بارزی درصدد بیان مزیت قصاص بر عفو است. عفو هرچند که تخفیف و رحمت است، لکن این تخفیف نسبت به قاتل و به مصلحت اوست، در حالی که آنچه اهمیت وافری در نزد قانونگذار الهی دارد، تامین مصلحت عموم است که تنها با قصاص تامین می شود. قصاص است که حیات انسانها را ضمانت می کند، نه عفو کردن و دیه گرفتن.
اسراء آیه 33
« ولا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلایسرف فی القتل انه کان منصوراً »
« و نفسی را که خدا حرام کرد ( محترم داشت) جز به حق نکشیدوکسی که به ستم کشته شود، برای خونخواهی او فرمانروایی قراردادیم که باید در کشتار فزون نرود بدانید که او پیروز است.»
همچنانکه در ذیل آیات پیشین بیان شد نفس آدمی در نزد خالق انسانها از آنچنان احترام و جایگاه شایسته ای برخوردار است که قتل یک نفر را به مثابه قتل همگان می داند بر این اساس قتل فرزند توسط پدر و مادر ممنوع می باشد ولی اگر فرزند از گروه محاربان فسادگر باشد و با توجه به نقش دادگاه به خاطر محاربه از سوی پدر یا مادر به قتل برسددر این صورت قتل فرزند مجازاتی را در پی نخواهد داشت.
نساء، آیه 93
« و من یقتل مومنا متعمدا فجزاوه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه واعد له عذابا عظیما»
« و کسی که مومنی را دانسته و خواسته بکشد، پس کیفرش دوزخ است، جاودان در آن و خدا براو خشم آورد و دورش کند و برای او عذابی بزرگ آماده کند.» در این آیه شریفه خداوند تبارک و تعالی قتل عمدی مومن را نکوهش کرده و برای قاتل پنج نوع کیفر به شرح زیر اعلام می کند :
1- جهنم
2- استقرار دائمی و جاودان در جهنم
3- خشم و غضب الهی
4- دوری از رحمت الهی
5- آماده سازی عذابی بزرگ برای قاتل
بر همین اساس اگر پدر و یا مادری فرزندشان را عمداً به قتل رسانند نه تنها مستوجب عذاب و مجازاتهای سنگین پنجگانه مقرر در آیات شریفه خواهند بود بلکه توبه آنان نیز دارای شرایط خاصی بوده و علاوه بر پشیمانی از اقدام ارتکابی و الزام به پرداخت کفاره لازم است خود را به ورثه و اولیاء فرزندشان تسلیم کند و آنان نیز بر حسب شرایط مقرر در قصاص، به عفو مطلق و یا عفو مشروط به اخذ دیه به هر میزانی مختار خواهند بود.
نساء آیه 92
« و ما کان لمومن آن یقتل مومنا الا خطاء و من قتل مومنا خطا فتحریر رقبه م‍ؤمنهٍ و ديهُ مسلَّمهُ الي اهله الّا ان يَصَّدَّقوا فان كان من قوم عدوٍ لَكُم و هو مؤمنُ فتحريرُ رقبهٍ مومنهٍ وان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاقُ فدِيهٌ مسلَّمهٌ الي اَهلهِ و تحريرُ رقبهٍ مومنهٍ فمن لم يَجِد فصيامُ شهرينِ متتابعينِ توبهً من الله و كان اللهُ عليماً حكيماً»
«هيچ مومني مجاز نيست كه مومني را بكشد هر چند به خطا قتل واقع شود و كسي كه مومني را به خطا بكشد‌آزاد كردن بنده مومني و خونبهايي – كه به خاندانش پرداخت شود – بر عهده اوست مگر آنكه ببخشند و اگر از گروهي باشند كه دشمن شما هستند و او مومن باشد‌پس آزاد كردن بنده مومني (بر عهده اوست) و اگر از گروهي باشد كه ميان شما و ايشان پيماني است پس خونبهايي كه به خويشان او پرداخت شود و نيز آزاد ساختن بنده مومني (بر عهده او خواهد بود) و آن كس كه نيابد (نتواند) پس روزه دو ماه پي در پي‌توبه اي از نزد خداست و خدا داناي حكيم است.»
علاوه بر آيات فوق به آيات ديگري نيز بر وجوب قصاص استناد مي شود كه اطلاق يا عموم آنها شامل پدر و مادري است كه اقدام به قتل فرزندشان مي كنند. در اينجا تنها به ذكر اين دسته از آيات اشاره شده و از شرح آنها خودداري مي شود:
شوري،‌آيه 40
« و جزاء سيئهٍ سيئهٌ مثلها فمن عفي و اصلح فاجرُهُ علي الله انّه لا يحبُّ الظالمينَ»
« و كيفر بدي، بديي است مانندش و آن كه در گذرد و اصلاح كند،‌ پس پاداش او برخداست، همانا او ستمگران را دوست ندارد»
شوري، آيه 41
« و لمن انتصرَ بعدَ ظلمهِ فَاولئكَ ما عليهم من سبيلٍ»
« و همانا آن كه پس از ستمي كه بر او شود، ياري جويد بر ايشان راهي (تعرض) نيست»
نتايج بررسي از آيات شريفه قرآن كريم :
1- كشتن نابحق فرزند از سوي پدر و مادر،‌گناهي بزرگ و داري كيفر و مجازاتي بسيار سنگين است ودر نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم مي باشد.
2- فرزند از حق حياتي مساوي با پدر و مادر خود برخوردار بوده و قاتل با اين اقدام خود تنها فرزند خود را به قتل نرسانده است، بلكه حرمت انسانها را هتك نموده و امنيت جاني را از جامعه انساني سلب كرده است.
3- قصاص جاني و مقابله به مثل با او،‌ بر مؤمنان فرض و واجب شده است و قاتل هر كه باشد و هر نسبتي كه با مقتول داشته باشد حتي اگر پدر يا مادر او باشد مستوجب قصاص و قتل است.
4- حكم اولي در مجازات قتل عمد قصاص است ‌لكن اولياء دم در عفو جاني نيز مجازند و پدر و مادري كه فرزند خود را به قتل رسانده اند ‌مستوجب ارفاق و تخفيف هستند.
5- هرقصاصي موجب حيات و زندگاني مردمان است و امنيت جاني آنان را در پي خواهد داشت. لذا توصيه آيه شريفه آن است كه جهت تامين مصلحت عموم و ايجاد امنيت در جامعه در كليه قتلها – از جمله در مواردي كه بين قاتل و مقتول رابطه پدر و فرزندي و يا مادر و فرزندي باشد- قصاص اجرا شود.
6- نفس و جان آدمي از جمله نفس و جان فرزند در نزد خالق انسانها از احترام و جايگاه شايسته اي برخوردار است.
7- جان انسانها تحت شرايطي غير محترم شمرده شده است به گونه اي كه جان گروهي از آنان از جمله فرزندان به علت اعمال ارتكابي همانند محاربه و افساد در زمين و قتل، نه تنها حرمت و احترامي نداشته و فاقد هر گونه ارزش و اعتبار مي باشد ‌بلكه قتل آنها حتي از سوي پدر و مادر لازم شمرده شده است.
8- قتل عمد فرزند مومن،‌استقرار دائمي و جاودان در جهنم،‌خشم و غضب الهي و‌دوري از رحمت الهي و آماده سازي عذابي بزرگ براي قاتل را در پي دارد.
9- در صورتي كه پدر يا مادري فرزند خود را ناخواسته و از روي خطا به قتل رساند، با توجه به ايمان يا عدم ايمان فرزند و استقرار اودر يكي از سرزمينهاي سه گانه سرزمين اسلامي، به پرداخت كفاره و ديه يا يكي از آن دو و يا هيچ يك ملزم خواهد شد.
10- در صورتي كه پدر يا مادرعمداً صدمه و جراحتي را بر اعضاي فرزند خود وارد آورند، قصاص خواهند شد.
1-3-2-کرامت انسان
انسان از دیدگاه اسلام دارای دو نوع کرامت است: کرامت ذاتی و کرامت اکتسابی. کرامت ذاتی، تنها به اعتبار وابستگی انسانی کسب می‌شود؛ یعنی همین‌که انسان به دنیا می‌آید، فارغ از تعلقات اجتماعی، دینی، نژادی و رفتارهای او در زندگی، از حقوق و مزایایی برخوردار می‌گردد که کرامت یکی از آنها است. اما کرامت اکتسابی، کرامتی است که با سیر تکامل معنوی و انجام کارهای نیک و خدمت به خلق و رعایت حقوق دیگران، کسب می‌شود. کرامت اکتسابی، مهم‌ترین امتیاز و شرافت انسان محسوب می‌شود؛ زیرا برخاسته از اراده و خواست خود انسان است
از نظر اسلام مهم کرامت اکتسابی است که به واسطة اعمال خیر و تقوای الهی حفظ می شود و اعمال شر، عدم رعایت حقوق مردم، قانون شکنی، جرم و گناه نابودکنندة این کرامت به حساب می‌آید. در پیشگاه خداوند متعال گرامی‌ترین و باکرامت ترین انسان ها، نیکوترین آن ها از حیث تقوا و حفظ حقوق الهی و مردمی است: :إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ…ا؛  انسانی که تقوای الهی پیشه کند خود را از گناه و معصیت حفظ کند به حریم دیگران تجاوز نکند و به دستورات الهی توجه داشته باشد و در آن مسیر حرکت کند به کرامت والای اکتسابی دست می‌یازد اما اگرحرکت غاصبانه و سبعانه انجام دهد به حریم و حقوق دیگران تجاوز کند جرم و جنایت مرتکب شود و به قانون و شرع اهتمام نورزد نه تنها کرامت اکتسابی خود را از دست می دهد بلکه از مرحله انسانی و کرامت ذاتی نیز سقوط می‌کند و از حیوان پست‌تر و از سنگ نیز سخت‌تر می‌شود.انسانی دارای کرامت بوده و اساساً انسان محسوب می‌شود که دارای معنویت و بصیرت باشد.
بنابراین کرامت انسان به انسانیت و معنویت او است (کرامت ذاتی) وتقوا، تهذیب، تربیت دینی و الهی، کرامت و ارزش انسان را افزایش داده و بالا می‌برد (کرامت اکتسابی). در نظر امام، هر دو نوع کرامت، به روح، علم و معنویت انسان بستگی دارد.ارزش به علم و تقوا است. میزان، ارزش این دو خاصه است علم و تقوا توأماً پس از شناخت مفهوم و اقسام کرامت انسان اکنون بایسته است بدانیم رابطه کرامت انسان با مجازات‌های اسلامی چیست؟ البته جهت تبیین صحیح رابطة مجازات‌های اسلامی و کرامت انسان ابتدا باید اهداف مجازات را مورد بررسی قرار داد یعنی بررسی کرد که مجازات‌ها بر اساس چه معیارها و ملاک‌هایی اعمال می‌گردند؟ و اساساً، هدف از مجازات چیست؟ و چرا باید یک مجرم را مجازات نمود؟
رابطه مجازات‌های اسلامی و کرامت انسان
امروزه بسیاری این مسأله را مفروض می‌گیرند که حقوق‌ جزا باید رعایت‌ حقوق‌ بشر و حفظ‌ شأن‌ و کرامت‌ انسانی‌ را مورد توجه‌ قرار دهد و محتوای آن را به‌ عنوان‌ اصل اساسی‌ و بنیادی‌ خود تلقی‌ نماید. حقوق بشر در کلیه‌ مجازات ها و کلیه‌ اعمالی‌ که‌ در مراحل‌ تعقیب و دادرسی‌ در جهت‌ کشف‌ جرم‌ و اثبات‌ مجرمیت صورت‌ می‌گیرد و همین‌طور اصل حکم و اجرای آن جاری و نافذ است و اگر این موارد با احترام‌ و شأن‌ انسانی‌ مغایر باشد با قواعد و مقررات‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ بشر مخالف‌ است از جمله: مقدمة اعلامیه‌ که مقرر می‌دارد:
کسی‌ را نباید شکنجه‌ کرد و یا تحت‌ مجازات‌ها و یا رفتارهای‌ خونخوارانه، غیرانسانی‌ و خوارکننده‌ قرار داد. لذا تحت‌ تأثیر این‌ نوع‌ آموزه‌ و مقررات به‌ تدریج‌ مجازات های‌ بدنی‌ مانند: شلاق‌ و اعدام‌ و سایر مجازات هایی‌ که‌ به‌ شکلی‌ موجب‌ تحقیر انسان‌ می‌گردید از قوانین‌ برخی‌ از کشورها به ویژه‌ کشورهای‌ اروپایی‌ حذف‌ شد. قانون‌ مجازات‌ فرانسه، اولین‌ قانونی‌ بود که‌ مجازات های‌ بدنی ‌و سپس‌ کلیه‌
مجازات های‌ ترذیلی‌ را لغو کرد. 
سؤال اساسی این است که چه ارتباطی بین مجازاتهای اسلامی و کرامت انسان وجود دارد؟ آیا مجازات های اسلامی مخالف حیثیت و کرامت انسانی است یا برعکس، قوانین اسلامی نشأت گرفته از رأفت‌ و رحمت‌ الهی است و با هدف هدایت بشر جهت تکامل و تعالی انسان، تشریع شده و کاملاً با کرامت انسانی سازگار است؟ دو تئوری و دو دیدگاه کاملاً متضاد در پاسخ به این پرسش وجود دارد:
تئوری
این تئوری معتقد است: مجازات های اسلامی مخالف کرامت انسانی تشریع شده و اجرای آن ها با حفظ حیثیت انسانی سازگاری ندارد. برخی‌ مجازات ها که به‌ عنوان‌ عوامل‌ خشونت‌زا و مخالف کرامت انسانی معرفی‌ شده‌اند، مجازات های‌ شرعی‌ شامل: رجم، قطع‌ دست‌ سارق، نفی بلد، شلاق‌ زدن‌ و قصاص‌ می‌باشد.  برخی نیز ابهام در تعریف «مهدورالدم» و«مرتد» را زمینه ساز خشونت می دانند.  هم‌چنین در گزارش‌ گالیندوپل‌ و نیز در قطعنامه‌ 202/49 سازمان‌ ملل‌ علیه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، از اعدام، شکنجه‌ و رفتار یا مجازات‌ خشن‌ غیرانسانی‌ یاد شده و



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید