منابع مقاله درباره شرکت در انتخابات، نهضت مشروطه، مجلس پنجم، عام و خاص

پایان نامه ها و مقالات

عراق، حزب فاشيست، حزب نازيسم آلممان، احزاب راديکال سبز اروپا و غيره از مصاديق بارز خطر احزاب به شمار مي آيند.

2-1-3- مفهوم حزب در اسلام
کلمه حزب در قرآن مجيد 22 بار به کار رفته است و يک سوره به نام احزاب نامگذاري شده است از آيات قرآن سه نوع حزب را مي توان يافت:
1. حزب الله که قرآن اعضاي آن را “هم المفلحون” و “هم الغالبون” مي داند. (سوره مجادله، آيات 19 تا 22).
2. حزب الشيطان که قرآن آنها را زيان کاران “هم الخاسرون” معرفي مي کند (مجادله، آيات 19 تا 22).
3. احزاب ديگري که حزب الله و حزب الشيطان نيستند؛ و به آنچه باور دارند، خوش دل و خوش حالند.
از اين احاديث و آيات قرآني، تعريفي برخاسته از فرهنگ اسلام را مي توان يافت که با فرهنگ غرب و مارکسيسم و ساير مکاتب غيراسلامي تفاوت بسياري دارد.
اسلام درباره ي حزب به طور مطلق، به مفهوم جمعي منسجم با اهداف و برنامه و نظم خاص، اظهارنظري ندارد و درباره نوع آن و پسوندي که بر اثر محتوا، اهداف يا انگيزه ها دارد نظر داده است.
در فرهنگ اسلام از آيات و احاديث دريافت مي شود که چيزي و مجموعه اي که بر محور الله باشند مطلوب و مورد تاييد اسلام هستند و حزبي که محور شيطان و افکار و رفتار و گفتار شيطاني باشند نامطلوب مي داند.

2-1-4- تعريف حزب از ديدگاه امام خميني و شخصيتهاي اسلامي
امام خميني (ره):
از اول عالم تا حال دو حزب بوده است يکي حزب الهي و يکي حزب غيرالهي و شيطاني، آني که مال الله بوده چون مقصد خداي تبارک و تعالي است بسوي او و در راه مستقيم است، آنکه برخلاف اين راه بوده که اکثريت هم با اينهاست حزب شيطاني هستند از صدر عالم تا حالا.
آيت الله دکتر بهشتي
حزب به معناي يک تشکيلات اسلامي، اجتماعي، سياسي فعال، که درصدد به هم نزديک کردن استعدادها، و سامان دهي و سازماندهي به آنها و تقويت پيوند ميان آنها باشد که از ضرورتهاي زمان است. به شرط اينکه يکي از اصول پذيرفته شده اين تشکيلات پاسداري از ارزشها باشد و نه شخص و فردها؛ و هر کسي در جاي خودش قرار بگيرد و کار خودش را انجام دهد و در خدمت خلق خدا و احترام به ارزشهاي اسلامي و برنامه ها را طبق اين ارزشها پيش ببرند.

آيت الله جوادي آملي
اصل تشکيلات ضروري است چون دين،دين تشکيلاتي است. اسلام هم به تشکيلات دعوت کرده است و هم ويژگي هاي آن تشکيلات را مشخص کرده است. مساله تشکيلات بر مدار امامت و امت است.

2-1-5- مفهوم حزب در فرهنگ و ادبيات اسلامي ايران

معادل کلمه حزب از قرنها پيش در فرهنگ هاي لغات جوامع مختلف ديده مي شود قدمت اين واژه را مي توان با واژه اي چون جامعه مقايسه نمود. در فرهنگ و ادبيات فارسي و عربي کلمه حزب به معناي جماعتي از مردم، سلاح، پيروان و هم مسلکان شخص، بهره و قسمت، يک قسمت از شصت قسمت قرآن آمده است.11
کلمه حزب را که از زبان عربي به عاريت گرفته ايم در قرآن مجيد بارها بکاررفته است، در قرآن مجيد حزب به معناي گروهي که مي توانند براي هدف الهي تجمع نمايند (فان حزب الله هم الغالبون) و يا براي اهداف ضد الهي تجمع نمايند (و لما راي المومنون الاحزاب …) به کار رفته است و بخش هاي مختلف سوره هاي قرآن کريم نيز حزب ناميده مي شود، فزون بر اين در قرآن کريم به کرات از حزب الله (مائده 56، مجادله23، 22) و حزب الشيطان (مجادله، 20-19؛ فاطر6) سخن به ميان آمده است.

2-1-6- مفهوم حزب از منظر ساختارگرايان و کارکرد گرايان
نخستين مطالعات منسجم درخصوص احزاب سياسي توسط ساختار گرايان و کار کردگرايان صورت پذيرفته است. در اين دسته ساختارگرايان سازمان حزبي در درجه اول اهميت قرار دارد و فصل مميز احزاب از ديگر سازمانها و گروههاي پيشين را ساختار تشکيلات و سازماني حزب تشکيل مي دهد در اين دسته، سازمان حزبي به عنوان مهمترين بعد حزبي سياسي جايگاه بلندي دارد و مبناي تعريف دسته بندي و تبيين ديگر جنبه هاي حزب قرار گرفته است، مجموعه ديگر از مطالعات احزاب سياسي نقش و کارکرد را مهمترين متغير توضيح دهنده پديده ها مي داند، کارکرد گرايان توجه خاصي به عملکرد احزاب سياسي در جامعه به ويژه نقش آنها در ارتباط با نظام سياسي دارند. کارکرد احزاب مي تواند در دو معناي عام و خاص مورد استفاده قرار گيرد که در عام کارکرد تنها فعاليتهاي آشکار احزاب را در بر مي گيرد و در خاص علاوه بر عملکرد مستقيم نتايج و عوارض غيرمستقيم فعاليتهاي حزبي را نيز شامل مي شود.
به رغم تحقيقات فراوان در اين باره دست کم در جامعه ما هنوز اجماع مفهومي از حزب سياسي وجود ندارد. برخي آن را ريشه دار در تاريخ اسلام و ايران مي دانند و برخي ديگر آن را به دليل خاستگاه غربيش محکوم مي کنند ناکامي روند تحزب در ايران، موضوع بحث محققان مختلفي قرار گرفته است و اين سوال همواره در پيش روي محققان ما قرار دارد که چرا احزاب سياسي نتوانستند کار ويزهاي موردانتظار را در ايران عهده دار شوند.

2-2- منشأ پيدايش احزاب
در ايران علت وجود احزاب به سبک جديد، پيروزي نهضت مشروطه و تبديل سلطنت استبدادي به مشروطه است. در نظام جمهوري اسلامي به علت مردمي بودن انقلاب و نظام نياز به احزاب به گونه اي است که جزو اصل هاي قانون اساسي مي باشد.
هرج و مرج و عدم ثبات حکومتها موجب پيدايش بي حساب و بي ضابطه احزاب و همچنين سخت گيري حکومتهاي ديکتاتور باعث عدم ظهور احزاب علني و زمينه پيدايش احزاب و گروههاي مخفي مي شود.
در دوران م
ح
مدرضا شاه احزاب دولتي و با اجازه شاه وجود رسمي داشتند و نه مردمي. احزاب غيردولتي که قبلاً تشکيل شده بودند مثل احزاب، جبهه ملي، حزب زحمت کشان ملت ايران، به رهبري دکتر بقايي، فقط اظهار مخالفتي داشتند و غير از آن کاري از آنها برنيامد. گروههايي مثل خدائيان اسلام يا طرفداران مرحوم آيت الله کاشاني زمينه کاري مناسبي نيافتند. جمعيت نهضت آزادي در سال 1340 در فضاي نيمه باز که سياست آمريکا در دوران کندي پديد آمد تاسيس شد و غير از مخالفت آرام سياسي برنامه اي نداشت.
فشارها و سرکوبها و سياست هاي استعماري موجب پيدايش سازمانها و احزاب مخفي گرديد و به تدريج که رژيم شدت عمل بيشتري از خود نشان داد همين شدت عمل زمينه ساز پيدايش گروههاي معتقد به مبارزه مسلحانه شد و سرکوب مبارزان مسلح هم نتوانست کارساز رژيم شود و با وجود اينکه اختلافات داخلي در دو سازمان فعال در مبارزه مسلحانه و تغيير اصول و عقايد در سازمان مجاهدين خلق آنها را متلاشي کرد.
احزاب و تشکل هايي که برمبناي عقيده (دين، مذهب، مسلک) پديد مي آيند با تشکل هاي ديگر تفاوت اساسي دارند. انگيزه اوليه و اصلي اين تشکل ها اعتقاد است، ايمان به يک عقيده در افراد روحيه ايجاد مي کند در حالي که ساير موارد مثل منافع سياسي اين روحيه را به همراه ندارند.
حزب توده ايران که پس از شهريور سال 1320 پديد آمد و ابتدا خود را طرفدار اسلام و شريعت تشيع، مدافع حقوق زحمت کشان معرفي کرد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي خود را تداعي بخش راه امام خميني (ره) خواند.
با تشکيل نظام جمهوري اسلامي در ايران بسياري از مفاهيم سياسي رايج در جهان به وجود آمد.
جايگاه و موقعيت احزاب و تشکل هاي سياسي در حکومت و نظام اسلامي مبتني بر ولايت فقيه مي باشد که بدون دقت در ابعاد مختلف انديشه سياسي اسلام و زواياي مختلف احزاب ارتباط اين دو پديده مشخص نخواهد شد.
در سال 1850 ميلادي در هيچ يک از کشورهاي جهان(به جز ايالات متحده آمريکا)حزب سياسي به مفهوم آن وجود ندارد و در سال 1950 احزاب سياسي در اغلب کشورهاي جهان فعاليت مي کنند.12 پيدايش و گسترش حزب هاي سياسي با گسترش دموکراسي سياسي همگام بوده است با انقلاب صنعتي و فروريختن جامعه فئودال درغرب است13(موريس دو دژه) خبرگان ملت درتدوين قانون اسلامي جمهوري به احزاب سياسي راي مثبت دادند و در نهايت مورد تائيد امام را حل قرار گرفت و مجلس شوراي اسلامي در تاريخ 7 شهريور 1360 قانون فعاليت احزاب،جمعيت ها و انجمنهاي سياسي و صنعتي را تصويب نمود که در اول انقلاب دست ما به مخالفان قرار گرفت که به علت رعايت نکردن اصول اخلاقي دررقابت هاي سياسي توسط عناصر باعث ناکامي ملت ايران در تشکلها را در پي داشت.
در قانون اساسي ايران آمده حکومت از ديدگاه اسلام برخواسته از موضع فردي وسلطه گري گروهي نيست بلکه نبود آرمان سياسي ملت است و در اصل دوم قانون اساسي دولت جمهوري اسلامي موظف است به تأسيس آزاديهاي سياسي، مشارکت عامه از طريق انتخابات مي باشد مباني اسلام ضمن تاکيد بر وحدت ملي، نظارت قانوني مردم به عملکرد هيئت حاکمه تاکيد کرده است همچنين در جامعه اسلامي فعاليت احزاب مشروط به:
1- از اصول و عقايد اسلامي و بر اساس آيه “من يبتغ غيرالاسلام دينافلن يقعل منه” (آل عمران ،85) نبايد عدول کند.
2- همکاري احزاب در جامعه اسلامي با گروهها و جمعيت هاي غيراسلامي جايز نيست براساس آيه”يا ايها الدين آمنوا لاتتخدو آباءکم و اخوانکم اولياء ان استحبوا الکفر علي الايمان و من يتولهم منکم فأولئک هم الظالمون”(توبه،23).
3- مبارزه احزاب سياسي گروههاي سياسي در جامعه اسلامي با انديشه ها و گروههايي که در راستاي دور کردن اسلام از عرصه زندگي سياسي هستند براساس آيه”وطن لم يحکم بما انزل الله فاولئک هم الظالمون”(مائده45).
4- نظارت احزاب برعدم مخالفت احکام با شريعت اسلام براساس آيه”افتطمعون ان يومنوا لکم و قدکان فريق منهم يسمعون کلام الله ثم يحرفون من بعد ما عقلوه و هم يعلمون””(بقره،75).
5- رعايت اخلاق فقهي و شرعي در مواقعي که با احزاب رقيب اختلاف نظر پيدا مي شود.
6- اهتمام احزاب به وحدت امت اسلامي و وحدت ملي وپرهيز از اختلاف و تفرقه بر اساس آيه”واعتصمو جبل الله جميعاً ولا تفرقوا ذکروا نعمت الله عليکم اذ کنتم اعداء فالف بين قلوبکم فاصبحتم ينعمته اخواناً” (آل عمران،103).
7- اعتقاد احزاب به حاکميت خداوند و نيز اطاعت از حاکم اسلامي بر اساس آيه”اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منکم”(نساء،59).
با توجه به شرايط مذکور، اگر احزاب به تنازع و تفرقه و اختلاف
سياسي منجر شوند و موجب سستي دولت و امنيت کشور شوند مشروعيت ديني ندارند و همچنين اگر احزاب سياسي فريب کاري و تبليغات و فشارهاي آشکار و پنهان تعقيب و آزادي فردي را از ميان بردارند مقبوليت ديني نخواهد داشت. براي جلوگيري از آفات و زيانهاي احزاب بايد بر اساس قوانين احکام و ارزشهاي اسلامي تلاش جدي در نهادينه کردن و نظارت قانوني بر فعاليت احزاب فراهم کرد( حقيقت، 1377).

2-3- جناح بندي سياسي در ايران
2-3-1- جناح بندي سياسي در ايران از دهه 1360 تا دوم خرداد 1376
مساله جناح بندي از پديده هاي سياسي مهم، مشهود و ملموس امروز کشور است.
در اوايل دهه 1360 مسئله جناح بندي به عنوان يکي از مسائل محوري در حوزه سياسي کشور ايران مطرح شد انديشه جناحي و انديشه غيرجناحي.
انديشه جناحي حدود سال 1374 در ايران باب شد که نظريه پردازان اين انديشه، سازمان مجاهدين
انقلاب اسلامي ايران بودند که در اين راه ابتکار سياسي و فکري به خرج دادند و در برابر نظري که وجود جناح ها را به رسميت نمي شناخت افکار خود را خلاف روش معمول جامعه، ايران و فارغ از احساسات و در چارچوبي استدلالي ارائه کردند که اقدام مهمي در پيشبرد فکر سياسي در ايران بود. در مقابل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران که پيشتاز انديشه جناحي بود دو خط فکري مخالف ظهور کرد. گروه اول معتقد بودند که جناح و جناح نبوي در نظام جمهوري اسلامي ايران وجود ندارد و اکثراً در داخل نظام بودند و گروه دوم که در بسياري از نظرها با گروه اول هم عقيده بودند اما موضع سياسي متفاوتي داشتند که از مخالفان نظام جمهوري اسلامي بودند.
رهبران جناح ها شخصيت هاي پرقدرت و پرجذبه اي محسوب مي شوند که کمبودهاي تشکيلات سياسي را با قدرت شخصي خود پر مي کنند در شرايطي که احزاب سياسي در کشور وجود ندارد اما تحول سياسي به حدي صورت گرفته است که جناح هاي سياسي فعال شده اند( برزين، 1377).
در دهه 1360 تا 1376 چهار جناح سياسي در حاکميت نظام جمهوري اسلامي ايران حضور داشتند که در 8 مرحله صف بندي شدند.
1- صف بندي اول يا شکل گيري جناح ليبرال
اولين جناحي که در داخل جمهوري اسلامي شکل گرفت جناح موسوم به ليبرل به رهبري دولت بازرگان بود که اولين دولت پس از انقلاب را تشکيل داد و نه ماه سرکار بود که پس از چندي درگيري با نيروهاي انقلابي و به دنبال اشغال سفارت آمريکا در تهران استعفا و عقب نشيني کرد. جناح ليبرال سپس فعاليت خود را در مجلس و خارج از آن متمرکز و تا اوايل دهه 1360 حضور علني داشت و به دنبال حرکت مسلحانه سازمان مجاهدين خلق که عملاً به نوعي جنگ داخلي مبدل شده بود به فعاليت نيمه رسمي و غيررسمي روي آورد و در اوايل دهه 1370 باز شدن نسبي فضاي سياسي توانست تا حدودي نمود مشخص تري به خود بگيرد در انتخابات مجلس پنجم جناح ليبرال به رهبري نهضت آزادي و تني چند از فعالان سياسي موجب شد تا حضور محدودي پيدا کند اما با توجه به نبود جو مناسب از شرکت در انتخابات خودداري کرد.
2- صف بندي دوم شکل گيري حزب الله بود.
حزب الله يکي از قديمي ترين گرايش هاي سياسي در حاکميت نظام دست به اين گرايش پس از پيروزي انقلاب ضد سلطنتي به وجود آمد و مشخصه آن اين بود که خارج از دستگاه به وجود آمد.
3- صف بندي سوم تحکيم حزب الله بود:
گرايش انقلابي در درگيري با ائتلاف بني صدر و سازمان مجاهدين خلق بود عنوان حزب الله نخست در مورد گروههاي مذهبي خياباني که با اعضاي گروههاي مخالف درگير مي شوند به کار مي رفت و جريان رسمي گرايش انقلابي در حزب جمهوري اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بود جناح حزب الله و جناح بني صدر ـ مجاهدين خلق وارد برخورد مهلک و خونيني شدند که حرکت مسلحانه مجاهدين و دستگيري و مجازاتهاي وسيع در پي داشت که سرانجام به شکست جناح بني صدر انجاميد پس از بمب گذاري در ساختمان مرکزي حزب جمهوري اسلامي عنوان و اصطلاح حزب الله که تا آن موقع اصولاً در مورد گروههاي خياباني به کار گرفته مي شد جنبه رسمي يافت و در سطح کابينه تحکيم شد و دولت خود را دولت حزب الله خواند.
4- صف بندي چهارم يا شکل گيري جناح ميانه و راست
در سال 1363 هـ . ش اختلاف نظرهايي در قبال مسائل بين المللي پيش آمد جناح حزب الله به رهبري ميرحسين موسوي برتري سياس

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *