منبع پایان نامه ارشد درمورد پردازش اطلاعات، سلامت روان، مواد مخدر، خودپنداره

پایان نامه ها و مقالات

واترمن، 1994, نقل از مونتگومري، 2005؛ کروگر، 1997)
به عقيده ي اريکسون نوجواني دوران هويت يابي است و هويت عبارت است از “يک احساس نسبتا پايدار از يگانگي خود”. اريکسون مراحل زندگي هر فرد را از ابتداي تولد تا پايان عمر به هشت مرحله رواني- اجتماعي تقسيم مي کند که مرحله پنجم شامل دوران نوجواني يعني 19-12 سالگي است که هويت فرد شکل مي گيرد و اريکسون آن را “وحدت هويت” در برابر “بحران هويت” نامگذاري کرده است(همان منبع).
طبق نظريه اريکسون(1968) هويت نشانه سلامت رواني است و هويت در مقابل سردرگمي هويت نشانه يک شخصيت سالم در فرد است.
براساس نظريه اريکسون (1968) هويت احساسي عيني از تماميت دروني را فراهم مي آورد و به عنوان بافت تفسيرگري عمل مي کند که در آن به پرسش هايي درباره “مقصود” و “معني ” زندگي پاسخ داده مي شود. در صورتي که نوجوان با اطمينان ازخود درک کند که از ديگران متمايز و جداست درحد معقولي داراي ثبات راي و يکپارچگي است. در طول زمان تداوم دارد و خود راشبيه به آن تصوري بداند که ديگران از او دارند به احساس هويت کاملي از خود دست مي يابد.

2-2-3-2- ديدگاه مارسيا
مارسيا (1966) چهار الگوي وضعيتي را با استفاده از متغيرهاي زير بنايي خود اکتشافي مطرح مي کند و با در نظر گرفتن حضور يا عدم حضور اين دو بعد وضعيت هاي هويت را از يکديگر متمايز مي نمايد. اين چهار وضعيت عبارتند از: وضعيت هويت اکتساب شده. وضعيت هويت ديررس، وضعيت هويت زودرس و وضعيت هويت سردرگم(نقل از برزونسکي و کوک79، 2005؛ رايس80، 2001) الگوي وضعيت هاي هويت مارسيا از طرف روانشناسان مورد نقد و بررسي قرار گرفت زيرا او هويت را در شرايط پايدار ماندن نتايج جستجو و ويژگي هاي ثابت و ايستا توصيف مي کند و الگوي وضعيتي او مبتني بر نتايج ثابت شکل گيري هويت است(کاته و لوين81، 1988؛ ون هوف82، 1999، به نقل از دوريس83، 2004 و سوانز84 و دوريس 2003). اين در حالي است که مطالعات اخير نشانگر عدم پايداري کامل هويت است و موارد بسياري ديده شده که افراد حتي سالها پس از شکل گيري هويت و تحت تاثير فشارهاي رواني (مانند بحران هاي شغلي، تحصيلي و خانوادگي مانند ازدواج يا تولد فرزند و …) مجددا دچار بحران هويت مي گردند(برک، 2007)
مارسيا (1966) بيان کرد که بين هويت و سلامت رواني ارتباط وجود دارد. عده اي هويت را داراي سه کارکرد اساسي مي دانند:افزايش توان گزينشي ايجاد امکان ارتباط با ديگران نيرو بخشي و انعطاف پذيري انسان.
پژوهش مارسيا(1966) نشان داد که 24% (21 نفر از 86 نفر) از آزمودني ها در وضعيت هويت نامتمايز و 21% از آنها در وضعيت اکتساب بودند. پژوهش ديگر مارسيا (1967) حاکي از آن بود که 19% (14 نفر از 72 نفر) در وضعيت هويت نامتمايز و 21% در وضعيت اکتساب ودند. يافته هاي اسلوگوسکي ، مارسيا و کوپمن (1984 به نقل از شهر آرا 1384) نشان مي دهد که 35% (35 نفر از 99 نفر) از آزمودني ها در مرحله ي نامتمايز و 19% در مرحله ي اکتساب بوده و در اين راستا مطالعه ي برزونسکي (به نقل از برزونسکي و کوک 2005) نشان مي دهد که 22% (26 نفر از 118 نفر) ا ز افراد در وضعيت نامتمايز و 26% در وضعيت اکتساب و همچنين برزونسکي و همکاران (1999)نشان دادند که 22% (37 نفر از 172 نفر) در وضعيت نامتمايز و 32%در وضعيت اکتساب قرار دارند. آدامز( به نقل از برزونسکي 2004) در يک بررسي طولي نشان داد که در سال اول دانشگاه 37% در سال دوم 40%و در سال سوم 31% از آزمودني هاي وي در وضعيت نامتمايز بودند(براي افراد در وضعيت اکتساب اين اعداد به ترتيب 16% ، 17% و 16% بود) يافته هاي اين بررسي گوياي آن است که با افزايش سن تفاوت زيادي در درصد فراواني قرار گرفتن نوجوانان در وضعيت هاي هويتي مختلف ديده نشده است.
با توجه به اين دو روند اساسي مارسيا چهار پايگاه اساسي هويت را معرفي كرد: دستيابي، تعليق، ممانعت و پراكندگي. پايگاه دستيابي به هويت، پايگاه فردي است كه بحران هويتي را پشت سر گذارده و به هويت مشخص متعهد شده است. تعليق، پايگاه فردي است كه در حال گذراندن بحران هويت است و تعهد مشخصي ندارد. ممانعت، پايگاه فردي است كه بدون گذراندن بحران هويت تعهدهايي را بر مبناي تقليد و همانندسازي ايجاد كرده است پراكندگي، پايگاه فردي است كه نه داراي تعهد مشخص و نه در حال تجربه بحران هويت مي‌باشد و اگر هم در گذشته بحران هويتي را تجربه كرده است در پي آن به تعهد نرسيده است (مارسيا 1987، ص161).

2-2-3-3- ديدگاه بروزنسکي
در طول چهار دهه گذشته تحقيقات پيرامون هويت نوجوان، براساس پاراديم پايگاه هويت مارسيا مفهوم سازي شد ليکن اخيرا بعضي محققان به فرايندهاي شکل گيري هويت توجه کرده اند و بر جهت گيري پردازش شناختي- اجتماعي يا سبک هايي که نوجوانان با پايگاه هاي هويتي مختلف به کار مي گيرند تمرکز مي کنند. سبک پردازش هويت عبارت است از اينکه افراد چگونه اطلاعات مربوط به خود را پردازش مي کنند چگونه درباره اطلاعات مربوط به خود و موضوعات هويتي بحث و گفتگو مي کنند و تصميم مي گيرند (برزونسکي، 1989)
در نظر بروزنسکي (988) ارتباط بسيار نزديکي بين وضعيت هويتي هر فرد و اينکه شخص درباره ي رفتار چگونه فکر مي کند وجود دارد. يافته هاي مطالعات جديدتر به موازات يافته هاي برزونسکي بوده و آنها را تاييد مي کند به اين ترتيب که دست يابي به وضعيت هويتي، همبستگي مثبت با جهت گيري اطلاعاتي و تعهد دارد (استريميتر85، 1993)
برزونسکي (2003) با انجام مطالعه اي در اين زمينه به اين نتيجه دست يافت که وضعيت هويت اکتساب شده و ديررسي هويت از سبک اطلاعاتي وضعيت ه
و
يت زود هنگام از سبک هنجاري و وضعيت سردرگم از سبک سردرگم/ اجتنابي استفاده مي کنند. (برزونسکي، 2003 و 2005) از نظر برزونسکي و کوک (2005) هويت يک تصور و بازنمايي ذهني از خود است و افراد برحسب استفاده از فرايندهاي شناختي و اجتماعي و نظريه هاي خودساخته براي حل مسايل شخصي و تصميم گيري ها در استفاده از سبک ها با يکديگر تفاوت دارند. اين سبک ها راه هاي پردازش اطلاعات و مقابله با مشکلات ناشي از بحران هويت است (دوريس و سوانسون و بيزر، 2004، برمن و شوارتز، 2001).

2-2-3-3-1- سبک هويت هنجاري
در سبک هويت هنجاري فرد ارزش هاي مراجع قدرت و والدين را مي پذيرد. افراد داراي اين سبک، انعطاف ناپذيرند و هدفهاي کاري و آموزشي مشخصي دارند که از بيرون کنترل مي شود.
برزونسکي و کوک(2000) در بررسي وضعيت هويت و سبک هويت دانشجويان دريافتند که افراد داراي سبک هويت سردرگم/ اجتنابي با مشکلات بيشتري روبه رو هستند. نوجوانان با سبک هنجاري اغلب خود کنترل، با وجدان و هدف مدار هستند(برزونسکي، 2002).
نورمي86، برزونسکي، تامي و کيني87(1997) دريافتند که سبک هويت هنجاري با بالاتر بودن اعتماد به نفس و پايين بودن واکنش هاي افسردگي و روان رنجوري در ارتباط است. بويد و هانت88 (2003) دريافتند که سبک هويت هنجاري رابطه ي مثبتي با موفقيت دارد.
به عقيده برزونسکي (2003) سبک هويت هنجاري را جواناني به کار مي گيرند که استانداردهاي مراجع قدرت و ديگر افراد مهم را دروني مي کنند.
افراد هنجاري نسبت به اطلاعات تهديد کننده باورها و ارزش هاي خود بسته هستند به طور انعطاف ناپذير تعهدات هويت سازمان يافته اي را پذيرفته اند و تلاش مي کنند به صورت دفاعي آن را نگهداشته ادامه دهند. و به طور پايدار متعهد هستند (برزونسکي و کوک، 2000، برزونسکي 2003)

2-2-3-3-2- سبک هويت سردرگم / اجتنابي
در سبک هويت سردرگم/ اجتنابي فرد همواره به درخواست هاي موقعيتي واکنش نشان مي دهد اين گروه با تعلل و درنگ زياد در تصميم گيري براي مسايل شخصي و هويتي مشخص مي شوند. تحقيقات نشان مي دهد که سبک سردرگم/ اجتنابي با تکانشي بودن خودآگاهي حداقل ، خودکنترلي محدود و تعهد ضعيف در روابط همراه است(برزونسکي، 2002).
نورمي، برزونسکي، تامي و کيني(1997) دريافتند که سبک هويت سردرگم/ اجتنابي با مشکلاتي در زمينه ي مصرف الکل و مواد مخدر و پايين بودن اعتماد به نفس و بالا بودن واکنش هاي افسردگي رابطه دارد.
برزونسکي و کوک(2000) نشان دادند که دانشجويان با سبک هويت سردرگم/ اجتنابي با مشکلات بيشتري مواجه اند و بويد و هانت(2003) دريافتند که سبک هويت سردرگم/ اجتنابي رابطه اي منفي با عملکرد تحصيلي دارد.

2-2-3-3-3- سبک هويت اطلاعاتي
در سبک اطلاعاتي فرد جستجوگر اطلاعات بوده در مورد مفاهيم خود شکاک و نسبت به آگاهي هاي مربوط به خود گشاده اند و به پردازش و ارزيابي اطلاعات قبل از تصميم گيري مي پردازند. (برزونسکي و کوک، 2005)
برزونسکي و کوک(2000) در بررسي وضعيت هويت و سبک هويت دانشجويان دريافتند که تفاوت در وضعيت هويت علتي براي تغيير معنادار در پيشرفت و خودمختاري تحصيلي درگيري آموزشي و رشد روابط بين فردي است. دانشجويان با سبک هويت اطلاعاتي براي انطباق موثر با محيط آمادگي بهتري دارند(برزونسکي، 2002)
نورمي، برزونسکي، تامي و کيني(1997) دريافتند که سبک هويت اطلاعاتي با بالاتر بودن اعتماد به نفس و پايين بودن واکنش هاي افسردگي و روان رنجوري در ارتباط است.
برزونسکي و کوک(2000) نشان دادند که دانشجويان با سبک اطلاعاتي آمادگي بهتري براي انطباق با محيط دانشگاه دارند. بويد و هانت (2003) دريافت که سبک هويت اطلاعاتي رابطه ي مثبتي با موفقيت دارد.
به عقيده برزونسکي (2003) سبک اطلاعاتي معرف جواناني است که به طور فعال از طريق جستجو و ارزيابي اطلاعات مربوط به خود احساس هويت را ايجاد مي کنند جوانان اطلاعات محور به طور فعال درباره خودپنداره هاي خودنگرشي انتقادي دراند و وثتي با اطلاعات متفاوت مواجه مي شوند به آزمون تجديد نظر و انطباق ساختار هويت خود و شرايط جديد تمايل دارند (برزونسکي 2003) جهت گيري هويت اطلاعاتي با خوداکتشافي فعال تصميم گيري آگاهانه ، خودمختاري و استقلال در قضاوت سطوح بالا ي پيچيدگي شناختي نياز بالا براي شناخت و قوت هويت شخصي همراه است (دورييز89 و همکاران، 2008).

2-2-4- ارتباط سبک هاي هويت و تعهد هويت
برزونسکي(2000) با بررسي زيربناهاي شناختي- اجتماعي وضعيت سبک هاي هويت، سه سبک اطلاعاتي، هنجاري، و سردرگم/ اجتنابي را فرض نمود اين سبک ها در واقع شيوه هاي شناختي- اجتماعي براي پردازش اطلاعات مرتبط با خود هستند.
رانانسي و فونيکس90 (1997 نقل در برزونسکي، 2005) با رويکردي پسامدرن نسبت به هويت آن را غيرمتمرکز، پويا، متعدد ،وابسته به بافت نسبي، سيال و چند بخشي مي انند. مفهوم هويت هاي چندگانه با درنظر گرفتن مولفه هاي يک هويت واحد تفاوت مي کند. هويت ساختار مفهومي سطح بالايي است که کوشش مي کند مولفه هاي جداي از هم را به صورتي پرمعنا و قابل درک، وحدت بخشد و سازمان بدهد. ساختار هويت خصوصا مفروضه هاي ضمني معيارها و تعهدات ارزشي که “هسته سخت” آن را ايجاد مي کنند احساسي از يگانگي و تداوم خود را براي افراد فراهم مي آورند و به عنوان يک “ديدگه شخصي” در دنياي پسامدرن عمل مي کنند. برزونسکي (1989) سه سبک پردازش هويت را مطرح مي کند:
* سبک هويت اطلاعاتي: تمايل به بررسي راه حل هاي چندگانه براي مساله به منظور جست و
جوي چند جايگزين قبل از متعهد شدن به يکي از آنهاست (بزونسکي، 1993) افراد داراي سبک اطلاعاتي فعالانه به دنبال جمع آوري ، پردازش و ارزيابي هويت هستند لذا آنها اطلاعات محيطي را مي پذيرند و در صورت مواجه شدن با اطلاعات ناهماهنگ با هويت خود سعي مي کند درباره ي ويژگي هاي هويت خود تجديد نظر کنند(برزونسکي، 1990)
* سبک هويت هنجاري : تمايل به هم نوا شدن با انتظارات خانواده و اجتماع و درجه بالايي از تعهد به افراد مهم و استفاده از نظر آنهاست(برزونسکي، 1992). افراد داراي سبک هنجاري در فرايند رشد و بهبود هويت خود انعطاف نشان نمي دهند و به حفظ هويت خود تمايل دراند. آنها معمولا اطلاعات مغاير با جنبه هاي اساسي هويت خود مانند باورها ، ارزشها و اهداف خود را نمي پذيرند (برزونسکي ، 1994).
* سبک هويت مغشوش / اجتنابي: تمايل به تعلل و به تاخير انداختن تصميم گيري هاي شخصي و اجتناب از پرداختن به موضوعات هويت است( برزونسکي، 1990). سبک سردرگم اجتنابي توصيف کننده افرادي است که معمولا در تصميم گيري هاي خود تعلل نشان مي دهند و سعي مي کنند که تا حد امکان آنها را به تاخير بيندازند آنها براي مواجه شدن با مشکلات شخصي و مسائل مرتبط به هويت خود و حل آن تمايلي ندارند (برزونسکي، 1994)
سبک هاي هويت براساس ميزان تعهد و کاوشگري افراد قابل تمايز هستند تعهد يک چارچوب ارجاعي از ارزشها و باورهاست که ممکن است خودساخته يا تجويز شده از جانب ديگران باشد (برزونسکي، 2003) تعهد درجاتي از سرمايه گذاري شخصي است که يک فرد نسبت به شغل يا اعتقادات خود ابراز مي کند(مارسيا، 1966)
افرادي که بر سبک هويت اطلاعاتي و سبک هويت هنجاري تکيه مي کنند تعهدات هويت قوي تر و روشن تري نسبت به افراد مغشوش/ اجتنابي کسب کرده اند کمبود تعهدات استوار در افراد مغشوش / اجتنابي آنان را در موقعيت آسيب پذيري قرار مي دهد.
افراد با سبک هويت مغشوش/ اجتنابي، با مشکلاتي براي تشکيل روابط دوستي و حفظ شبکه اي از حمايت هاي اجتماعي روبه رو هستند. آنها روابط ضعيفي را با همسالان برقرار مي کنند. و روابط اجتماعي سطح پاييني از نظر صميميت ، گشودگي شکيبايي و اعتماد دارند (برزونسکي، 2005) افراد مغشوش/ اجتنابي، هنگام ورود به دانشگاه به دليل ضعف در برقراريو نگهداري شبکه هاي حمايت اجتماعي و فقدان صميمت، انعطاف پذيري و اعتماد به ديگران مشکلات اجتماعي و تحصيلي زيادي را تجربه مي کنند (برزونسکي، 1998، 1992؛ برزونسکي و فراري 1996)
گرچه استفاده از سبک هاي پردازش اطلاعاتي و هنجاري هر دو با تعهد هويت همبستگي مثبت دارد. اما شکل گيري و ماندگاري اين تعهدات مبتني بر فرايندهاي متفاوتي است. براي مثال ابلسون91 (1987 به نقل از برزونسکي 2004) بين مولفه هاي عاطفي و شناختي تعهدات شخصي تمايز قائل مي شود. تعهدات شناختي مبتني بر اطلاعات عاطفي و شناختي تعهدات شخصي تمايز قائل مي شود تعهدات شناختي مبتني بر اطلاعات هستند و گستره اي از ديدگاه ها و اعتقادات محکم را که در شبکه منسجمي از عقايد و شواهد منطقي بسط داده شده منعکس مي کنند در مقابل تعهدات عاطفي يک حس غيرعقلاني ولي غيرمتزلزل

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *