پایان نامه با کلید واژگان جامعه مقصد، عرضه و تقاضا

پایان نامه ها و مقالات

ي را به امپرياليسم مبدل مي کند. غالباً بين “ميزبان” و “ميهمان” نابرابري اقتصادي وجود دارد که مانند استعمارگري، احساس خود برتربيني را در تازه واردان به وجود مي آورد. در مقابل با توجه به تمايل گردشگران به جدايي و خاص بودن در محيط هاي گردشگري، باعث ايجاد و تقويت روحيه فردگرايي و از بين رفتن مشاغل مشارکتي و خويشاوندي مي شود. لذا، سرنوشت بوميان به فشارهاي بيروني پيوند مي خورد که رفته رفته کنترل آن ها را از دست مي دهند.
البته الگوها و معيار هاي نامطلوب فرهنگي و اجتماعي فقط با ورود توريست هاي خوش گذران به کشورهاي سنتي پخش نمي شوند بلکه زماني که گردشگري از کشور سنتي به کشورهاي ديگر- به خصوص آنهايي که در حفظ ارزش هاي فرهنگي و شئونات اجتماعي و اخلاقي خود هيچگونه نظارت و حساسيتي ندارند- ، وارد مي شوند بازهم خطر آنها را تهديد مي کند و گردشگر بعضاً دچار “شوک فرهنگي” (cultural shock) مي شود.
لازم به ذکر است اثرات گردشگري در محيط هاي مختلف گردشگري متنوع و با توجه به ساختار جوامع، نوع گردشگري و… متغير و پيچيده مي شود و محدود به موارد بالا نمي شود.
ساختار اجتماعي و بافت فرهنگي جوامع در ميزان تأثيرگذاري گردشگري بايد مورد دقت قرار گيرد. يکپارچگي محيط مقصد يا اصالت سنت ها در جامعه ميزبان در واکنش نسبت به گردشگران و تغيير فرهنگ مهم است. در جوامعي با پايه هاي فرهنگي قوي، تأثير پذيري از مهمان ها کمرنگ تر و در عوض شايد تأثيرگذاري بر آنها قدرتمندتر باشد . اگر جامعه مقصد به دليل شرايط بد اقتصادي و سياسي و … دچار چندپارگي فرهنگي باشد ، تأثيرپذيري آن از فرهنگ ميهمان مي تواند گسترده تر باشد. بطور کلي،گردشگري در جوامع بسته در بلند مدت مي تواند به باز شدن فضاي اجتماعي و فرهنگي و تعامل بيشتر افراد در جامعه کمک کند اما در بعد افراطي آن مي تواند به تهاجم فرهنگي تبديل شود.
هر چه اختلافات رفتاري و فرهنگي بين جهانگردان و جامعه ميزبان کمتر باشد، امکان برقراري ارتباطات، درک و پذيرش طرفين افزايش خواهد داشت.
رشد سريع توريسم در مناطق کوچک، منزوي و عقب مانده اثرات عميق تر و نمايان تري به وجود مي آورد. اگر منطقه فقير باشد به خاطر بهره اقتصادي گردشگران از آن ها به خوبي پذيرايي مي شود.
جمعيت گردشگران و ميزبانان عامل تأثيرگذاري ديگري در تعيين ميزان تأثيرگذاري است. هرچه تعداد گردشگران در محيطي بيشتر باشد (به خصوص تعدادشان بيشتر از ميزبان باشد) تأثير آنها هم برمقصد بيشتر است.
نوع گردشگر اثرگذاري را تحت تأثير قرار مي دهد. گردشگران فرهنگي (که اخيراً با نام توريسم جايگزين خوانده مي شود) به خاطر آشنايي با فرهنگ ميزبان ارتباط خوبي با ميزبان داشته و تعاملي دروني و همدلانه با همديگر دارند به شدت نسبت به رعايت قواعد فرهنگي جامعه مقصد خود را متعهد مي دانند و به نوعي مي کوشند تا به سنت ها احترام بگذارند اما گردشگران خوشگذران و دربستي، نسبت به محيط طبيعي و انساني محيط هاي گردشگري بي تفاوت هستند و تخريب در سطح بالايي قرار مي گيرد، بيش از حد در مکاني خرج کنند و اين امر حالت فخر فروشي به خود بگيرد و موجب شکاف ميان جامعه محلي و گردشگران خواهد شد.
زمان در روند تأثيرگذاري مهم است. در ابتداي ورود گردشگران به مکاني ازآن ها به خوبي پذيرايي مي شود و نوگرايي وي جذابيتي براي ميزبان است اما به مرور جنبه اقتصادي گردش مورد توجه است. در مقابل با تکرار تجربه توريستي و يا با ماندن بيشتر توريست در مکان گردشگري وي با محل آشنا مي شود و رفتار وي به سوي هنجار مقصد نزديک مي شود و بدين ترتيب امنيت خاطر و آشنايي وي با فرهنگ مقصد بالا مي رود، و به درک کاملي از آيين ها و فرهنگ محلي رسيده، آثار منفي شوک فرهنگي (از خودبيگانگي، عقب نشيني) آرام آرام جاي خود را به شرايطي مثبت مي دهد (نسبي گرايي فرهنگي، استقلال) و روابطش با افراد محلي استحکام پيدا مي کند و رفتارش به سوي استاندارد شدن مي رود.

نظريه ي مبادله ي اجتماعي :
در چندين رشته مانند جامعه شناسي ،اقتصاد و روان شناسي اجتماعي به منظور تفسير جنبه هاي روابط اجتماعي و مبادلاتي كه با آن ها صورت مي گيرد مورد استفاده قرار مي گيرد(امرسون،1976). اصول اوليه اين نظريه اين است كه افراد در صورتي تمايل به شركت درتبادلات دارند كه باور داشته باشند بدون متحمل شدن هزينه هاي غير قابل قبول منافعي بدست خواهند آورد(اسكيدمور،1975). اين نظريه در گردشگري مورد توجه قرار گرفته و مطالعات بسياري در اين زمينه صورت گرفته است. تعريف اسكيدمور نشان مي دهد ساكناني كه گردشگري را به صورت موجود يا بالقوه فعاليتي سود آور مي دانند معتقدند هزينه هاي آن بيشتر از منافعش نيست در مبادله ي اجتماعي شركت نموده و از توسعه ي گردشگري حمايت مي كنند. آلن و ديگران (1993) اذعان نموده اند اگر ادراك مردم محلي از گردشگري اين باشد كه منافع آن از هزينه هايش بيشتر است تمايل به مشاركت در مبادلات خواهند داشت و بنابراين از توسعه ي گردشگري در جامعه ي خود حمايت خواهند كرد. (ترابيان ، پونه .87)

اثرات اجتماعي :
گردشگري آثار مطلوب و نامطلوبي متعاقب خود را به همراه دارد . به گردشگري مي توان به عنوان ابزاري كه توسعه ي اقتصادي به همراه دارد و به توسعه هاي ديگري هم مي انجامد نگريست. آثار اجتماعي به نظر ذهني و ناملموس تر مي باشند. در طول 25 سال اخير تحقيقات آمريكايي شمالي جنبه هاي متفاوت طرز تلقي ساكنان از توسعه ي گردشگري را مورد بررسي قرار داده اند.پيزام اشاره
م
ي كند كه تاكيد زياد بر گردشگري باعث بروز رفتار منفي ميزبان مي شود.روتمن اثرات منفي گردشگري مانند شلوغي ،زباله ، ترافيك، جرم و جنايت، افزيش قيمت ها را با اثرات مثبت گردشگري همراه مي كند. از اثرات مثبت گردشگري مي توان به زيرساختهاي محلي، فرصت هاي شغلي و تفريحي اشاره كرد. ساير يافته هاي مهم شامل عوامل شخصي و جامعه شناختي تاثير گذار بررفتارها و طرز تلقي ها مانند فاصله ي سكونت از آن مكان و محدوده ي سني و…مي باشد.قسمت اعظم مطالعه درباره ي نظر جامعه ي محلي درباره ي توسعه ي گردشگري در مقاصد تفرجگاهي، روستايي و كوچك مي باشد. در حالي كه مطالعات گذشته در پي فهماندن طرزتلقي هاي مثبت و منفي گردشگري و حمايت سياست هاي مشخص بودند بيشتر تحقيقات درباره ي طرز تلقي ساكنان به صورت نظري مي باشد. . نظريه ي مبادله ي اجتماعي نشان دهنده ي ميزان دريافتي ساكنان منطقه ي گردشگري است. مطالعه ي اخير در قانا نشان مي دهد كه تنها وجود مبادله اهميت ندارد بلكه طبيعت مبادله ي اجتماعي و ارزش آن كه روي رفتار و طرز تلقي موثر است از اهميت بالايي برخورداراست.طبق تئوري مبادله ي اجتماعي اگر ساكنان در گردشگري مشغول فعاليت شوند طرز تلقي مثبتي به اين صنعت خواهند داشت و اگرتجربه ي استخدام منفي باشد باعث رفتار منفي و طرز تلقي منفي از گردشگري مي شود. علاوه بر كمبود وجود تئوري هاي بنيادي، روش شناسي هاي مختلف به منظور بررسي طرز تلقي از گردشگري به نظرات گسسته اي منتهي شده است. روش شناسي نمونه گيري مورد استفاده در مطالعات مختلف متفاوت است.توضيحات ارائه شده توسط نمونه ها محدود و اطلاعات در دسترس محك مناسبي براي تاييد قضاوت درباره ي نمونه و سپس تعميم آن به جامعه نمي باشد. فقدان توجه كافي به روش شناسي نمونه گيري اعتبار گزارش يافته ها را زير سوال مي برد. همان طور كه مي دانيم اولين مراحل شكل گيري قانون، شناخت مساله ، الويت دهي به موارد مورد بررسي، بررسي متغيرهاي مهم،توسعه ي روش شناسي براي راهبرد مطالعه مي باشد. يافته هاي گزارش شده توصيفي اند و مطالعات نشان دهنده ي آن است كه هنوز در اين زمينه ي خاص در مراحل ابتدايي است. ساكنان بومي بازيگران اصلي گردشگري هر منطقه مي باشند كه موفقيت يا شكست گردشگري آن منطقه را محك مي زنند.از خلال مشاركت (با درجات متفاوت) در برنامه ريزي، توسعه، عمليات اجرايي و با توسعه ي مهمان نوازي در قبال مزاياي دريافتي توسعه ي گردشگري موثرند. از طرف ديگر ساكنان با تضعيف اين صنعت از طريق مقابله با آن و برخوردهاي خصمانه با گردشگران بر فرايند گردشگري تاثير گذارند. در توسعه و جذب گردشگري در يك مقصد خاص هدف آن است كه تعادلي ميان نتايج ،مزايا و هزينه هاي حاصل از گردشگري ذي نفعان ساكنان،گردشگران و صنعت برقرار شود.
2-4- ديدگاه سازمان جهاني گردشگري
سازمان گردشگري جهاني(WTO) سيستم گردشگري را به دو بخش اصلي تقسيم مي کند؛ يکي عوامل تقاضا، شامل بازارهاي گردشگري بين المللي، داخلي(ملي و منطقه اي) و ساکنان محلي و ديگر عوامل عرضه، مشتمل برفعاليت ها و جاذبه ها (جاذبه هاي طبيعي، فرهنگي، تاريخي، پارکهاي تفريحي، باغ وحش ها، باغ هاي گياه شناسي، آکواريم ها و…)، محل اقامت (هتل ها، متل ها، هتل آپارتمان ها، مهمانپذيرها و…)، خدمات و تسهيلات گردشگري( دفاتر خدمات مسافرتي و گردشگري، رستوران ها، خريد، امور بانکي، مبادله ارز، خدمات و امکانات پستي و پزشکي و…)، حمل و نقل(هوايي، زميني، دريايي)، امکانات و تأسيسات زيربنايي( شامل آب رساني، برق رساني، بهداشت، فاضلاب، دفع زباله و مخابرات) و عناصر سازماني است(سازمان جهاني جهانگردي). مدل ارائه شده از طرف سازمان جهاني گردشگري بر پايه نظريه سيستمي مي باشد؛ اين مدل با توجه به دو دسته مدلهاي بنيادين گردشگري در طبقه بندي مدلهاي نظري- سيستم گردشگري کل از گونه تشريحي است.
2-5- ديدگاه ليپر
ليپر(????) مدل خود را در به عنوان يک چارچوب سازماندهي شده در بسياري از مسائل گردشگري پيشنهاد کرده است. وي بسياري از مسائل گردشگري را با توجه به فعاليتهاي آن در نظر گرفته و بخش هاي صنعت را مجاز به استقرار مي سازد و عامل جغرافيايي را در کل سفر اجتناب ناپذير، پيش بيني کند. او سه عنصر اصلي را در سيستم گردشگري مؤثر مي داند.
?- گردشگران/گردشگر در اين سيستم يک فاعل است. ?- عوامل جغرافيايي: شامل الف- منطقه توليد کننده مسافر(فشار براي برانگيختن سفر) ب- منطقه مقصد گردشگر(علت وجودي براي گردشگري) ج- منطقه حمل و نقل(مکانهاي مياني براي رسيدن به مقصد). ?- صنعت گردشگري؛ مشتمل بر دامنه اي از تجارتها و سازمانهاي درگير در توزيع محصول گردشگري هستند. هر يک از عناصر و عوامل سيستم گردشگري ليپر نه تنها براي توزيع محصول گردشگري بلکه براي شرايط معاملاتي و آثار گردشگري و البته زمينه هاي متفاوتي که در گردشگري اتفاق مي افتد، با يکديگر در تقابلند.
مدل ارائه شده از طرف ليپر بر پايه نظريه سيستمي مي باشد؛ اين مدل در طبقه بندي مدلهاي نظري- سيستم گردشگري کل از گونه تشريحي است.
در بخش تقاضا، جمعيت علاقه مند و متمکن به انجام سفر و گردش(اعم از بازارهاي داخلي و بين المللي) قرار گرفته؛ و در بخش عرضه، بر روي عناصر و بخشهاي اصلي همچون جاذبه ها، حمل و نقل، خدمات، اطلاعات و تبليغات تأکيد دارد؛ هر يک از اين عناصر در تعامل و ارتباط متقابل با يکديگر قرار داشته و سيستم گردشگري يک مکان را تشکيل مي دهند. وي تأکيد خاصي بر روي عناصر عرضه در سيستم گردشگري يک مکان دارد و موفقيت و پ
ويائي گردشگري در يک مکان را در سايه تعامل، همکاري، ارتباط متقابل، کارايي و موفقيت عناصر متعدد و پيچيده ي بخش عرضه همانند جاذبه ها، مراکز اقامتي، حمل و نقل، اطلاعات و تبليغات مي داند. گاهي به نظر مي آيد بعضي از عناصر و يا بخشهاي گردشگري اهميت، کارائي و اثر بخشي ساير يا هر ترتيبي را در اين خصوص ناديده مي گيرند. به عبارتي ديگر هر عنصري و يا بخشي از ساختار دروني سيستم(عوامل عرضه) مانند: صاحبان توسعه اقامتگاههاي مسافران(هتل ها، متل ها، هتل آپارتمانها، مهمانپذيرها، خانه ها، ويلاهاي اجاره اي، کمپ ها، محل خواب، واحدهاي پذيرايي و…) مؤسسات و آژانسهاي مسافربري، تأسيسات گردشگري و… از نگاه خودش به گردشگري نزديکتر است؛ اما تأثير عوامل خارجي(عوامل محيطي- بيروني سيستم اعم از فرصتها و تهديدها) و ديگر عناصر و بخشهاي نيز بر پويائي عملکرد سيستم گردشگري حائز اهميت مي باشد؛ در واقع گردشگري تنها از هتلها و خطوط هوايي و ديگر بخشها به صورت مجزا تشکيل نشده است، بلکه کليتي از اجزاي مختلف و عمده اي است که با همديگر ارتباط نزديک و متقابل دارند. هر يک از اين اجزا عهده دار حرکت و پيشرفت در سيستم(عرضه و تقاضا) گردشگري است؛ درون اين شاخه هاي کلي جزئيات و عناصري است که هم برنامه ريزان و مديران بايد براي کسب موفقيت آنها تلاش کنند
مدل ارائه شده از طرف گان با توجه به دو دسته مدلهاي بنيادين گردشگري در طبقه بندي مدلهاي فرايند مديريت و برنامه ريزي از گونه تئوري سيستمها مي باشد.
2-6- ديدگاه بريونز، تجيدا و مورالس
آنها طي مقاله اي تحت عنوان” بطرف تکامل سيستم مفهومي گردشگري” در سال ???? به تبيين و تکاملي سيستم استنتاجي گردشگري بر اساس نگرش نو و انطباق با شرايط جديد و بي نظمي هاي جديد پرداخته اند. در اين مدل عناصر آنتروپي، بازدارنده، هم ايستايي( همگن)، سناريوهاي سيستم و عناصر بي نظمي با جزئيات خود به صورت چتري وحلقه هاي تودرتو از مرکز ( گردشگري)، سيستم گردشگري را تشکيل داده که عناصر آنها با همديگر داراي ارتباط متقابل دارند. در اين مدل بطور نسبي تمامي عناصر مؤثر و تشکيل دهنده گردشگري اعم از حمل ونقل، اقامتگاهها، خدمات ترابري ومسافرتي، خدمات پذيرايي، خدمات عمومي و مجاني، تفريح، فرهنگ و… را مورد بررسي قرار داده و به درک مفاهيم ذهني و واقعيت هاي بيروني با توجه به ارزش و اهميت عناصرگردشگري پرداخته است
2-7- ديدگاه کاسپار
کاسپار گردشگري را همانند سيستمي باز مشتمل بر ساختار داخلي اعم از زير سيستم هاي موضوعي و فرعي با سيستم فرادست متشکل محيط هاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي، فن آوري واکولوژي که داراي ارتباط متقابل با يکديگر هستند، محسوب مي کرد ؛ وي عقيده داشت، نبايد ساختار داخلي سيستم جداي از محيط فرا دست در معنا و مفهوم آن بررسي شود؛ همين واقعيت که انسان در کانون رويداد گردشگري قرار دارد، ما را وادار مي سازد که از بررسي بخشي و گسسته چشم پوشي کنيم. ما بايد خودمان را از انديشه تک بعدي نگر، رها ساخته و در صدد برآييم حتي الامکان به طور يکپارچه به مسائل بپردازيم . مدل کاسپار بر اساس طبقه بندي بنيادين مدلهاي گردشگري در زمره مدلهاي نظري- سيستم کل و از گونه تشريحي مي باشد.
2-8- ديدگاه هولدن
هولدن از جمله انديشمنداني است که گردشگري را به عنوان يک سيستم مورد توجه و بررسي قرار مي دهد. او با به نمايش گذاشتن عناصر مختلف سيستم گردشگري، اهميت داده هاي سيستم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *