با شاخص های کلیدی عملکرد شروع می شود

سئو

نسخه TL ؛ DR:

     

  • اهداف بزرگ و تجاری سازی شغلی مانند درآمد یا درآمد وجود دارد
  •  

  • تأثیر مستقیمی بر رشد کسب و کار داشته باشد
  •  

  • ما را وادار به تفکر استراتژیک کنید
  •  

  • کمک کنید تا ناراحت کننده به مشاوره شوید
  •  

  • در هر سازمان سیلوها را تجزیه کنید
  •  

  • کل تیم – مشتری و آژانس – را در همان صفحه دریافت کنید
  •  

  • نیاز به تخصص را کاهش دهید

KPI هدف نهایی یک تجارت است. این یک شماره مهم است که کسب و کار برای رسیدن به موفقیت باید بدست آورد. KPI ها می توانند شامل موارد زیر باشند:

     

  • درآمد
  •  

  • رأی
  •  

  • صفحه نمایش (اگر ناشر هستید ، CPM بنر می فروشید)
  •  

  • دید / سهم صدا

شرکتها ممکن است بیش از یک شرکت داشته باشند. به عنوان مثال ، شرکت من به تعداد مشخصی از هدایت نیاز دارد و برای تبدیل آن منجر به میزان مشخصی از درآمد می شود. و ، ما رضایت مشتری را با استفاده از سیستم Net Promoter پیگیری می کنیم.

صرف نظر از این ، KPI ها کاملاً بر استراتژی تسلط دارند. آنچه ما در یک کارزار بازاریابی انجام می دهیم باید از پیشرفت در KPI پشتیبانی کند.

KPI سیلوهای را تجزیه می کند

تمرکز روی KPI فوراً شما را – از خانه یا آژانس – از فروشندگان خدمات خاموش و خاموش مانند “محتوای SEO” و “طراحی صفحه وب” می برد و شما را به عنوان یک بازاریاب واقعی با محوریت استراتژیک تبدیل می کند. موفقیت

اگر کار شما با مشتری بهبود درآمد است ، شما در تجارت رشد درآمد قرار دارید ، نه مشاغل تولید محتوا یا تجارت PPC یا مشاغل طراحی وب سایت.

حتی اگر یک مشتری شما را برای PPC و فقط PPC استخدام کنید ، یک تحلیلگر PPC که می داند درآمد نهایی بالاتر است (نه CPA پایین تر – هزینه برای هر کسب – از جستجوی پرداخت شده یا کلیک های بیشتر) کار بر روی تبلیغ و زبان صفحه فرود است. آنها همچنین ممکن است یک بررسی کارایی کمی انجام دهند و بهینه سازی صفحه را توصیه کنند. مطمئناً ، این موارد به سایر رشته ها خون دادند. اما با داشتن KPI استراتژیک ، مهم نیست. شما کار را به جلو می روید.

استخدام

از طرف دیگر ، یک تحلیلگر PPC که تنها مسئول پایین آمدن CPA است ممکن است هزینه های خود را کاهش دهد تا CPA را کاهش دهد ، به قیمت درآمد.

قیمت

مشتری بالقوه ای داریم به نام هاتسون هریسون. به اندازه کافی عجیب ، آنها کلاه می فروشند.

هنگامی که مدیر عامل شرکت هریسون فرم “تماس با ما” را در AWR Cloud پر کرد ، وی گفت که او می خواهد “۲۰ پست وبلاگ در ماه برای SEO ، با هزینه ای بالاتر از ۲۰۰ دلار برای هر پست”.

دلار

آملیا ، فروشنده آژانس ، با هریسون تماس می گیرد. بعد از مقدمات معمول ، او سؤال می کند ، “هدف بلند مدت شما برای تجارت شما چیست؟”

کمی هریسون غافلگیر شد. معمولاً ، بنگاه هایی که او او را صدا می کند با این سؤال شروع می شوند ، مانند “چه عبارات کلیدی برای رتبه بندی نیاز دارید؟”

اما او تجمع می کند ، و در پاسخ به “رشد سود در حال حاضر مهم است. ما فروش زیادی داریم و درآمد بسیار خوبی است ، اما ما به سود نیاز داریم. “

آملیا مکث می کند ، برخی از یادداشت ها را می نوازد. “خوب. برای کمک به وب سایت در این زمینه ، آیا ما باید مشتری بیشتری کسب کنیم یا مشتریانی را که می گیرید یا … تغییر دهیم؟ “

“بیشتر و بهتر ، قطعاً”.

“در این حالت ، اضافه کردن ۱۲ پست بلاگ به همین راحتی نیست.”

هریسون تقریبا تلفن را قطع کرد. او می داند چه می خواهد: پست های وبلاگ لعنتی. ارسال های بیشتر = مطالب بیشتر. محتوای بیشتر = رتبه های بالاتر.

“من به وب سایتهای خود به ذکرهای بیشتری درباره” کلاه “نیاز دارم. این پست ها این را به من می دهند. همه رقبای من این کار را کرده اند و هر سئو که با آنها صحبت می کنم می گوید ما به پست های بیشتری احتیاج داریم. “

آملیا نفس عمیقی می کشد. “بروزرسانی پاندا گوگل تاکتیک رتبه بندی را از طریق انبوه خاموش کرد.”

او سپس پاندا را توضیح می دهد ، و چگونگی ارزشگذاری محتوای با کیفیت. او همچنین کمی در مورد TF-IDF صحبت می کند. او ریاضیات را نمی داند ، اما این اصل را می داند: محتوای بی علاقه تر ممکن است به اهمیت یک سایت برای یک عبارت خاص آسیب برساند.

او می گوید: “این پیشنهاد من است” ، “برای رتبه بندی ، باید مخاطب بسازید. آیا به جای نوشتن ۳ پست در هفته ، ماه به ماه ، آیا می توانیم دو ماه وقت بگذاریم تا یک قطعه محتوا ، واقعاً خارق العاده ، انجام دهیم و اوج گرفتن آن را تبلیغ کنیم؟ این شانس موفقیت به مراتب بهتر از ریختن محتوا است که هیچ کس در سایت شما نمی خواند. “

هریسون واقعاً مطمئن نیست این برخلاف چیزی است که هر آژانس دیگر به او گفته است. اما ما صادق بوده ایم ، به او چیزی آموختیم و از سناریویی که پولش را می گیریم جلوگیری کردیم و با دانستن اینکه نتیجه صفر خواهیم گرفت.

گرفتن شماره فروش مهم است. اما گرفتن اضافی۴۰۰۰ دلار در ماه به مدت ۲ ماه ارزش یک مخارج دائمی را ندارد. آملیا تماس صحیح استراتژیک برقرار کرد – محتوای بیشتر حتماً عملکرد Hatsison Hatsison را بهبود نمی بخشید ، تا آنجا که KPI. شاید ما تجارت را از دست بدهیم ، شاید اینگونه نباشیم. اما وی دیدگاه خود را برای مشتری را بر اساس استراتژی درست بنا نهاد. این اعتبار ایجاد می کند ، یا حداقل آن را از بین نمی برد. فکر آملی مثل یک فروشنده آژانس است.

روری در مورد KPI با او صحبت می کند. ویگینز فضاپیما می سازد (سلام ، من کسی هستم که این را می نویسد. geekery فراوان است). او به مشتری های بزرگتر (مثل ، مثلاً ، دولت انگلستان) احتیاج دارد. KPI او متوسط ​​اندازه معامله است ، و او در مدت ۱ سال ۵۰٪ رشد می خواهد.

روری توضیح می دهد که بیشتر خریداران دولت و شرکتهای بزرگ در “خرابی کار” در فرودگاه تحقیق می کنند ، و در طول روز ناهار را در طول روز کار ، نشستن در اتوبوس و غیره خرید می کنند. آنها از دستگاه های قابل حمل با صفحه های کوچکتر استفاده می کنند. همچنین بسیاری از خریداران دولتی از سخت افزارهای قدیمی به روز در دسک تاپ خود استفاده می کنند. آنها مانیتور وضوح پایین تری دارند. بنابراین سایت باید در صفحاتی که ممکن است ۹۰۰ پیکسل پهنا داشته باشد (به معنای ۸۰۰ یا ۸۰۰ پیکسل فضای کافی را نشان می دهد) به نظر خوب برسد.

مدیر عامل شرکت “می شود” فوراً و پروژه را تغییر می دهد. افزودن چند هفته به معنای خاموش کردن تعداد قابل توجهی از مخاطبانش ، به اندازه کافی نیست.

ما می توانیم اینجا وارد عمل شویم. اما این تصمیم صحیح است ، بر اساس KPI مشتری. Rory طراح / توسعه دهنده سایت است. او می توانست در کل از بحث جلوگیری کند. اما او از KPI های مشتری مطلع است. بنابراین او آنها را در مسیر استراتژیک صحیح نگه داشت.

من این را به متخصص PPC منتقل کردم – هیچ توجهی به KPI ها ، هیچ تفکر استراتژیک ندارم. لایک ها

PPC-er به داده های تجزیه و تحلیل مشتری نگاه می کند و برخی از مبارزات انتخاباتی را با هزینه هر یک از ۵۰۰ دلار یا بیشتر مشاهده می کند. او (بسیار منطقی) آن کارزارها را کاهش داد و آنها را تعطیل کرد. این محصول فقط به ازای هر سفارش ۱۰ دلار یا بیشتر به فروش می رسد. چگونه می تواند CPA 500 دلاری CPA معقول شود؟ او سر و لرز پیروزهای خبرگان PPC (کاری که خیلی انجام می دهیم) شد و ادامه داد.

روز بعد با مشتری تماس گرفتم. چیزی شبیه به این اتفاق افتاد:

“من می توانم آنچه را که خونریزی درآمد ما در حال مشاهده در خون آشامیدن است ، کارفرمایان خونگرم من در حال خون آشامیدن هستند تا BLEEPING BY من ، BLEEP BLEEEEPPPPPPPPPPP را پیدا کنید.”

من سهم خود را از این تماسها در حرفه خود دارم.

سرانجام فهمیدم که متخصص PPC کمپین هایی را خاموش کرده است که دارای تجزیه و تحلیل مناسب نیستند. CPA بالا بود زیرا سایت مشتری به هیچ عنوان درآمدی را ثبت نمی کرد. بنابراین ، ما حسابهایی را که گزارش دهنده نبودند ، خاموش کرده ایم اما احتمالاً باعث ایجاد درآمد تن می شوند !!!!

اوه ، وای

مشتری پس از فهمیدن آنچه اتفاق افتاده عذرخواهی کرد. اما این واقعاً همه تقصیر من بود.

اگر من به KPI ها متمرکز می شوم ، باید ابتدا درآمد را بدهم ، نه CPA. این امر باعث می شود بلافاصله به تیم تحلیلگر خود بروم و بررسی کنم که گوگل Analytics به درستی گزارش درآمد را نشان داده است. این بلافاصله می توانست مشکل را پرچم گذاری کند و مانع از کوچک شدن اختلافات ما شود.

لازم نیست که درمورد پرداخت برای هر کلیک یا هزینه هر کسب اطلاعاتی بدانم ، تا بدانم که من به ۹۰٪ گزارش دقیق درآمد نیاز دارم تا به مشتری کمک کنم درآمد را بهبود ببخشد. ۵ دقیقه طول می کشد تا یک مشکل پیدا کنید.

به هر حال ، اگر متخصص PPC KPI های مشتری را می شناخت ، او به من هشدار می داد و یا از کل اشتباه جلوگیری می کرد. درس: همیشه مطمئن شوید که کل تیم پروژه KPI ها را می شناسند.

KPI ها نیاز به تخصص را کاهش می دهند

منظور من این نیست که KPI به این معنی است که هر کسی می تواند از خیابان بیاید و یک کمپین پیچیده را اجرا کند. اما ، همه افراد در شغل ، درآمد را می فهمند ، حتی اگر پرداخت هر کلیک ، SEO یا رسانه های اجتماعی را نمی فهمند. و با تکیه بر KPI ها ، هر یک از استراتژیست ها و فروشندگان حساب می توانند با مهارت و مهارت خود را مدیریت و فروش کنند در حالی که فقط از اصول اولیه در مورد کلیه رشته هایی که تمرین می کنیم آگاه باشند.

بیاد دارید وقتی من PPC یک مشتری را منفجر کردم؟ در آنجا ، به دلیل تخصص خودم در واقع دچار مشکل شدم. من به دام اندیشه باریک و خدمات محور افتادم. آنچه در قلمرو PPC مفهوم کاملی ایجاد کرده است (خوب ، ممکن است معنای کامل نداشته باشد ، اما برخی از معقولات) یک حرکت کاملاً فرومایه از نقطه نظر درآمد بود.

قانون KPIs

KPI ها باید تمام بحث ها را راهنمایی کنندبا مشتری و مشتری بالقوه آنها راهنمای کلیه تصمیم گیری ها هستند. آنها همچنین ارتباط بین همه تیم ها ، داخلی و خارجی هستند. و وظیفه شماست که به عنوان یک بازاریاب ، کلیه مکالمات را بر این اساس هدایت کنید.

به آن قاعده پایبند باشید ، و کمپین های بسیار موفق تری با مشتریان داخلی و نمایندگی خواهید داشت.