دانلود تحقیق در مورد افغانستان، انقلاب اکتبر، انقلاب مشروطه، قرارداد 1919

پایان نامه ها

بالاخره بدرفتاري روسها با مسلمانان ناحيه گوگچه منجر به شروع جنگ از طرف ايران شد (1241ه-ق. برابر با 1826م.). از آنجا که روسها غافلگير شده بودند، پيروزي در ابتدا با سپاهيان ايران بود و نقاط از دست رفته را مجددا تصاحب نمودند. اما در نهايت ايران در اين جنگ نيز مغلوب شد. عوامل شکست را مي‌توان چنين برشمرد : اختلافات موجود در دربار ايران و نرسيدن پول و مهمات به جبهه هاي جنگ، کارشکني شاهزادگان تشنه قدرت قاجار در امور جنگ، خودداري انگليس از کمک به ايران عليرغم تعهدي که در قرارداد 1814م. نموده بود. قابل ذکر است انگليس که از پيشروي روسها در جبهه ها به شدت نگران شده بود براي پذيرش صلح ايران را تحت فشار گذاشت.
براساس عهدنامه ترکمن چاي که در دهم فوريه 1828م. ميان دو کشور به امضا رسيد، ايران از ادعاي خود بر داغستان دست برداشت و علاوه بر اراضي قبلي، ايروان و نخجوان را نيز به روسيه واگذار نمود. رودخانه ارس به عنوان مرز دو کشور تعيين گرديد. ايران موظف به پرداخت 5 ميليون تومان غرامت جنگي به روسيه شد. همچنين ايران ناگزير از پذيرش حق کاپيتولاسيون براي اتباع روسيه گرديد و تعهد نمود خائنين به جنگ را تحت تعقيب قرار ندهد.(پيشين، صص 32 و 31)
مناسبات دو کشور پس از عهدنامه ترکمن چاي تغيير کرد. روسيه با پايان دادن نفوذ نظامي از سياست خصومت آميز دست برداشت و سعي نمود از امتيازاتي که در نتيجه دو عهدنامه گلستان و ترکمن چاي کسب نموده بود، براي رسيدن به مقاصد خود استفاده کند و ايران را تحت قيموميت درآورد. به همين دليل با راه سازي، احداث راه آهن و ايجاد تشکيلات صنعتي در ايران، بهره برداري از اين سرزمين را آغاز کرد. روسيه از قسمت تجاري عهدنامه بيشترين استفاده را نمود و شروع به ساخت تاسيسات تجارتي کرد تا بتواند مواد خام مورد احتياج کارخانجاتش را وارد کند و در عين حال محصولات صنعتي خود را در بازار ايران به فروش برساند. بدين ترتيب، روسيه توانست تجارت ايران را به انحصار خود درآورد. براي رسيدن به اين اهداف روسيه حتي موضوع قتل گريبايدوف را در ايران ناديده گرفت. دلايل روسيه را براي چشم پوشي از اين قتل مي توان چنين برشمرد :
1- روسيه ايران را در اختيار خود مي دانست و جنگ را به خاطر قتل يکي از اتباعش تجديد نمي کرد.
2- روسيه گرفتار جنگ با عثماني بود و نمي خواست روابط دو کشور در چنين موقعيتي تيره گردد.
3- روسها همچنين درگير مشکل بالکان بودند و فرصت رسيدگي به مسائل شرق را نداشتند.
4- گريبايدوف از روشنفکران و آزادي خواهان و عضو گروه “دکابريست ها” بود. در واقع، تزار براي دور نمودن او از محيط سياسي پايتخت، وي را به ايران فرستاده بود و از اين رو در مورد قتل او عکس العمل نشان نداد. نيکلاي تزار روسيه، در پاسخ هيات ايراني که براي عذرخواهي قتل گريبايدوف به دربار او رفته بود اظهار داشت: “من براي هميشه اين واقعه شوم را فراموش مي‌کنم.” او زماني که فهميد شاه ايران در تعقيب قاتلين گريبايدوف است از حدود 2 ميليون تومان باقيمانده بدهي ايران بابت غرامت جنگ نيز صرف نظر کرد. (پيشين، صص 33 و 32) به تدريج و با توسعه روابط تجاري ايران و روسيه دست ساير کشورهاي اروپايي از بازارهاي ايران کوتاه شد. گسترش روابط تجاري دو کشور همسايه حسادت رقيب روسيه يعني انگليس را برانگيخت و آنها که نمي توانستند در نزديکي مرزهاي هندوستان دولت قدرتمندي را مشاهده کنند، مسئله هرات و جدايي افغانستان را از ايران ايجاد کردند.
پس از خاتمه جنگ با روسيه عباس ميرزا با دستور سرکوب ياغيان افغانستان به حکومت خراسان منصوب شد. روسيه در امر سرکوبي ياغيان، ايران را به پشتيباني خود اميدوار ساخت. هدف روسيه اين بود که با تسلط کامل ايران بر شهرهاي هرات، قندهار و کابل (که دربهاي ورود به هندوستان محسوب مي شدند) در آن مناطق نفوذ کرده، در مواقع لزوم هند را تهديد کند. انگلستان از اين امر به وحشت افتاد و سعي در خنثي کردن فعاليتهاي روسيه و ايران داشت. در حقيقت مي توان گفت جنگ بين ايران و افغانستان مبارزه ميان ايران و انگلستان و يا به عبارت صحيح تر درگيري بين انگليس و روسيه براي کنترل آسياي مرکزي بود.
مسئله افغانستان نيز در نهايت با تهديد بنادر جنوبي ايران توسط انگلستان به نفع آن کشور تمام شده و افغانستان براي هميشه از ايران جدا گرديد. بدين ترتيب، در طول قرن 19 و دو دهه قرن 20 ايران صحنه رقابت سياسي و کشمکش ميان دو کشور مزبور بود. انقلاب اکتبر روسيه و کودتاي سوم اسفند در ايران توانست به اين ستيز خاتمه دهد. در دوران سلطنت محمد شاه روسها به طور کامل دربار ايران را در اختيار داشتند. پس از روي کار آمدن ناصرالدين شاه، دوره صدارت ميرزا تقي خان اميرکبير تنها زماني بود که دست دو کشور روس و انگليس از دخالت در امور ايران کوتاه شد. . (پيشين، ص34)
اين استقلال ديري نپاييد و با روي کار آمدن ميرزا آقاخان نوري نفوذ انگليسي ها رو به فزوني گذاشت. در دوره مظفرالدين شاه انگلستان با نقشي که در انقلاب مشروطه بازي کرد در موقعيتي برتر قرار گرفت. با روي کار آمدن محمد علي شاه کفه ترازوي سياست ايران به نفع روسها سنگيني کرد زيرا شاه کاملا تحت نفوذ آنها و مخالف مشروطه بود. روسها در جريان استبداد صغير نقش فعالي بازي کردند.
به پشت گرمي آنان و به دستور شاه و آتش لياخف روسي مجلس به توپ بسته شد و دوران استبداد صغير آغاز گرديد. البته ناگفته نماند که در تمام اين مدت مناسبات تجاري ايران و روسيه ادامه داشت. عليرغم رقابت روس
و
انگليس در سياست داخلي ايران، دو کشور در برابر قدرت يافتن آلمان و اتحاد با عثماني منافع مشترکي يافته، به هم نزديک شده و اختلافات خود را در مورد ايران حل کردند. دو کشور روسيه و انگلستان به موجب قرارداد معروف 1907م. که در سن پترزبورگ امضا شد، ايران را ميان خود تقسيم کردند. در آوريل 1909م. و به دنبال پيشروي قواي عثماني به داخل خاک ايران، روسيه نيز به بهانه حفظ منافع خود وارد آذربايجان شد و تا تبريز پيش آمد. همچنين براي بازگرداندن محمدعلي شاه به تخت سلطنت دوبار تلاش کرد که به نتيجه نرسيد.(پيشين، ص35)
اولتيماتوم روسيه به ايران براي اخراج مورگان شوستر امريکايي از نکات مهم روابط دو کشور در اين دوره مي باشد. مجلس شوراي ملي اولتيماتوم را نپذيرفت و قواي نظامي روسيه بار ديگر وارد ايران شد. تبريز پس از يک مقاومت دليرانه توسط آنها اشغال شد و 8 تن از جمله ثقه‌الاسلام تبريزي رهبر محبوب مردم به دست سالدات هاي روسي در سال 1290 ش. اعدام شدند. روسها تهديد کردند که تهران را اشغال مي کنند. هر چند صمصام السلطنه بختياري، نخست وزير وقت با انحلال مجلس و اخراج شوستر عملا اولتيماتوم را پذيرفت ولي روسها به اعمال تجاوز گرانه خود ادامه داده و اين بار حرم مطهر حضرت امام رضا (ع) را به توپ بستند.
هنگام شروع جنگ جهاني اول حدود 7000 سرباز روسي در ايران حضور داشتند. اين تعداد در اواخر سال 1914م. به 70000 نفر رسيده بود که صفحات شمال و شمال غربي ايران را به طور کامل در اشغال خود داشتند. جنگ عثماني و روسيه در خاک ايران سالها ادامه داشت و خسارات عمده اي به شهرهاي کشور ما وارد کرد. در نهايت نيروهاي روسي در اواخر بهار 1918 ايران را تخليه کردند. (پيشين، صص 36-35)

2-1-3) دوره کمونيسم در شوروي و تأثير آن در دوره پهلوي در ايران :
پس از انقلاب اکتبر در روسيه، ايران اولين کشوري بود که حکومت جديد بلشويکي را به رسميت شناخت. روسيه هم رسماً الغاي قراردادهاي 1907، 1915 و امتيازات ناشي از آن را اعلام کرد. در اين زمان نخست وزير ايران وثوق الدوله عاقد قرارداد 1919 که به طرفداري از انگليس معروف بود، حاضر به برقراري روابط با روسيه و پذيرش کالو ميتسوف سفير رسمي آن دولت نشد و در جهت تقويت نيروهاي ضد انقلاب روسيه تلاش نمود. سفير مذکور در نهايت به دست همين نيروها اسير و تيرباران گرديد. دولت بلشويکي به عنوان اعتراض، سفارت ايران را در مسکو تعطيل کرده و عملا روابط دو کشور قطع شد. (پيشين، ص36)
اوايل سال 1920، روسها در تعقيب قواي ضد انقلابي از دريا و خشکي وارد گيلان شده بخش اعظم آن را تصرف کردند. اشغال خاک ايران مدتها ادامه داشت. هنگامي که بر اثر مقاومت مردم در مقابل نيروهاي اجنبي به آنان خسارت وارد مي شود، روسها خواستار تشکيل کميسيون و پرداخت غرامت از طرف ايران مي شوند. اين جريان مصادف با نهضت ميرزا کوچک خان بود. در همين دوران مذاکراتي ميان دو کشور جريان داشت که در فوريه 1921م. منجر به امضاي قراردادي شد. اين قرارداد شامل 26 ماده بود و براساس آن روسيه تمام معاهدات و قراردادهاي دولت تزاري را با ايران بي اعتبار اعلام نمود. ليکن عليرغم لغو کاپيتولاسيون که از مواد اصلي قرارداد ترکمن چاي بود، از سرزمينهايي که بر اساس قراردادهاي گلستان و ترکمن چاي به اشغال روسها در آمده بود، سخني به ميان نيامد. قرارداد که در مسکو نوشته شد، بلافاصله توسط دولت روسيه امضا گرديد ولي تائيد آن توسط مجلس ايران يک سال به طول انجاميد. سياسيون ايران به حق، نگران بند 6 قرارداد بودند. در اين بند روسيه به خود حق داده بود که در مواقع لزوم قشون نظامي وارد ايران نمايد. از طرفي ديگر، نيروهاي روسي هنوز شمال ايران را در اختيار خود داشتند. پس از مذاکرات فراوان، روسها ايران را تخليه کردند و قرارداد بدون تغيير عمده اي به تصويب مجلس ايران رسيد. يکي از اولين نتايج اين قرارداد سرکوب نهضت جنگل توسط قزاقهاي ايراني به فرماندهي رضاخان بود که با موافقت کامل دولت بلشويکي انجام گرفت. (پيشين، ص37)
پس از اينکه رضا خان به رياست موقت مملکت انتخاب شد، روسيه دومين کشوري بود که به فاصله يک روز پس از انگلستان حکومت او را به رسميت شناخت. رضا خان براي غلبه بر رکود اقتصادي کشور تلاش کرد مناسبات تجاري را با روسيه احيا کند. در همين رابطه، شرکتهاي متعدد مالي – تجاري به وجود آمد. همچنين يک قرارداد بازرگاني به سال 1924 در تهران به امضا رسيد. رضا شاه که قرار بود مجري سياستهاي نو استعماري انگليس در ايران باشد براي مخفي نمودن چهره اصلي خود اقدامات مختلفي انجام داد که از جمله آنها مي توان ايجاد و توسعه روابط با شوروي را نام برد که کاملا زير نظر انگلستان انجام مي‌شد. انگليسي ها با نفوذ در سفارت روسيه در تهران رضاخان را چهره اي ضد انگليسي و طرفدار اصلاحات معرفي نمودند، به گونه اي که او کاملا مورد تاييد حاکمان مسکو قرار گرفت. بعدها هنگامي که چهره واقعي رضا شاه براي کرملين نشينان آشکار گشت سفير خود شومياتسکي را فرا خوانده و او را در مسکو اعدام نمودند. (پيشين)
توسعه روابط در زمينه بازرگاني بسيار چشمگير بود. به طور مثال در سالهاي 1926-1925 مبادله تجاري دو کشور به 9/492 ميليون روبل در مقابل 7/28 ميليون روبل سالهاي 1921-1920 رسيد. همچنين رضاشاه براي تقويت نيروي نظامي از کمکهاي شوروي بهره‌مند شد و تقاضاي خريد سه فروند هواپيماي نظامي به آن کشور داد. البته در همين سالها مشکل اختلافات مرزي بر روابط دو کشور سايه افکنده بود که با امضاي قرارداد 1926 حل گرديد.
روابط دولت
شوروي با رضاشاه در زمان وزارت جنگ و نخست وزيري و اوايل سلطنت او بسيار حسنه بود. روسها با اينکه از نقش انگليس در کودتاي سوم اسفند به خوبي آگاه شده بودند تصور مي کردند اختلافات سيد ضياء و رضاخان و تلاش براي خلع قاجاريه از سلطنت، روابط انگليس را با او تيره ساخته و اين اختلاف در پايان به نفع آنها تمام خواهد شد، از اين رو، در مواقع مختلف از او حمايت مي کردند. خود رضاخان نيز در اولين سالهاي پادشاهي روابط دوستانه اي با روسها داشت. امضاي قرارداد 1927 که تاکيدي بر قرارداد 1921 بود، بيان گر روابط حسنه ايران و شوروي در اين سالها مي باشد. اما مجموعه حوادثي سبب گرديد در شروع دهه 30 مناسبات دو کشور رو به سردي گرايد. از جمله انتشار خاطرات آقابکف جاسوس شوروي در ايران طي سالهاي 1926 تا 1928 که پس از فرار او به فرانسه در پاريس چاپ گرديد. او دو سال تحت پوشش بازرس کل نمايندگي تجاري شوروي در ايران و سپس در

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *