محروم ماندن از این رابطه باعث گرایش او به بزه و انحراف می‌شود . پدیده های بطور مداوم در جرم شناسی از آنها بحث شده چهار دسته اند ۱- عامل ۲- علت ۳- انگیزه ۴- شرایط
خصوصیات مربوط به شخصیت بزه کار
۱- سن بزهکار : نتایج حاصل از بررسی ۲۰۰ پرونده محکومیت کیفری نشان می‌دهد که سطح سن بزهکاری در سنین بین ۲۵-۱۹ (۲۶ درصد) بالاترین میزان را دارد .
الف ) سن تاهل : سن ازدواج از بین زنان بر اساس بررسی ۵۰ پرونده بزهکاری نشان می‌دهد که ۴۶ درصد آنان بین سنین ۱۵-۱۳ سالگی ازدواج کرده اند .
ب) نتایج ناشی از ۱۰۰ مورد پرسشنامه بیانگر این است که ۴۱ درصد از زنان بزهکار بیش از یکبار ازدواج کرده اند .
۲- تجرد یا تاهل : که از ۲۰۰ مورد پرونده محکومیت کیفری ۵۱ درصد زنان بزهکار متاهل هستند .
۳ـ سابقه محکومیت
راههای پیشنهادی در جلوگیری از بزهکاری زنان در ایران
۱- جانشین کردن نظام اصلاح و تربیت به جای روش اجرای مجازات‌ها
۲- توجه بیشتر به مسائل خانوادگی
۳- طرد بزهکاران حرفه‌ای و اعتیادی از راه اقدامات تامینی
۴- توسعه کادر مدد کاران اجتماعی و اشتراک مساعی بیشتر انجمن حمایت از زندانیان در امور زندان‌ها و زندانی‌ها
۵- از بین بردن نقاط آلوده و کنترل نظارت بیشتر در نقاط مزبور
۶- ایجاد کارهای حرفه‌ای بیشتر برای زنان در زمینه رشد استعداد و طرز تفکر آنان و تامین نیازهای اجتماعی‌شان
شناخت مجرم از دیدگاه جامعه‌شناسی
در این مورد باید گفت که جرم چیست و مجرم کیست ؟
برای شناخت جرم در هر جامعه باید ابتدا به عوامل اقتصادی ،‌سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و پرورشی آن جامعه توجه کرد و دید آیا عوامل فوق تا چه حد انسانی و سازنده و یا غیر انسانی و جرم آفرین هستند چون همانطور که در بحث شناخت کجروی ها و انحرافات اجتماعی بحث کردیم هیچکس کجرو و یا مجرم متولد نمی‌شود .
معمولا اصطلاح مجرم فقط در مورد اشخاصی که از قوانین جامعه تخلف می‌کنند بکار برده نمی‌شود بلکه به اشخاصی که مرتکب اعمال خلاف اخلاق یا عرف و فرهنگ جامعه که احساسات مردم را جریحه دار می‌سازند نیز اطلاق می گردد .
مجرمین را می‌توان بر دو گونه متفاوت یعنی اتفاقی و یا حرفه ای تقسیم کرد . مجرمین اتفاقی فقط موقعی که فرصت مناسبی پیدا کنند مرتکب جرم می‌شوند و سعی می‌کنند که با کنترل کارهای پنهانی خود ، اعمالشان را از دیدگاه حقوقی و عمومی جامعه مخفی نگهدارند اینگونه افراد تحت شرایط و عوامل خاصی مرتکب جرم می‌شوند یعنی مجرمین این گروه بر اثر اجبار و یا کشش های درونی به طرف اعمال جنایت آمیز کشیده می‌شوند و بیشتر ارتکاب عملشان از بی ثباتی عاطفی آنها ناشی می‌شود و اگر عوامل و انگیزه های ارتکاب برایشان باقی بماند ممکنست به ارتکاب جرایم دیگر و حتی شدیدتر نیز مبادرت ورزند . مجرمین حرفه ای کسانی هستند که بر اثر تکرار اعمال جرم آمیز در ارتکاب جرم بیشتر پا بر جا و ثابت هستند و آنچه که انجام می‌دهند به عنوان عمل خلاف فرهنگ و ضد اجتماعی است ولی برای خودشان بعنوان فرهنگ جنائی گروه خویش پذیرفته شده چون آنها خود را از افراد عادی این جامعه نمیدانند و بین خود و دیگر مردم پیوندی احساس نمی‌کنند . در حالیکه اعمالش از نظر همفکران خویش مورد تأیید و تصدیق قرار می‌گیرد مجرمین کهنه کار ، ماهر و آنهائیکه با گرفتن پول یا امتیاز به هر نوع عمل خلافی مبادرت می ورزند ، از این گروهند بیشتر افراد این دو گروه کمتر از سی سال دارند و آرزوی یافتن مقام و یا ثروت از طریق بدست آوردن منافع اقتصادی آنها را وادار به اینگونه اعمال می‌کند . مسأله‌ای که از نظر جامعه‌شناسی بسیار قابل توجه است اینکه اینگونه افراد از لحاظ شکل ظاهری با مردم عادی جامعه خویش هیچگونه تفاوتی ندارند و آنچه مهمتر است اینکه در هر شرایط و بهرحال می‌توان با تغییر شرایط اجتماعی ، اقتصادی و پرورشی به بهبود آنان کمک کرد و به موقعیت رسید بخصوص در مورد مجرمین اتفاقی .
ولی هستند افرادی که بر اثر عدم تعادل روانی و یا اعتیاد به مواد مخدر مرتکب اعمال جنایت آمیز می‌شوند و خود در لحظه وقوع عمل جنایت آمیز به کاری که می‌کنند وقوف و آگاهی ندارند و قصد و عمد و انگیزه ای هم برای این عمل ندارند اینگونه افراد باید از جامعه دور شوند و به مؤسسات روان درمانی برای بهبود کامل سپرده شوند چون خطر اجتماعی آنان بیشتر از دو گروه دیگر است .
گروه دیگری هستند که در جامعه دارای قدرت ، ثروت و یا موقعیت اجتماعی هستند ، مرتکب اعمال خلافی می‌شوند و اعمال جرم آمیزشان بخاطر موقعیت شان یا از نظر دیگران پوشیده می ماند و یا جامعه قدرت محاکمه آنها را ندارد ولی با گذشت زمان و آگاهی روز افزون مردم از نفوذ اینگونه افراد روز بروز کاسته می‌شود چون دنیا بطرف عدالت اجتماعی پیش می رود .
جامعه جرم خیز
در جوامع پیشرفته و یا صنعتی امروزی که خود را اسیر تکنولوژی نموده و روابط انسانی را فراموش کرده اند تجاوز ، سرکشی ، عصیان ، کلاهبرداری ، سرقت ، آدم کشی با شدت و بیرحمی هر چه بیشتر پدیدار می گردد و مردم اینگونه جوامع را وحشتزده و هراسناک نمی‌نماید تا به حدی که همه از هم میترسند و یا به هم اعتماد ندارند . وقایع خونین و مرگبار هر روز بیشتر و شدیدتر می‌شود در حالیکه اکثر مردم جوامع امروزی نسبت به گذشته از آموزش های جدید ، بیشتر برخوردارند پس باید کمتر مرتکب چنین اعمال غیر انسانی شوند هر روز تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی مرم بیشتر می‌شود . فرزند کشی ، همسر کشی ، همنوع کشی و دیگر جنایاتی که شرحشان را از جراید و رسانه های گروهی میخوانیم و می‌بینیم همه و همه نشان بی ثباتی اجتماعی و ضعف روابط و اصول انسانی و اخلاقی است . بی اعتقادی و بی ایمانی مردم نسبت به اصول اخلاقی و انسانی که به گسترش اینگونه جریم و جنایات کمک کرده به این دلیل بیشتر می‌شود که به جای توجه به حیثیت انسانی به ارزش‌های مادی بیشتر توجه می‌کنند وقتی می خوانیم یکنفر در فلان جامعه در یک روز چند نفر را از نعمت زندگی محروم می‌کند و یا توسعه طلبی و جاه طلبی صاحبان قدرت با ایجاد جنگها عده بیشماری از مردم بیگناه را بخاک و خون می کشاند فقط بخاطر اینکه عده ای که در کار صنایع تسلیحاتی سرمایه گذاری کرده اند به ثروت بیشتری دست یابند و رهبران انها به توسعه طلبی خود برسند در اینصورت برای مفهوم انسانی جائی باقی نمیماند . هنوز هم دنیا اثرات تلخ جنیات جنگ های جهانی را تحمل می‌کند و هنوز هم مشاهده معلولین جنگی احساسات انسانی مردم جوامع خویش را جریحه دار می‌نمایند راستی چرا ابرقدرتها با گسترش اینگونه اعمال اعتماد عمومی را کم می‌کنند و به بی ایمانی مردم نیز کمک می‌نمایند و تعادل اقتصادی و اجتماعی را در جهان و بعد در جوامع برهم میزنند . و بر هم خوردن تعادل اجتماعی و اقتصادی خود یکی از عوامل ازدیاد جرایم است چون پس از دستگیری مجرمین وقتی به علت ارتکاب جرمشان پی می بریم می‌بینیم که بیشتر ریشه اقتصادی و اجتماعی دارد تا جنبه روانی و تازه بیماریهای روانی از جنگها و گسترش اعتیاد و الکسیم ناشی می‌شود .
ازدیاد جرایم در جامعه امریکا به حدی رسیده است که در شهرهای بزرگ و صنعتی و تجارتی کسی جرأت پیاده روی در خیابان ها و پارکها را به هنگام شب ندارد و تجاوز به حقوق فردی و اجتماعی به حدی رسیده است که مردم در حالت هراس اجتماعی بسر می برند چون جرایم در اینگونه جوامع روزبروز بیشتر می‌شود .
وقتی به ریشه و علل ارتکاب جرایم توجه کنیم می‌بینیم آنقدر که جامعه و شرایط نامطلوب آن مؤثر است ، فرد گناهی ندارد .
برای شناخت علل اجتماعی ازدیاد جرایم در اینگونه جوامع باید به نادرستی قوانین جزا و عدم سازگاری آن قوانین با شرایط و اوضاع و احوال کنونی و کیفر بیش از حدی که برای بیشتر مجرمین در نظر می‌گیرند توجه کرد در حالیکه همین قوانین جزای پوسیده و قدیمی در برابر عده ای ، آبستن حوادث و شرایط و روابط می‌شود و به نوبه خود دلیل عمده ای برای ارتکاب جنایت و تجاوزبه دیگران می‌شود .
با اینگونه قوانین جزا مجرمین را محکوم به مرگ می‌کنند یا به زندان می فرستد ولی آیا کشتن عده ای جز از بین بردن و نابودی معلول نتیجه گیری دارد ؟ علل اگر باقی بمانند ،معلولهای بیشتری را به وجود می آورند و دیگران جای جنایتکاران گذشته را می‌گیرند چنانچه مطالعه ای در زمینه درصد جرایم شود به این نتیجه می‌رسیم که روز بروز بر تعداد مجرمین افزوده می‌شود پس از قوانین جزا هم راهی برای جلوگیری از ارتکاب جرایم نیست چنانکه کسی با ارتکاب عمل تجاوز جنسی به عنف در جامعه ما که منع قانونی دارد او را به ۳ تا ۷ سال زندان محکوم می‌کنیم و طبق همین قوانین اگر کسی بیش از ۶ ماه محکومیت قضائی داشته باشد از کلیه حقوق اجتماعی محروم است حتی حق استخدام شدن را از او می‌گیرند یعنی کسی است که با یک خلاف که برای هر کس در زندگی ممکنست اتفاق افتد نمی‌تواند به استخدام دولت یا مؤسسات دیگر در آید و یا به تحصیل خود ادامه دهد پس جامعه و قوانین حقوقی ، عملا او را از ساخت اجتماعی بازداشته و به کجروی او کمک می‌کند.
حال باید دید با فرستادن جوانی به زندان او را در کنار چه کسانی قرار می‌دهیم و آیا زندان برایش بصورت آموزشگاه مناسبی در جهت آموزش شیوه های مختلف ارتکاب جرم در نمی آید ؟ اگر به شرح پرونده های جنائی دادگستری مراجعه کنیم می‌بینیم که چه انسانهائی قربانی قوانین کهنه جزائی شده و برای همیشه از جامعه طرد شده‌اند در حالیکه عملشان در اصل بر آورد نیاز جنسی و طبیعی آنها بوده است منتها بر اثر عدم آگاهی شیوه صحیح و جامعه پذیر ارضاء جنسی را نمی دانسته اند . همچنین است در مورد جرایم دیگر و چگونگی مجازات آنها .
رسانه های گروهی از طریق نمایش فیلم های جنائی تلویزیونی ، صفحات حوادث مطبوعات و رمان های پلیسی و جنائی نیز در امر یادگیری و ازدیاد جرایم تأثیر نامطلوبی دارند چون بسیاری از مجرمین جوان سعی کرده اند خود را بجای هنر پیشه های فیلم های جنائی گذارند به عبارت ساده تر اعمال آنها را تقلید نموده اند. مهاجرت و شهر گرائی روستائیان یکی دیگر از عوامل ازدیاد جرم است چون پس از مهاجرت به شهر به سختی می‌توانند خود را با قوانین و شرایط زندگی شهری و از همه مهمتر فرهنگ جامعه سازگار نمایند وضع مهاجرین مکزیکی در امریکا و ازدیاد جریام بین آنها و یا روستائیان جامعه ما که به علت عدم آگاهی زودتر در دام عوامل مخرب اجتماعی گرفتار می آیند و بنوبه خود مرتکب جرایم مختلفی می‌شوند از این نمونه اند .
عدم تأمین اقتصادی و اجتماعی از قبیل نداشتن مسکن مناسب و تغذیه درست و امکانات درمانی به ضعف روابط انسانی منجر می‌شود و ضعف روابط انسان

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید