مقاله درمورد دانلود سلسله مراتب

که عموماً ارزشهاي غير عددي هستند، آسانتر است.
4- تعيين دقيق ميزان هر پارامتر کنترلي در اکثر صنايع بزرگ مشکل است.
استفاده از سيستم خبره فازي براي بکارگيري در کنترل آماري فرايند، ويژگيهاي عمدهاي دارد که در ساير زمينهها به ندرت ديده ميشود که در زير به بعضي از آنها اشاره شده است:
1- سرعت در پاسخگويي: يکي از ويژگيهايي که صنايع توليدي مخصوصاً صنايع کاشي و سراميک به آن نيازمند هستند تشخيص سريع ريشه به وجود آمدن انحراف در فرايندهاي توليدي است. سيستم خبره مورد نظر اين امکان را براي کابر ايجاد ميکند که به سرعت انحراف و دليل آن را تشخيص دهد و اقدام اصلاحي مورد نظر را ابتدا (با همان سيـستم خبره) بيازمايد و سپس اجرا نمايد. وجود اين سـرعت در سيستمهاي ديگر نظير سيستمهاي تشخيص خواص مواد، شبيه سازي، امور مالي، صنايع بيمه و … لزومي ندارد و معمولاً به آن توجه نميشود.
2- حفظ تجربيات و دانش: يکي ديگر از مشکلات صنايع توليدي مخصوصاً صنايع داخل کشور، عدم حفظ تجربيات مديران و سرپرستان توليدي است و اين معضل به محض عدم حضور هر يک از افراد نمايان خواهد شد. وجود اين سيستم خبره به مديريت اطمينان ميدهد که دانش در سازمان حفظ ميشود و از بين نميرود. اين مساله در زمينههاي ديگر جنبهاي متفاوت دارد. زيرا در ساير زمينهها، فراواني دانش و نيز گستردگي روابط بين آنها سبب اصلي ايجاد سيستم خبره است.
3- صرفه اقتصادي: با توجه به اين که با استفاده از اين سيستم دانش در سازمان حفظ ميشود، هزينه آموزش و کسب تجربه و دانش براي سازمان کاهش پيدا ميکند. در ضمن به علت استفاده از اين سيستم، انحرافات به سرعت کشف ميشوند و بر طرف ميگردند که باعث کاهش ضايعات خواهد شد و کيفيت محصول را نيز افزايش خواهد داد. اين در حالي است که در ساير زمينهها معمولاً استفاده از سيستم خبره به دلايل اقتصادي نيست.
4- سادگي طراحي و استفاده: با توجه به اين که اين سيستم براي بکارگيري در کنترل آماري فرايند استفاده ميشود و بسياري از مراحل طراحي آن نيز به کمک سرپرستان توليدي و نيز مديران انجام شده است، لذا استفاده از اين سيستم راحت است و نياز به تخصص خاصي ندارد و براي کابر بسيار قابل فهم است. در صورتي که در ساير زمينهها معمولاً کاربران افراد آموزش ديده هستند و طراحي آنها نيز توسط متخصصان صورت گرفته است.
5- کنترل يک پارچه: استفاده از اين سيستم خبره باعث خواهد شد که به صورت يک پارچه کليه پارامترهاي کنترلي را کنترل نمود. اين در حالي است که در اکثر زمينهها سيستم خبره تنها براي يک موضوع خاص موضوعيت پيدا ميکند، مانند تشخيص ماده، محاسبات مالياتي و … اما در سيستم خبره مورد نظر که قرار است در کنترل آماري فراينداستفاده شود کليه فرايندهاي توليدي تحت پوشش قرار ميگيرند.
6- شبيهسازي قبل از توليد واقعي: همانطور که عنوان شد اين سيستم قادر است تنظميات اوليه براي کليه پارامترها را دريافت کند و بر اساس آنها، پارامترهاي کنترلي در محصول نهايي را مشخص سازد. اين امر در هيچ سيستم خبرهي ديگري مشاهده نشده است.
براي ايجاد هماهنگي بين اين سيستم خبره و سيستم کنترل آماري فرايند نياز است تا موارد زير به روشني مشخص گردد:
* واحد اندازهگيري پارامتر کنترلي(در قسمتهاي کنترل محصول مياني و محصول نهايي)
* تعيين وروديها و خروجيهاي سيستم
* نحوه دستيابي به قوانين و چگونگي کسب دانش براي ايجاد پايگاه دانش
* چگونگي نمايش دانش در سيستم خبره مورد نظر
* چگونگي روش استنتاج در سيستم خبره مورد نظر
* چگونگي اعتبار سنجي سيستم ايجاد شده
* نحوه بهروزآوري دانش سيستم خبره
در ادامه به بررسي هر کدام از اين موارد ميپردازيم و نکات کلي مربوط به هر يک از آنها بيان ميشود.

3-5-1- واحد اندازهگيري پارامترهاي کنترلي
در صورتي که واحد اندازهگيري هر پارامتر مشخص نباشد نميتوان تعيين نمود که وروديهاي سيستم بايستي بين چه بازهاي قرار بگيرند. پس اولين گام در طراحي اين سيستم خبره تعيين تک تک واحدهاي اندازهگيري پارامترهاي کنترلي است. براي انجام اين کار بهتر است از کتب علمي و يا مقالات مربوط به علم مورد نظر آن صنعت و يا از نظر خبرگان آن رشته استفاده نمود. معمولاً در اين دو منبع کليه واحدهاي اندازهگيري ذکر شدهاند و به راحتي ميتوان از ميان آنها انتخاب نمود که کدام واحد اندازهگيري براي هر پارامتر مناسب است. در صورتي که براي بعضي از پارامترها واحد اندازهگيري مناسبي پيدا نشود ميتوان از عباراتي مانند خوب، متوسط و بد استفاده نمود.

3-5-2- تعيين وروديها و خروجيهاي سيستم
با توجه به اين که سيستم خبره مورد نظر فازي است و يکي از دلايل اصلي استفاده از اين سيستم عدم توانايي تعيين دقيق ميزان هر پارامتر کنترلي در هر لحظه است، لذا تعيين وروديها و خروجيهاي اين سيستم خبره بايستي بر اساس نظرات خبرگان صنعت و يا با استفاده از روشهاي علمي حاصل شوند.
همانطور که بيان شد وروديهاي اين سيستم خبره وضعيت يا مقدار پارامترهاي کنترلي در طول خط توليد است. خروجيهاي اين سيستم نيز وضعيت يا مقدار پارامترهاي محصول نهايي است. نکتهي مهمي که بايد به آن توجه نمود اين است که جنس وروديها و خروجيها چگونه بايد باشد. با توجه به ابهام زياد در اکثر پارامترهاي کنترلي در خطوط توليد و وجود تلرانسهاي باز براي تغييرات مجاز آنها، تعيين وضعيت يا مقدار هر پارامتر بسيار مشکل است. معمولاً ترجيح داده ميشود که براي بيان مقادير ه
ر پارامتر کنترلي از بازه عددي و يا از صفاتي نظير کم يا زياد استفاده شود. براي بر طرف نمودن اين مشکل ميتوان از علم فازي براي تعيين راحت تر و نيز عقلانيتر مقادير پارامترهاي کنترلي استفاده نمود. بر اين اساس به جاي استفاده از متغيرهاي عددي قطعي، ميتوان از متغيرهاي بياني فازي استفاده نمود. يک متغير بياني با يک پنجتايي مرتب به صورت (x,T(x),U,G,M(x)) نشان داده ميشود که در آن x نام متغير، T(x) مجموعهي مقادير بياني است که x به خود ميگيرد وU مجموعهي مرجعي است که ميتوان x را روي آن گسترش داد. G قاعدهاي است که با آن ميتوان مقادير بياني را توليد کرد و M(x) قاعدهاي است که مجموعههاي فازي را به متغيرهاي بياني نسبت ميدهد. به عنوان مثال مجدداً پارامتر کنترلي A بيان ميشود. همانطور که عنوان شد x=A که نام پارامتر کنترلي است و T(x) ميتواند{خيلي زياد، زياد، متوسط، کم، خيلي کم} باشد و همانطور که ذکر شد U=[8,12]و M(x) را ميتوان به صـورت شکل 3-2 نمايش داد. به اين ترتيب براي پارامترهاي ورودي و خروجي ميتوان از متغيرهاي بياني استفاده نمود و توابع M(x) را به هرگونه که مدنظر کارشناسان صنعت مورد نظر باشد طراحي نمود.

شکل3-2) تابع عضويت ورودي A

براي طراحي M(x) بايستي جلسات متعددي با مسئولين توليد و خبرگان آن رشته برگزار نمود و يا با استفاده از توزيع پرسشنامه ميان آنها، اطلاعات مورد نياز را به دست آورد. علاوه بر برگزاري جلسات و پرسشنامه، بايستي از طريق بررسيهاي آماري ،که پايههاي آن در کنترل آماري فرايندطرح ريزي شده است، مرزهاي تعيين شده براي متغيرهاي بياني را کنترل و تاييد کرد. همانطور که در شکل 3-2 ملاحظه ميشود مرزهاي متغيرهاي بياني ميتواند به دلخواه کارشناسان صنعت يا افراد خبره باشد لذا به نظرميرسد کنترل اين مرزها با استفاده از روشهاي آماري به نوعي تاييد کننده دانش خبرگان باشد. منظور از مرزهاي متغيرهاي بياني اعداد 8 يا 9 در شکل 3-2 است که مرز بين کم و خيلي کم را مشخص ميکند. روش کنترل آماري نيز بايد بر پايه طراحي آزمايشها باشد به طوري که بتوان نتيجهگيري کرد آيا تغيير پارامتر از زياد به خيلي زياد و يا از کم به خيليکم ميتواند بر خصوصيات محصول نهايي اثر گذار باشد يا نه؟ اين کار کمک ميکند تا بتوان يک تابع M(x) مناسب براي هر پارامتر تعيين کرد. بايد به اين نکته دقت کردکه ممکن است براي پارامتر کنترلي A از متغير بياني 5 تايي (خيلي زياد، زياد، متوسط، کم، خيلي کم) و براي پارامتر کنترلي B از متغير بياني سهتايي (زياد، متوسط، کم) استفاده شود. در صورتي که تشخيص داده شد پارامتر کنـترلي خاصي ميتواند به صـورت عدد وارد سيستم شود ميتوان آن را به صورت يک عدد قطعي به سيستم وارد نمود.

3-5-3- نحوه دستيابي به قوانين و چگونگي کسب دانش براي ايجاد پايگاه دانش
جهت شناسايي و انتخاب منابع دانش بايد بدون در نظر گرفتن امکان دسترسي مشخص شود که چه منابعي از دانش وجود دارد. پس از شناسايي منابع دانش بايد اهميت هر يک از منابع را مشخص نمود. لذا به نظر ميرسد مناسب باشد يک فهرست اولويتبندي شده از منابع دانش بر اساس اهميتي که براي ايجاد سيستم خبره دارند تهيه نمود. در اين مرحله نيز ميتوان از کمک افراد خبره استفاده نمود. پس از مشخص شدن اهميت هر يک از منابع بايد ميزان دسترسي به منبع نيز کنترل گردد، لذا نياز است که يک فهرست اولويتبندي شده نيز از ميزان دسترسي به منابع دانش تهيه شود. در اين قسمت بايستي دقت نمود که کتابهاي علمي در زمينه صنعت مورد نظر و نيز ساير مستندات، به مراتب در دسترستر از افراد خبره آن صنعت هستند. پس از به انجام رسانيدن کليه موارد ذکر شده منبع دانش را بر اساس اهميت و ميزان دسترسي انتخاب ميشود. بر اي انتخاب ميتوان از روش تجزيه و تحليل حالات خطا46 استفاده نمود. لازم به ذکر است که در سيستم خبرهاي که قرار است در بکارگيري کنترل آماري فرايندمورد استفاده قرار گيرد، مناسب است که براي کسب دانش علاوه بر مصاحبه با افراد خبره و نيز مطالعات مقالات علمي، کتب و مجلات، از روشهاي آماري استفاده شود. چون قبل از طراحي اين سيستم خبره، سيستم کنترل آماري فراينددر صنعت مورد نظر پيادهسازي شده است لذا تعيين اثرگذاري پارامترهاي کنترلي مختلف بر روي يکديگر و کشف قوانين موجود در آن صنعت با استفاده از ابزارهايي نظير نمودارهاي کنترلي، هيستوگرام، رگرسيون، آزمونهاي فرض، آناليز واريانس و طراحي آزمايشها به راحتي امکان پذير خواهد بود.
هدف اصلي از وظيفه اکتساب دانش، وظيفه تحليل دانش و وظيفه استخراج دانش، در واقع توليد و تصديق دانش مورد نياز سيستم است. هر بار که سطح دانش موجود ثبت ميشود بايد دانش مورد تصحيح قرار گيرد و براي مرحله بعدي طراحي دانش آماده شود. علاوه بر روش متداول مصاحبه با افراد خبره، ممکن است از ساير روشها نظير شبکههاي مجموعههاي اطلاعاتي و يا تئوري ساخت شخصي براي اجراي کسب دانش خودکار استفاده شود. در اين قدم بايد استراتژيهاي مورد نياز براي کسب دانش مشخص شود.
بايستي مشخص گردد که چگونه به کمک مصاحبه با افراد خبره، خواندن مستندات، استقراء قاعده، شبکههاي مجموعههاي اطلاعاتي و غيره ميتوان به کسب دانش پرداخت. بعد از تعيين استراتژي بايد دانش از منابع مورد نظر کسب شود. پس از کسب دانش، بهتر است که دانش کسب شده براي کمک به فرد مجري سيستم جهت تصديق و درک دانش، طبقهبندي و سازماندهي شود. در صورت امکان ميتوان از گروههاي سلسله مراتبي استفاده شود. پس از اين کار بايد طرح تف
صيلي عملکردها تهيه شود. در اين طرح تفصيلي بايستي قابليتهاي عملکردي سيستم به تفصيل مشخص شوند. اين سطح از کار به مراتب فنيتر است در حالي که طرح عملکردي اوليه در سطح مديريت قرار داشته است. فعاليت بعدي تعيين دستورالعمل اوليه کاربر است. در اين فعاليت بايد سيستم را از ديدگاه کاربر شرح دهيم. بسياري ضروري است که در جريان ساخت سيستم هر چه زودتر از کابران بازخوري دريافت شود. اگر آنها از سيستم استفاده نکنند آن سيستم ارزشي ندارد. به عنوان فعاليت آخر بايد بستر و سطح دانش را تعيين نمود. حال هر تغييري در دانش سيستم خبره بايد با درخواست رسمي انجام شود.

3-5-4- چگونگي نمايش دانش در سيستم خبره مورد نظر
همانطور که در 3-4-1 عنوان شد دو گونه متفاوت براي نمايش قوانين وجود دارد. اولين روش نمايش دانش بر اساس قواعد است و روش دوم رويکرد شيگرا است. به نظر ميرسد رويکرد شيگرا نميتواند جوابگوي نياز ما در اين سيستم باشد زيرا همانطور که در 3-4-1 عنوان شد در رويکرد شيگرا قوانين به صورت شبکههاي معاني و يا قالبها نمايش داده ميشوند و هر دوي اين روشها ايراداتي دارند. در شبکههاي معاني هيچ استانداردي براي نامگذاري روابط وجود ندارد و لذا تعريف روابط بسيار مشکل خواهد بود. در ضمن افزايش انفجار آميز ترکيبات مختلف گرهها، زمان بسيار زيادي را براي جستجو ميان گرهها به سيستم استنتاجي تحميل خواهد کرد و اين در حالي است که سيستم خبره مورد نظر براي طراحي بايستي به سرعت به جستجو ميان قوانين بپردازد. علاوه بر اين موارد شبکههاي معاني از جنبه منطقي مناسب نيستند، زيرا نميتوانند دانش را به صورتي که منطق ميتواند، تعريف کنند.
در نمايش دانش با استفاده از قالبها هم روشي براي تعريف شکافهاي غير قابل تغيير وجود ندارد. چون هر شکاف را ميتوان تغيير داد، خصوصياتي که يک قالب به ارث ميبرد ممکن است در هر کجاي سلسله مراتب تغيير کرده و يا حذف شود. اين به آن معنا است که هر قالب واقعاً يک قالب اوليه است زيرا هيچ اطميناني وجود ندارد که خصوصيات آنها مشترک باشند. هر قالب قواعد خودش را ايجاد ميکند و لذا هر قالب، يک قالب اوليه است. در چنين سيستمهاي آزادي، هيچ چيز مطمئني وجود ندارد[43] و با توجه به نياز سيستم خبره مورد نظر به اطمينان زياد، استفاده از اين روش براي نمايش دانش مناسب نيست.
لذا براي طراحـي دانش سيسـتم خبره مورد نظـر از نمايش بر اساس قاعـده استـفاده شده است. زيرا نمايش قوانين به اين صورت بسيار سادهتر و قابل فهم تر براي عموم است، به علاوه چون اين قوانين بايستي توسط افراد خبره بيان شوند و يا از قوانين طبيعي به دست آيند لذا نمايش قانون بر اساس قاعده براي کارشناسان صنعت مورد نظر ترجيح داده ميشود. در ضمن جستجو ميان اين قوانين نيز به راحتي امکانپذير است.
بايد توجه نمود که سيستم خبره مورد نظر قرار است در صنعت به کار رفته شود و لذا بايد جوابگوي نيازهاي متغير کليه فرايندهاي توليدي باشد. همانطور که بيان شد وروديهاي سيستم وضعيت پارامترهاي کنترلي است و قوانين بايد به نحوي طراحي شوند که بتوانند کليه وضعيتهاي ممکن را براي هر پارامتر پوشش دهند و در ضمن بتوانند خروجي مناسبي را نيز به کاربر اعلام کند.

3-5-5- چگونگي روش استنتاج در سيستم خبره مورد نظر
همانطور که در 3-4-2 عنوان شد سه روش رايج براي استنتاج در سيستمهاي خبره وجود دارد. اولين روش استنتاج به روش ممداني است، دومين روش استنتاج با

دیدگاهتان را بنویسید