اجتماعي و عمومي، خانوارهاي بيشتري را تحت پوشش قرار ميدهد و انعطافپذيري بيشتري را در روند ساخت و ساز داراست و در ترکيب با شيوه خودياري از سوي ساکنان، از هرينههاي ان کاسته ميشود (هاديزاده بزاز، 35:1382). از نظر تئوريک، اين رويکرد مزاياي بسياري نسبت به خانهسازي اجتماعي داشت. اولاً با گسترش کمکهاي مالي قابل دسترس، خانوادههاي بيشتري تحت پوشش قرار ميگرفتند. طرح مزبور همچنين تطابق و انعطافپذيري بيشتري را در ساخت و ساز به وجود ميآورد و با ايجاد خودياري از سوي افراد جامعه و کمکهاي مالي آنان، بخشي از هزينهها تأمين ميگرديد. ثانياً ساخت و سازها با توجه به توانايي مالي افراد ذينفع صورت ميگرفت. در نتيجه اين امکان فراهم گرديد که ساخت و سازها به طور فزايندهاي انجام شده و به افراد ذينفع نيز، اختيار احداث واحد مسکوني با توجه به درآمد آنها داده شد. روي هم رفته ميتوان گفت که قابليت استطاعت36، بازگشت هزينه37 و تکرارپذيري38 به مثابه اصول بنيادي طرح هاي زمين و خدمات مورد تأکيد قرار گرفتهاند. قابل استطاعت بودن با توانايي خريد خانوار مرتبط است؛ بازگشت هزينهها که استفادهکنندگان و بهرهمند شوندگان از طرح بايد هزينههاي آن را به نحوي بپردازند تا چرخهاي پايدار از ايجاد زيرساختها و مسکن شکل گيرد؛ و نهايتاً تکرارپذيري يک اصل تجويزي است توصيه ميکند که با رايه الگوهاي تکرارپذير بتوان کنترل رشد اين سکونتگاهها را تضمين کرد (Aldrich & Ranvinder,1995,p.406). از مهم ترين ويژگي هاي طرح زمين- خدمات عبارتند از:
– محل يا مکان ساخت با قطعات و تراکم مشخص و با دسترسي پذيري راه ها و پياده راه ها
– تسهيلات همگاني شامل تسهيلات اوليه، مانند آب و تسهيلات بهداشتي و خدماتي چون روشنايي معابر
– تسهيلات محله اي مانند مدرسه، بازار، پليس، آتش نشاني، پارک و …
– تدابير و چارچوب قانوني ميان دولت و ساکنان مانند حق مالکيت زمين و شيوه باز پرداخت هزينه هاي آماده سازي و اجرا و مقررات کاربري زمين(لاکويان،1364: 32).
با اين وجود، رويکرد زمين- خدمات داراي کاستيهايي است که گسترش و تعميم آن در گستره بيشتري از مناطق فقيرنشين شهرهاي در حال توسعه با مشکل مواجه ميکند از آن جمله ميتوان به موارد زير اشاره کرد (UNESCAP,2001,P.45):
* موقعيت نامناسب مکان، زيرا که براي دستيابي به زمين ارزان مورد نياز، اين طرحها در حاشيه شهرها و گاه با فاصله زياد مکانيابي شدهاند که هزينههاي رفت و آمد را افزايش داده و سکونت کمدرآمدها را غيرمنطقي ميسازد.
* با کسري منابع مالي و نبود فعاليتهاي درآمدزا، مراکز فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي در اين مکانها شکل نگرفته يا با تأخير زياد شکل ميگيرد.
* انتخاب خانوارهاي مناسب يکي ديگر از مشکلات اساسي اين رويکردهاست. معيارهتي برخورداري از زمين در اين مکانها به روشني مشخص نيست و در فرآيندهاي طولاني مدت و چرخه غيرشفاف غالباً بسياري از خانوادههاي شايسته برخورداري ناديده گرفته ميشوند و بسياري به صورت ناروا به مثابه يک امتياز اقتصادي از آن برخوردار ميشوند.
* بوروکراسي اداري و کمبود نيروهاي ماهر در طرحهاي مرتبط به رويکرد زمين و خدمات در کشورهاي در حال توسعه مشکل مهمي تلقي ميشود.
* برخي اوقات اجراي اين طرحها، به هم ريختگي سازمانهاي اجتماع محلي را بهمراه دارد که به پيامدهاي منفي اجتماعي در اين کشورها منجر ميشود.
* مشکل جابجايي و گردهم آمدن مردمي با تنوع قومي و نژادي که شناختي از هم ندارند، تشکيل سازمانهاي مبتني بر اجتماعات محلي و تقويت سرمايه اجتماعي را با مشکل مواجه ميسازد.
2-10-2-2- رويکرد ارتقاءبخشي (بهسازي)
در اواخر دهه1960 و اوايل دهه1970، مسئولان دولتي شروع به بررسي و بازبيني زاغههاي درون شهري و رشد سکونتگاههاي غيررسمي به عنوان مناطقي که نميتوان از آن چشمپوشي کرد، نمودند (هاديزاده،1382،32). که در اين امر نقش ترويجي سازمانهاي بينالمللي به ويژه “بانک جهاني” و “سازمان اسکان بشر” قابل توجه بوده است. بهسازي در حقيقت کنار گذاشتن برخي رويکردهاي حذفي و پذيرفتن واقعيت پديده سکونتگاههاي غيررسمي از سوي مديريت شهري و سياستگزاران شهري است. در عمل، بهسازي شروعي براي به رسميت شناختن حق شهروندي و حق زندگي فقرا در شهر است. ارتقاءبخشي در مقايسه با رويکردهاي پيش از آن، داراي مزيتهاي فراواني است که به سرعت ترويج و گسترش آن در جهان تأثير ميگذارد. از اين جهت، ارتقاءبخشي نه تنها جايگزين مناسبي براي پاکسازي و جابهجايي است بلکه با توجه به اينکه با حداقل اغتشاش زندگي اقتصادي و اجتماعي همراه است، زمينه مناسبتري براي بهبود زندگي فقرا مهيا ميکند. از جنبه مديريتي/ سياسي، رويکرد ارتقاءبخشي برآمده از اين تفکر مشهور است که “اگر نميتوانيد با آنها مبارزه کنيد، به آنها بپيونديد”، که به نوعي بر ناچاري مديريت در پذيرش واقعيت سکونتگاههاي غيررسمي و لزوم ارايه برنامههاي قابل پذيرش، اصلاحي و بهسازي با توجه به وضع موجود دلالت دارد (UNESCAP,1998,p.130). اين رويکرد از اواخر دهه 1970 و از زماني آغاز شد که سکونتگاههاي غيررسمي و فقيرنشين به عنوان يک پديده ساختاري پايدار پذيرفته شدند (UN-HABITAT,2003,P.130).
البته رکود اقتصادي، بحران بدهي و انقباض هزينههاي عمومي در بسياري از کشورهاي در حال توسعه يکي از علل توجه فراوان به ارتقاءبخشي در دهه 1980 نيز بود. در اين دهه، رويکرد ارتقاءبخشي در قالب طرحهاي توسعه يکپارچه39 و گاه ترکيبي از زمين و خدمات و ارتقاءبخشي مورد توجه قرار گرفت (Burgess & et al,1997,pp.112-114). برنامههاي “ارتقاء کيفيت سکونت” و “زمين و خدمات” هر چند اثرات محدودي را در اسکان گروههاي کمدرآمد و متوسط درآمد شهري داشتند ليکن به دليل فقدان ترتيبات سازماني مورد نياز و نبود نهادسازيهاي لازم جهت پايدار کردن حرکت، و از طرفي عدم توجه به توان اقتصادي خانوارها (نظير مقولا اشتغال و حقوق شهروندي) به طور موثر نتوانستند نتيجهبخش باشند و به همين خاطر بسياري از ساکنان در پروژههاي “زمين و خدمات” توان مالي استقرار و پرداخت هزينههاي خدماتي و ساخخت خود را نداشته و بنابراين گروههاي با درآمد بالاتر، به تدريج جاي آنها را اشغال کردند و خود به اسکان غيررسمي ديگر روي آوردند (رفيعيان،268:1382).
ارتقاءبخشي و يا بهسازي در حقيقت سادهترين و شايد کارآمدترين شکل خودياري حمايت شده به شمار ميآيد و به نظر ميرسد که در آن معايب رويکردهاي ديگر تا حدودي رفع شده است. با اين وجود، رويکرد ارتقاءبخشي تعريف روشني ندارد و توافقي بر روي يک رويکرد استاندارد در اين حوزه شکل نگرفته است، اما شباهتهايي ميان طرحهاي ارتقاءبخشي اجرا شده در کشورهاي مختلف وجود دارد. به طور کلي، در ارتقاءبخشي سکونتگاههاي غيررسمي سه عنصر اصلي يافت ميشود که عبارتند از:
* تأمين خدمات پايه از جمله آب، برق، گاز، دفع آبهاي سطحي، جمعآوري زبالهها و … که نقش اساسي در ارتقاي زندگي ساکنان سکونتگاههاي غيررسمي دارد.
* سازماندهي کالبدي، بهينهسازي و اصلاح معابر و صفبندي ساختمانها، بلوکبندي مجدد، اصلاح معابر و جابهجايي ناگزير برخي از ساختمانهاي موجود از جمله اقدامات مرحله دوم است.
* تأمين امنيت سکونت و مالکيت که در قالب شکلهاي گوناگون مالکيت کامل يا در شکل اجاره بلند مدت تعريف ميشود. تعريف رسمي مرزهاي قطعات مسکوني بخش مهمي از اين فرايند کلي براي تأمين حق مالکيت قانوني است (پاتر و ايونز،236:1384).
جدول2-7- اجزاي پروژه بهسازي و ارتقاي محله کم درآمدها
فيزيکي
اجتماعي
اقتصادي
* زيرساخت هاي راه و پياده راه
* تاسيسات بهداشتي
* جمع آوري زباله
* فاضلاب
* آب آشاميدني
* روشنايي معابر
* تسهيلات بهداشتي
* امکانات آموزشي
* تسهيلات اجتماعي محلي
* ديگر فعاليت هاي اجتماعي
* وام مسکن و زيرساخت ها
* وام هاي کسب و کار کوچک
* ايجاد اشتغال
* تعليم و حرفه آموزي
* اتحاديه تجاري
مآخذ: unescap,2001 (به نقل از ايراندوست، 1389: 126)
با وجود مزيت هاي فراوان رويکرد ارتقا بخشي، مجموعه انتقاداتي در سطوح مختلف نيز بر آن وارد است. اجراي آرام وضعيف و ناکافي بودن مشارکت علمي، استانداردهاي ناکافي زير ساخت ها وگران بودن براي تعميم و گسترش آن، ضعف در بازگشت هزينه، پيچيد ه بودن در مواردي چون امور بين بخشي و تامين حق سکونت، استانداردها و قوانين و مقررات ناکافي و نامناسب و وجود نظام برنامه ريزي و اجرايي متمرکز از اين دسته مشکلات مي باشد(هاديزاده،37:1382).
جدول 2-8- عناصر و اجزاي بهسازي از نگاه ائتلاف شهرها
عناصر و اجزاي بهسازي از نگاه ائتلاف شهرها
* ايجاد يا اصلاح زيرساخت هاي اصلي از جمله شبکه آب، ايجاد يا نوسازي شبکه جمع آوري و دفع پساب ها و فاضلاب و جريان آب هاي سطحي، سيلاب ها، برق و روشنايي عمومي
* حذف يا کاهش خطرات محيطي و ايمن کردن محيط
* ايجاد محرک هايي براي مديريت و حفظ ساختار اجتماعات محلي
* ساخت يا نوسازي تسهيلات اجتماعي محلي نظير مهدکودک ها، ايستگاه هاي بهداشتي، فضاي باز اجتماعي
* قانوني کردن و به رسميت شناختن حق سکونت
* بهبود حق برخورداري از مسکن
* جابه جايي در صورت ضرورت و پرداخت خسارت براي تعداد معدودي از ساکنان که براي بهبود شرايط سکونتگاه زندگي شان دچار لطمه مي شوند.
* بهبود دسترسي به مراقبت هاي بهداشتي و آموزش، برنامه هاي حمايتي اجتماعي براي پرداختن به امنيت، خشونت و …
* افزايش فرصت هاي درآمدي از طريق آموزش و ترويج خرده صندوق ها
* ايجاد سرمايه اجتماعي و چارچوب نهادي براي اصلاحات پايدار
مآخذ: Cities Alliance,1999:2 (به نقل از ايراندوست، 1389، 131)
2-10-2-3- توسعه اندک افزا40 (افزايشي)
طرح توسعه افزايشي را ميتوان طرح زمين و خدمات فاقد خدمات نام نهاد. اين طرح شامل مکانهايي است که به واسطه آنها، بخشي از خانوارها براي سازماندهي محيط زندگي و نيز پسانداز سرمايههاي خود در کنار تدارک تدريجي زيرساختهاي محيط مسکونيشان تشويق ميکردند. زماني که جامعه حاشيهنشين مقدار مطمئني از سرمايه مورد نياز را تهيه و پسانداز نمود، ساخت و ساز اصلي شروع ميشود. اين طرح در جمهوري متحده تانزانيا41، زامبيا42 و نيز حيدرآباد43 پاکستان اجرا شده است؛ بر اساس اين طرح و به دليل غيرقانوني بودن مساکن حاشيهنشين، هيچ زيرساختي به غير از آب آشاميدني براي اين مناطق تهيه نميگردد. اين شيوه گاهي براي رفع کاستيهاي الگوي مکان و خدمات، به مثابه شيوهاي نسبتاً انعطافپذير بر پايه رويکرد زمين و خدمات مورد توجه قرار گرفته است که همراه با ساخت، پسانداز در استطاعت را در طول زمان امکانپذير ميکند(Pugh,2000,p.330). منطق اين رويکرد، از آن روست که درحالي که درآمد تعداد زيادي از خانوارها به دليل قرار گرفتن در حاشيه شهر دچار افت ميشوند، اما گسترش کسب و کار غيررسمي و سطح درآمد را افزايش داده و زمينههاي لازم براي ايجاد پسانداز و تخصيص آن به مسکن ميشود. در اين رويکرد، مسئولان مردم را ترغيب ميکنند تا از طريق پسانداز به تدريج مسکن را ساخته و خدمات را تدارک ببينند. مزيت اين شيوه، آن است که قيمتها را تا حدي که ممکن است پايين نگه ميدارد و در نتيجه دسترسي به زمين را براي چنين اقشار کمدرآمدي امکانپذير ميسازد(زماني، 46:1379). در مجموع تجربههاي حيدرآباد در هند نشان داد که توسعه اندک افزا يا افزايشي مفيد، قابل تکرار و ترويج است (UNESCAP,2001,P.7).
2-10-2-4- رويکرد خودياري44
در متون مربوط به بررسي سکونتگاههاي غيررسمي صدها نمونه از سرگذشت ساکناني به چشم ميخورد که در آن افراد کمدرآمد با تکيه بر نيروي متکي به خود به شکل قابل تحسيني محيط زنندگي خود را بهبود

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید