پایان نامه ارشد درباره سرمایه فرهنگی، تعدد زوجات، جامعه آماری، روش تحقیق

بچه‌ها و بودن با آن‌ها صرف کنند.
” به اعتقاد بوردیو انسان‌ها در هر جامعه ای از وضعیت اقتصادی، روابط اجتماعی و فرهنگ متفاوتی برخوردار هستند.در واقع، انسان‌ها دارای منزلت اجتماعی متفاوتی در جامعه‌اند” (بوردیو،۱۹۸۹). سرمایه‌های مختلف یک فرد، تعیین کننده? منزلت او در جامعه، هدایت کننده? افکار و رفتارهای وی و شکل فضاهایی که در آن‌ها زندگی و یا کار می‌کند، هستند. به اعتقاد بوردیو، سرمایه فرهنگی فردبیشترین تأثیر را نسبت به سرمایه‌های دیگر وی، در تعیین منزلت اجتماعی او در جامعه و را هنمای افکار و رفتارش دارند .در واقع، سرمایه فرهنگی انسان در انتخاب و تغییر فضای فرهنگی او نقش مهمی نسبت به بقیه سرمایه‌ها دارد.یک هماهنگی نسبی بین ذهن، فکر، رفتار و انتخاب اشیا و فعالیت‌های مختلف انسان، وجود دارد. محتوای ذهن انسان نیز دارای ارزش‌ها ،هنجارها و آداب و رسومی است که فرد در طول حیات خود آموخته است. لذا، ذهن انسان معرّفِ فرهنگ و حاوی فرهنگ فرد است. درنتیجه، فرهنگ انسان یا سرمایه فرهنگی وی، از طرفی رفتارها ،نگرش‌ها و اظهار نظرهای او را هدایت کرده، از طرف دیگر، درانتخاب های مختلف وی در زندگی روزمره نقش دارد.
“در بین سرمایه‌های مختلف انسان، سرمایه فرهنگی بیش‌ترین تأثیر را بر شکل روابط، رفتار، چگونگی شخصیت و انتخاب‌های مختلف او دارد. این سرمایه است که به ما اجازه می‌دهد برداشت‌ها ، نگرش‌ها ، موضع گیری‌های خود را در قبال مسائل مختلف شکل داده و بسازیم. بنابراین داشتن به باور بوردیو سرمایه فرهنگی بیشتر از بقیه? سرمایه‌ها در رفتارها و انتخاب و شکل فرهنگ فضا، نقش دارد” (بوردیو، ???.(
با توجه به مطالب ذکر شده می‌توان گفت؛ هر شخص با توجه به فرهنگی که دارد، می‌تواند در موقعیت یا سطحی خاص در فضای اجتماعی قرار بگیرد که با دیگری متفاوت است، و خود این تفاوت‌ها می‌تواند منجر به رفتارهای متفاوت و نگرش‌های متفاوت به زندگی شود. ما همچنین به بررسی این مسئله می‌پردازیم تا ببینیم چگونه واقعیت‌های زندگی را بر اساس این نظریه می‌توان مطرح کرد یا این که چگونه می‌توانیم سرمایه‌های فرهنگی را در زندگی روزمره مشاهده کنیم، همچنین بر اساس نظریه بوردیو به بررسی این بپردازیم که چگونه اختلافات سرمایه‌های فرهنگی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات تأثیر می‌گذارد و منجر به نگرش‌های متفاوت و رفتارهای متفاوت در این زمینه می‌شوند. ما می‌خواهیم در این پژوهش به بررسی تأثیر سرمایه‌های فرهنگی بر نگرش افراد نسبت به مسئله تعدد زوجات بپردازیم، که در این پژوهش متغیرهای اصلی عبارت‌اند از: سرمایه فرهنگی و رفاه اقتصادی و تعدد زوجات. بنابراین ما به دنبال این هستیم تا به ارائه یک مدل نظری مناسب بر اساس دیدگاه بوردیو نسبت به سرمایه‌های فرهنگی به استخراج فرضیات این تحقیق بپردازیم.
۲-۴ مدل تحلیلی:
فصل سوم
روش اجرای تحقیق
مقدمه
این فصل از گزارش تحقیق به بررسی ویژگی‌های روش شناختی تحقیق می‌پردازد و اطلاعاتی را در زمینه روش انجام تحقیق، جامعه آماری حجم نمونه، شیوه نمونه گیری، ابزار گردآوری اطلاعات، اعتبار (Validity) و قابلیت اعتماد (Reliability) سؤالات و همچنین روش‌های آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات را بیان می‌کند.
۳-۱ روش تحقیق
“برای سنجش متغیرهای مختلف روش‌های گوناگونی وجود دارد، اگر چه تئوری یک چارچوب کلی برای نگرش و بررسی موضوع در اختیار ما قرار می‌دهد می‌توان با استفاده از آن اولاً مسأله را به خوبی بررسی و تجزیه و تحلیل کرد. ثانیاً متغیرهای لازم برای سنجش را انتخاب و همچنین چگونگی ارتباط متغیرها را در رابطه با یکدیگر بدست آورد. نهایتاً اینکه پژوهش در مفهوم عملی آن عبارت است از اندازه گیری و بررسی موارد قابل سنجش که معرف‌ها می‌باشند البته معرف‌ها بر اساس متغیرها تعیین می‌شوند و بالاخره آنچه نهایتاً به وسیله محقق در سطح تجربی مورد سنجش قرار می‌گیرد همین معرف‌ها می‌باشند” (مهدوی۵۸،۱۳۷۴).
همان‌گونه که معرف‌ها را تعیین و مورد بررسی قرار می‌دهیم در پی آن روش انجام تحقیق نیز مشخص می‌شود باری انجام تحقیقات اجتماعی روش‌های گوناگونی وجود دارد روش پیمایش نیز یکی از رایج‌ترین روش‌های سنجش و بررسی معرف‌ها در تحقیقات اجتماعی است این روش معمولاً در تحقیقات که شامل تعداد زیادی از افراد جامعه است مراجعه به تعدادی از افراد به عنوان نمونه آماری و سنجش معرف‌ها از طریق پرس و جو یکی از بهترین و شاید مطمئن‌ترین روش‌ها است از سوی دیگر به علت محدودیت در زمان امکانات این روش کاملاً به صرفه و مطمئن است. به همین دلیل ما در این پژوهش از این روش استفاده نمودیم. زیرا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات می‌باشد. در این پژوهش برای سنجش سرمایه فرهنگی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات از طیف لیکرت استفاده می‌شود.
۳- ۲واحد تحلیل
واحد تحلیل عبارت از فرد، گروه، طبقه و یا هر پدیده اجتماعی و موضوعی که از ویژگی‌های آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.
واحد تحلیل در این مطالعه، فرد می‌باشد و با توجه به موضوع مطالعه و فرضیه‌های تحقیق به بررسی متغیرهایی پرداخته می‌شود که در سطح خرد (فرد) مطرح می‌باشد، بنابراین واحد تحلیل و واحد مشاهده در تحقیق حاضر فرد است.
۳-۳ جامعه آماری
“انجام هر تحقیق علمی،مستلزم صرف هزینه و زمان است، به همین دلیل امکان بررسی کامل جمعیت (جامعه)۶ به صورت سرشماری۷ وجود ندارد، لذا پژوهشگران با توجه به چنین واقعیتی درصدد بر می‌آیند که از طریق نمونه‌گیری۸، اطلاعات احتمالی را با استفاده از تحلیل داده‌های به دست آمده پیرامون نمونه به دست آورند و در نهایت از طریق تعمیم۹، این اطلاعات را به جامعه اصلی منتسب کنند.
محقق، باید با توجه به مقتضیات روش تحقیق، ماهیت داده‌ها، نوع ابزار گردآوری آن‌ها و ساختار جامعه آماری نمونه‌ای را که معرف کیفیات و کمیات جامعه باشد انتخاب کند. در این گزینش باید به نکات زیر توجه داشته باشد:
الف) نمونه بایستی با توجه به اهداف تحقیق انتخاب شود.
ب) رعایت انصاف و عدم اعمال ذهنیت‌ها شرط اساسی است.
ج) عواملی در تعیین حجم یا اندازه نمونه موثرند”(خاکی ۱۳۸۴) .
جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه افراد بالای ۱۸ سال مناطق۳ شهر تهران می‌باشد.که تعداد آنها تقریباٌ
۳ -۴روش نمونه گیری و حجم نمونه
شیوه نمونه‌گیری این پژوهش روش تصادفی خوشه ای چند مرحله‌ای می‌باشد.
تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران و با ۵/۰= P و ۰۵/۰= d تعداد ۱۸۷ بدست آمده است. ولی به جهت بدیع بودن موضوع تحقیق و حساسیت آن و همچنین احتمال ریزش تعداد نمونه‌ها حجم نمونه به ۲۰۰نفر افزایش داده شد.
D فضای مطلق ۰۵/۰= p
?= خطای نوع اول
۰۵/۰=? اطمینان ۹۵/۰ خواهد بود.
۳-۵ تکنیک جمع آوری اطلاعات
با توجه به روش تحقیق بکار رفته ، کاربردی‌ترین ابزار ما در این تحقیق می‌تواند پرسشنامه۱۰ باشد. “هر پژوهشگر با توجه به ماهیت مساله و فرضیه‌های طراحی شده یک یا چند ابزار را طراحی کند و پس از کسب شرایط لازم در مورد این ابزارها، از آن‌ها در جهت جمع آوری داده‌ها بهره جوید تا در نهایت از طریق پردازش و تحلیل این داده‌ها، بتوان در مورد فرضیات قضاوت کرد، انتخاب ابزارها باید به گونه ای باشد که پژوهشگر بتواند از نحوه انتخاب ابزار خود دفاع کند و از طریق دستاوردها، پژوهش خود را معتبر سازد”(خاکی۱۵۹،۱۳۸۷).
” پرسشنامه وسیله بررسی در میان دیگر وسیله هاست و به شایستگی ، تنها در باره موضوعات قابل اندازه گیری یا محاسبه پذیر بکار می رود ” (ژاوو ۱۳،۱۳۷۳).
” پرسشنامه بکار رفته برای جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بسته خواهد بود. علت استفاده از پرسشنامه بسته ، سهل الوصول بودن ، کم هزینه بودن ، تکمیل سریع و از همه مهم‌تر تناسب آن با هدف تحقیق می‌باشد.
امتیاز این پرسشنامه نسبت به پرسشنامه با سئوالات باز این است که نظر پاسخگو آسان تر بوده و نیاز به سعی کمتری در مورد استفاده از لغات دارد ، پاسخ‌های ممکن در سئوالات برای پاسخگو و محقق روشن است . هدایت واداره پرسشنامه و یا مصاحبه با سئوالات بسته راحت تر است وزمان کمتری می‌برد و دامنه پاسخ‌های ممکن به سئوالات برای پاسخگو مشخص است ” (سیف الدینی ۱۰۰،۱۳۷۲).
ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش پرسش نامه به صورت سوالات بسته انتخاب شده است که با بهره گیری از مقیاس لیکرت پاسخگو را مورد سنجش قرار داده است. پرسش نامه نیز به صورت محقق ساخته می‌باشد.
در تحقیق حاضر در رابطه با تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است.
۳ -۶ قلمرو زمانی و مکانی تحقیق
این تحقیق در شهر تهران و در منطقه سه و در سه ناحیه صورت گرفته است . اهمیت قلمرو زمانی از این روست که با ایجاد شناخت در خواننده، نسبت به مکانی که تحقیق در آن صورت گرفته است، این شرایط را فراهم می‌آید تا او بتواند روش‌های انجام کار، آزمودنی‌ها، نتایج و تصمیم‌ها را در بستر خود مورد توجه قرار دهد و از این طریق آگاهی بیشتری نسبت به تحقیق پیدا کند. ضرورت بیان قلمرو زمانی بیشتر از آن جهت است که خواننده در نهایت با توجه به مقطع زمانی که تحقیق انجام شده است می‌تواند در رابطه با تحلیل‌ها و استنتاج‌هایی که پیرامون فرضیه‌ها صورت گرفته است برداشتهای بهتری پیدا کند. این تحقیق در نیمه دوم سال ۱۳۹۱ شروع شده است و در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ به پایان رسیده است.
۳-۷روایی یا اعتبار و پایایی تحقیق
روایی۱۱ تحقیق
“ابزار سنجش باید از روایی و پایایی لازم برخوردار باشد تا محقق بتواند داده‌های متناسب با تحقیق را گردآوری نماید و از طریق تجویز و تحلیل آن‌ها، فرضیه‌های مورد نظر را بیازماید و به سوال تحقیق پاسخ دهد. ابزار سنجش و آزمودن‌های استاندارد معمولا از روایی و پایایی مناسبی برخوردارند از اینرو محققان می‌توانند آن‌ها را با اطمینان به کار گیرند، منظور از روایی این است که مقیاس و محتوای ابزار یا سوالات مندرج در ابزار دقیقا متغیرها و موضوع مورد مطالعه را بسنجد یعنی اینکه هم داده‌های گردآوری شده از طریق ابزار مازاد بر نیاز تحقیق نباشد و هم اینکه بخشی از داده‌های مورد نیاز در رابطه با سنجش متغیرها در محتوای ابزار حذف نشده باشد یا به عبارت دیگر عین واقیعت را به خوبی نشان دهد”(حافظ نیا۱۵۵،۱۳۸۲).
“اعتبار: مهم‌ترین معیار درستی سنجش، اعتبار آن است. یعنی سنجش واقعا سنجش همان چیزی باشد که قصد سنجش آن را داریم. سنجش باید از ثبات هم برخوردار باشد یعنی هر گاهان را دوبار تکرار کنند به همان نتایج برسند این ثبات سنجش را پایایی میگویند. البته وقتی سنجش

پایان نامه ارشد درباره سرمایه فرهنگی، اجتماعی شدن، عادت واره، تعدد زوجات

قریحه است. بری ریچاردز، به نقل از فرهنگ فشرده آکسفورد، “توانایی استثنایی برای تأثیر پذیری عاطفی” را قریحه می‌خواند و خودش قریحه را ظرفیت احساس کردن تعریف می‌کند” (ریچاردز۴۸،۱۳۸۰) ذوق و قریحه فرد، مجموعه‌ای از تمایلات درونی اوست که فقط به نوع مواجهه? وی با کالاهای فرهنگی و هنری مرتبط نیست، لذا می‌توان گفت تحت تأثیر سرمایه? فرد و وابسته به آن است.
“منابع “سرمایه فرهنگی” و “سرمایه اجتماعی”
۱- خانواده
در همه فرهنگ‌ها، خانواده عامل اصلی اجتماعی شدن کودک در دوران طفولیت است. در جوامع امروزی، اجتماعی شدن پیش از همه در یک زمینه کوچک خانوادگی رخ می‌دهد. بعضی از کودکان در خانوده هایی پرورش می‌یابند که تنها یکی از والدین در آن حضور دارد. بعضی توسط دو مادر و یا دو پدر (پدر و مادر از هم جدا شده، ناپدری و نامادری) مراقبت می‌شوند. بخش اعظم زنانی که تشکیل خانواده داده‌اند اکنون در خارج از خانه به کار اشتغال دارند و به فاصله نسبتا کمی بعد از تولد فرزندانشان به کار خود بازمی گردند. با وجود این تفاوت‌ها، خانواده معمولا یکی از عوامل عمده اجتماعی شدن از دوران کودکی تا نوجوانی پس از آن است که به صورت یک سلسله مراحل پی در پی رشد و تکامل، نسل‌ها را به یکدیگر مربوط می‌سازد”(گیدنز۸۵،۱۳۷۶). اهمیت خانواده در اجتماعی شدن کاملا آشکار است زیرا تجربه کودک و طفل بسیار خردسال کم و بیش منحصرا در درون آن شکل می‌گیرد.
به عقیده بوردیو جهت گیری‌های فرهنگی و یا عادات که در مراحل اولیه زندگی به طور ناخودآگاه آموخته می‌شود به سختی تغییر می‌کند و در شکل گیری پاسخ‌ها در تجربیات بعدی زندگی بسیار فعال عمل می‌نماید. “عادات فرهنگی طبقاتی را کودکان از والدین خود آموخته و مسیر زندگی آنان را تعیین می‌نماید. کودکان طبقه بالا، طبیعتا همانند والدین خود، جامعه پذیر شده و فرهنگ پایگاه بالاتر را که توسط “سیستم آموزشی تجربی” پاداش داده می‌شود به نمایش می‌گذارند و در طی مراحل مختلف مسئولیت‌های تحصیلی خود نمایان می‌سازند و همین مساله سبب تراکم سرمایه‌های فرهنگی آنان می‌شود. کسانی که مجهز به فرهنگ و تربیت پایگاه‌های اجتماعی بالاتر باشند در کسب مشاغل پروجهه موفق‌ترند” (آزاده،۱۳۷۸). “خانواده به عنوان اولین منبع شخصیتی مهم است زیرا بستر عاطفی است و یادگیری در محیطی که عاطفه بیشتر است، بهتر و بیشتر است. اولین جایگاه تشکیل شخصیت هر فرد، خانه و خانواده است. بین یادگیری و درونی کردن تفاوت وجود دارد. آدمی دو وجه دارد:عقل و احساس. یادگیری که صبغه عاطفی می‌یابد درونی می‌شود. شخصیت نظام واسطی است بین نظام ارگانیک و نظام اجتماعی” (چلبی، ۱۳۷۲).
۲- طبقات اجتماعی
به زعم بوردیو طبقه و فرهنگ به صورت عمودی رتبه بندی شده و یکدیگر را تقویت می‌نمایند. “فرهنگ طبقات بالا در ظاهر به خاطر برتری خود و در واقع به خاطر تسلط طبقه حاکم، فرهنگی متمایز و قابل تشخیص می‌گردد. از طرف دیگر فرهنگ به ابقای تمایزات طبقاتی کمک کرده و همانند سرمایه‌های مادی و اقتصادی به فرصت‌های زندگی افراد شکل می‌بخشد. سرمایه فرهنگی، تعیین کننده سطح پرستیژفرهنگی سطوح مختلف ساختار طبقاتی در جامعه می‌باشد. بوردیو از سرمایه فرهنگی و مادی برای توصیف یک مدل طبقاتی دو بعدی استفاده می‌کند. بعد عمودی نشانگر حجم سرمایه مادی است و بعد افقی بیانگر ترکیب این سرمایه و یا شدت سرمایه فرهنگی در مقابل سرمایه اقتصادی می‌باشد. اساتید دانشگاه و رهبران اقتصادی اگرچه هر دو به طبقه مسلط تعلق دارند اما سرمایه فرهنگی بیشتر در محیط‌های علمی و سرمایه مادی در دنیای اقتصادی یافت می‌شود. در مقابل، آموزگار از سرمایه‌های مادی و فرهنگی کمتری نسبت به این دو گروه برخوردار است. اما همچنین سرمایه‌های بیشتری نسبت به شاغلان در مراتب پایین‌تر را به خود اختصاص می‌دهد”(آزاده، ۱۳۷۸) بوردیو همچنین به محیط‌های اجتماعی و یا زمینه‌هایی اشاره دارد که در آن تحرکات اجتماعی شکل می‌گیرد. این محیط‌ها به لحاظ ترکیب و یا تقابل سرمایه فرهنگی و مادی دارای اهمیت نسبی می‌باشند. افراد همیشه توسط ترکیبی از این دو سرمایه رتبه بندی می‌شوند و این محیط‌ها به لحاظ سطح و گستره فرهنگی از یکدیگر متمایز می‌گردند.
در درون هر محیط رتبه بالاتر دارای فرهنگ با پرستیژ بالاتر می‌باشد و همین امر سبب تسلط و مشروعیت سلطه صاحبان آن می‌گردد. بدین ترتیب هر محیط اجتماعی گرچه باید جداگانه تحلیل شود ولی دارای منطقی یکسان در زیر ظواهر و جزئیات به ظاهر بی همتای خود می‌باشد. بدین ترتیب گرچه افراد در طول زندگی خود دائماً مجهز به ابعاد فرهنگی جدیدی می‌شوند که به گونه‌ای آزادانه از بین تجربیات مطلوبت برمی گزینند ولی این انتخاب‌ها تنها از آن جنبه‌هایی از فرهنگ صورت می‌گیرد که با جهت گیری‌ها و عادات آنان منطبق باشد بنابراین تنها چیزهایی را می‌آموزند که شبیه عادات و سلائق آنان می‌باشد و تغییر چندانی در سرمایه فرهنگی آنان ایجاد نمی‌کند و بدین ترتیب سرمایه فرهنگی دائما خود را تولید و بازتولید می‌نماید (همان).
“منظور از سرمایه‌های فرهنگی : ترکیبی از شناخت‌ها، آگاهی‌ها، آموزش‌ها و مدارک تحصیلی می‌باشد. این شناخت‌ها و آگاهی‌ها می‌توانند به صورت کلاسیک و آکادمیک در آموزشگاه‌ها کسب شده باشند و یا به صورت خودآموزی و یا غیرکلاسیک آموخته شده باشند. در هر صورت به زعم بوردیو سرمایه‌های فرهنگی مقوله‌هایی اکتسابی و آموختنی هستند. اما ضمن این که هر فردی عادت واره مخصوص به خود را دارد، ولی عناصری از عادت واره های تعدادی از افراد، مشترک و یا یکسان می‌باشند در این حالت عادت واره طبقاتی وجود دارد” (منادی۹۷،۱۳۸۵).
۲-۳چهارچوب نظری
هر تحقیق دارای یک چارچوب نظری است و هدف از ارائه آن از نظر علمی، راهنما و هدایت گر محقق در جریان تحقیق است تا پژوهشگر به صورت دقیق‌تر ابعاد مسئله مورد نظر را مورد تجزیه و تحلیل و موشکافی قرار دهد و حدود مسئله را روشن نماید.
از آنجا که تعدد زوجات به عنوان یک پدیده اجتماعی مورد نظر است، تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر جمعیت شناختی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و همچنین روابط اجتماعی زوجین با شبکه‌های خویشاوندی، چگونگی توزیع نقش‌های خانگی بین زوجین و نگرش به ارزش‌ها و عقاید طرفین می‌باشد. با توجه به گستردگی موضوع پدیده تعدد زوجات به نظر می‌رسد عوامل زیادی بر این مسئله تأثیرگذار می‌باشد.
بنابراین در مطالعه حاضر برای تأثیر سرمایه‌های فرهنگی بر مسئله نگرش نسبت به تعدد زوجات از تئوری‌های تضاد، کنش متقابل نمادین، کارکردگرایی و نظریه ساخت گرایی و نظریه سرمایه‌های فرهنگی بوردیو استفاده می‌شود. ما با استفاده از این تئوری‌ها مسئله تعدد زوجات را به شکل خاصی مطرح کرده‌اند
چارچوب نظری ما بیشتر بر اساس نظریه سرمایه‌های فرهنگی بوردیو بررسی می‌شود او سرمایه‌های فرهنگی را ترکیبی از عادت واره ها، شناخت‌ها، آگاهی‌ها و آموزش‌ها و مدارک تحصیلی می‌داند.
منظور بوردیو از این نوع سرمایه، اشاره به سیستم مدارک تحصیلی دانشگاهی است. او اهمیت بسیار زیادی به رشد سیستم آموزش می‌دهد. “به اعتقاد بوردیو مدارک دانشگاهی نقش مهمی در بالا بردن پایگاه اجتماعی افراد در جوامع پیشرفته بازی می‌کند. توسعه آموزش عالی بازارهای انبوهی از مدارک دانشگاهی ایجاد کرده که امروزه در باز تولید ساختار طبقاتی جامعه نقش تعیین کننده‌ای دارند. امروزه داشتن مدرک دانشگاهی برای دست یابی به موقعیت شغلی مناسب در بازار کار بسیار با اهمیت تلقی می‌شود. در نتیجه والدین سرمایه گذاری بر روی تحصیلات فرزندانشان را جهت دست یابی به شغل مناسب در آینده ضروری می‌دانند. این مرحله از سرمایه گذاری در واقع، تبدیل سرمایه اقتصادی به سرمایه فرهنگی است که در نوع خود استراتژی قابل دسترس و راحتی برای رسیدن به رفاه محسوب می‌شود.” (شوارتز۷۷،۱۹۹۷)
با احراز مدارک تحصیلی، فلان گواهی نامه صلاحیت فرهنگی که به لحاظ فرهنگی به صاحبش ارزشی متعارف، دائمی و قانوناً ضمانت شده عطا می‌کند. یک نوع سرمایه فرهنگی به بار می‌آورد که در قبال حاملش و حتی در قبال سرمایه فرهنگی‌ای که در برهه خاصی از زمان عملاً در اختیار دارد، از استقلال نسبی برخوردار است. بدین ترتیب سرمایه فرهنگی نهادینه می‌شود (همان،۴۶).
بوردیو سه شکل از اشکال سرمایه فرهنگی را از هم متمایز می‌کند:۱-سرمایه فرهنگی تجسم یافته ۲- سرمایه فرهنگی عینیت یافته ۳-سرمایه فرهنگی نهادینه شده.
سرمایه فرهنگی تجسم یافته را با مهارت فرهنگی و هنری فرد و همچنین میزان صرف وقت برای امور فرهنگی اندازه گیری می‌کنیم. براساس میزان مهارت فرد در هنرهای گوناگون نظیر : موسیقی، تئاتر، نویسندگی، خطاطی، نقاشی و سایر هنرها و مهارت وی در سایر زبان‌های موجود غیر از زبان مادری، مورد سوال قرار می‌گیرد و پاسخ‌های بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و اصلاً کم برای آن‌ها در نظر گرفته می‌شود. همچنین میزان وقت اختصاصی پاسخگو به فعالیت‌هایی مثل مطالعه کتاب، مطالعه روزنامه، مطالعه مجله، استفاده از اینترنت، بازدید از موزه، کنسرت موسیقی، رفتن به سینما، مورد سؤال قرار می‌گیرد.
“سرمایه فرهنگی عینیت یافته، مجموعه میراث‌های فرهنگی مانند شاهکارهای هنری، تکنولوژی ماشینی و قوانین علمی که به صورت کتب، اسناد و اشیا در تملک اختصاصی افراد و خانواده‌هاست” (روح الامینی۳۴،۱۳۶۵ ). برای اندازه گیری سرمایه فرهنگی عینیت یافته از پاسخگو درباره وسایل و تکنولوژی‌های فرهنگی که در اختیار دارد سوال می‌شود. همچنین میزان استفاده از محصولات فرهنگی نظیر کامپیوتر و اینترنت، تعداد تابلوی نقاشی، تعداد کتاب و مجله و … برای سنجش این سرمایه مورد سوال قرار می‌گیرد.
“سرمایه فرهنگی نهادینه شده، برای سنجش این سرمایه از پاسخگو درباره تحصیلات خودش، خانواده‌اش (پدر، مادر، همسر) و آخرین مدرک تحصیلی آن‌ها پرسش می‌شود. این سرمایه که به کم ضوابط اجتماعی و به دست آوردن عناوین برای افراد کسب موقعیت می‌کند. مانند مدرک تحصیلی و تصدیق حرفه و کار، این سرمایه نیز قابل انتقال و واگذاری نیست و به دست آوردن آن برای افراد به شرایط معینی بستگی دارد.” (آراسته۹۹،۱۳۸۶).
سرمایه فرهنگی در حالت تجسم یافته یا ذهنی اکثر خواص سرمایه فرهنگی را می‌توان از این نکته استنتاج کرد که این سرمایه در حالت بنیادین خود با کالبد مرتبط است و مستلزم تجسد است. این نوع سرمایه به مجموع خصلت‌های پرورش یافته در افراد اشاره دارد که از طریق فرایند اجتماعی شدن در آن‌ها، درونی می‌شود.
انباشت سرمایه فرهنگی در شکل تجسم یافته آن از دوران کودکی در فرد شکل می‌گیرد. انباشت سرمایه در دوران کودکی مستلزم کنش تعلیم و تربیت است؛ یعنی آن که والدین و دیگر اعضای خانواده زمان لازم برای تربیت

پایان نامه ارشد درباره سرمایه فرهنگی، سبک زندگی، سرمایه اقتصادی، آموزش عالی

تربیت ضمنی یا تلویحی بیش‌ترین انطباق را با دانش سنتی با نام دارد؛ و بوردیو آن را به صورت همسانی سبک‌ها یا مهارت‌ها تعریف می‌کند به شرطی که از طریق تماس شخصی نزدیک بین معلم و شاگرد منتقل شود.
“این سرمایه همواره علامت ممیز شرایط اولیه استحصال است، استحصالی که از طریق نشانه‌های کمابیش قابل رویتی که برجای می‌نهد (از قبیل لهجه‌ها یا طرز تلفظ‌های ممیزه یک طبقه یا منطقه) معلوم ساختن ارزش خاص آن را یاری می‌دهد. این سرمایه را نمی‌توان فراتر از ظرفیت‌های متناسب با یک فرد انباشت کرد بلکه برعکس، همراه حامل خود (ظرفیت بیولوژیکی او، حافظه‌اش و غیره) رو به افول می‌نهد و می‌میرد. چنین سرمایه‌ای می‌تواند به عنوان سرمایه نمادین نیز عمل کند، یعنی به عنوان سرمایه محسوب نشود. بلکه به عنوان صلاحیتی مشروع و رد مقام نوعی اقتدار شناخته شود، که تاثیری به صورت عدم شناخت اعمال می‌کند؛ نظیر تمام بازارهایی که در آن‌ها سرمایه اقتصادی به طور کامل اذعان نمی‌شود. فعالیت‌های فرهنگی، کلکسیون‌های بزرگ هنری یا بنیادهای عظیم فرهنگی یا فعالیت‌های مرتبط با رفاه اجتماعی به این ترتیب، سرمایه فرهنگی، منطق مشخصا نمادین تمایزات را علاوه بر فواید مادی و نمادین را برای صاحبان خود تامین می‌کند” (تاجبخش۱۴۱،۱۳۸۴).
“قوی‌ترین اصل کارایی نمادین سرمایه فرهنگی، در منطق انتقال آن قرار دارد، که از یک سو به سرمایه فرهنگی‌ای که در کل خانواده است بستگی دارد و از سوی دیگر به انباش اولیه سرمایه فرهنگی نزد فرد. این پیش شرط انباشت سریع و آسان هر نوع سرمایه فرهنگی مفید از نخستین گام، بدون اتلاف وقت، تنها برای فرزندان خانواده‌های برخوردار از سرمایه فرهنگی قوی آغاز می‌شود. در این مورد دوره انباشت کل مرحله اجتماعی شدن فرزندان را در برمی گیرد. پس انتقال سرمایه فرهنگی، نهفته‌ترین شکل انتقال موروثی سرمایه است و به همین نسبت در بازتولید طبقات اجتماعی نقش ایفا می‌کند” (همان،۱۴۳).
اما بوردیو تحلیل خود را از “سرمایه فرهنگی تنها به بررسی تفاوت‌های مدارس محدود نمی‌کند. وی به بررسی شیوه‌های همسریابی خصوصا در میان طبقات ممتاز نیز می‌پردازد” (بوردیو۲۱۴،۱۹۸۴)
سرمایه فرهنگی تجسم یافته، را با مهارت‌های فرهنگی و هنری فرد و همچنین میزان صرف وقت برای امور فرهنگی اندازه گیری می‌کنیم. بر این اساس میزان مهارت فرد در هنرهای گوناگون نظیر: موسیقی، تئائر، نویسندگی، خطاطی، نقاشی و سایر هنرها و مهارت وی در سایر زبان‌های موجود غیر از زبان مادری، مورد سوال قرار می‌گیرد و پاسخ‌های بسیار زیاد، زیاد، متوسط، کم و اصلا برای آن در نظر گرفته شده است.
همچنین میزان وقت اختصاصی پاسخگو به فعالیت‌هایی مثل مطالعه کتاب، مطالعه روزنامه، مطالعه مجله، استفاده از اینترنت، بازدید از موزه، کنسرت موسیقی، رفتن به سینما، مورد سوال قرار می‌گیرد.
“بنابراین، درک هنر – یا زیباشناسی – چیزی است که فرد یاد می‌گیرد؛ و جایی که این یادگیری در آن رخ می‌دهد معمولا مدرسه است (اما مسلما فقط انواع خاصی از مدارس و انواع خاصی از شاگردان) تحسین هنر یک استعدا د فطری نیست؛ بلکه محصول خودسرانه، یعنی فرهنگی فرآیند خاصی از تعلیم و تلقین است که ویژگی نظام آموزشی است. به ویژه در مورد خانواده‌های طبقه بالا و بعضی از طبقات متوسط این‌ها خانواده‌های فرهیخته هستند، با عادتواره خانوادگی مختص به خود که شالوده‌ای را می‌ریزد که آموزش رسمی کار تربیتی خود را بر مبنایان انجام می‌دهد. بدین ترتیب، افراد فرهیخته، تمایز و تشخص خویش را بدیهی و طبیعی می‌یابند که نشانه ارزش اجتماعی و منزلت آن‌هاست؛ لذا می‌توان گفت تنها کسانی که کارگران و روستاییان هستند، زیرا درک و ذوق هنری چیزی نیست که در “سرشت” کسی باشد” (جنکینز۲۰۲،۱۹۹۱).
سرمایه فرهنگی در حالت عینیت یافته
“سرمایه فرهنگی در حالت عینیت یافته یکی از بدیهی‌ترین و عینی‌ترین اشکال سرمایه فرهنگی، مصرف کالاهای مختلف فرهنگی در میان اقشار مختلف جامعه است که خود می‌تواند تابعی از متغیرهای گوناگون فردی و اجتماعی قرار گیرد. سرمایه فرهنگی عینیت یافته اشاره دارد به اشیایی نظیر کتاب‌ها، نقاشی‌ها، بناهای تاریخی، کارهای هنری و ابزار علمی که برای استفاده از آن‌ها به اطلاعات فرهنگی ویژه‌ای نیازمندیم. سرمایه فرهنگی عینیت یافته در اشیای مادی قابل انتقال است. برای مثال، مجموعه‌ای از تابلوهای نقاشی را می‌توان درست همانند سرمایه اقتصادی منتقل کرد. ولی آن چه قابلیت انتقال دارد، مالکیت قانونی است و نه استعدادی که آن تابلوی نقاشی را خلق کرده است. پس کالاهای فرهنگی را هم می‌توان به صورت مادی به تملک درآورد. که مستلزم سرمایه اقتصادی است، و هم به صورت نمادین که مستلزم سرمایه فرهنگی است.”بوردیو۲۱۵،۱۹۸۴)
“بوردیو استدلال می‌آورد که رشد چشم گیر اشکال عینی و نهادینه شده سرمایه فرهنگی در بازارهای نسبت مستقل، مهم‌ترین نقش را در شکل دهی به ساختار طبقاتی و تولیدات فرهنگی در جوامع پیشرفته، داشته است. بنابراین وی روند تاریخی شکلی گیری سرمایه فرهنگی را پایه جدیدی برای ایجاد طبقات متفاوت اجتماعی می‌داند. از نظر بوردیو توزیع نابرابر سرمایه فرهنگی عینی و نهادی درطبقات جامعه یکی از ابعاد کلیدی نابرابری اجتماعی درجوامع مدرن محسوب می‌شود.” (شوارتز۷۷،۱۹۹۷)
“در این حالت می‌توان به موقعیت دو پهلوی طبقات مدیران و مهندسان اشاره کرد، اگر تاکید شده باشد که آنان مالکان وسایل تولیدی که به کار می‌برد نیستند و از سرمایه فرهنگی خودشان فقط با فروش خدمات و محصولاتی که سرمایه فرهنگی امکان پذیر می‌کند سود می‌برند، در آن صورت آن‌ها جزو گروه‌های زیر سلطه به طبقه بندی در خواهند آمد؛ اگر تاکید شده باشد که آنان سودهای خود را از استفاده از شکل خاصی از سرمایه تحصیل می‌کنند، در آن صورت جزو گروه‌های حاکم و مسلط طبقه بندی می‌شوند. همه چیز حاکی از آن است که با افزایش سرمایه? فرهنگی مندرج در ابزار تولید (و به همراه آن دوره تجسد مورد نیاز جهت دست یابی به وسایل تملک آن).نیروی جمعی صاحبان سرمایه? فرهنگی نیز گرایش به افزایش دارد؛ و این در صورتی است که صاحبان سرمایه? اقتصادی قادر نباشند صاحبان سرمایه? فرهنگی را در رقابت با یکدیگر قرار دهند” (تاجبخش۱۴۵،۱۳۸۴).
“سرمایه فرهنگی عینیت یافته، مجموعه میراث‌های فرهنگی مانند شاهکارهای هنری، تکنولوژی ماشینی و قوانین علمی که به صورت کتب، اسناد و اشیاء در تملک اختصاصی افراد و خانواده‌هاست” (روح الامینی ۳۴،۱۳۶۵). برای اندازه گیری سرمایه فرهنگی عینیت یافته از پاسخگو درباره وسایل و تکنولوژی‌های فرهنگی که در اختیار دارد، سوال می‌شود. همچنین میزان استفاده از محصولات فرهنگی نظیر کامپیوتر و اینترنت، تعداد تابلوی نقاشی، تعداد کتاب و مجله و … برای سنجش این سرمایه مورد سوال قرار می‌گیرد.
سرمایه فرهنگی در شکل نهادینه شده
“این حالت نوعی رسمیت بخشیدن نهادی به سرمایه فرهنگی فرد است. منظور بوردیو از این نوع سرمایه فرهنگی، اشاره به سیستم مدارک تحصیلی دانشگاهی است. او اهمیت بسیار زیادی به رشد سیستم آموزش عالی می‌دهد. به اعتقاد بوردیو مدارک دانشگاهی نقش مهمی در بالا بردن پایگاه اجتماعی افراد در جوامع پیشرفته بازی می‌کند. توسعه? آموزش عالی بازارهای انبوهی از مدارک دانشگاهی ایجاد کرده که امروزه در باز تولید ساختار طبقاتی جامعه نقش تعیین کننده‌ای دارد. امروزه، داشتن مدرک دانشگاهی برای دست یابی به موقعیت شغلی مناسب در بازار کار، بسیار با اهمیت تلقی می‌شود. در نتیجه، والدین سرمایه گذاری بر روی تحصیلات فرزندانشان را جهت دستیابی به شغل مناسب در آینده ضروری می‌دانند. این مرحله از سرمایه گذاری، در واقع تبدیل سرمایه? اقتصادی به سرمایه? فرهنگی است که در نوع خود استراتژی قابل دسترس و راحتی برای رسیدن به رفاه محسوب می‌شود.” (شوارتز۷۷،۱۹۹۷)”با احراز مدارک تحصیلی، فلان گواهی نامه? صلاحیت فرهنگی که به لحاظ فرهنگی به صاحبش ارزشی متعارف، دائمی و قانوناً ضمانت شده عطا می‌کند، یک نوع سرمایه? فرهنگی به بار می‌آورد که در قبال حاملش و حتی در قبال سرمایه? فرهنگی‌ای که در برهه? خاصی از زمان عملاً در اختیار دارد، از استقلال نسبی برخوردار است. بدین ترتیب سرمایه فرهنگی نهادینه می‌شود. درست همانند تمثیلی که مرلوپونتی به کار می‌برد:نهادینه کردن نوعی موجودیت برای مردگان، از طریق آداب سوگواری” (همان:۱۴۶).
سرمایه فرهنگی نهادی شده، برای سنجش این سرمایه از پاسخگو درباره تحصیلات خودش، خانواده‌اش (پدر، مادر، همسر) و آخرین مدرک تحصیلی آن‌ها پرسش می‌شود.
“این سرمایه به کم ضوابط اجتماعی و به دست آوردن عناوین برای افراد، کسب موقعیت می‌کند. مانند مدرک تحصیلی و تصدیق حرفه و کار، این سرمایه نیز قابل انتقال و واگذاری نیست و به دست آوردن آن برای افراد به شرایط معینی بستگی دارد” (آراسته۹۸،۱۳۸۶).
در تعریف دیگری ترنر (۱۹۹۸)”سرمایه فرهنگی را مجموعه نمادها، عادت واره، منش‌ها، شیوه‌های زبانی، مدارک تحصیلی و آموزشی، ذوق و سلیقه‌ها و شیوه‌های زندگی که به طور غیر رسمی، بین افراد انسانی معمول و شایع است تعریف می‌کند. کالینز سرمایه فرهنگی را شامل منابعی چون مکالمات از پیش اندوخته در حافظه، شیوه زبانی، انواع خاص دانش و مهارت، حق ویژه تصمیم گیری و حق دریافت احترام می‌داند” (ریتزر۷۲۵،۱۳۷۹).
بوردیو استدلال می آوردکه رشد چشم گیر اشکال عینی و نهادینه شده سرمایه? فرهنگی در بازارهای نسبتاً مستقل، مهم‌ترین نقش را در شکل دهی به ساختار طبقاتی و تولیدات فرهنگی در جوامع پیشرفته، داشته است. بنابراین وی روند تاریخی شکل گیری سرمایه? فرهنگی را پایه? جدیدی برای ایجاد طبقات متفاوت اجتماعی می‌داند. از نظر بوردیو توزیع نابرابر سرمایه? فرهنگی عینی و نهادی در طبقات جامعه، یکی از ابعاد کلیدی نابرابری اجتماعی در جوامع مدرن محسوب می‌شود. (همان،۷۷).
“بوردیو تأثیر سرمایه? فرهنگی بر مصرف، فعالیت و سبک زندگی افراد با توسل به نظریه? تمایز تبیین می‌کند. مطابق این نظریه دارندگان سرمایه? فرهنگی زیاد خود را با مصرف و هنر متعالی از بقیه متمایز می‌سازند. داشتن سرمایه? فرهنگی بیشتر به معنای داشتن توان شناختی بالاتر است و گرایش به فرهنگ و هنر متعالی ناشی از شایستگی ارتباط بیشتر دارندگان این ظرفیت شناختی و کنجکاوی بیشتر ایشان برای رمز گشایی از محصولات فرهنگی است. بدین ترتیب، سرمایه? فرهنگی از مسیری فردی – ذهنی و نه بر اساس راهبردی اجتماعی- مبارزه جویانه سبب گرایش افراد به سبک زندگی فرهنگی خاصی می‌شود.” (فاضلی۱۰۱،۱۳۸۱).
اما مهم‌ترین مفهومی که می‌تواند نه تنها تأثیر سرمایه? فرهنگی بر سبک زندگی فرهنگی، بلکه تأثیر آن بر بقیه? عرصه‌های زندگی را توضیح دهد، ذوق و

پایان نامه ارشد درباره سرمایه فرهنگی، سبک زندگی، عادت واره، اجتماعی شدن

میان کارمندان آمریکایی به دنبال همین تأثیر است. او در می‌یابد کسانی که تحصیلات بالاتری دارند کار خود را در کنترل می‌گیرند و در کنار آن به دنبال کنترل سلامت خود هستند. فرد با بالا رفتن تحصیلات در شبکه‌ای از افراد قرار می‌گیرد که الگوی رفتاری مشابه و مبتنی بر انتخاب فرهنگی دارند و به این ترتیب بر سبک زندگی فرد تأثیر می‌گذارند”(فاضلی۹۳،۱۳۸۲). “نقش تحصیلات را با کنار هم گذاشتن عوامل دیگر می‌توان معنادارتر نمود. تحصیلات و سطوح مختلف آن همراه با تحولات فرهنگی و ارزشی و تأثیرات ساخته‌ای اجتماعی و تحرک‌های اجتماعی که در سطح عمودی و افقی برای افراد ایجاد می‌شود، سبک‌های زندگی را متأثر می‌سازد. تحصیلات از طریق قرار دادن فرد در نظام آموزشی که به بازتولید فرهنگی می‌انجامد، تأثیر عوامل دیگر چون مفاهیم پایگاه و طبقه را نیز افزون‌تر می‌کند. به نظر گیدنز مدارس و سایر نهادهای اجتماعی از طریق بازتولید فرهنگی به دایمی کردن نابرابری‌های اجتماعی کمک می‌کنند. این مفهوم ذهن ما را به وسایلی معطوف می‌سازد که به مدد آن مدارس از طریق برنامه‌های پنهان، بر یادگیری ارزش‌ها، نگرش‌ها و عادات و سبک‌های خاص تأثیر می‌گذارند” (گیدنز۴۷۲،۱۳۷۸). با این همه باید مطالعات بیشتری صورت گیرد، تا رابطه تحصیلات و سبک زندگی بازشناخته شود. به ویژه در جوامعی مانند ایران که نفوذ ساختارهای سنتی و غیر رسمی در زندگی افراد فراوان است و حتی بر چگونگی خودِ مقوله آموزش و تحصیلات نیز سایه انداخته است. تحصیلات را به لحاظ ایجاد موقعیت طبقاتی و اقتصادی و کسب اعتبار اجتماعی در ذیل سرمایه اقتصادی و اجتماعی هم می‌توان آورد. مسأله مهم دیگر در سرمایه فرهنگی قریحه است. “می‌توان گفت قریحه مجموعه تمایلات درونی است که برخلاف تصور معمول فقط به نوع برداشت یا مواجهه فرد با محصولات فرهنگی و هنری مربوط نمی‌شود. قریحه قادر است سازوکار سبک زندگی را توضیح دهد. بر همین اساس بخشی از مطالعات توصیفی سبک زندگی تلاش برای توصیف قریحه‌های افراد ونشان دادن ساختار منسجم قریحه است (فاضلی۱۰۱،۱۳۸۲). در نهایت هر مجموعه فعالیت که بخواهد به بخشی از سبک زندگی تبدیل شود، باید با تمایلات قریحی فرد متناسب باشد و از آنجا که قریحه تعیین کننده جهت فعالیت‌هایی است که عمدتاً داوطلبانه هستند و میزان سرمایه فرهنگی را تعیین می‌کنند، در سبک زندگی نقش برجسته‌ای دارد.”.
سرمایه? فرهنگی شامل “سلیقه‌های خوب، شیوه و راه رسم پسندیده، پیچیدگی شناختی و شناخت و توانایی پذیرش محصولات فرهنگی مشروع از قبیل هنر، موسیقی، تئاتر و ادبیات… ” و تسلط یافتن بر هر نوع از نظام‌های نمادین است. داشتن سرمایه? فرهنگی کارکردهای مختلفی دارد:
۱- کسب مشروعیت از طریق بقیه? سرمایه‌ها منوط به تبدیل شدن آنها به سرمایه فرهنگی است. کسی که به واسطه سرمایه فرهنگی منزلت دارد می‌تواند روایت خود از دنیای اجتماعی را بر دیگران تحمیل کند.
۲- داشتن سرمایه فرهنگی بدان معناست که فرد می‌تواند خود را از الزامات زندگی روزمره جدا کند و نوعی گزینش دلخواه درعرصه فرهنگ انجام دهد. به بیان خود بوردیو “زیباشناسی محض، از اخلاق یا همان خلق و خوی فاصله گرفتن گزینشی از الزامات دنیای طبیعی و اجتماعی عادت واره ها شکل می‌گیرد”)بوردیو۵،۱۹۸۴)
شکلی از قدرت به عنوان سرمایه، در جوامع مدرن و متمایز وجود دارد، که بوردیو با افزودن منطق تحلیل به کالاها و خدمات به ظاهر غیر اقتصادی، مفهوم سرمایه? فرهنگی را می‌سازد. “سرمایه فرهنگی از دیدگاه بوردیو شامل پهنه گسترده‌ای از منابع می‌شود که از جمله آن می‌توان به استعداد شفاهی افراد، آگاهی فرهنگی عینی، منابع زیباشناختی، اطلاعاتی درباره سیستم آموزش عالی و شرایط لازم برای تحصیل اشاره کرد. از نظر وی فرهنگ (در گسترده‌ترین شکل آن) می‌تواند منبع قدرت باشد. این مسئله وقتی محقق می‌شود که بازارهای فرهنگی ظهور پیدا کنند و سرمایه داران مطابق با وضع موجود، تلاش خود را برای کسب سود و منافعشان تغییر دهند” (شوارتز۷۵،۱۹۹۷)
“مفهوم سرمایه فرهنگی نزد بوریو، ابتدا از تحقیقی که وی در این زمینه انجام داد شکل گرفت. تحقیق او درمورد شرایط نابرابری دستیابی به تحصیلات عالیه در میان دانش آموزانی بود که در میان خانواده‌هایی زندگی می‌کردند که در شرایط اجتماعی یکسانی داشتند ولی والدینشان دارای سطوح تحصیلی متفاوتی بودند.” (بوردیو و اکوانت ۱۶۰،۱۹۹۲)
“بوردیو در این پژوهش در می‌یابد که مفهوم سرمایه فرهنگی از این عقیده? عمومی جدا می‌شود که شکست‌ها یا موفقیت‌های تحصیلی افراد به هوش یا استعدادهایشان بستگی دارد. در حالی که موفقیت تحصیلی را بهتر است از طریق مقدار و نوع سرمایه فرهنگی که فرد از محیط خانواده‌اش به ارث می‌برد سنجید تا به وسیله? اندازه گیری مهارت‌ها و دست آورد های فردی. این پیش داوری‌های عمومی، که توفیق یا ناکامی تحصیلی را معلول استعدادهای طبیعی می‌نگرد، در نظریه‌های سرمایه انسانی گری بکر نیز وجود دارد، اما نباید این دو مفهوم را یکی دانست چرا که آن‌ها نمی‌توانند نسبت‌های متفاوت منابعی را که عوامل یا طبقات اجتماعی مختلف به سرمایه گذاری اقتصادی و سرمایه گذاری فرهنگی تخصیص می‌دهند تبیین کنند همچنین، از تعیین کننده ترین سرمایه گذاری آموزشی، یعنی انتقال خانگی سرمایه? فرهنگی، استفاده نمی‌کنند، و آگاهی ندارند که استعداد، خود محصول سرمایه گذاری بر روی زمان و سرمایه? فرهنگی است” (شوارتز۷۵،۱۹۹۷)
“سرمایه فرهنگی دربرگیرنده تمایلات پایدار افراد است که در خلال اجتماعی شدن در فرد انباشته می‌شوند. در اینجا پای سرمایه دیگری هم به میدان سخن باز می‌شود و آن سرمایه نمادین است. سرمایه نمادین جزئی از سرمایه فرهنگی است و به معنای توانایی مشروعیت دادن، تعریف کردن، ارزش گذاشتن یا سبک ساختن در میدان فرهنگ است” (فاضلی۳۷،۱۳۸۲).
“عمده تحلیل بوردیو از سبک زندگی بر سرمایه فرهنگی استوار است و گویا از منظر وی سرمایه فرهنگی با اهمیت‌تر است. حجم و ترکیب سرمایه‌ها جایگاه میدان را نزد فرد تعیین می‌کند. سه منبع سرمایه فرهنگی یعنی خانواده، آموزش و فرهنگ شغلی از عواملی هستند که تأثیر آن‌ها بر سبک زندگی قابل مطالعه است” (همان،۳۹).
تحلیل سرمایه در نگاه بوردیو سه وجه دارد:
۱- “میزان سرمایه (کم – زیاد).
۲- ساختار سرمایه (فرهنگی – اقتصادی).
۳- بعد زمانی سرمایه یعنی کاهش و یا افزایش بین نسلی سرمایه.
– منش یا عادت واره۲ : بوردیو منش را یک نظام آمادگی‌های پایدار می‌داند، یک ساختار ساخته شده ساخت دهنده. به عبارت دیگر مجموعه منسجم از عادت‌ها نشانگری‌های بدنی که فرد را از راه گرته‌برداری ناآگاهانه و درونی کردن شکل می‌دهد، به‌گونه‌ای که مخصوص یک محیط باشد. بنابراین می‌توان دریافت که چرا بعضی‌ها به مکانی خاص می‌روند و برخی دیگر نه، و این مسأله نه فقط به دلیل امکانات مالی و محدودیت‌های آن است، بلکه کمبود احساس آرامش و انس، آگاهی مبهم از نبودن در جای خود، از مسائل مهم و اساسی است که با وضعیت بدن، ظاهر لباس، شیوه حرف زدن و راه رفتن در زندگی فرد خود را نشان می‌دهد.” (هینیک۷۶،۱۳۸۴) منش، هسته اصلی تبیین بوردیو از کنش‌های انسان است. او منش را “نظامی از تمایلات با دوام۳ و قابل انتقال که به عنوان مولد اعمال ساخت یافته و به شکل عینی منسجم شده، عمل می‌کند”، تعریف کرده است. او منش را مولد و انسجام بخش اعمال و صورت بیرونی شده شرایط طبقاتی می‌داند (فاضلی۳۹،۱۳۸۲).
به عقیده بوردیو اشکال مختلف سرمایه عامل مهمی هستند که موقعیت و امکانات کنشگران را تعریف می‌کنند. به عبارتی” نوعی ستیز وجود دارد که موفقیت در این ستیز وابسته به میزان سرمایه است” (بوردیو۴۷،۱۳۸۴). در واقع جایگاه اجتماعی هر کنشگر نیز متأثر از انواع سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین است. بنابراین اشکال مختلف سرمایه عامل اصلی در شناختن موقعیت و امکانات کنشگران در فضای کلی اجتماعی می‌باشند. البته عمده تحلیل بوردیو از سبک زندگی بر سرمایه فرهنگی استوار است و از منظر وی سرمایه فرهنگی با اهمیت‌تر است.
سرمایه فرهنگی که توسط بوردیو تحلیل شده می‌تواند در سه وضعیت متفاوت زیر موجود باشد:
۱- سرمایه فرهنگی تجسم یافته۴
۲- سرمایه فرهنگی عینیت یافته.
۳- سرمایه فرهنگی نهادینه شده.۵
در زیر به شرح دیدگاه بوردیو در خصوص ابعاد سه گانه ای که از سرمایه فرهنگی ارائه کرده است می‌پردازیم:
سرمایه فرهنگی در حالت تجسم یافته یا ذهنی:
اکثر خواص سرمایه فرهنگی را می‌توان از این نکته استنتاج کرد که این سرمایه در حالت بنیادین خود با کالبد مرتبط است و مستلزم تجسد است. این نوع سرمایه به مجموع خصلت‌های پرورش یافته در افراد اشاره دارد که از طریق فرایند اجتماعی شدن در آن‌ها، درونی می‌شود. بدین ترتیب، سرمایه فرهنگی شمایی از درک و شناخت نسبت به کالاهای فرهنگی را در افراد به وجود می‌آورد. می‌توان اکثر ویژگی‌های سرمایه فرهنگی را از این واقعیت استنباط کرد که این سرمایه با شخصی که در آن تجسم می‌یابد ارتباط نزدیک دارد. بوردیو خاطرنشان می‌سازد که کالاهای فرهنگی متفاوت از کالاهای مادی هستند لذا فرد می‌تواند آن‌ها را بفهمد، یا از طریق درک معنای این کالاها، آن‌ها را مصرف کند. این کالاها می‌تواند شامل موسیقی، فعالیت‌های هنری، فرمول‌های علمی و کارهای فرهنگ عامه بشود.
“انباشت سرمایه فرهنگی در شکل تجسم یافته آن از دوران کودکی در فرد شکل می‌گیرد. انباشت سرمایه در دوران کودکی مستلزم کنش تعلیم و تربیتی است؛ یعنی آن که والدین و دیگر اعضای خانواده زمان لازم برای تربیت بچه‌ها و بودن با آن صرف کنند؛ یا آن که از معلم‌های ماهر برای حساس کردن کودکان به تمایزات فرهنگی استفاده کنند. اکتساب چنین تمایلاتی مستلزم این است که خانواده دامنگیر مشکلات اقتصادی نباشند. در غیر این صورت نابرابری‌های طبقاتی منجر به تفاوت‌های فرهنگی می‌شود عات واره ای که در جریان آموزش خانوادگی کسب می‌شود پایه و اساس دریافت و پذیرش پیام کلاس درس است که آن نیز به نوبه خود، پایه و اساس پاسخ به همه پیام‌های فرهنگی و فکری بعد است. در هر حال، سال‌های اولیه زندگی، مهم‌ترین بخش این فرایند باقی می‌مانند” (شوارتز۷۵،۱۹۹۷)
“سرمایه فرهنگی تجسم یافته، نوعی ثروت بیرونی است که به جزء جدانشدنی وجود شخص و محدوده اعمال و عادت واره وی تبدیل شده است. چنین سرمایه‌ای را نمی‌توان (برخلاف پول، حقوق مالکیت یا حتی القاب اشرافی) از طریق هدیه، خرید یا مبادله به دیگری انتقال داد”(تاجبخش۱۴۰،۱۳۸۴). “این همان بخشی است که بوردیو آن را ابعاد سرمایه فرهنگی همراه با تولد نامیده که به صورت آمادگی‌های مداوم ذهن و جسم تجلی می‌یابد” (شارع پور۱۳۷،۱۳۸۱). باید به این نکته نیز توجه داشت که

پایان نامه ارشد درباره عادت واره، سرمایه فرهنگی، ساخت گرایی، سبک زندگی

نیز مکرر از اصطلاحات ساخت گرایی سخن به میان می‌آید. در چند دهه اخیر استفاده از این مفهوم با تأکید خاصی از سر گرفته شد به دنبال نظریات رادکلیف براون در انگلستان و شاگرد وی مایوفسنز در کتاب ساخت اجتماعی، مردم شناسان دیگری نظیر فرچ (از پیروان مالینوفسکی) مورداک و افراد دیگری مانند مرتن، شلر، لویی پارسنز که نظرات مردم شناسان انگلیسی را در آمریکا دنبال کردند هر یک مفهوم ساخت را به صورت‌های مختلفی به کار گرفتند. در این میان نظرات لوی اشتراوس در چند دهه اخیر اهمیت و برجستگی خاصی پیدا کرده است و جایگاه ساخت گرایی در بین سایر مکاتب و نظریه‌ها تثبیت شده است”(توسلی۱۳۴،۱۳۸۳).
مفهوم ساخت
“به نظر اشتراوس ساخت عبارت است از (ترکیب خاص همبستگی اجزای یک مجموعه با هدف معین) مانند ساخت بدن انسان که اجزای آن با هم همکاری دارند. از دیدگاه اشتراوس ساخت دارای سه خصلت اساسی است:
همچون منظومه یا نظامی است که دگرگونی هر جزء آن موجب دگرگونی اجزاء می‌شود.
همچون منظومه می‌تواند به صورت نمونه‌های فراوان دیگری از خود تجلی کند.
ساخت خاصیت پیش بینی داد، یعنی بر این اساس می‌توان پیش بینی کرد که اگرچه در یک یا چند ساخت تغییراتی پدید آید، در کل ساخت چه واکنشی پدید می‌آید؛ و به عقیده مرتن، هر جزء از ساخت اجتماعی در بقاء و دوام کل نظام دخالت دارد و در عین حال هر جزء در بقاء و ثبات جزء یا اجزاء دیگر موثر است” (همان،۴۱).
– تطبیق چند همسری با مکتب ساخت گرایی
یکی از عواملی که ساخت جامعه را سخت تحت تأثیر قرار می‌دهد، فزونی تعداد زنان آماده ازدواج نسبت به تعداد مردان آماده ازدواج است.
این عامل نه تنها مجوزی برای تعدد است بلکه حقی برای زن و وظیفه‌ای برای مرد در این زمینه ایجاد می‌کند.
مهم‌ترین عواملی که سبب می‌شود تعداد زنان آماده ازدواج از مردان آماده ازدواج بیشتر باشد کثرت تلفات مردان، از جمله در جنگ‌ها، تصادفات، غرق شدن‌ها، برق گرفتگی‌ها و …و به اضافه آمار زنان طلاق گرفته است.
مقاومت مردان در برابر بیماری‌ها کمتر از زنان است.
دوره بلوغ دختران قبل از پسران است و عملاً در اکثریت ازدواج‌ها سن متوسط مردان پنج سال بیشتر از زنان است.
نتیجه این مقدمات یعنی فزونی آمار زنان و حق طبیعی تأهل برای همه این می‌شود که، اگر تنها تک همسری صورت قانونی داشت باشد، عملاً گروه زیادی از زنان از حق تأهل محروم می‌مانند. پس بنابراین تعدد زوجات یکی از راه‌هایی است که می‌تواند توازن نسبی بین زنان آماده ازدواج و مردان آماده ازدواج برقرار نماید.
برخی از غربی‌ها مانند برتراند راسل پیشنهادی برای حل این مشکل داده‌اند و می‌گویند: “برای این که زنان از داشتن فرزند محروم نمانند، می‌توانند با شکار مردان متأهل، فرزندان بی پدر به وجود آورند و البته چون در ایام نگهداری کودک محتاج کمک مادی مرد است، دولت جانشین پدر می‌شود و به آنان کمک اقتصادی می‌کند.” نظریه برتراند راسل احتیاج زن به تأهل را فقط از ناحیه جنسی و اقتصادی و داشتن فرزند تأمین می‌کند. در حالی که زن علاوه بر نیاز جنسی و اقتصادی نیازمند عواطف صمیمانه مرد و فرزند نیازمند صمیمانه پدر است.
۲-۲-۱-۳ مکتب تضاد یا دیالکتیک
“اصحاب این مکتب جامعه را به عنوان عرصه تضادها و مبارزات طبقاتی دانسته و در تحلیل خود از مسائل اساسی از قبیل حاکمیت (قدرت، استعمار، کنترل، خفقان، تقسیم کار، توزیع نامساوی امکانات اقتصادی و تغییر و دگرگونی‌های اساسی بحث می‌کنند. صاحب نظران اصلی این مکتب اصل تضاد را در جامعه پذیرفته و معتقدند که جامعه? طبقاتی اصالتاً بر تضاد و رقابت استوار است و نظام اجتماعی و ارزش‌های موجود توسط زور و قدرت بر افراد جامعه تحمیل شده است” (ادیبی، انصاری۱۰۶،۱۳۸۵)
– تطبیق چند همسری با نظریه تضاد:
بر اساس این نظریه اگر شخصی بر اثر در اختیار گرفتن ابزار تولید و به کار گیری آن‌ها شرایط او نسبت به قبل تغییر اساسی نماید و از حالت فقر به یک حالت متوسط و ممکن است از حالت متوسط به حالت خوب و از خوب به عالی تغییر نماید. مثلاً اگر قبلاً فاقد مسکن و وسایل نقلیه بوده الآن برای او فراهم شده یا اگر مسکن و وسیله نقلیه‌ای را داشته تبدیل به احسن شده‌اند. این گونه تغییرات اساسی در شرایط اقتصادی او و به تعبیر مارکس (زیربنایی) موجب تغییر نگرش و نگاه او در مسائل (روبنایی) می‌شود؛ و نگاه او به مسائل اجتماعی مانند مسائل سیاسی، حقوقی، اخلاقی، مذهبی از جمله زندگی زناشویی و خانوادگی تغییر می‌یابد. مثلاً اگر تا کنون به دلیل مشکلات مالی نگاه او به ازدواج منفی بود، الآن مثبت شده و تشکیل خانواده می‌دهد یا اگر دارای یک همسر بوده الآن به دلیل این که شرایط اقتصادی او تغییر کرده و از عهده? اداره و تأمین نیازهای دو زن یا بیشتر بر می‌آید. نسبت به ازدواج مجدد اقدام می‌نماید در واقع با تغییر پایگاه اقتصادی فرد یعنی طبقه فرد به دلیل دگرگونی منزلت و پایگاه و تحرک اجتماعی امکان گرایش به تعدد زوجات بیشتر می‌شود، چرا که فرد از نظر مادی توان پاسخگویی به نیازهایش را دارد.
۲-۲-۱-۴ مکتب کنش متقابل نمادین
“مکتب کنش متقابل نمادین، رهیافت به خصوصی را برای مطالعه زندگی گروهی و رفتار فردی موجودات بشری نشان می‌دهد.
به طور کلی دیدگاه کنش متقابل نمادین بر پویایی کنش متقابل فرد و جامعه و نتیجه این فرایند تاکید دارد، به اعتقاد زیمل طبقه، دوست، خانواده، دین در نهایت بازتاب کنش متقابل ویژه میان مردم‌اند” (توسلی۲۷۵،۱۳۷۴).
“از دیدگاه عمل گرایی در مکتب کنش متقابل نمادین ازدواج زمانی صورت می‌گیرد که حقیقت اجتماعی نمود پیدا کند و در دیدگاه متقابل نمادین اساس تمامی اعمال اجتماعی و پایه روش شناختی برای درک آن می‌باشد. افراد در موقعیت‌هایی که قرار می‌گیرند و فرآیند سازگاری کنش‌های خود از آن تعبیری نمادین می‌کنند.
ارتباطات در حین کنش‌ها برقرار می‌شود و باید متکی بر یک دیدگاه واقعی در قبال رویدادهای اجتماعی باشد. ارتباطات به شخص کمک می‌کند که موقعیت خود را بهتر درک نماید”(همان:۲۸۵).
“بنابراین کنش متقابل انسان‌ها به واسطه نهاده‌ها و از طریق تعبیر و یا تبیین معنای اعمال دیگران صورت می‌گیرد” (توسلی۲۸۳،۱۳۷۴).
“دیدگاه کنش متقابل نمادین جامعه انسانی را پدیده‌ای شامل انسان‌های عمل کننده و حیات جامعه را مرکب از فعالیت‌های این افراد می‌دانند. نکته دیگر این است که در یک جامعه همین وضعیت‌هایی که مردم با آن‌ها مواجه می‌شوند، اگر به طور مشترک توسط آن‌ها تعریف یا ساخته و پرداخته شده باشد، آن‌ها از طریق کنش‌های متقابل است که در می‌یابند که در فلان وضعیت خاص چگونه باید عمل کنند” (همان:۲۸۴).
– تطبیق نظریه کنش متقابل نمادین با چند همسری
از این دادگاه نتیجه می‌گیریم که گرایش به چند همسری هم به عنوان یک ویژگی شخصیتی به صورت یک فرایند در جریان اجتماعی شدن در سایه خانواده، و اجتماع در انسان به وجود می‌آید و به آن تمایل پیدا می‌کند. به این صورت فردی که در یک خانواده مؤمن و پایبند به سنت‌های اسلامی و اصول و ارزش‌های اخلاقی رشد کرده و یتیم نوازی اگر در همسایه خود خانواده‌ای را ببیند که دارای مشکل و نیاز مالی یا عاطفی است و نیاز به کمک دارد تیپ شخصیتی مشکل یافته او در خانواده‌های مذهبی به او حکم می‌کند برای حل مشکل چاره‌ای بیندیشد و اقدام به پدیده چند همسری بنماید. از طرف دیگر ازدواج بهترین وسیله است که امکان تعامل اجتماعی را فراهم می‌کند. روابط اجتماعی بر مبنای نیازها شکل می‌گیرد و افراد به طور متقابل پاسخ گفتن به نیازهای خودشان هستند و این در فرایند کنش متقابل حاصل می‌شود.
۲-۲-۲) نظریه فرهنگی
“از دیدگاه نظریه فرهنگی، فرهنگ میراث اجتماعی گذشته است که بر رفتار کنونی و آینده انسان تأثیر می‌گذارد” (اعزازی۱۷،۱۳۸۰).
“تایلور، فرهنگ را حاصل رفتار و کردار انسان‌هایی می‌داند که در جامعه زندگی می‌کنند. به بیان دیگر، فرهنگ شیوه کلی زندگی در هر جامعه است” (ستوده۲۰،۱۳۸۰).
نظریه سرمایه‌های فرهنگی پیر بوردیو
اصطلاح سرمایه فرهنگی نخستین بار توسط پیر بوردیو (???? ـ ????) به ادبیات علوم اجتماعی و انسانی وارد شده است. پیربوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره۱ و یک سرمایه فرهنگی بوده که هر دو محصول فضاهای فرهنگی اطراف انسان می‌باشند. “منظور از عادت واره مجموع طرحواره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود از ابتدای تولد به بعد بر اساس برخورد با محیط‌های مختلف مانند: خانواده، رسانه‌ها، نهاد آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می‌کند. این طرحواره ها مانند : چگونه غذا خوردن، چگونه لباس پوشیدن، چگونگی ارتباطات اجتماعی، ذوقیات، مشغولیات انسان می‌باشند”(منادی۹۳،۱۳۸۵) “طبق نظریه بوردیو عادت واره از سویی ساختاری است که ساختارهایی را می‌سازد، عادت واره محصول تاریخ انسان است که اعمال فردی را به وجود می‌آورد از سوی دیگر، در ضمن منحصربه فرد بودن عادت واره هر فرد، هدایت کننده و نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره انسان است” (همان).
“بنابراین عادت واره محصول محیط‌ها و فضاهایی است که فرد در آن محیط‌ها به دنیا آمده و رشد می‌کند و چون محیط‌های اطراف افراد جامعه متفاوت می‌باشند طبیعتاً محصول آن‌ها نیز گوناگون خواهد بود این است که هر فردی عادت واره منحصر به خود را دارد” (منادی۹۳،۱۳۸۵).
“طبق نظریه بوردیو عادت واره هر فرد که نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره? اوست، در مرکز سرمایه‌های فرهنگی‌اش جای دارد” (همان ،۹۶).
“در میان انواع سرمایه، سرمایه? فرهنگی نقش بسیار مهمی در اندیشه? بوردیو ایفا می‌کند. وی همچون برنیشتاین، دیدگاهی کاملا دورکیمی در خصوص فرهنگ دارد. جامعه شناسی مصرف و تحلیل وی درباره? سبک زندگی برهمین نوع سرمایه متکی است. در نظر آن‌ها، منبع نابرابری در جامعه بیشتر ماهیت فرهنگی دارد تا اقتصادی و فاصله? بین فرهنگ مدرسه و خاستگاه اجتماعی – اقتصادی کودک عامل مهمی در تعیین موفقیت او در نظام آموزشی محسوب می‌شود. برنشتاین، بیشتر به مسئله انتقال قدرت و شیوه‌های انتقال آن توجه دارد، و بوردیو بیشتر به شرایط ساختاری که انتقال قدرت در چارچوب آن صورت می‌گیرد” (شارع پور۱۳۶،۱۳۸۱).
“سرمایه فرهنگی در برگیرنده تمایلات پایدار فرد است که در خلال اجتماعی شدن در وی ایجاد و درونی شده است. بوردیو تحصیلات را نمودی از سرمایه فرهنگی می‌داند. گرایش به اشیاء فرهنگی و جمع شدن محصولات فرهنگی نیز سرمایه فرهنگی به حساب می‌آید. در اکثر مطالعاتی که در مورد منشأ سبک زندگی انجام شده، به تحصیلات تأکید شده است. تأثیر و نقش تحصیلات را ناشی از افزایش قوه شناختی در اثر ارتقای تحصیلی و هم چنین اثر شبکه‌ای تحصیلات می‌دانند. آبل در مطالعه‌ای

پایان نامه ارشد درباره کارکردگرایی، تعدد زوجات، کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی

(سگالن،۹۷:۱۳۸۷).
۲-۱-۳ نقد و بررسی مطالعات پیشین
رضا رمضان نرگسی پژوهش خود را در سطح گسترده‌ای در ۲۸ استان کشور انجام داده که نتیجه این پژوهش بسیار قابل توجه است و دقیقاً متضاد با نوشته‌های حجازی در کتابش است. رمضان نرگسی در تحقیق خود به این نتیجه می‌رسد که تجدید فراش مرد می‌تواند موجب شود که به زن آسیب‌هایی نظیر احساس شکست در زندگی، احساس تنهایی، بی‌اعتمادی گرفتار شود. اما پژوهش رمضان نرگسی به بحث درباره علل گرایش به چندهمسری نپرداخته است. به داغی نیز در پژوهش خود به مطالعه قانون‌های مربوط به جواز یا ممنوع کردن چندهمسری کشورهای اسلامی پرداخته است. از نتایج قابل‌توجه پژوهش ایشان این است که با این که آیین و احکام اسلامی یکی است ولی در کشورهای اسلامی گوناگون قانون‌های کاملاً متفاوتی درباره این پدیده وضع و اجرا می‌شود. بررسی علت‌های این پدیده در حوزه این پژوهش قرار نمی‌گیرد. شیخی و محمدی نیز به بررسی شدت کشمکش در خانواده‌های چند همسر و تک همسری می‌پردازند. در این پژوهش به مطالعه کشمکش و سطوح آن پرداخته می‌شود ولی علل گرایش به چندهمسری مطالعه نمی‌شود. در پژوهشی که توسط بیرشک و مجاهد صورت گرفته می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که سلامت روان زنان خانواده‌های چند همسر پایین‌تر از خانواده‌های تک همسر است. این پژوهش به طور کل می‌تواند نقض‌کننده ادعای حجازی در ازدواج در اسلام باشد که چندهمسری مردان را به نفع زنان می‌داند. رفیعی در پژوهش خود متقن بودن اصل تک همسری و استثنا بودن چند همسرگزینی را با دلایل جامعه‌شناختی و حقوقی ثابت می‌کند. این پژوهش به بررسی علت‌های گرایش به چندهمسری نمی‌پردازد. خمامی زاده نیز در پژوهش خود به شناسایی تعدد زوجات در کشورهای اسلامی پرداخته است که این تحقیق از جهاتی مشابه تحقیق به داغی است. در این پژوهش نیز این ۱ دیده قابل ملاحظه است که در کشورهای با یک آیین (اسلام) به دلیل وجود فرهنگ‌ها و سنت‌ها و عرف‌های متفاوت دارای قانون‌های متفاوتی درباره یک پدیده واحد هستند. پژوهش صفری و یزدان پناه به بررسی عوامل مرتبط با چندهمسری در استان کهکیلویه می‌پردازد. امّا این عوامل را دسته‌بندی نمی‌کند و به طور کلی شیوه سکونت، بعد خانوار، نسبت جنسی فرزندان و…را از عوامل موثر بر چندهمسری می‌داند. دورانت در کتاب خود تشویق برای افزایش جمعیت را علت چندهمسری در آیین زردشت می‌داند. دومین دلیل او برای چندهمسری در کشورهای آسیایی جمع کردن نیرو برای سپاه گیری و نیروی نظامی بود. مورداک نیز تحقیقاتش بیشتر نوعی تحقیقات مردم نگارانه است و به توصیف چندهمسری در جوامع می‌پردازد.
در سایر تحقیقات نیز که توسط سایر افراد صورت گرفته است به بررسی عواملی که می‌تواند در چندهمسری موثر باشد پرداخته شده است. همچنین در اکثر پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه سرمایه‌های فرهنگی اکثریت قریب به اتفاق پژوهشگران به فقط از دیدگاه زنان به بررسی مسائل انجام‌شده پرداخته‌اند و دیدگاه مردان را مورد بررسی قرار نداده‌اند که این مسئله می‌تواند در جامعیت نداشتن پژوهش‌ها موثر واقع گردد.
همچنین برخی از نگارنده‌ها نیز به بررسی این مسئله پرداخته‌اند که خود پدیده چندهمسری چه تأثیری می‌تواند بر اعضای خانواده‌های چند همسر داشته باشد، اما همان طور که می‌دانیم هیچ یک از تحقیقات صورت گرفته تأثیر مسئله سرمایه‌های فرهنگی را بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات را مدنظر قرار نداده‌اند، بنابراین ما با کمک سایر پژوهش‌ها در اینجا می‌خواهیم این مسئله را بسط دهیم تا ببینیم که آیا سرمایه‌های فرهنگی می‌تواند نگرش افراد را نسبت به مسئله تعدد زوجات تحت تأثیر قرار دهد یا خیر؟
۲-۲ مبانی نظری
“تئوری (نظریه) در لغت به معنای “اندیشیدن و تحقیق” آمده که از “تئوریای” یونان گرفته شده است” (توسلی۲۴،۱۳۷۹). نظریه به عنوان یک مقوله معنا بخش ضروری کاربرد علمی و در نتیجه ضرورت دارد نظریه جامعه‌شناسی رابطه صریح و روشنی با عمل اجتماعی داشته باشد. “بدین ترتیب نظریه اجتماعی امری ضروری است که نمی‌توان از آن غفلت کرد” (همان،۲۷).
“درباره کاربرد تئوری در تحقیق تاکنون کم صحبت نشده است؛ چون هیچ تحقیقی در حوزه علم نمی‌تواند بی‌نیاز از تئوری باشد. این الزام برای تحقیقات علمی با توجه به این امر که منطق غالب در علم، منطق قیاس است از ویژگی‌های واقعی علم است. بنابراین، تحقیقی که در آن، سهم تئوری در لحاظ نگردد، کمکی به پیشرفت علم نمی‌کند” (پوپر۷۷،۱۳۷۹).
“در واقع چارچوب نظری دو کارکرد دارد:۱- اجازه نمی‌دهد پرسش آغازی را از نو فرمول‌بندی یا به صورت دقیق‌تر بیان کرد. ۲- به عنوان مثال شالوده برای فرضیه‌هایی به کار می‌رود که به اعتبار آن‌ها محقق پاسخ منسجمی به این پرسش آغازی خواهد داد” (کیوی و دیگران۸۸،۱۳۷۰).
۲-۲-۱ دیدگاه‌های جامعه‌شناختی تعدد زوجات
۲-۲-۱-۱ دیدگاه کارکردگرایی
“کارکردگرایی به عنوان نظریه‌ای جا افتاده در جامعه‌شناسی قرن بیستم مشهور است و از نظر سوابق تاریخی تقریباً از اندیشه‌های تمامی بنیان‌گذاران متفکر اجتماعی مغرب زمین بهره گرفته است. بنیان‌گذار کارکردگرایی بر این واقعیت استوار است که کلیه سنن و مناسبات و نهادهای اجتماعی دوام و بقایشان به کار یا وظیفه‌ای بستگی دارد که در نظام یعنی کل بر عهده‌دارند” (توسلی۱۱،۱۳۸۰).
کارکردگرایی بینشی است در انسان‌شناسی و جامعه‌شناسی معاصر غرب که پدیده اجتماعی را با توجه به کارکرد و عمل آن‌ها مطالعه می‌کند و بدین وسیله سودمندی و وظیفه آن‌ها را نشان می‌دهد. این مکتب جامعه را در یک واحد کل تلقی می‌کند و وظیفه و نقش هر یک از اجزا با عناصر تشکیل دهنده کل را در بقاء یا ادامه حیات و انطباق آن با کل مورد مطالعه قرار می‌دهد و کارکردگرایی بر این اصل مبتنی است که جامعه با یک ارگانیسم زنده که عناصر مختلف آن همگی در تأمین حیات مجموعاً سهیم‌اند قابل مقایسه است.
“مجموع نقش‌های افراد، نهادها و گروه‌ها را تشکیل می‌دهند. کارکردگرایی به تعادل اجتماعی معتقد است و به لحظه معینی از وضع سازمان و کارکرد جامعه و نهادهای اجتماعی مانند خانواده و خویشاوندی و ازدواج توجه نشان می‌دهند و عامل زمان و دگرگونی‌های اجتماعی را نادیده می‌گیرند” (تقوی۲۰،۱۳۷۶).
“خانواده از دیدگاه کارکردگرایی پدیده و نهاد ویژه‌ای است که وجود آن همچون نهادها و پدیده‌های دیگر جامعه ضروری است (ضرورت کارکردی) در این مکتب اهمیت خاص مفهوم خانواده را باید در وظیفه متعادل کننده آن در اجتماع وسیع‌تر جستجو کرد (تعادل اجتماعی) خانواده فرد را به ساخت اجتماعی بزرگ‌تر ربط می‌دهد و اجتماع زمانی می‌تواند به حیات خود ادامه دهد که خواسته‌ها و نیازهای آن مانند نیاز به “جا مانده است” به تولید و توزیع غذا حمایت جوانان و پیران و ضعفا و زنان، پذیرش قانون اجتماعی کردن کودکان و… برآورده شود و انگیزه افرادش تأمین احتیاجات جامعه باشد” (همان،۲۱)
اصول موضوعه کارکردگرایی
“- وحدت کارکردی: که عبارت از یکپارچگی و هماهنگی همه عناصر سازنده نظام اجتماعی که اختلاف همیشگی را کنار می‌گذارند زیرا که حل آن‌ها ناممکن است.
– عمومیت کارکردی :یعنی نه فقط همه چیز در کل به خوبی کار می‌کند، بلکه عموم چیزها در داخل این کل کاری به عهده دارند، یعنی همه چیز در داخل نظام جامعه کارکردی است.
– ضرورت کارکردی:معنای این نیاز نظام به تمام کارکردهایی است که توسط عناصر متشکله آن انجام می‌شود و نمی‌توان از آن صرف نظر کرد چون هر کارکردی در رابطه با سایر کارکردها به حفظ وضع موجود کمک می‌کند” (توسلی۲۱،۱۳۸۰).
– تطبیق دیدگاه کارکردگرایی با چند همسری
کارکردهای پنهان و مناسب ازدواج از دیدگاه اسلام:
محبوبیت ازدواج نزد خداوند
ازدواج پیمانی مقدس است
ازدواج فضیلت بخش عبادت‌ها و اعمال
ازدواج مایه برکت و موجب خیر
ازدواج سیره عمل انبیاء و اولیای دین
– کارکردهای آشکار و نامناسب تعدد زوجات
از نظر روحی: روابط زناشویی منجر به امور مادی (تماس‌های بدنی و حمایت‌های مالی) نیست. بلکه آنچه عمده و اساس امور معنوی (عشق، عاطفه، احساسات) می‌باشد و عشق هم تجربه بردار نیست و یکه شناس است و شریک نمی‌پذیرد ولی با تعدد زوجات از نظر روحی و عاطفی و احساسی زن اول دچار کمبود عاطفی از طرف شوهر می‌شود.
از نظر تربیتی: برای زن دشمنی بالاتر از “هوو” وجود ندارد. چند همسری زنان را به قیام و اقدام علیه یکدیگر و احیاناً علیه شوهر وا می‌دارد. محیط خانواده را که باید محیط صفا و صمیمیت باشد، به میدان جنگ و کانون انتقام و کینه تبدیل می‌کند. این دشمنی از مادر به فرزندان نیز سرایت می‌کند و محیط خانواده را که باید الهام بخش مهربانی به کودکان باشد، درس آموز نفاق می‌گردد.
از نظر اخلاقی: از نظر اخلاقی عده‌ای می‌گویند اجازه تعدد زوجات اجازه شهوت و شره است. به مرد اجازه می‌دهد هواپرستی کند. اخلاق ایجاب می‌کند که انسان شهوات خود را به حداقل ممکن تقلیل دهد. زیرا مقتضای طبیعت آدمی این است که هر اندازه جلوی شهوت را باز گذارد رغبت و تمایلش فزونی می‌گیرد و آتش شهوتش مشتعل‌تر می‌گردد. اخلاق اسلامی بر این پایه نیست. از نظر اسلام اخلاق با افراط در شهوت‌رانی ناسازگار است.
۴- از نظر حقوقی: به موجب عقد ازدواج هر یک از زوجین به دیگری تعلق می‌گیرد و از آن او می‌شود. حق استمتاعی که هر کدام نسبت به دیگری پیدا می‌کنند از آن جهت است که منافع زناشویی طرف را به موجب عقد ازدواج مالک شده است. از این رو در تعدد زوجات آن که ذی‌حق است زن سابق است. معامله‌ای که میان مرد و زن دیگری صورت می‌گیرد در حقیقت معامله “فضولی” است زیرا کالای مورد معامله یعنی منافع زناشویی مرد قبلاً به زن اول فروخته شده و جزء مایملک او محسوب می‌شود. پس آن کس که در درجه اول باید نظرش رعایت شود و اجازه او تحصیل گردد زن اول است. بنابراین زن دوم و سوم و چهارم گرفتن درست مثل این است که شخصی یک بار مال خود را به شخص دیگر بفروشد و همان مال فروخته شده را برای نوبت دوم و سوم و چهارم به افراد دیگر بفروشد. صحت چنین معامله‌ای بستگی دارد به رضایت مالک اول و دوم و سوم و اگر عملاً شخص فروشنده مال مورد نظر را در اختیار افراد بعدی قرار دهد قطعاً مستحق مجازات است.
۲-۲-۱-۲ مکتب ساخت گرایی
استفاده از مفهوم ساخت در تاریخ اندیشه جامعه شناسی به قرن نوزدهم باز می‌گردد، در این قرن بسیاری از جامعه شناسان و مردم شناسان در مباحث مربوط به وحدت و تمامیت پدیده‌های اجتماعی، مفهوم ساخت را به صورت‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌دادند چنان که نخستین بار، امیل دورکیم از ساخت زیست شناسی گروه سخن می‌گوید و مارکس بحث روساخت (روبنا) و زیر ساخت (زیربنا) را مطرح می‌کند.
“در فرانسه قبل از جنگ جهانی دوم

پایان نامه ارشد درباره تعدد زوجات، دانشجویان، همسرگزینی، رضایت زناشویی

راتر کودکان، در هیچ یک از متغیرهای نوع خانواده:جنس، سن، سن پدر و جمعیت خانواده در دو گروه تفاوت معناداری ندارد. مقایسه نمره‌های دو پرسشنامه یادشده در خانواده‌های تک همسر و چند همسر نشان داد که زنان خانواده‌های چندهمسری در حد معنی‌داری از سلامت روانی کمتری نسبت به شوهران خود و هم چنین نسبت به زنان و مردان خانواده‌های تک همسر برخوردارند. (مجاهد و بیرشک،۱۳۸۷).
* پژوهشی که توسط صفری و یزدان پناه(۱۳۸۶) با عنوان” چندهمسری و برخی عوامل مرتبط با آن در خانواده‌های استان کهکیلویه و بویراحمد” صورت گرفته شده است. این پژوهش مطالعه توصیفی تحلیلی است که در سال‌های ۸۲ و ۸۳ به اجرا درآمده و هدف از آن تعیین میزان چندهمسری و برخی عوامل مرتبط با آن در جهت شناخت بیشتر این پدیده است. شهرستان محل سکونت خانوار میانگین سن ازدواج زن اول، نسبت جنس فرزندان و میزان استفاده از روش‌های پیش‌گیری از بارداری از جمله عوامل مرتبط با پدیده چندهمسری در این پژوهش بوده است. (صفری، یزدان پناه،۱۳۸۶).
* پژوهشی توسط ناستی زایی (۱۳۸۵) با عنوان “عوامل موثر در تعدد زوجات از دیدگاه دانشجویان بلوچ” صورت گرفته شده است. که هدف از این مطالعه بررسی دیدگاه دانشجویان راجع به نقش ثروتمند بودن مردان، مرگ‌ومیر مردان، عادی بودن چندهمسری، مشکلات جسمانی و رفتاری زنان، الگو قرار دادن پیامبر (ص) و کاهش فساد اخلاقی در مسئله تعدد زوجات و ارائه راهکارهای مناسب در این زمینه هست. این پژوهش از نوع زمینه‌ای بوده و جامعه آماری آن دانشجویان بلوچ مشغول به تحصیل در نیمسال تحصیلی ۸۶-۱۳۸۵ دانشگاه سیستان و بلوچستان بوده‌اند. به شیوه نمونه‌گیری طبقه‌ای تصادفی تعداد ۲۵۴ نفر به پرسشنامه محقق ساخته پاسخ داده‌اند و برای تجزیه و تحلیل داده‌های تحقیق از آمار توصیفی و آمار استنباطی (مجذور خی ۲ تک متغیره) استفاده شده است. یافته‌ها نشان داد با وجود این که دانشجویان معتقد بودند که عوامل ثروتمند بودن مردان، عادی بودن چندهمسری، مشکلات جسمانی و رفتاری زنان، الگو قرار دادن پیامبر و کاهش فساد اخلاقی در تعدد زوجات موثر است؛ اما آزمودنی‌ها مخالف با تعدد زوجات هستند. در توجیه این یافته با توجه به اینکه آزمودنی‌ها دانشجو بوده‌اند می‌توان گفت احتمالاً میزان تحصیلات مردان و زنان با افزایش مسئله تعدد زوجات رابطه معکوسی دارد. (ناستی زایی،۱۳۸۵).
* پژوهشی توسط رمضان نرگسی (۱۳۸۴) با عنوان “بازتاب چند همسری در جامعه” صورت گرفته شده است. نگارنده در این نوشتار ضمن تعریف چند زنی، وجود این پدیده در بین اقوام و ادیان و نظریات و علل آن را بررسی کرده است. به اعتقاد نگارنده تجدید فراش مرد موجب می‌شود که زن به آسیب‌هایی نظیر احساس شکست در زندگی، احساس تنهایی، بی‌اعتمادی و مشکلات اقتصادی و خانوادگی گرفتار شود، البته آمارها نشان می‌دهد که گرایش به چندهمسری در حال کاهش است و مطابق نظرسنجی‌ها مخالفت با چندهمسری بیش از موافقت با آن می‌باشد. در پایان نیز پیشنهاداتی جهت کاهش این پدیده و اثرات آن ارائه گردیده است. (رمضان نرگسی ۱۳۸۴).
* پژوهشی توسط آقایان عارف نظری و مظاهری (۱۳۸۴) به عنوان” سبک‌های دلبستگی و شیوه همسرگزینی ( چندهمسری- تک همسری)”صورت گرفته شده است. هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین سبک‌های دلبستگی و شیوه همسرگزینی ( چندهمسری- تک همسری)نمونه‌ای شامل ۲۴۵مرد متأهل انتخاب گردید. از میان ۴۵ آزمودنی چندهمسری و ۲۰۰ آزمودنی تک همسر در نظر گرفته شد. پیش از این، رابطه بین سبک‌های دلبستگی و الگوهای رفتاری بزرگسالان، علی‌الخصوص نقش تأثیرگذار آن بر روابط عاشقانه و سازگاری زناشویی در پژوهش‌های زیادی گزارش شده بود. در این پژوهش ملاک چندهمسری بر اساس تاریخچه زندگی زناشویی و سبک‌های دلبستگی نیز بر اساس آزمون سبک‌های دلبستگی بزرگ‌سالان هزن و شیور(۱۹۸۷) مشخص شد سپس از طریق آزمون خی دو بر تفاوت معنادار میان سبک‌های دلبستگی در مردان چندهمسر و تک همسر تاکید شد. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد هیچ تفاوت معناداری میان این دو گروه ملاحظه نشده است. بنابراین نتیجه به دست آمده نشان می‌دهد الگوی دلبستگی ناایمن و چارچوب‌های رشدی نابهنجار عاملی برای چندهمسری محسوب نمی‌شود؛ زیرا تمایل زنان به انتخاب مردانی که جایگاه اجتماعی و اقتصادی بالایی دارند، زیاد است. بنابراین صرف‌نظر از وضعیت تأهل یا تجرد مرد، میزان دلبستگی زوجه به مردان چند زن متنفذ به لحاظ اجتماعی و اقتصادی در سطح بالایی قرار دارد. (عارف نظری و مظاهری،۱۳۸۴).
* پژوهشی توسط رفیعی(۱۳۷۶)با عنوان “بررسی جامعه‌شناختی – حقوقی تک همسری در ایران “صورت گرفته شد.که در آن تک همسری به عنوان طبیعی‌ترین شکل نهاد اجتماعی -حقوقی ازدواج که تاریخی هم پای تاریخ آغازین حیات بشری دارد از دو منظر قابل تأمل است :الف)منظر جامعه‌شناختی به این دلیل که چندهمسری یک پدیده اجتماعی ناشی از زمینه‌ها، آیین‌ها و سنت‌های شکل‌گرفته در طول زمان است امری است تاریخی و نه دینی ب)منظر حقوقی به این دلیل که در حقوق اسلام و به پیروی از آن در حقوق ایران اصل، تک همسری است اما برخی واقعیت‌های اجتماعی، اسلام را به چندهمسری به عنوان یک ضرورت و استثنا پیوند می‌دهد. مطالعه و بررسی انگیزه‌های تک همسر گریزی و پیامدهای آن در قلمرو جامعه‌شناختی از یک سو و بررسی اصل تک همسری در حقوق موضوعه ایران در قلمرو حقوقی از سوی دیگر به روشنی متقن بودن اصل تک همسری و استثنا بودن چند همسرگزینی را ثابت می‌کند. (رفیعی،۱۳۷۶).
* حجازی در کتاب ازدواج در اسلام “یکی از علل زوال چند زنی را قوانین مشروطیت و قانون‌گذاران آن می‌داند. وی معتقد است :قانون‌گذاران مشروطیت از قانون‌های شرع آنچه حقوق آن‌ها را تأمین می‌کرده گرفته‌اند ولی آنچه تکالیف آن‌ها یعنی حق زن بوده را رها می‌کردند. حجازی عامل دیگر زوال تعدد زوجات را حیله مردان برای فرار از مسئولیت‌های ازدواج می‌داند وی معتقد است چون ازدواج و مقررات ناشی از آن برای مرد مشکل و دارای زحمت است لذا مرد به تمام حیله‌های ممکن متوسل می‌شود و می‌کوشد تا خود را از مشکل نجات دهد. هوسرانی و شهوت‌پرستی بسیاری از مردان موجب شده است درصدد یافتن مجراهایی باشند که از راه سهل‌الوصول‌تری به میل جنس خود پاسخ دهند؛ لذا بسیاری از مخالفت‌هایی که از سوی زنان با تعدد زوجات می‌شود حرف‌هایی است که مردان به طور غیرمستقیم در ظاهر به خاطر دلسوزی و لیکن برای منفعت خویش در گوش زنان فروکرده‌اند. در انتها علت اساسی زوال تعدد زوجات روند هنجاری است که به خصوص در زمان ناصرالدین‌شاه شروع و در عصر رضاخان اوج گرفت. علاوه بر آن جاری شدن هنجار مدرنیسم و گسترش آن در جامعه عامل دیگری است و گر نه تعدد زوجه عامل مناسبی است برای ممانعت از فحشا، فساد و ممانعت از انزوای زنان و… “(حجازی،۱۳۷۵).
۲-۱-۲ پژوهش‌های انجام‌شده در خارج از کشور
* پژوهشی توسط استفانی(۲۰۰۷)تحت عنوان “بررسی میزان رضایت زناشویی در خانواده‌های چند همسر در شهر ابوظبی امارات متحده عربی” انجام شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می‌دهد رضایت زناشویی در خانواده‌های چند زن کمتر از خانواده‌های تک همسر است. اگرچه میزان رضایتمندی با افزایش تعداد فرزندان پسر خانواده افزایش پیدا می‌کند، اما میزان کشمکش بین هووها در این شرایط افزایش می‌یابد. زیرا داشتن فرزند پسر به عنوان یکی از منابع ارزشمند امکان کشمکش در روابط خانوادگی را فراهم می‌کند (استفانی۱،۲۰۰۷).
* دورانت در کتاب تاریخ تمدن آورده است “در آیین زردشت تعدد زوجات و انتخاب و اختیاری همخوابگان و کنیزکان آزاد بوده و این به خاطر تشویق برای افزایش جمعیت بوده است. علاوه بر آیین زردشت، در هندو گرایی، بودا گرایی، یهودیت، مسیحیت و اسلام نیز چند زنی مجاز داشته شده است. او می‌نویسد به تدریج که ثروت نزد یک فرد به مقدار زیاد جمع می‌شد و از آن نگرانی پیدا می‌کرد که چون ثروتش به قسمت‌های زیادی منقسم شود و سهم هر یک از فرزندان کم خواهد شد، این فرد به فکر می‌افتاد که میان زن اصلی و سوگلی و هم‌خوابه های خود فرق بگذارد تا میراث تنها نصیب فرزندان زن اصلی شود. این جمله می‌رساند که تبعیض میان زنان و فرزندان آن‌ها در دنیای قدیم امر رایج بوده است (دورانت۲۲۸،۱۳۷۹) ولی عجیب این است که ویل دورانت سپس به سخنان خود این چنین ادامه می‌دهد:تا نسل معاصر تقریباً زناشویی در قاره آسیا بدین ترتیب بوده است، که زن اصلی مقام زن منحصر به فرد را پیدا می‌کرد و زنان دیگر یا محبوبه‌های سری مرد می‌شدند یا اصلاً از میان می‌رفتند. دورانت می‌گوید:اگر مرد توانگر بود می‌توانست چند زن را برای خود انتخاب کند و اگر زن نازا بود به شوهر خویش اجازه می‌داد تا برای خود هم‌خوابه برگزیند. از همه این آداب و سنن مقصود آن بوده نسل زیاد شود. دورانت همچنین در صحبت از پارسیان به موضوع دیگری اشاره می‌کند و ان این که در یک اجتماع، که اساس آن بر سپاهیگری و نیروی نظامی قرار دارد کشور به نیروی نظامی قوی نیازمند است که لازمه آن تعداد فراوان سرباز است و از اوستا نقل می‌کند:مردی که زن دارد بر آن که چنین نیست فضیلت دارد و مردی که پسران فراوان دارد بر آن که چنین نیست فضیلت دارد. دورانت در جایی دیگر درباره پارس‌ها می‌گوید: فرزند داشتن نیز مانند ازدواج از موجبات بزرگی و آبرومندی بود. (همان:۲۳۲)”.
* براساس پژوهش مرداک “چند زنی در بیش از ۷۵ درصد از جوامع فعلی یافت شده است. علی‌الخصوص در کشورهای عربستان سعودی و مصر و در میان فرقه مورمون ها (شاخه‌ای از مسیحیت پروتستان) در ایالت متحده آمریکا بسیار رایج است(مورداک۲۱۴،۱۹۹۲). رهبر فرقه مورمون ۲۰ زن دارد و در میان فرقه‌های دیگر مسیحیت همانند فرقه “الانا تفتستس” در آلمان چند زنی رواج کامل دارد. همچنین مبلغان مسیحی که به تایلند و اندونزی و آفریقای مرکزی رفته‌اند در آنجا با رواج شدید چند زنی مواجه شدند. برای رواج دین مسیح در آنجا اقدام به تبلیغ چند زنی بی‌حد و مرز در دین مسیحیت نمودند.نتایج مطالعات مردم‌شناسان در میان اقوام ابتدایی نشان می‌دهد که چند زنی در اغلب جوامع ابتدایی شیوع دارد و می‌توان ادعا کرد که اجتماعات اولیه بشری به طرف چند زنی متمایل بوده‌اند. یک بررسی قوم نگارانه از ۸۴۹ جامعه ابتدایی در سرتاسر جهان نشان داده است که از این تعداد ۷۰۸ جامعه چند زنی (بیش از یک زن) و ۴ جامعه چند شوهری (بیش از یک شوهر) و ۱۳۷ جامعه تک همسر بوده‌اند. از طرف دیگر شواهد روان‌شناختی نیز نشان می‌دهد که مردان معمولاً به دنبال تنوع جنسی بوده و جذب شاخص‌های فیزیکی زن نظیر جوانی، تندرستی، شادابی می‌شوند و درحالی‌که ماده‌ها به سمت ثروت یا امکان کسب ثروت در مردان از جمله قدرت کشیده می‌شوند”

پایان نامه ارشد درباره سرمایه فرهنگی، سلامت روانی، سلامت روان، ازدواج مجدد

ا گسترش سطح رفاه و بالا رفتن سرمایه فرهنگی مردم میزان خشونتی که بر زنان اعمال می‌شد تغییر کرده است یا خیر؟به منظور انجام این کار، از نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو استفاده شد. در این پژوهش، نمونه‌ها از طریق نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی ساده انتخاب‌شده‌اند. که تعداد ۲۰۲ نفر از زنان متأهل که حداقل یک سال از مدت ازدواج آنان گذشته بود انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو سطح آمار توصیفی در قالب جداول توزیع فراوانی و آمار استنباطی با استفاده ضرایب همبستگی، رگرسیون چند مرحله و تجزیه و تحلیل مسیر انجام شد.. نتایج به دست آمده،نشان‌دهنده رابطه معنی‌دار بین سرمایه فرهنگی و انواع خشونت (روانی، اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی) بود . یعنی هرچه سرمایه فرهنگی بیشتر است، خشونت کمتر خواهد بود. و هرچه سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته در بین زنان افزایش یابد خشونت (روانی ،اجتماعی ، اقتصادی و فیزیکی )کاهش می‌یابد.همچنین ارتباط معنی‌دار بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و انواع خشونت( روانی، اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی )وجود دارد.یعنی با افزایش سرمایه فرهنگی میزان انواع خشونت کاهش می‌یافت.ولی بین سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده و خشونت روانی رابطه معناداری وجود نداشت.(توسلی،۱۳۹۰).
* پژوهشی توسط آقای حسینی و دیگران (۱۳۸۹)با عنوان “بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با ساختار خانواده” صورت گرفته شده است.نویسنده در این پژوهش به اهمیت خانواده به عنوان ستون جامعه اشاره می‌کند .هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سرمایه فرهنگی با ساختار خانواده در منطقه ۳ تهران و شهرستان طبس می‌باشد.این پژوهش با استفاده از روش نمونه‌گیری به شکل تصادفی ساده انجام شده است.ابزار پژوهش در این مطالعه پرسشنامه می‌باشد.یافته‌های پژوهش حاکی از این بود که بین مصرف فرهنگی پاسخگویان با تفکیک نقش در خانواده آن‌ها رابطه معناداری وجود دارد.اما میزان مصرف فرهنگی خانواده‌های مورد مطالعه تأثیری بر میزان توزیع قدرت نداشت.(حسینی و دیگران،۱۳۸۹)
* پژوهشی توسط خانم‌ها آراسته، موسوی و سفیری (۱۳۸۹)با عنوان “تبیین رابطه میزان سرمایه فرهنگی زنان شاغل با نوع رابطه همسران در خانواده” صورت گرفته است که هدف این مقاله تبیین رابطه میزان سرمایه فرهنگی زنان با نوع روابط همسران در خانواده است .در این پژوهش پس از تحلیل نظریات و مطالعات انجام‌شده در این زمینه به منظور تبیین مسئله نوع روابط همسران در خانواده به لحاظ دموکراتیک بودن از تئوری منابع و نظریه مبادله استفاده شده بود.سرمایه فرهنگی با استفاده از نظریه بوردیو از ۳ بخش سرمایه تجسم‌یافته ،عینیت یافته و نهادینه‌شده تشکیل می‌شود و شامل دانش‌ها ،مهارت‌ها و هنرهایی است که افراد آن را از طریق آموزش و زمینه فرهنگی به دست می‌آورند همچنین مالکیت میراث فرهنگی و سهولت دسترسی به آن‌ها و داشتن مدرک تحصیلی نیز هست.روش این پژوهش پیمایشی و گردآوری اطلاعات با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی از میان ۳۲۴ زن متأهل و تکنیک پرسشنامه انجام شد.پردازش داده‌ها به دو روش دو متغیره و چند متغیره انجام می‌شود و یافته‌ها نشان می‌دهد که با بالا رفتن سرمایه فرهنگی زنان،روابط آن‌ها با همسر دموکراتیک تر می‌شود.از میان متغیرهای زمینه‌ای میان پایگاه اجتماعی-اقتصادی زنان،میزان درآمد شوهر و منزلت شغلی شوهر با نوع روابط همسران رابطه معناداری وجود دارد.( آراسته ،۱۳۸۹).
* پژوهشی توسط آقای دهقانی (۱۳۸۵)با عنوان “بررسی تأثیر سرمایه (اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی )بر خشونت شوهران علیه زنان در خانواده” صورت گرفته شده است.در این پژوهش نویسنده یکی از آفت‌های نهاد خانواده را خشونت شوهران علیه زنان معرفی کرده است.پژوهشگر با استفاده از نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو به بررسی تأثیر عامل سرمایه فرهنگی بر خشونت علیه زنان پرداخته است.داده‌های این پژوهش از مناطق مختلف شهرستان کهکیلویه جمع‌آوری شده است که حجم نمونه آن شامل ۳۰۶ نفر از زنان متأهل این شهرستان است.نتایج این پژوهش مبین این واقعیت است که از عوامل موثر بر خشونت شوهران علیه زنان ،مشارکت علمی زوجین بیش‌ترین و درآمد شوهر کمترین تأثیر را داشته است.(دهقانی،۱۳۸۵)
* پژوهشی توسط آقای منادی (۱۳۸۳) با عنوان “تأثیر تصورات و تعاریف مشابه زوجین در رضایت از زندگی زناشویی از دیدگاه زنان “صورت گرفته شد.نتیجه این پژوهش حاکی از این است که سرمایه‌های فرهنگی زوجین، تعیین‌کننده اصلی تصورات و تعاریف آن‌ها از زندگی مشترکشان می‌باشد و به بیانی سرمایه‌های فرهنگی زوجین تعیین‌کننده شکل و محتوای افکار و رفتارهای آن‌ها است ، که این محتوا را می‌توان در زمان‌ها یا فضاهای فرهنگی روزمره زوجین و یا مشغولیات آن‌ها مشاهده کرد . بنابراین مشابهت تصورات و تعاریف، رفتارها و مشغولیات مشابهی را در زندگی مشترک برای زوجین فراهم می‌کند و باعث ایجاد گفت‌وگو بین زوجین می‌شود ، به دنبال این تشابهات و ایجاد گفت و گو نیز، غالباً کیفیت روابط زناشویی و رضایت از زندگی ، به ویژه از دیدگاه زنان بهتر خواهد شد.(منادی،۱۳۸۳)
پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه تعدد زوجات
* پژوهشی توسط آقای رضا پور دمیه(۱۳۹۰)با عنوان “بررسی عوامل موثر بر چندهمسری و اثرات آنان بر تعداد فرزندان در بخش باشت از توابع شهرستان گچساران” صورت گرفته شده است که هدف از این پژوهش بررسی برخی از عوامل موثر بر چندهمسری و همچنین اثرات آن بر تعداد فرزندان بوده است.ابتدا به بررسی کلیاتی در مورد پدیده چندهمسری و اهمیت این موضوع پرداخته شده است.در این پژوهش از دیدگاه‌های کارکردگرایی ،ساخت‌گرایی و… استفاده شده است.واحد مشاهده در این تحقیق مردان متأهل در بخش باشت از توابع شهرستان گچساران می‌باشند.که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه ۲۳۶ نفر انتخاب شده بود که با توجه به جمعیت تقریبی هر گروه بین آنان تقسیم گردید و از روش نمونه‌گیری سهمیه‌ای و تصادفی استفاده شد.بر اساس نتیجه تحقیق از نه فرضیه تدوین‌شده که شامل میزان تحصیلات شوهر ،میزان تحصیلات زن اول،وضعیت اشتغال زن اول،اختلافات خانوادگی و متغیرهای شهری یا روستایی بودن شوهر با چندهمسری رابطه معناداری وجود داشت و همچنین بین تعداد فرزندان و تعداد همسران رابطه معناداری به دست آمده بود ولی بین وضعیت اقتصادی شوهر ،نازایی زن اول و ترجیح جنسی فرزند پسر با چندهمسری رابطه معناداری به دست نیامد.(رضاپور دمیه،۱۳۹۰)
* پژوهشی توسط آقایان اعتمادی و ابراهیمی (۱۳۸۹)با عنوان “مقایسه سلامت روانی فرزندان خانواده‌های تک همسر و چند همسر” صورت گرفته شده است.هدف از این پژوهش مقایسه سلامت روانی فرزندان خانواده‌های تک همسری و دو همسری شهرستان خواف می‌باشد.جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه نظری است که از میان آنان ۳۰ پسر و ۳۸ دختر متعلق به خانواده‌های دو همسری با روش نمونه‌گیری در دسترس و همان تعداد از خانواده‌های تک همسر با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.روش تحقیق علی – مقایسه‌ای است و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان می‌دهد که بین سلامت روانی فرزندان خانواده‌های تک همسری و دو همسری تفاوت معناداری وجود دارد.همچنین فرزندان خانواده‌های تک همسری در مؤلفه‌های اضطراب ،شکایت جسمانی،وسواس و…. نسبت به فرزندان خانواده‌های دو همسری از سلامت روانی بیشتری برخوردار بودند.(اعتمادی ،۱۳۸۹)
* پژوهشی توسط بداغی (۱۳۸۷) با عنوان “ازدواج مجدد در کشورهای اسلامی”صورت گرفته شده است. در این نوشتار ضمن بررسی مقررات قبل از انقلاب، ماده ۲۳ لایحه حمایت از خانواده پیشنهادی دولت، مقررات ازدواج مجدد در سایر کشورهای اسلامی، شرایط ازدواج مجدد و اجازه دادگاه مورد بررسی قرار گرفته است.یافته‌های این پژوهش حاکی از این است که علاوه بر توانایی مالی مرد و اجرای عدالت ،تهیه مسکن علی‌حده ،تا دیه حقوق مالی زوجه قبلی ،اعطای وکالت مطلق و بلا عزل به زوجه به عنوان ضمانت اجرا ضروری است تا در صورت خروج از عدالت و ناتوانی مالی زوجه بتواند بدون اثبات عسر و حرج خود را مطلقه نماید.(بداغی،۱۳۸۷)
* پژوهشی توسط خمامی زاده(۱۳۸۷) با عنوان”شناسایی تعدد زوجات در کشورهای دارای نظام تک همسری” صورت گرفته شد. از نظر ایشان اگر چه داشتن چند زنی در بعضی از کشورها قانونی تلقی می‌شود ولی در کشورهای دیگر که دارای نظام تک همسری هستند غیرقانونی و حتی جرم شمرده می‌شود. عدم شناسایی چند زنی در این کشورها موجب بروز مشکلاتی برای مردان چند همسر که به نحوی در چنین کشورهایی اقامت می‌گزینند گردیده است؛ لذا کشورهای دارای نظام تک همسری به منظور حل این مشکل و با توجه به نیاز روزافزون به گسترش روابط بین‌الملل مجبور به تعدیل مواضع خود شده و به طور محدود و با شرایطی، برخی آثار تعدد زوجات انجام‌شده به موجب قانون کشور خارجی را پذیرفته‌اند. (خمامی زاده،۱۳۸۷).
* پژوهشی توسط آقایان محمدی و شیخی (۱۳۸۷) با عنوان”گونه شناسی کشمکش در خانواده‌های چند همسر”صورت گرفته شده است. که هدف از این مطالعه بررسی گونه‌های مختلف کشمکش از حیث نوع و شدت آن در خانواده‌های چند همسر و تک همسر شهر زاهدان بوده است. در این پژوهش در مجموع ??? زن زاهدانی که ??? نفر در خانواده‌های تک همسر و ۱۵۰ نفر دیگر در خانواده چند زن عضویت داشتند از طریق پرسشنامه همراه با مصاحبه مورد بررسی قرار گرفتند. در بخش مربوط به یافته‌های تحقیق فرض وجود گونه‌های مختلف کشمکش با شدت معناداری در خانواده‌های چند همسر در مقایسه با خانواده‌های تک همسر به اثبات تجربی رسید. به این ترتیب زنان مورد بررسی در ازدواج چند همسر در مقایسه با خانواده‌های تک همسر بالاترین سطح کشمکش در روابط قدرت، روابط عاطفی و روابط جنسی را تجربه می‌کنند. نتایج نشان می‌دهد که ارائه خدمات اجتماعی و آگاهی‌های عمومی به افراد در ساختار خانوادگی چند زن باعث توانمندسازی زنان در خانواده‌های چند زن می‌شود. به نظر می‌رسد چنین عملکردی در کاهش شدت کشمکش و آثار مضر آن اثربخش باشد (شیخی و محمدی،۱۳۸۷).
* پژوهشی توسط آقایان مجاهد و بیرشک(۱۳۸۷) با عنوان “وضعیت رفتاری کودکان و سلامت روانی والدین در خانواده‌های همسری” صورت گرفته شده است. در این پژوهش ۶۵ خانواده چند همسر و ۶۵ خانواده تک همسر بر پایه ملاک‌هایی چون داشتن فرزند مدرسه‌ای و محل سکونت باهم همتا بودند، بررسی شدند.۴۰۲ نفر کودکان سن دبستان و راهنمایی این خانواده‌ها به کمک پرسشنامه راتر و ۳۲۵ نفر پدران و مادران آن‌ها با بهره‌گیری از پرسشنامه ۲۴-GHQ و پرسشنامه بیمار یابی داوپدیان مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده‌ها به کمک تحلیل واریانس تحلیل گردید. یافته‌های این تحقیق نشان داد که نمره‌های

پایان نامه ارشد درباره تعدد زوجات، سرمایه فرهنگی، طلاق عاطفی، عادت واره

حالتی از تعدد همسر که در آن یک زن بتواند هم‌زمان بیش از یک شوهر داشته باشد پدیده‌ای نادر است و فقط در برخی از قبایل گزارش شده است. “(گیدنز۴۱۵،۱۳۷۶) “به هر حال آن چه از چندهمسری به ذهن متبادر می‌شود و شکل قانونی به خود گرفته است این است که مردی بیش از یک زن داشته باشد.”(سجادی امین و کرمی۸۶،۱۳۸۹)
همان طوری که می‌دانیم در یک اجتماع آنچه که تعیین‌کننده رفتار انسانی است فرهنگ و ارزش‌ها است که در اشکال متفاوتی مانند سنت، زبان، مذهب، هنر و… خود را آشکار می‌کند و سازنده فضای اجتماعی است که توسعه انسانی در آن امکان‌پذیر خواهد بود و در نهایت سرمایه اجتماعی‌ای به وجود خواهد آمد که اهمیت آن در توسعه پایدار انسانی کمتر از سرمایه فیزیکی و اقتصادی نیست.
امروزه تحولات صنعتی و پیشرفت گسترده فناوری جنبه‌های مختلف زندگی افراد را از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تحت تأثیر قرار داده است و باعث شده است تا تغییرات عمده‌ای در سبک و شیوه زندگی مردم به وجود آید. گسترش فراوان کارگاه‌های ارائه‌دهنده خدمات آموزش (مانند آموزشگاه‌های موسیقی، صنایع‌دستی، تئاتر، سینما و.) و کارگاه‌های کسب کار (مانند کافی نت ها، خرید فروش کامپیوتر و موبایل و…) در این راستا قابل بررسی است. از سویی نباید فراموش کرد که گسترش فناوری ارتباطات و اینترنت مانند (ارتباط با دیگران از طریق Email، چت، مطالعه اخبار و مطالب اینترنت و…) باعث شده تا سرمایه‌های فرهنگی افراد بالاتر رود. در پژوهش‌هایی که در ایران انجام گردیده سعی شده است تا عوامل مختلفی را که در پدیده تعدد زوجات مؤثر بوده است را مورد بررسی قرار دهند؛ اما ما در این پژوهش در تلاش هستیم تا ببینیم که گسترش سطح رفاه و بالا رفتن سرمایه‌های فرهنگی چه تأثیری می‌تواند بر نگرش افراد نسبت به مسئله تعدد زوجات داشته باشد و این که آیا این عامل می‌تواند بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات تأثیر گذاشته و رفتار آن‌ها را نسبت به این مسئله تحت کنترل قرار دهد.
۱-۳ اهمیت و ضرورت تحقیق
اسلام که دین متعادل به شمار می‌آید تعدد زوجات را بنا بر مصالحی پذیرفته و برای آن شروطی قرار داده است؛ به عبارت دیگر اسلام تعدد زوجات را اختراع نکرد بلکه برای آن حدود و قیود قرارداد که این خود به علل تاریخی که موجب به وجود آمدن این سنت شده است برمی‌گردد.
“برخی تنها علت به وجود آمدن تعدد زوجات را در جوامع بشری زورگویی مردان به زنان می‌دانند اما این سخن پذیرفتنی نیست زیرا منحصر کردن علت تعدد زوجات به زور و قدرت در توجیه و توضیح روابط خانوادگی درست نیست بلکه علت‌های دیگری مانند فزونی تعداد زنان بر مردان را به دلایل مختلف می‌توان برای آن در نظر گرفت.” (رضاپوردمیه۱۳۹۰،۷)
گفتنی است در این پژوهش به دنبال یافتن اهمیت این موضوع هستیم که ببینیم چگونه سرمایه‌های فرهنگی می‌تواند بر نگرش مثبت و منفی افراد نسبت به مسئله تعدد زوجات موثر باشد و از آن نتیجه واقع‌بینانه بگیریم. آنچه که در فرهنگ اسلامی درباره تعدد زوجات می‌توان یافت این است که با آن به صورت مطلق مخالفت یا موافقت نشده بلکه جز در موارد ضروری به آن سفارش نشده است؛ بنابراین آن چه مطلوب اسلام است تک همسری است.
در این جا این برای ما مهم است تا نقش و اهمیت سرمایه‌های فرهنگی را در نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات مورد بررسی قرار دهیم و ببینیم که سرمایه‌های فرهنگی چگونه نگرش و رفتار و اعمال انسان را نسبت به مسئله تعدد زوجات کنترل و هدایت می‌کنند و با این هدایت نگرش افراد را در مورد این مسئله تحت تأثیر قرار می‌دهند. همان‌گونه که می‌دانیم بین ما انسان‌ها تفاوت‌هایی وجود دارد زیرا مانند هم فکر نمی‌کنیم، رفتار نمی‌کنیم و زندگی یکسانی نداریم و همچنین نگاه ما نسبت به زندگی مشابه نیست زیرا در شرایط فرهنگی متفاوت زندگی می‌کنیم و تحت تأثیر عناصر فرهنگی و سرمایه‌های فرهنگی متفاوتی هستیم و در نتیجه دارای جهان‌بینی‌های متفاوتی می‌باشیم؛ بنابراین تفاوت در رفتار انسان‌ها بر اساس تفاوت‌هایی است که در شرایط فرهنگی و سرمایه‌های فرهنگی آن‌ها وجود دارد که خود موجب به وجود آمدن تعاریف متفاوتی از زندگی برای افراد می‌شود.
بنابراین در جامعه ایران که مسئله تعدد زوجات یک مسئله مهم و مورد جدال گروه‌های مختلف فکری، فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی است لازم است که زمینه‌های فرهنگی شکل‌گیری رویکردها و نگرش‌های مختلف نسبت به این مسئله بررسی شود تا در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های کلان کشور و همچنین برنامه‌های اجرایی و عملیاتی جامعه مورد استفاده و توجه قرار گیرد. یکی از مهم‌ترین زمینه‌های کاربرد یافته‌ای این بررسی می‌تواند برنامه‌ریزی و برنامه‌های وسایل ارتباط جمعی دیداری (سیما) و شنیداری (صدا) ایران و نیز سایر وسایل ارتباط جمعی و سیاست‌های مرتبط با کتب درسی و… باشد.
۱-۴ سؤالات پژوهش
آیا بین سرمایه فرهنگی افراد و نگرش آن‌ها نسبت به مسئله تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین رفاه اقتصادی افراد و نگرش آن‌ها نسبت به مسئله تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین عقاید مذهبی افراد و نگرش آن‌ها نسبت به مسئله تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد؟
آیا بین تفاوت‌های جنسیتی و نگرش افراد نسبت به مسئله تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد؟
۱-۵ اهداف پژوهش
هدف‌هایی که پژوهش زیر دنبال می‌کند عبارت‌اند از:
۱- هدف کلی
بررسی تأثیر سرمایه‌های فرهنگی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات.
۲-هدف جزیی
بررسی تأثیر سرمایه‌های فرهنگی تجسم‌یافته بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات
بررسی تأثیر سرمایه‌های فرهنگی عینیت یافته بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات
بررسی تأثیر سرمایه‌های فرهنگی نهادینه‌شده بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات
بررسی تأثیر عقاید مذهبی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات
بررسی تأثیر تفاوت‌های جنسیتی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات
بررسی تأثیر رفاه اقتصادی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات
۱-۶ فرضیات پژوهش
به نظر می‌رسد بین سرمایه‌های فرهنگی و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین سرمایه‌های فرهنگی نهادینه‌شده و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین سرمایه‌های فرهنگی عینیت یافته و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین سرمایه‌های فرهنگی تجسم‌یافته و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین سن و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین جنس و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین وضعیت تأهل و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین تعداد همسر و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین تحصیلات و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
به نظر می‌رسد بین رفاه اقتصادی و نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد.
فصل دوم
مروری بر ادبیات تحقیق
و
پیشینه تحقیق
۲-۱پیشینه تحقیق
مقدمه
یکی از قسمت‌های مهم تحقیق علمی، مطالعه تحقیقات پیشین است که به محقق می‌کند بینش وسیع‌تری نسبت به موضوع مورد نظر خود به دست آورد.
“هیچ تحقیقی در خلاء صورت نمی‌گیرد، بنابراین به طور طبیعی، هر پژوهش در تداوم پژوهش‌های پیشین به انجام می‌رسد، زیرا هم از دوباره‌کاری در آن اجتناب می‌شود و هم از داده‌های تحقیقات پیشین برخوردار می‌گردد. ارتقاء دانش نیز به همین تداوم وابسته است. هر پژوهش باید متکی به دستاورد پیشین باشد، درحالی‌که خود، هم سخنی تازه دارد و هم روش‌های دقیق‌تر را در شناخت پدیده به کار می‌گیرد. بنابراین در هر تحقیقی باید از تحقیقات پیشین در زمینه مورد نظر یادکرد و سپس تحقیق خود را در تداوم منطقی آن جای داد “(ساروخانی۱۴۶،۱۳۷۵).
۲-۱-۱ پژوهش‌های انجام‌شده در داخل کشور
پژوهش‌های انجام‌شده در زمینه سرمایه فرهنگی
* پژوهشی توسط خانم برین(۱۳۹۱)با عنوان “بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی و عادت واره بر طلاق عاطفی “صورت گرفته شده است.که هدف این پژوهش بررسی تأثیر انواع سرمایه فرهنگی و عادت واره ها بر طلاق عاطفی هست در این پژوهش از روش پیمایشی از نوع تبیینی استفاده شده است. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل ۲۵تا ۷۰سال می‌باشند که به مراکز مشاوره در منطقه سه تهران مراجعه کرده بودند. با استفاده از شیوه نمونه‌گیری تصادفی ساده، حجم نمونه برابر با ۲۳۰ نفر به عنوان پاسخگویان تحقیق انتخاب شدند. متغیر وابسته? تحقیق میزان طلاق عاطفی بوده که سعی گردیده تا اثرات متغیرهای مستقل (انواع سرمایه فرهنگی و عادت واره) بر طلاق عاطفی مورد سنجش قرار گیرد نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که درصد بالایی از اعضای نمونه با سطح بالایی از طلاق عاطفی مواجه بودند.همچنین وجود تأثیر عادت واره ها بر طلاق عاطفی مورد تأیید قرارگرفته شد که در بین مؤلفه‌های عادت واره ها بالاترین تأثیر بر طلاق عاطفی را مؤلفه ارتباطات اجتماعی داشته است. اما طبق یافته‌های پژوهش تأثیر انواع سرمایه‌های فرهنگی(تجسم‌یافته، عینیت یافته، نهادینه‌شده) بر طلاق عاطفی معنادار نبودند.(برین،۱۳۹۱)
* پژوهشی توسط خانم رضایی (۱۳۹۱)با عنوان “بررسی تأثیر سرمایه اقتصادی و فرهنگی زنان بر نوع روابط آنهاباهمسرانشان در خانواده”(مطالعه موردی زنان متأهل ساکن در شهرری استان تهران در سال ۱۳۹۰) صورت گرفته شده است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی و اقتصادی زنان بر نوع روابط آن‌ها با همسرانشان در خانواده است. داده‌ها با تکنیک پیمایش و روش نمونه‌گیری خوشه‌ای با حجم نمونه ۲۲۵ نفر جمع‌آوری شده است. نتایج نشان‌دهنده این واقعیت است که سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی رابطه مثبت و معناداری با نوع روابط همسران در خانواده داشته است.همچنین متغیرهای سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی به عنوان عوامل موثر بر نوع روابط همسران، در کنار هم در مدل رگرسیون ۶۷ درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کردند.(رضایی ،۱۳۹۱)
* پژوهشی توسط خانم توسلی و دیگران(۱۳۹۰) با عنوان “بررسی جامعه‌شناختی تأثیر سرمایه فرهنگی زنان بر انواع خشونت علیه زنان” صورت گرفته شد که هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی و اقتصادی بر انواع خشونت علیه زنان در میان زنان مراجعه‌کننده به دادگاه خانواده در شهر تهران است. سعی شده تا به این سؤال پاسخ داده شود که آیا ب

پایان نامه ارشد درباره تعدد زوجات، سرمایه فرهنگی، توزیع فراوانی، رگرسیون

):جدول دو بعدی رابطه بین سن و نگرش به تعدد زوجات ۷۸
جدول شماره (۴-۱۷):جدول دوبعدی رابطه بین جنس و تعدد زوجات ۷۸
جدول شماره (۴-۱۸):جدول دو بعدی رابطه بین وضعیت تأهل و نگرش به تعدد زوجات ۷۹
جدول شماره( ۴-۱۹):جدول دوبعدی رابطه بین تعداد همسر و نگرش به تعدد زوجات ۸۰
جدول شماره( ۴-۲۰):جدول دوبعدی رابطه بین تحصیلات پاسخگویان و نگرش به تعدد زوجات ۸۱
جدول شماره(۴-۲۱):جدول دوبعدی رابطه بین رفاه اقتصادی و نگرش به تعدد زوجات ۸۳
جدول شماره( ۴- ۲۲):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده و نگرش به تعدد زوجات ۸۴
جدول شماره(۴-۲۳):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و نگرش به تعدد زوجات ۸۵
جدول شماره(۴-۲۴):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته و نگرش به تعدد زوجات ۸۶
جدول شماره(۴-۲۵):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی و نگرش به تعدد زوجات ۸۷
جدول (۴-۲۶). نتیجه آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده، سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عقاید مذهبی ۸۹
جدول (۴-۲۷). ضرایب متغیرهای مستقل در آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده، سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عقاید مذهبی ۸۹
جدول (۴-۲۸). نتیجه نهایی آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با متغیرهای فردی و برخی ویژگی‌های افراد مورد مطالعه ۹۰
(جدول۴-۲۹). ضرایب متغیرهای فردی نهایی در آزمون رگرسیون چندگانه در بررسی ارتباط نگرش نسبت به تعدد زوجات با سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده، سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته، سرمایه فرهنگی عینیت یافته و عقاید مذهبی ۹۰
فهرست نمودارها
عنوان شماره صفحه
نمودار شماره(۴-۱):جدول توزیع فراوانی سن پاسخگویان ۶۸
نمودار شماره(۴-۲):جدول توزیع فراوانی جنس پاسخگویان ۶۹
نمودار شماره (۴_۳):جدول توزیع فراوانی میزان هزینه خانوار ۷۰
نمودارشماره( ۴-۴):جدول توزیع فراوانی درآمد خانوار ۷۱
نمودار شماره (۴-۵):جدول توزیع فراوانی وضعیت منزل مسکونی ۷۲
نمودار شماره (۴-۶):جدول توزیع فراوانی تحصیلات پاسخگویان ۷۳
نمودار شماره( ۴-۷):جدول توزیع فراوانی شغل پاسخگویان ۷۴
نمودار شماره( ۴-۸):جدول توزیع فراوانی میزان سرمایه فرهنگی پاسخگویان ۷۸
نمودار شماره(۴-۹):جدول توزیع فراوانی نگرش پاسخگویان نسبت به تعدد زوجات ۷۹
نمودار شماره (۴-۱۰):جدول دو بعدی رابطه بین سن و نگرش به تعدد زوجات ۸۰
نمودار شماره (۴-۱۱):جدول دوبعدی رابطه بین جنس و تعدد زوجات ۸۱
نمودار شماره (۴-۱۲):جدول دو بعدی رابطه بین وضعیت تأهل و نگرش به تعدد زوجات ۸۲
نمودار شماره( ۴-۱۳):جدول دوبعدی رابطه بین تعداد همسر و نگرش به تعدد زوجات ۸۳
نمودارشماره( ۴-۱۴):جدول دوبعدی رابطه بین تحصیلات پاسخگویان و نگرش به تعدد زوجات ۸۵
نمودار شماره(۴-۱۵):جدول دوبعدی رابطه بین رفاه اقتصادی و نگرش به تعدد زوجات ۸۶
نمودار شماره( ۴- ۱۶):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده و نگرش به تعدد زوجات ۸۷
نمودار شماره(۴-۱۷):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی عینیت یافته و نگرش به تعدد زوجات ۸۸
نمودارشماره(۴-۱۸):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی تجسم‌یافته و نگرش به تعدد زوجات ۹۰
نمودار شماره(۴-۱۹):جدول دوبعدی رابطه بین سرمایه فرهنگی و نگرش به تعدد زوجات ۹۱
چکیده
هدف از انجام این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه فرهنگی بر نگرش افراد نسبت به تعدد زوجات بوده است. در پژوهش حاضر، از روش پیمایشی از نوع تبیینی استفاده شده است. ابزار اندازه‌گیری پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه افراد ۱۸ تا ۶۵ سال در منطقه سه تهران می‌باشند. با استفاده از شیوه نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای چند مرحله‌ای، حجم نمونه ۲۰۰ نفر به عنوان پاسخگویان تحقیق انتخاب گردید. متغیر وابسته? تحقیق تعدد زوجات بوده که سعی شد تا اثرات متغیرهای مستقل (انواع سرمایه فرهنگی و رفاه اقتصادی ،مذهب و جنسیت) بر آن مورد سنجش قرار گیرد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش آمار توصیفی و جداول مربوطه و نمودارهای آن و برای آزمون فرضیات نیز از ضریب همبستگی پیرسون، ، رگرسیون و خی دو،کندال،تحلیل واریانس و رگرسیون چندگانه استفاده کرده‌ایم. نتایج حاکی از آن است که سرمایه فرهنگی عینیت یافته دارای ارتباط معکوس معنی‌دار با نگرش نسبت به تعدد زوجات است. یعنی با افزایش سرمایه فرهنگی عینیت یافته، نمره نگرش نسبت به تعدد زوجات کاهش می‌یابد. همچنین سرمایه فرهنگی نهادینه‌شده (شغل) دارای ارتباط مستقیم معنی‌دار با نگرش نسبت به تعدد زوجات است. همچنین بین انواع سرمایه فرهنگی و نگرش نسبت به تعدد زوجات رابطه معناداری وجود دارد یعنی هرچه سطح سرمایه فرهنگی افراد افزایش یابد نگرش آنان نسبت به تعدد زوجات منفی تر می‌شود.
واژه‌های کلیدی: سرمایه فرهنگی، تعدد زوجات ،چندهمسری
فصل اول
کلیات تحقیق
۱-۱ مقدمه
مسئله تعدد زوجات یکی از مباحث بحث‌برانگیز اجتماعی کشور در سال‌های اخیر است. توجه زیاد افراد و نهادهای حقوقی به این مسئله اهمیت این موضوع را محرزتر می‌نماید. از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که موافقان و مخالفان این پدیده در مباحث خود مورد توجه قرار داده‌اند می‌توان به اثرات مستقیم و غیرمستقیمی که چندهمسری بر نهاد خانواده می‌گذارد اشاره داشت. با این حال باید به عواملی اشاره داشت که در طول زمان بر هر چه پیچیده شدن این موضوع افزوده است، تغییر در شرایط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی کشور در طول زمان و احکام و آیاتی که درباره این مسئله وجود دارد بر پیچیدگی این موضوع افزوده‌اند؛ بنابراین در چنین شرایطی تنها پرداختن به مباحث نظری راه گشای این مسئله نمی‌تواند باشد. بلکه انجام پاره‌ای از تحقیقات میدانی را می‌توان به عنوان راهکاری مکمل پیشنهاد داد.
با وجود این که طبیعی‌ترین شکل زندگی زناشویی تک همسری است، اما برخی اشکال دیگر ازدواج از جمله چند شوهری و ازدواج اشتراکی در میان برخی اقوام بدوی مانند اقوام ساکن تبت وجود داشته است؛ اما چند زنی یا تعدد زوجات در این میان ظهور بیشتری داشته و تا حدودی دوام یافته است. رسم تعدد زوجات در اعصار پیش از اسلام هم در میان ملت‌ها و هم در ادیان مختلف وجود داشته است. بر این اساس همچنان که برخی مستشرقان گفته‌اند این تصور در اروپای قرون وسطا که تعدد زوجات از نوآوری‌های اسلام و پیامبر اکرم است نادرست است؛ زیرا با نگاه به کتاب‌های آسمانی گذشته می‌توان نتیجه‌گیری کرد که این پدیده در ادیان آسمانی پیشین نیز امری معهود و مقبول بوده است.
در کشور ما تا حدود نیم‌قرن پیش پدیده چندهمسری به عنوان پدیده‌ای رایج به شمار می‌رفته است اما امروزه با شأن و منزلتی که هر زنی برای خود قائل است، کمتر می‌توان مواردی را یافت که زنان یا دختران حاضر شوند زن دوم باشند.
بسیاری از افراد به شدت مخالف پدیده چندهمسری مردان بوده و آن را ناشی از نادیده گرفتن حقوق زنان می‌دانند. عده‌ای نیز بر این معتقدند که چندهمسری موجب تزلزل نظام خانواده می‌شود؛ اما عده‌ای دیگر با این استناد که اسلام آن را مجاز شمرده است با آن موافق بوده، آن را به عنوان راه‌حلی برای رفع بسیاری از مشکلات اجتماعی توصیه می‌کنند. پژوهش حاضر در نظر دارد تا تأثیر سرمایه‌های فرهنگی افراد را بر نگرش آنان نسبت به مسئله تعدد زوجات مورد بررسی قرار دهد. در فصل اول این رساله به کلیات تحقیق اعم از بیان مسئله، اهمیت و ضرورت، اهداف و فرضیه‌ها پرداخته‌ایم. فصل دوم شامل ادبیات تحقیق، پیشینه داخلی و خارجی تحقیق، مبانی نظری و چارچوب تحقیق و ضرورت مطالعات جدید می‌باشد. فصل سوم شامل روش‌شناسی تحقیق،اعم از جامعه آماری، حجم نمونه، روایی، پایایی،تعاریف عملیاتی، قلمرو و محدوده مکانی تحقیق است و در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل داده‌ها و در فصل پنجم به نتیجه‌گیری و پیشنهادها و راهکارهای پژوهش پرداخته‌ایم.
۱-۲ بیان مسئله
“کوچک‌ترین و درعین‌حال بنیادی‌ترین واحد اجتماعی خانواده است که یکی از کهن‌ترین و مهم‌ترین گروه‌های انسانی است. قدمت تشکیل این واحد به سالیان دور می‌رسد یعنی زمانی که انسان همزیستی و در کنار هم بودن را آموخت، اولین اجتماع انسانی را به وجود آورد. تمایل جنسی زن و مرد و محبت فطری پدر و مادر نسبت به فرزند موجب شد تا خانواده به عنوان واحدی طبیعی و محترم قلمداد شود. همان‌گونه که تشکیل اجتماع از ضرورت‌های طبیعت انسانی و تأمین سعادت اوست، خانواده نیز به حکم نیازها و غرایز انسانی ایجاد شده است.” (نجفی پازوکی۶۵،۱۳۷۸) این نهاد اجتماعی کارکردها و وظایف عمده‌ای دارد که یکی از این وظایف تأمین و بقای نسل و در نهایت دوام و قوام اجتماع است. در واقع این وظیفه مهم با ازدواج که عامل پیدایی خانواده است انجام می‌شود.
“هر تغییری در خانواده مصادف با تغییراتی در کارکرد خانواده است.به عبارتی رفتار اعضای خانواده تابعی از رفتار سایر اعضا است و از آنجا که خانواده مایل به تعادل است هرگونه انحراف از قواعد این نهاد توسط هر کدام از اعضا مقابله? دیگر اعضا را در پی خواهد داشت.” یکی از مواردی که می‌تواند نوعی شوک در سیستم خانواده ایجاد کند ورود عضوی جدید به خانواده است چرا که تغییر به وجود آمده کل ساختار خانواده و عملکرد خانواده را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.سپس مسئله سازگاری یا ناسازگاری اعضا مطرح می‌شود.گذشته از تولد یا فرزندخواندگی ،غالباً این عضو با ازدواج یکی از اعضای خانواده به سیستم خانواده وارد می‌شود.به ویژه ازدواج دوباره پدر و ورود عضو مادرخوانده به خانواده درحالی‌که پدر هنوز با همسر اول زندگی می‌کند.”در خانواده‌های دو همسری ورود همسر و شاید فرزندان جدید در سیستم خانواده می‌تواند تغییرات اجتماعی،اقتصادی،ارتباطی و … ایجاد کند .بنابراین تغییر در هر جز سیستم در کل سیستم اثر می‌گذارد و آن را تغییر می‌دهد.”(اعتمادی ،ابراهیمی،۱۳۸۹)
“موضوع چندهمسری که از مباحث اجتماعی بحث‌برانگیز به شمار می‌رود و اشاره به نوعی رابطه تعریف‌شده اجتماعی دارد که در آن یک مرد یا یک زن رسماً و هم زمان با بیش از یک جنس مخالف ازدواج می‌کند” (کوئن ۱۳۷۷،۱۲۷). “البته